یادمان عملیات رمضان ( پاسگاه زید)
یادمان عملیات رمضان ( پاسگاه زید)

در 80 کیلومتری مسیر جادهٔ اهواز - خرمشهر، جاده ای منشعب می شود که ما را به سمت مرز و منطقهٔ عملیاتی پاسگاه زید می رساند. زید، نام پاسگاهی است که پیش از جنگ تحمیلی، در نوار صفر مرزی عراق قرار داشت و به دلیل نبرد سختی که در عملیات رمضان در این منطقه صورت گرفت، شهرت پیدا کرد و هم اکنون، نام تمام این منطقه را با نام پاسگاه زید می شناسند. گرچه بعد از جنگ تحمیلی، چیزی از این پاسگاه و برج و باروی آن باقی نماند، اما تا کیلومترها، نام پاسگاه و منطقهٔ زید، روی مسیرها و بیابانهای اطراف خودنمایی می کند. پاسگاه «کیلومتر 25» یکی از پاسگاه های مرزی جمهوری اسلامی با کشور عراق، در شمال خرمشهر است. بر مبنای پاسگاه مرزی شلمچه به طرف شمالی، پاسگاههای مرزی هر 12/5 کیلومتر نام گذاری شده اند. لذا رو به روی پاسگاه زید عراق، پاسگاه 25 قرار می گیرد. مرزبانی این پاسگاه، به انضمام جاده ای که پیش از انقلاب شنی بود، از سه راه حسینیه شروع و پس از عبور از پاسگاه کیلومتر 25، تا کیلومترها در داخل خاک عراق امتداد می یافت. زید و مناطق اطراف در مرز ایران و عراق، از جبهه های مهم جنگ هشت ساله بود. در منطقهٔ پاسگاه زید، عارضهٔ طبیعی چندانی وجود ندارد و زمین صاف و یکدست است. تا کیلومترها، نه تپه ای وجود دارد و نه پوشش گیاهی و نه درختی، اما درست از زمان شروع جنگ تحمیلی، این بیابان پر از عارضه های مصنوعی مانند خاکریز، کانال و تپه های کوچک و سنگرهایی شد که با گونی های پر از خاک ساخته شده بود. اگر به این چشم انداز، تانکهای سوخته و نفربرهای منهدم شده را نیز اضافه کنید، تصویر امروز منطقهٔ پاسگاه زید پیش چشمان شما جان می گیرد. گرچه پاسگاه زید در عملیات رمضان بیشتر شناخته شد و یا تاکید عملیات رمضان بر این محور بود، اما این منطقه در عملیات دیگری مانند بیت المقدس، کربلای4 و 5 و همچنین عملیات بیت المقدس 7، یکی از محورهای درگیر به حساب می آمد. مهمترین چشم انداز این منطقه که امروز تا کیلومترها قابل مشاهده است، یادمان است که به یاد شهدای عملیات رمضان بنا گردیده و هم اکنون نمادی از شهدای گمنام این منطقهٔ مــرزی به حساب می اید. این یادمان که به گفتهٔ بسیاری از زائرین حال و هوایی مخصوص به خود دارد، در اصل جایی است که تعدادی از شهدای عملیات رمضان در آن آرام گرفته اند. این شهداء در ابتدای میدان مین، که حد فاصل نیروهای عمل کننده تا خطوط پدافندی عراق بود، ایستادگی کردند و هنگام عبور از معبری که تخریبچی ها به سختی و زیر حجم سنگینی از آتش دشمن موفق به زدن آن شدند، به شهادت رسیدند. گنبد نقره ای رنگی که در پاسگاه زید زیر نور خورشید می درخشد، در اصلی در همین میدان مین بنا شده است. و حالا در میان یک خاکریز مثلثی بزرگ قرار گرفته که می تواند اندکی از حال و هوای روزهای دفاع مقدس را برای مخاطبانش به نمایش بگذارد. عملیات رمضان در 23 تیرماه 61 در منطقه عمومی شمال شلمچه تا منطقه کوشک انجام گردیده و پاسگاه زید یکی از محورهای عملیات بوده است. پس از جنگ تحمیلی تعداد زیادی از پیکرهای شهدای عملیات رمضان توسط کمیته جستجوی مفقودین در این منطقه کشف شد. 12 شهید گمنام خاکسپاری شده در این یادمان همه ساله میزبان زائران کاروان های راهیان نور می باشد.

نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : خاکریزهای مثلثی، برای اولین بار در عملیات رمضان مورد استفادهٔ نیروهای عراقی قرار گرفت. دشمن بعثی، در مناطقی وسیع از پشت خطوط پدافندی خود، به منظور سد کردن راه رزمندگان اسلام، این خاکریزهای مثلثی را تعبیه کرده بود. ضلع اصلی مثلث رو به ایران بود و در دو طرف آن تیربار و یا دولول ضدهوایی و تانک کار می گذاشتند. نحوهٔ کار خاکریزهای مثلثی به این شکل بود که نیروهای پیاده، از رو به رو وارد آن شده و توسط تیربارهای اصلی که در دو طرف بود و همچنین نیروهای دشمن که پشت دو ضلع دیگر پنهان شده بودند، غافلگیر می شدند و هدف قرار می گرفتند. در وسط این مثلث هم میدان مین با مینهای ضد نفر قرار داشت که عبور هر جنبنده ای را سد می کرد. عبور نیروها از خاکریزهای مثلثی، چالشی جدید برای نیروهای خودی بود که تا پیش از آن تجربه نشده بود. یکی از فرماندهان گردان در عملیات رمضان، از آن روزها چنین یاد می کند: « وقتی از قبل برای توجیه منطقه رفته بودیم، به این خاکریزهای مثلثی دقت نکردیم. مانده بودیم که عراقیها برای چه در بیابان خاکریز زده اند؛ آن هم نه در امتداد خاکریزهای دیگر و حتی نه در خط دوم و سـوم. حتی به ضـد هوایی ها هم دقت نکردیم. با خود گفتیم لابد آنها را برای هواپیما کار گذاشته اند. بیابان خدا را پر کرده بودند از خاکریز. اما موقعی فهمیدیم این خاکریزها چه استفاده ای دارند که افتادیم در دام یک خاکریز مثلثی، تا آمدیم به خودمان بیاییم، هفت هشت نفر نقش زمین شدند. اول کار حتی نمی دانستیم از کدام طرف میزنند. دو تا ضدهوایی دولول که خیلی هم با ما فاصله داشتند، ما را دیده و زیر آتش گرفته بودند. غرش وحشتناکی داشتند. زمین زیر پایمان می لرزید. نگاه کردن به تیرهای رسام، بیشتر ته دل آدم را خالی می کرد. تیرها دسته دسته می آمدند و بچه ها مثل برگ خزان می افتادند. بچه ها روی سر و تن همدیگر افتاده بودند؛ زنده و شهید با هم نمی دانستیم چه باید کرد. بعثی ها با خاکریزهای مثلثی شان، واقعاً ما را غافلگیر کرده بودند. حرکت کردیم و جلوتر، رفتیم روی مین؛ مین های کوچک گوجه ای و ضدنفر، تازه فهمیدیم در وسط مثلثی، میدان مین است. هم مین بود و هم سیم های خــاردار و خورشیدی، تا چشم کار می کرد، تانک و نفربر بود که داشت می سوخت و دودش به هوا می رفت. بوی دود و باروت، همه جا را برداشته بود. خاکریز و سیم خاردار و میدان مین، همه جا بود. انگار تمامی نداشت. ادم با دیدن آن همه موانع، خوف می کرد. اگر ایمان بچه های ما نبود، واقعا گذر از آنها غیرممکن بود.»


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : در مرحلهٔ دوم عملیات رمضان، برای یکی از گردانهای عمل کننده، حادثه ای پیش آمد. آن گردان در محاصرهٔ دشمن قرار گرفته بود. در قرارگاه نصر، شهید حسن باقری بیسیم ردهٔ گردان را هم گوش می کرد. احساس کرد یکی از گردان ها زیادی پیش رفته و ممکن است به محاصره بیفتد. به فرمانده یگانش تذکر داد. همینطور هم شد و گردان به محاصره افتاد. شروع کرد به صحبت با فرمانده تیپ و پرسید: «الان کجا هستی؟» گفت که در مقر تیپ هستم. گفت: «باید بروی، از موانع عبور کنی، وارد صحنهٔ نبرد شوی و این گردان را از محاصره نجات دهی و تا خودت نروی، این اتفاق نمی افتد. این گردان متوجه نیست و اگر بگویی در محاصره است، ممکن است دستپاچه شود و وضع را خراب تر کند.» آن فرمانده تیپ استدلال آورد که نیازی نیست من بروم و دارم توپخانه را هماهنگ می کنم، کار دارم و... برای من عجیب بود؛ با کسی که حداقل دو سال بود شبانه روز در جنگ با هم بودند و همدیگر را خوب می شناختند، حکم کرد: « اگر همین الان از سنگرت راه نیفتی و به سمت خط نروی و این گردان را نجات ندهی، با تو برخورد می کنم. من الان می آیم آنجا، تو نباید در سنگرت باشی، یا می روی در محاصره و به همراه گردان شهید می شوی یا این که انها را از محاصـره نجات می دهی. گردان محاصره شده در آن طرف و فرمانده تیپ زنده و سالم در این طرف برای من قابل پذیرش نیست.» آن چنان برخورد کرد که در سنگر فرماندهی قرارگاه نصر، همه رنگ شان پرید.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : وقتی عملیات رمضان شروع شد، من در یگان توپخانه، در محور پاسگاه زید بودم ، چند روز از شروع عملیات می گذشت. در انجا هر روز صبح، پسر کم سن و سالی را می دیدم که با دست های باند پیچی شده، به بهداری می آید تا زخمهای دستش را تیمار کند. برایم جای سؤال بود که این رزمنده چه به روزش آمده و چرا دستانش باندپیچی است؟ یک روز صبح، وقتی از سنگر بهداری بیرون آمد، جلوی راهش ایستادم و او را به سنگر خودمان دعوت کردم. چه قیافهٔ معصومانه ای داشت! چشمانش پر از اشک بود. معلوم بود بتادینی که برای شستشو روی زخمهای دستش ریخته اند، حسابی حالش را جا آورده است. مرتب دستانش را در هوا تکان می داد و از سوزش و درد، آه می کشید. پرسیدم:« قضیه چیست؟! چه بلایی سرت آمده؟» گفت: «ما جزو گردان هایی بودیم که شب اول کار کردند. ما همان شب، منطقهٔ پاسگاه زید را پشت سر گذاشتیم و تا نزدیکی کانال ماهی پیش رفتیم. اما روز بعــد، عراق پاتک کرد و چون با دو طرف مان الحاق نداده بودیم، دستور دادند به عقب برگردیم. محاصره شده بودیم. عراقی ها در چند متری ما بودند. با آن همه مجروح، به سختی عقب می آمدیم. اوضاع هر لحظه بدتر هم می شد. درست در همان موقع که فکر می کردیم دیگر اسیر می شویم، یک نفربر ایرانی از گرد راه رسید. تیر عراقی ها از بغل گوشمان رد می شد. سریع بچه های مجروح را سوار نفربر کردیم. بقیه هم به زور سوار شدند؛ آنقدر که دیگر برای ما جا نبود. من و چند نفر دیگر، روی نفربر دراز کشیدیم و برای این که نیافتیم، لولهٔ اگزوز نفربر را گرفتیم. اگزوز داغ بود و دستمان را می سوزاند، اما بهتر از اسارت بود. حاضر بودم دستهایم را قطع کنند، اما اسیر نشوم. وقتی به عقب رسیدیم، دستانم تاول زده بود. این زخمها یادگار آن روز است. حالا اگر خوب بشود، به مرحلهٔ دیگر عملیات هم می رسم. انشاءالله.»


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : پس از عملیات بیت المقدس و عقب راندن ارتش بعثی عراق به پشت مرزهای بین المللی، ورود به داخل خاک دشمن از موضوعات مهم بود. با این حال، عقب راندن توپخانهٔ آنان، برای آن که دیگر نتوانند مناطق مسکونی ایران و همچنین محورهای مختلف را هدف قرار دهند، باعث شد عزم ملی برای تعقیب متجاوز وجود داشته باشد. عملیات گسترده در شرق بصره، شلمچه و پاسگاه زید، از آن رو عملیات رمضان نام گرفت که در شبهای ماه مبارک رمضان انجام گرفت. این عملیات در 22 تیر ماه 1361 آغاز شد و تا اواسط شهریور ماه ادامه پیدا کرد. عملیات رمضان در چهار محور و پنج مرحله از سوی فرماندهان سپاه و ارتش طراحی گردید. منطقهٔ عملیاتی رمضان، از شمالی به کوشک و طلاییه و پاسگاه های مرزی در جنوب هورالهویزه، از غرب به رودخانهٔ اروند و از جنوب تا شلمچه منتهی می شد. مهندسی عراق در غرب و شمال غرب بصره و تنومه، یک کانال به طول 30 و عرض یک کیلومتر ساخته بود. این کانال، با پمپاژ آب و احداث موانع و کمین و سنگرهای تیربار، به عنوان مانعی اساسی و بازدارنده از هجوم احتمالی نیروهای ایرانی تدارک دیده شده بود. همچنین در حین عملیات، در قسمت جنوبی منطقه، رو به روی شملچه و پاسگاه زید، آب رها کرد تا از هرگونه تردد نیروهای زرهی و پیاده، ممانعت به عمل آورد. در این باره، شهید حاج محمدابراهیم همت گفته است: «دشمن در سرتاسر مرز کانال احداث کرده بود. این کانال ها مارپیچی شکل بودند. جلوی هر کانال، دو ردیف سیم خاردار ریخته بود و در مقابل این دو ردیف سیم خاردار، عمق میدان مین دشمن به سمت مواضع ما حدود 800 تا 1000 متر بود که دشمن آنها را در 29 ردیف، در سرتاسر مرز ایجاد کرده بود و اینها بسیار وحشتناک بود. در طول جنگ، تا این زمان، سابقه نداشت که دشمن در میدان جنگ، 20 ردیف میدان مین با عمق 1000 متر ایجاد کند.» وقتی اقیانوس نیروهای بسیجی به تلاطم درآمد، دیگر چیزی جلودارش نبود. گرچه از دید کارشناسان نظامــی دنیا، این شیــوه موج انســانی خوانده می شد، اما بی شک از بعد معنوی، به جهان بینی و روش زندگی رزمندگان ایرانی بستگی داشت. نیروهای داوطلب بسیجی، نه برای جنگ که در اصلی برای ارتقاء مقام و منزلت انسانی خود راهی جبهه می شدند و از انسانی چنین، کارهای عظیم برمی آید.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : شهید محمدابراهیم همت در حین عملیات رمضان، خطاب به نیروهایی که وظیفه شناسایی خطوط دشمن را برعهده داشتند، چنین گفت: «به یاری خدا، همین امروز باید تیم شناسایی ما سریع جمع بشود و برود در کنار موضع نیروهای تیپ 8 نجف اشرف استقرار پیدا کند. برود و آنجا یک سنگر از تیپ 8 نجف اشرف برای خودش تحویل بگیرد. حالا اگر به تعداد نفرات تیم، سنگر وجود نداشت، اشکالی ندارد. سه چهار نفر از بچه هاتوی آفتاب باشند. وقتی که ما می گوییم بچه ها باید تحمل داشته باشند؛ میزان تحمل ما که در شرایط آسایش و راحتی مشخص نمی شود، تحمل مؤمن در شرایط سخت است که محک میخورد. در مشقت و در بدبختی، و در بیچارگی است که تحمل مؤمن شناخته میشود. مؤمن، محک و آزمایشش در سختی است. در سختی ها است که مشخص می شود آدم ایمان به خدا دارد، یا ندارد. و الا در راحتی شهر، می شد بیست وچهار ساعته ماند و پست داد؛ همه چیز، اعم از پنکه، کولر، یخچال، آب خوردن خنک و میوه آبدار هم برای آدم فراهم باشد، این چه ارزشی دارد؟ ولی یک شب زندگی توی گرد و خاک و تحمل یک شب بی خوابی کشیدن با هـزار دردسر است که فــردای آن مشخص می شود کشش هر کس چقدر است. آیا آدم ها بریده اند، یا باز کشش و تحمل دارند؟! اساس آزمایش الهی، بر سختی ها است؛ مؤمن در عذاب و سختی است که شناخته می شود. کسی نباید از این بابت که زیر آفتاب مانده، احساس خستگی و بریدگی کند و بگوید حالا آفتاب است. خب، آفتاب باشد. حالا بیست وچهار ساعت هم این آفتاب به پوست ما بخورد؛ همین آفتاب تند و هوای داغ، باید باعث سازندگی ما بشود. جهاد اصغر ما، جنگیدن است؛ جهاد اکبر ما، خودسازی است. برای خودسازی، باید این گرما را تحمل کنیم، باید زیر افتاب بایستیم، باید عذاب و بدبختی بکشیم تا خدا ما را ببخشد و گناهان مان هم پاک بشوند. در این زمینی که یک تیم شناسایی را می فرستیم، نباید کسی از کار در برود. به همین جهت، خواهش من از شما این است که برای خودسازی هم شده، زیاد این جا زیر سایهٔ چادر اجتماعی ننشینید. اگر آدمیزاد زیر سایه بنشیند و باد خنک پشت گردهٔ این بشر دو پا بخورد، این بشر، بی عار می شود. خصلت ما این طور است. منظورم این است که انسان، وابستگی دنیوی دارد. برای این که از این وابستگی ها بریده بشود، باید برود بیست و چهار ساعت دور از همه، زیر این افتاب، تنها وسط بیابان بنشیند تا بتواند خودش را بشناسد. نور تند خورشید توی چشمش بتابد، اشک از چشمانش سرازیر شود، عرق شور پیشانی برود توی چشم او، طوری که نتواند جایی را ببیند و مدام با پشت دست، چشمانش را بمالد، تا بعد مزهٔ زندگی را بفهمد. تا این کار را نکنیم، خودمان ساخته نمی شویم.»


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : شهید علی صیاد شیرازی دربارهٔ عملیات رمضان گفته است: عملیات رمضان، عملیاتی بود انهدامی. از یک طرف پیروزمندانه بود؛ به علت این که دشمن را درهم شکستیم و به آنان تلفات وارد کردیم. البته به خودمان هم یک مقدار تلفات وارد شده بود. از طرف دیگر، می توانیم بگوییم پیروز نبود، چون هدفمان این نبود. هدفمان این بود که به کانال ماهیگیری برسیم، از نهر کتیبان عبور کنیم، یک محور برود طرف نشوه بصره و یک محور به طرف تنومه. در اینجا عملیات متوقف شد و به پایان رسید. جای تجزیه و تحلیل آن همین جاست. ما برای پیروزی بر دشمن چیزی کم نداشتیم روحیه بسیار بالا بود، امکاناتمان نسبت به سابق افزایش پیدا کرده بود، دشمن در وضع اضطراب روحی شدید بود، در عمل پیشروی کردیم، پیشروی ما یک پیشروی پیروزمندانه بود و رخنه ای به عرض دوازده کیلومتر و عمق پانزده کیلومتر، یعنی رخنه ای قابل قبول و پیروز. تحلیل ما دو گونه است. یک عده آنهایی هستند که صرفاً در بعد نظامی می گویند که اگر جهاد سازندگی خاکریز زده بود، اگر قرارگاه نصر زودتر رسیده بود، ما می توانستیم رخنه را نگه داریم. اگرهایی می گویند که بیشتر جنبه تاکتیکی دارد. یک عده هم می گویند که همه چیز برای پیروزی اماده بود، ولی توجه به خدا کمتر و توجه در جهت خود بیشتر شد. یادمان رفت که نصرت دهنده کیست و باید همان روحیه و توکلی که در عملیات طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس داشتیم، در این عملیات هم داشته باشیم. هر یک از این تحلیل ها تا اندازه ای درست است. ولی چون نبرد و رزم ما عقیدتی بود، یعنی بعد عقیده بر ما حاکم بود، من شخصاً جزو آن دسته هستم که ضمن این که بعضی ملاک های دو بعد دیگر را قبول دارم، بعد اصلی را در این می بینم و می گویم اخلاص، توکل و توجه به خدا، که در عملیات بیت المقدس داشتیم، از فتح المبین بیشتر نبود، ولی به اندازه ای بود که خدا به ما نصرت بدهد. ولی در آنجا (عملیات رمضان) کم آورده بودیم. چون ما نصرت را از خدا می دانیم، خداوند نصرت را به آن هایی نمی دهد که فکر می کنند فقط خودشان هستند و از خدا غافل می شوند.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : رزمندگان، در اوج مظلومیت، با لبان تشنه و بدن های خسته، ایستادند تا ثابت کنند با دستان خالی و نفرات کم هم می توان جلوی دشمن را گرفت و تا پای جان جنگید. تا فردا روزی، بهانه به دست تاریخ و تاریخ نویسان داده نشود. پس از پایان جنگ تحمیلی، یک بار دیگر سکوتی وهم انگیز این منطقه را در خود فرو برد. دیگر نه صدای سوت خمپاره و نه غرش توپخانه، این سکوت را نشکست. با پذیرش قطعنامهٔ 598، پاسگاه زید مانند دیگر مناطق جنگی، از نیرو خالی شد و مرز به دست مرزبانان سپرده شد. میدان های مین رفته رفته کشف و خنثی شدند و تانکها و نفربرها به قصد تهیهٔ آهن به کارخانه های ذوب آهن برده شدند. اما یاد و خاطرهٔ مردانی که در این بیابان ایستادگی کردند و از جان خود برای حفظ و حراست از این آب و خاک مایه گذاشتند، هیچگاه فراموش نشد. رفته رفته حکایت این خاموشی، با یاد یاران سفر کرده عجین گشت و از آن داستانی پرافتخار و سر به مهر پدید آورد که در پهنهٔ این دشت پراکنده است. عطر یاران شهید را از آسمان، از زمین و از شیارهای خشکی که در هر قدم از این خاک دیده می شود، می توان استشمام کرد. پاسگاه زید در غربت و تنهایی برای همهٔ ما، بسته به معرفت و اگاهی خود، ناگفته ها و ناشنیده ها دارد. حکایاتی که با سرازیر شدن گردان گردان از لشکریان خدا بر این خاک، آغاز و با پرواز ملکوتی شان از این جا به سوی جهان ابدی پایان یافت. این روایات و خاطرات را باید از همین خاک پرسیــد؛ نسیمی که گهگاه می وزد و گرد بادی که از دوردست می گوید. این جایگاه، همه ساله پذیرای هزاران زائری است که برای تجدید میثاق با فرزندان گمنام این آب و خاک، گردهم می آیند و در برابر آن همه بزرگی و ایثار، سر تعظیم فرود می آورند. و می دانند که آنچه سالها پیش بر این سرزمین گذشته و حالا قسمتی از تاریخ پرافتخارمان را تشکیل می دهد، دورانی بی بازگشت اما قابل افتخار و اعتناست. دوره ای که می تواند برای همهٔ نسلها و همهٔ انسانها، سازنده و عبرت آموز باشد. تا از یاد نبرند که در چه زمانی و برای دستیابی به چه هدفی، کسانی بودند که از جان و مالی و آبروی خویش گذشتند. کسانی که وجودشان مایهٔ مباهات و افتخار بود و حالا پس از سالها، روح بلند و چشمان نگرانشان هنوز در پی برقراری ایرانی اسلامی، آباد و آزاد است.


نویسنده : خبرگزاری تسنیم

تاریخ : 1398

خاطره : پاسگاه زید در دوران دفاع مقدس به پاسگاه گارد مرزی عراق تبدیل شد و رزمندگان اسلام در جریان «عملیات رمضان»، این پاسگاه را از چنگ دشمن بعثی درآوردند و تا روزهای پایانی جنگ از آن را حفظ کردند. منطقه زید و ایستگاه حسینیه از محورهای مهم هجوم دشمن به خوزستان بود و بعثی‌ها برای دستیابی به جاده اهواز-خرمشهر به این منطقه نیاز داشتند. همچنین این منطقه یکی از محورهای مهم در عملیات‌های بزرگی مانند بیت المقدس و عملیات‌ها کربلای۴ و ۵ بوده است. زید، پاسگاهی مرزی است و در حد فاصل منطقه کوشک و شلمچه قرار دارد و در سال‌های جنگ همیشه ازجمله محورهای اصلی تهاجم دشمن به خاک کشور بود. به واسطه جاده بین‌المللی‌ای که تا پیش از انقلاب در کنار این پاسگاه وجود داشت، تهاجم از این مسیر به سادگی صورت گرفت و نیروهای عراقی، خود را به سه راه حسینیه رساندند و به طرف خرمشهر هجوم آوردند. پاسگاه زید با دلاوری‌های رزمندگان در عملیات رمضان آزاد شد، عملیاتی که در ماه رمضان و در تیرماه گرم و سوزان سال ۶۱ انجام شد. رزمندگان اسلام از زید گذشتند، ولی موانع صعب‌العبور و ترفندهای جدید دشمن موجب شد مواضع ما در خاک دشمن تثبیت نشود و آخرین خط دفاعی در همین پاسگاه شکل بگیرد. پاسگاهی که شهدای آن تشنه بودند و خیلی از آن‌ها در موانع و خاکریزهای مثلثی جا ماندند. با وجود این که نتوانستیم مواضع خود در خاک دشمن را تثبیت کنیم، ولی رزمنده‌ها در این عملیات، چه سوار بر موتور و چه پیاده آن قدر تانک‌های دشمن را منهدم کردند که عملیات رمضان به “شکار تانک” معروف شد. در این عملیات رزمندگان لشکر ۴۱ ثارالله در سه محور از همین نقطه به عراقی‌ها حمله کردند. در یکی از محورها خط دشمن را شکسته و از آن عبور کردند. در محور میانی، جنگ سختی درگرفت و دو طرف در جنگی تن به تن درگیر شدند. در محور سوم، رزمندگان در میدان مین گرفتار شدند و نتوانستند به خط دشمن برسند و تعدادی از آن‌ها اسیر شدند و تعدادی نیز از همین نقطه پر کشیدند. بار دیگر در سال ۶۲ پاسگاه زید، یکی از محورهای حمله به دشمن در عملیات “خیبر” بود که این بار هم از این محور موفق به کسب نتیجه نشدیم. از آن زمان به بعد پاسگاه زید خط پدافندی شد و تا پایان جنگ دیگر حرکت قابل توجهی در این منطقه صورت نگرفت. عراق باز هم از همین منطقه به کشور حمله کرد. “رمضان” عملیات بسیار سختی بود که در روزهای گرم تابستان جنوب انجام شد و در جریان این عملیات بسیاری از رزمندگان، لب تشنه شهید شدند. ۱۲ شهید گمنام این عملیات در تقاطع جاده شهید شاه حسینی و دژ جمهوری به خاک سپرده‌اند و در سال ۸۵ نیز به همت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس بر مزار این شهیدان یادمانی ایجاد شد. ایستگاه حسینیه و کانال پرورش ماهی در نزدیکی پاسگاه زید قرار دارند. ایستگاه راه آهن حسینیه در حدفاصل شهرهای اهواز و خرمشهر قرار داشت و پیش از جنگ تحمیلی ساختمان‌ها و تأسیسات فراوانی در اطراف آن بودند. این ایستگاه در سه راهی مشهور به حسینیه قرار داشت و حدود ۳۵ کیلومتر با خرمشهر فاصله داشت. در روزهای ابتدای جنگ، حسینیه از محورهای مهم و اصلی هجوم بعثی‌ها بود. کانال مصنوعی پرورش ماهی نیز که آن هم در نزدیکی پاسگاه زید قرار داشت، در سال ۱۳۵۰ ساخته شد و ۳۰ کیلومتر طول و یک کیلومتر عرض داشت و آب نهر کتیبان به درون آن پمپاژ می‌شد. در سال‌های جنگ اطرافش پر از میدان‌های مین و موانع مختلف بود و اطراف کانال تعداد زیادی تیربار کار گذاشته شده بود


نویسنده : دفاع پرس

تاریخ : 1397

خاطره : یادمان شهدای عملیات رمضان در ۸۰ کیلومتری مسیر اهواز به خرمشهر است، ورودی یادمان را که نگاه می‌کنیم عکس‌هایی از شهدای ارتش از جمله شهید آبشناسان، شهید خضرایی و شهدای ارتش و سپاه را می‌بینیم . عملیات رمضان اولین عملیات برون مرزی بود که در ۲۳ تیر سال ۱۳۶۱ و در ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه با رمز یا مهدی ادرکنی آغاز شد. این عملیات به فرماندهی مشترک سپاه و ارتش و در چهار محور با هدف تصرف شرق بصره و شرق شط‌‌ العرب آغاز شد. رژیم بعث عراق برای جلوگیری از پیشروی رزمندگان برای اولین بار از خاکریز‌های مثلثی استفاده کرد. در این نوع خاکریز ضلح اصلی مثلث رو به ایران بود و در دو ضلع دیگر با استفاده از تیربار، دولول و تانک استفاده می‌کردند به گونه‌ای که نیروهای پیاده نمی‌توانستند پیشروی کنند شهید ابراهیم همت در حین عملیات رمضان خطاب به نیروهای که وظیفه شناسایی خطوط دشمن را برعهده داشتند، چنین گفت: «به یاری خدا همین امروز باید تیم شناسایی ما سریع جمع بشود و برود در کنار موضع نیروهای تیپ ۸ نجف اشرف استقرار پیدا کند. برود و آنجا یک سنگر از تیپ ۸ اشرف برای خودش تحویل بگیرد‌. حالا اگر به تعداد نفرات تیم سنگر وجود نداشت، اشکالی ندارد. سه چهار نفر از بچه‌ها توی آفتاب باشند ولی وقتی که ما می‌گوییم بچه ها باید تحمل داشته باشند؛ میزان تحمل ما که در شرایط آسایش و راحتی مشخص نمی‌شود، تحمل مومن در شرایط سخت است که محک می‌خورد. در مشقت، بدبختی و بیچارگی است که تحمل مومن شناخته می‌شود. مومن، محک آزمایشش در سختی است. در سختی‌هاست که مشخص می‌شود آدم ایمان به خدا دارد، یا ندارد. والا در راحتی شهر می‌شد ۲۴ ساعت ماند و پست داد؛ همه چیز، اعم از پنکه، کولر، یخچال، آب خوردن خنک و میوه آبدار هم برای آدم فراهم باشد، این چه ارزشی دارد؟ ولی یک شب زندگی در گرد و خاک و تحمل یک شب بی‌خوابی کشیدن با هزار دردسر است که فردای آن مشخص می‌شود کشش هر کس چقدر است. آیا آدم ها بریده‌اند، یا باز کشش و تحمل دارند؟ اساس آزمایش الهی، بر سختی‌هاست؛ مومن در عذاب و سختی است که شناخته می‌شود. کسی نباید از این بابت که زیر آفتاب مانده احساس خستگی و بریدگی کند و بگوید حالا آفتاب است. خب، آفتاب باشد. حالا ۲۴ ساعت هم این آفتاب به پوست ما بخورد؛ همین آفتاب تند و هوای داغ، باید باعث سازندگی ما بشود. جهاد اصغر ما، جنگیدن است؛ جهاد اکبر ما، خودسازی است. برای خودسازی، باید این گرما را تحمل کنیم. باید زیر آفتاب بایستیم، باید عذاب و بدبختی بکشیم تا خدا ما را ببخشد و گناهانمان هم پاک بشوند. ر این زمینه که یک تیم شناسایی را می‌فرستیم، نباید کسی از کار در برد. به همین جهت، خواهش من از شما این است که برای خودسازی هم شده، زیاد اینجا زیر سایه چادر اجتماعی ننشینید. اگر آدمیزاد زیر سایه بنشیند و باد خنک پشت گردن این بشر دوپا بخورد این بشر بی‌عار می‌شود. خصلت ما این‌طور است. منظورم این است که انسان، وابستگی دنیوی دارد. برای اینکه از این وابستگی‌ها بریدم بشود باید برود و ۲۴ ساعت دور از همه، زیر این آفتاب، تنها وسط بیابان بنشیند تا بتواند خودش را بشناسد. نور تند خورشید توی چشمش بتابد، اشک از چشمانش سرازیر شود، عرق شور پیشانی برود در چشم او، طوری که نتواند جایی را ببیند و مدام با پشت دست، چشمانش را بمالند تا بعد مزه زندگی را بفهمد. تا این کار را نکنیم، خودمان ساخته نمی‌شویم.»


نویسنده : ایسنا

تاریخ : 1391

خاطره : جاده اهواز را كه به سمت خرمشهر مي‌روي و «ايستگاه حسينيه» را كه پشت سر مي‌گذاري و وارد جاده شهيد كاظمي مي‌شوي، بوي پيراهن رزمندگان "رمضان" به مشامت مي‌رسد. جاده اهواز را كه به سمت خرمشهر مي‌روي و «ايستگاه حسينيه» را كه پشت سر مي‌گذاري و وارد جاده شهيد كاظمي مي‌شوي، بوي پيراهن رزمندگان "رمضان" به مشامت مي‌رسد. "پاسگاه زيد" از جمله مناطق عملياتي دفاع مقدس در خوزستان است كه تاكنون كمتر معرفي شده و از رشادت‌هاي رزمندگان در اين منطقه كمتر شنيده‌ايم. پاسگاه زيد در دوران دفاع مقدس به پاسگاه گارد مرزي عراق تبديل شد و رزمندگان اسلام در جريان «عمليات رمضان»، اين پاسگاه را از چنگ دشمن بعثي درآوردند و تا روزهاي پاياني جنگ از آن را حفظ كردند. منطقه زيد و ايستگاه حسينيه از محورهاي مهم هجوم دشمن به خوزستان بود و بعثي‌ها براي دستيابي به جاده اهواز_خرمشهر به اين منطقه نياز داشتند. همچنين اين منطقه یکی از محورهای مهم در عملیات‌های بزرگی مانند بیت‌المقدس و عمليات‌ها کربلای 4 و 5 بوده است. زید، پاسگاهی مرزی است و در حد فاصل منطقه کوشک و شلمچه قرار دارد و در سال‌هاي جنگ هميشه ازجمله محورهاي اصلي تهاجم دشمن به خاك كشور بود. به واسطه جاده بین‌المللی‌ای که تا پيش از انقلاب در کنار این پاسگاه وجود داشت، تهاجم از این مسیر به سادگی صورت گرفت و نیروهای عراقی، خود را به سه‌راه حسینیه رساندند و به طرف خرمشهر هجوم آوردند. پاسگاه زید با دلاوری‌های رزمندگان در عملیات رمضان آزاد شد، عملیاتی كه در ماه رمضان و در تیرماه گرم و سوزان سال 61 انجام شد. رزمندگان اسلام از زید گذشتند، ولي موانع صعب‌العبور و ترفندهای جدید دشمن موجب شد مواضع ما در خاک دشمن تثبیت نشود و آخرین خط دفاعی در همین پاسگاه شکل بگیرد. پاسگاهی که شهدای آن تشنه بودند و خیلی از آن‌ها در موانع و خاکریزهای مثلثی جا ماندند. با وجود اين كه نتوانستیم مواضع خود در خاک دشمن را تثبیت کنیم، ولي رزمنده‌ها در اين عمليات، چه سوار بر موتور و چه پیاده آن‌قدر تانک‌هاي دشمن را منهدم كردند که عملیات رمضان به "شکار تانک" معروف شد. در این عملیات رزمندگان لشکر 41 ثارالله در سه محور از همین نقطه به عراقی‌ها حمله کردند. در یکی از محورها خط دشمن را شکسته و از آن عبور كردند. در محور میانی، جنگ سختی درگرفت و دو طرف در جنگی تن به تن درگیر شدند. در محور سوم، رزمندگان در میدان مین گرفتار شدند و نتوانستند به خط دشمن برسند و تعدادی از آن‌ها اسیر شدند و تعدادی نیز از همین نقطه پركشيدند. بار دیگر در سال 62 پاسگاه زید، یکی از محورهای حمله به دشمن در عملیات "خیبر" بود که این‌بار هم از این محور موفق به کسب نتیجه نشدیم. از آن زمان به بعد پاسگاه زید خط پدافندی شد و تا پايان جنگ دیگر حرکت قابل توجهی در اين منطقه صورت نگرفت. عراق باز هم از همین منطقه به كشور حمله کرد. "رمضان" عمليات بسيار سختي بود كه در روزهاي گرم تابستان جنوب انجام شد و در جريان اين عمليات بسياري از رزمندگان، لب‌تشنه شهيد شدند. 12 شهيد گمنام اين عمليات در تقاطع جاده شهيد شاه‌حسيني و دژ جمهوري به خاك سپرده‌اند و در سال 85 نيز به همت بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس بر مزار اين شهيدان يادماني ايجاد شد. ايستگاه حسينيه و كانال پرورش ماهي در نزديكي پاسگاه زيد قرار دارند. ايستگاه راه‌آهن حسينيه در حدفاصل شهرهاي اهواز و خرمشهر قرار داشت و پيش از جنگ تحميلي ساختمان‌ها و تاسيسات فراواني در اطراف آن بودند. اين ايستگاه در سه‌راهي مشهور به حسينيه قرار داشت و حدود 35 كيلومتر با خرمشهر فاصله داشت. در روزهاي ابتداي جنگ، حسينيه از محورهاي مهم و اصلي هجوم بعثي‌ها بود. كانال مصنوعي پرورش ماهي نيز كه آن هم در نزديكي پاسگاه زيد قرار داشت، در سال 1350 ساخته شد و 30 كيلومتر طول و يك‌ كيلومتر عرض داشت و آب نهر كتيبان به درون آن پمپاژ مي‌شد. در سال‌هاي جنگ اطرافش پر از ميدان‌هاي مين و موانع مختلف بود و اطراف كانال تعداد زيادي تيربار كار گذاشته شده بود.


نویسنده : امتداد

تاریخ : 1386

خاطره : در سمت راست هشتاد کیلومتری جادة اهواز ـ خرمشهر، تابلویی رنگ و رو رفته و زنگ زده جلب توجه می کند که روی آن نوشته: «یادمان شهدای گمنام عملیات رمضان، جادة شهید شاه حسینی.» در نزدیکی این یادمان، پاسگاهی قرار دارد که «زید» نام دارد. زید، پاسگاهی است مرزی در حد فاصل منطقة کوشک و شلمچه؛ یکی از مسیرهای تهاجم بعثی ها در ابتدای جنگ به خاک میهن عزیزمان. به واسطه جادة بین المللی ای که تا قبل از انقلاب در کنار این پاسگاه وجود داشت، تهاجم از این مسیر به سادگی صورت گرفت و نیروهای عراقی، خود را به سه راه حسینیه رساندند و به طرف خرمشهر هجوم آوردند. پاسگاه زید با دلاوری های رزمندگان در عملیات رمضان آزاد شد؛ عملیاتی در ماه رمضان، در تیرماه 1361. بچه ها از زید گذشته بودند، اما موانع صعب العبور و ترفندهای جدید دشمن سبب شد مواضع ما در خاک دشمن تثبیت نشود و آخرین خط دفاعی در همین پاسگاه شکل بگیرد؛ پاسگاهی که شهدای آن غالباً تشنه بودند و خیلی از آنها در موانع و خاکریزهای مثلثی جا ماندند. با این حال که نتوانستیم مواضع خود را در خاک عراق تثبیت کنیم، اما رزمنده ها، چه سوار موتور و چه پیاده آن قدر تانک زدند، که عملیات رمضان معروف به شکار تانک شد. در این عملیات بچه های لشکر 41 ثارالله در سه محور از همین نقطه به عراقی ها حمله کردند. در یکی از محورها خط دشمن را شکسته و از آن عبور می کنند. در محور میانی، جنگ سختی در می گیرد و نیروهای ایرانی و عراقی در جنگی تن به تن درگیر می شوند. در محور سوم، بچه ها در میدان مین گرفتار می آیند و نمی توانند به خط دشمن برسند و تعدادی از بچه ها اسیر می شوند و تعدادی نیز از همین نقطه پر می کشند به سوی خدا. بار دیگر سال 62 پاسگاه زید، یکی از محورهای حمله به دشمن در عملیات خیبر بود که این بار هم از این محور موفق به کسب نتیجه نشدیم. از آن زمان به بعد پاسگاه زید خط پدافندی شد و دیگر حرکت قابل توجهی تا پایان جنگ در آن صورت نگرفت. عراق باز هم از همین منطقه به ما حمله کرد. حالا از تابلو و جادة خاکی آن، می توانی بفهمی که در این جاده سال های سال است، رفت و آمد چندانی صورت نگرفته و مهمان چندانی نداشته است. برای رسیدن به یادمان، باید دژبانی را بعد از هزار قسم و آیه و ارائة حکم و کارت، راضی کنی و سیزده کیلومتر جادة خاکی و دست انداز را رد کنی. وسط بیابان بی آب و علف، تیرآهن ها و آجرهای روی هم انباشته، حاکی از آن است که شاید در آینده ای نمی دانم دور یا نزدیک، قصد دارند اینجا بنایی بر پا کنند. قدم بر روی زمین های تفتیده و شوره زار آنجا می گذاری و پیش می روی. بغض، نه گلوی تو را که تمام وجودت را چنگ می زند. در حالی که اشک در چشمانت حلقه زده است با غربت شهیدان همراه می شوی. آه خداوندا! اینجا کجاست، سرزمین گمنام تر از گمنامی؟! همین سال های نه چندان دور، در جریان تفحص، پیکر شهیدانی کشف شد، که سال ها با این خاکی که تو در آن قدم می زنی هم آغوش بوده اند. دوازده پاره سنگ را می بینی که روی تکه های سیمانی به عنوان نماد قبر نصب شده اند. دنبال عبارتی می گردی که روی آن نوشته شده باشد: «شهید گمنام فرزند روح الله»، اما نه ... و حتما بقیع را به یاد می آوری و غربت غمبار چهار مزارش را!


نویسنده : سایت حوزه

تاریخ : 1398

خاطره : در سمت راست هشتاد کیلومتری جادة اهواز ـ خرمشهر، تابلویی رنگ و رو رفته و زنگ زده جلب توجه می کند که روی آن نوشته: «یادمان شهدای گمنام عملیات رمضان، جادة شهید شاه حسینی.» در نزدیکی این یادمان، پاسگاهی قرار دارد که «زید» نام دارد. زید، پاسگاهی است مرزی در حد فاصل منطقة کوشک و شلمچه؛ یکی از مسیرهای تهاجم بعثی ها در ابتدای جنگ به خاک میهن عزیزمان. به واسطه جادة بین المللی ای که تا قبل از انقلاب در کنار این پاسگاه وجود داشت، تهاجم از این مسیر به سادگی صورت گرفت و نیروهای عراقی، خود را به سه راه حسینیه رساندند و به طرف خرمشهر هجوم آوردند. پاسگاه زید با دلاوری های رزمندگان در عملیات رمضان آزاد شد؛ عملیاتی در ماه رمضان، در تیرماه 1361. بچه ها از زید گذشته بودند، اما موانع صعب العبور و ترفندهای جدید دشمن سبب شد مواضع ما در خاک دشمن تثبیت نشود و آخرین خط دفاعی در همین پاسگاه شکل بگیرد؛ پاسگاهی که شهدای آن غالباً تشنه بودند و خیلی از آنها در موانع و خاکریزهای مثلثی جا ماندند. با این حال که نتوانستیم مواضع خود را در خاک عراق تثبیت کنیم، اما رزمنده ها، چه سوار موتور و چه پیاده آن قدر تانک زدند، که عملیات رمضان معروف به شکار تانک شد. در این عملیات بچه های لشکر 41 ثارالله در سه محور از همین نقطه به عراقی ها حمله کردند. در یکی از محورها خط دشمن را شکسته و از آن عبور می کنند. در محور میانی، جنگ سختی در می گیرد و نیروهای ایرانی و عراقی در جنگی تن به تن درگیر می شوند. در محور سوم، بچه ها در میدان مین گرفتار می آیند و نمی توانند به خط دشمن برسند و تعدادی از بچه ها اسیر می شوند و تعدادی نیز از همین نقطه پر می کشند به سوی خدا. بار دیگر سال 62 پاسگاه زید، یکی از محورهای حمله به دشمن در عملیات خیبر بود که این بار هم از این محور موفق به کسب نتیجه نشدیم. از آن زمان به بعد پاسگاه زید خط پدافندی شد و دیگر حرکت قابل توجهی تا پایان جنگ در آن صورت نگرفت. عراق باز هم از همین منطقه به ما حمله کرد. حالا از تابلو و جادة خاکی آن، می توانی بفهمی که در این جاده سال های سال است، رفت و آمد چندانی صورت نگرفته و مهمان چندانی نداشته است. برای رسیدن به یادمان، باید دژبانی را بعد از هزار قسم و آیه و ارائة حکم و کارت، راضی کنی و سیزده کیلومتر جادة خاکی و دست انداز را رد کنی. وسط بیابان بی آب و علف، تیرآهن ها و آجرهای روی هم انباشته، حاکی از آن است که شاید در آینده ای نمی دانم دور یا نزدیک، قصد دارند اینجا بنایی بر پا کنند. قدم بر روی زمین های تفتیده و شوره زار آنجا می گذاری و پیش می روی. بغض، نه گلوی تو را که تمام وجودت را چنگ می زند. در حالی که اشک در چشمانت حلقه زده است با غربت شهیدان همراه می شوی. آه خداوندا! اینجا کجاست، سرزمین گمنام تر از گمنامی؟! همین سال های نه چندان دور، در جریان تفحص، پیکر شهیدانی کشف شد، که سال ها با این خاکی که تو در آن قدم می زنی هم آغوش بوده اند. دوازده پاره سنگ را می بینی که روی تکه های سیمانی به عنوان نماد قبر نصب شده اند. دنبال عبارتی می گردی که روی آن نوشته شده باشد: «شهید گمنام فرزند روح الله»، اما نه ... و حتما بقیع را به یاد می آوری و غربت غمبار چهار مزارش را!


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1397

خاطره : آمار کل تلفات و خسارات وارده به ارتش عراق در عملیات رمضان عبارت بود از: 1097 دستگاه تانک و نفربر منهدم شده، 50 تانک و نفربر به غنیمت نیروهای اسلام در آمد و 8715 تن از نیروهای بعثی عراقی نیز کشته و زخمی و اسیر شدند. جمهوری اسلامی ایران با اجرای این عملیات سیاسی ـ نظامی نشان داد که در نفوذ به خاک عراق و ادامه نبرد، تنها به دنبال خواسته‌های به حق مردم خود است، هر چند که محدوده پاسگاه زید عراق به وسعت 400 کیلومتر مربع تصرف و لشکر 9 زرهی عراق به طور کامل منهدم شد و هدف اصلی تأمین نگشت، اما این عملیات یک اقدام مثبت تلقی گردید. نام عملیات‌: رمضان زمان اجرا‌: 23/4/1361 تلفات دشمن (کشته، زخمی یا اسیر)‌: 8715 رمز عملیات‌: یا صاحب الزمان ادرکنی مکان اجرا: منطقه عملیاتی شلمچه ـ شمال غربی خرمشهر و شرق بصره ارگانهای عمل کننده‌: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای ارتش جمهوری اسلامی اهداف عملیات: فتح منطقه‌ای از خاک عراق و گرفتن امتیاز اراضی برای پایان عادلانه به جنگ دو ساله ـ طی 5 مرحله


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1397

خاطره : رمضان عملياتى براى فرار از دام عمليات رمضان با همكارى مشترك سپاه و ارتش براى تعيين سرنوشت جنگ در ۲۳ تير ۱۳۶۱ مصادف با ۲۱ رمضان (۱۴۰۲ه. ق) انجام شد. پس از فتح خرمشهر و برترى سياسى- نظامى ايران، رژيم بعث عراق درحالى مسئله صلح را مطرح كرد كه هيچ تغييرى در ماهيت رفتار سران اين رژيم مشاهده نمى شد. پافشارى عراق بر ادعاى قبلى عدم پذيرش قرارداد ۱۹۷۵الجزاير، حضور در بخشى از خاك ايران و ادامه حملات، تاييد اين مسئله بود و تلاش عراق و مجامع بين المللى وكشورهاى حامى آن در منطقه براى طرح صلح نه از روى اعتقاد بلكه به دليل شرايط حادى بود كه آنان را در موضع ضعف قرار داده بود و منافعشان را تهديد مى كرد. علاوه بر آن تصميم گيرندگان سياسى و فرماندهان نظامى ايران با توجه به برترى مطلق جمهورى اسلامى در اين زمان حاضر نبودند بدون دستيابى به حداقل امتياز ( تنبيه متجاوز وگرفتن غرامت ) قرارداد پايان جنگ را امضاء كنند. از اين رو هدف اصلى ايران از ورود به خاك عراق و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر وادار كردن جامعه بين المللى به تنبيه متجاوز بود تا از اين رهگذر به ماهيت انقلاب اسلامى خدشه وارد نشود. پس از پيروزى در عمليات بيت المقدس كه به آزاد سازى بخش اعظمى از مناطق اشغالى منجر شد، ايران براى اجراى عملياتى كه سرنوشت جنگ را مشخص كند چاره اى جز ورود به خاك عراق نداشت كه با اذن حضرت امام خمينى(ره) مبنى بر ورود به خاك عراق، فرماندهان، منطقه شلمچه و بصره را براى حمله نهايى خود برگزيدند كه بر اساس پيش بينى هاى صورت گرفته با رسيدن نيروهاى ايرانى به بصره يا نزديكى آن، كار رژيم صدام تمام بود، اما در اين ميان مسئله حمله گسترده اسرائيل از زمين و هوا به لبنان به اوج خود رسيد. در اين زمان در جلسه شوراى عالى دفاع كه با حضور شهيد سپهبد صياد شيرازى و محسن رضايى برگزار شد، بعد از چندين ساعت بحث و تبادل نظر تصميم گرفته شد ايران به جنوب لبنان نيرو اعزام كند ،اما شهيد صياد شيرازى كه در آن مقطع به سوريه سفر كرده بود از قراين و شواهد متوجه اين مطلب شد كه پرداختن به لبنان و غفلت از عراق دامى براى ايران است و نظر خود را در اين خصوص در بازگشت به محضر امام (ره) رساند و ايشان فرمان بازگشت نيروها را از لبنان صادر كردند. هرچند ايران از اين دام رهيد اما صدام از يك ماه غفلت، نهايت استفاده را كرد و ضمن ساماندهى ارتش خود به سرعت بر استحكامات شرق بصره افزود. عمليات رمضان با مشاركت و فرماندهى ارتش و سپاه، نخستين عملياتى بود كه با هدف حضور قواى نظامى ايران در پشت شط العرب و تسلط بر معابر وصولى بصره و با اين اميد كه در صورت موفقيت امكان پايان پيروزمندانه جنگ فراهم شود، در خاك عراق انجام شد. اين عمليات در چهار مرحله انجام گرفت كه در مرحله اول و دوم نيروهاى ايران توانستند به مواضع دشمن حمله كرده و به رغم تصرفات قابل توجه و تلفات و خسارات سنگينى كه بر دشمن وارد كردند، ناچار به عقب نشينى شدند. در مرحله سوم اين عمليات كه بامداد روز ۳۰تيرماه ۶۱ آغاز شد، با وجود وارد كردن تلفات بسيارى بر نيروها و ادوات دشمن و دست يافتن به برخى اهداف از پيش تعيين شده، به علت شدت مقاومت دشمن يگانها پس از پيشروى اوليه ناچار به بازگشت به مواضع قبلى شدند. مرحله چهارم در شامگاه اول مرداد ماه ۶۱ با حركت گردان هاى خط شكن سپاه آغاز شد و نيروهاى خودى موفق به شكستن خط اول دشمن شدند، ولى محدود بودن زمين منطقه، وجود انواع موانع از قبيل سيم خاردار و ميدان مين و تمركز انبوه آتش توپخانه و فشار رده هاى بعدى ارتش عراق در منطقه، مانع پيشروى يگانها شد. هرچند عمليات رمضان برابر طرح هاى تهيه شده به اهداف نهايى خود دست نيافت اما رزمندگان اسلام به هدف اصلى كه تنبيه متجاوز و انهدام هر چه بيشتر نيروهاى بعثى و مقابله با تمامى فشارهاى سياسى- تبليغاتى دنياى استكبار بود، دست يافتند. كارشناسان سياسى، بى اعتنايى به شرايط و حقوق جمهورى اسلامى (شناسايى و تنبيه متجاوز، پرداخت غرامت، عقب نشينى از مناطق اشغالى و به رسميت شناختن حاكميت ارضى در قلمرو جغرافيايى) ، تاكيد بر پذيرش آتش بس و نه صلح (برخى از اين پيشنهادهاى آتش بس در زمانى ارائه مى شد كه عراق قسمت هاى عمده اى از خاك ايران را در اشغال خود داشت و چنانچه ايران آتش بس رامى پذيرفت، برترى هاى نظامى موجود به مثابه تضمين هايى بود براى عراق تا اراده سياسى و سلطه جويانه خود را در خصوص ادعاهاى ارضى بر ايران تحميل كند) و عملكرد مغرضانه شوراى امنيت را از جمله عوامل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و ورود به خاك عراق در عمليات رمضان عنوان مى كنند. با وجود مسائل ياد شده، حضرت امام خمينى (ره) در ۳۰ خرداد ۱۳۶۱ قبل از شروع عمليات رمضان در يك سخنرانى درباره اعزام هيئت صلح به ايران وعراق فرمودند: «… اشخاصى بيايند كه طرفين قبول دارند و بنشينند و ببينند كه ما به عراق حمله كرديم يا عراق به ما. خرابى هايى را كه آنها وارد كردند ببينند و بروند شهرهاى آنها را هم ببينند.» اما هيئت مزبور به جاى اقدام عملى در جهت شناسايى متجاوز، مذاكره با طرف متجاوز را توصيه مى كند و مشخص است كه در مذاكراتى از اين قبيل، طرف متجاوز هيچگاه به آنچه كه دست يازيده است، اعتراف نخواهد كرد. خصوصا آن كه كمك هاى مختلف سياسى، نظامى و اقتصادى نيز وى را پشتيبانى مى كرد. » نيروهاى عمل كننده ايران در عمليات رمضان، با وجود استحكامات متعدد عراق خط را شكستند و حدود ۱۸ كيلومتر پيش رفتند و حتى در يكى از محورها، به نزديكى شهر بصره رسيدند اما با روشن شدن هوا و حملات سنگين زرهى عراق كار مشكل تر شد و سرانجام بعد از چند روز جنگ سنگين، ايران به آن چه كه مى خواست دست نيافت. متخصصان و تحليل گران نظامى مستقر در قرارگاه ها قدرت زرهى برتر، تشكيل يگان هاى دفاع متحرك،عدم ارزيابى صحيح از امكانات دشمن و تاخير در شروع عمليات را از جمله عوامل اين ناكامى ذكر كردند، اما از نظر شهيد صياد شيرازى ضعف بنيه معنوى رزمندگان و غرور ناشى از پيروزى در عمليات بيت المقدس و نيز خود محورى ارتش و سپاه درعدم موفقيت در اين عمليات را نبايد از ياد برد. ذكر اين نكته لازم است كه پس از فتح خرمشهر، با وجود مشكلات نظامى كه در حفظ متصرفات گريبانگيرعراق شده بود، صدام در صدد بود تا با عقب نشينى از برخى اراضى ايران، نبرد از ميدان هاى جنگ را به عرصه هاى سياسى بكشاند و بدون آن كه شرايط ايران براى صلح در نظر گرفته شود، با به دست آوردن وجهه صلح طلبى، هم ايران را وادار به پذيرفتن شرايط جديد خود بكند و هم با نگاهى به چندماه آينده كه قرار بود ميزبانى «كنفرانس سران كشورهاى غير متعهد» و رياست آن را به مدت ۸ سال عهده دار شود، شرايط دلخواه را به ايران تحميل نمايد. ازطرف ديگر، ايران براى برگزارى كنفرانس غيرمتعهدها در بغداد دو راه بيشتر نداشت يا در كنفرانس شركت نمى كرد كه ضررهاى آن براى سياست خارجى ايران جدى بود و يا اگر شركت مى كرد، با توجه به زمينه هاى مناسبى كه در اين كنفرانس وجود داشت بعيد نبود كه با اقدامات برخى كشورهاى موجه و متنفذ به نوعى شرايط عراق بر ايران تحميل شود. اما در اين زمان عراق نه تنها به اين اهداف نرسيد بلكه ايران با اتخاذ روشى مبنى بر تداوم نبرد تا تحقق شرايط خود و نا امن كردن عراق براى كنفرانس غير متعهدها و دركنار آن، تلاشهاى موثر ديپلماتيك عراق را از ميزبانى «هفتمين كنفرانس سران جنبش عدم تعهد» محروم ساخت. شهيد سرلشكر خلبان عباس دوران در سى ام تيرماه ۱۳۶۱ در حين بازگشت ازعمليات بمباران پالايشگاه «الدوره» در ضلع جنوبى بغداد مورد حمله شديد پدافند هوايى و زمينى دشمن قرار گرفت و زمانى كه ديد هواپيما در حال سقوط است، تصميم گرفت تا آنجا كه مى تواند حداكثر ضربه را به دشمن بزند و طى يك عمليات استشهادى از كمك خلبان خواست تا هواپيما را ترك كند و خود با هدايت هواپيما به سمت هتل محل برگزارى «اجلاس سران غير متعهدها» به استقبال شهادت رفت و سرانجام پيكر پاكش پس از ۲۰ سال به همراه ۵۷۰ شهيد ديگر دوم مرداد ماه ۱۳۸۱ به خاك پاك ميهن بازگشت.


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1397

خاطره : در رمل هاى رمضان مانديم تا عبرت بگيريم عمليات رمضان از چند جهت يكى از نقاط عطف تاريخ دفاع مقدس ۸ ساله محسوب مى شود. اول اين كه ما در عمليات رمضان اگر نگوييم كه شكست خورديم بايد بپذيريم كه به اهداف از پيش تعيين شده نرسيديم كه اين خود دلايل متعددى دارد، از جمله خيانت ستون پنجم دشمن مانند ناخدا افضلى، آمادگى و تقويت جبهه دشمن توسط همپيمانانش و … اما يكى ديگر از دلايل عدم موفقيت ما در عمليات رمضان غرورى بود كه در پى پيروزى هاى بزرگ در عمليات هاى فتح المبين و بيت المقدس همه را فرا گرفته بود. در اين مقال سعى شده است اين مساله موشكافى گردد. باشد كه از حوادث تاريخ عبرت بگيريم و آينده اى روشن تر براى خود رقم بزنيم. بعد از پيروزى هاى پى در پى و با شكوه در عمليات هاى بزرگ فتح الفتوح ( فتح بستان)، فتح المبين و بيت المقدس كه دشمن متحمل ضربات سنگينى گشته و وادار به عقب نشينى تا پشت مرزهاى بين المللى گرديد وارد مرحله جديدى از جنگ شديم كه به تبع آن اوضاع منطقه و اوضاع بين المللى نيز دگرگون شد. قدرت هاى بزرگ دنيا به ويژه امريكا كه بقا و گسترش انقلاب اسلامى ايران را خطر بزرگى براى خود مى دانستند با شنيدن اخبار پيروزى هاى جمهورى اسلامى در جبهه هاى جنگ ايران و عراق به صرافت دريافتند كه پيروز جنگ جمهورى اسلامى است، بنابراين با جديت و حساسيت بيشترى موضوع را دنبال كردند و روند حمايت هاى مادى و معنوى از رژيم صدام تشديد گرديد تا جايى كه علاوه بر ارسال انواع سلاح هاى پيشرفته غربى و شرقى و كمك هاى مالى شيوخ عرب شاهد اعزام نيروهاى نظامى از سوى برخى كشورهاى عرب به عراق بوديم. بر همين اساس صاحب نظران سياسى – نظامى معتقدند يكى از اهداف حمله اسراييل به لبنان در بهار سال ۱۳۶۸ و بعد از فتح خرمشهر تحت الشعاع قرار دادن پيروزى هاى چشمگير جمهورى اسلامى و همچنين درگير كردن آن در جبهه هاى جديد و مستمسك سازى براى مداخله مستقيم قدرت هاى بزرگ در جنگ به نفع صدام بوده است. اما در اين سو فرماندهان جنگ و مسوولين عالى رتبه نظام با تحليل اوضاع به اين نتيجه رسيدند كه دشمن در موضع ضعف و جبهه خودى در موضع قدرت است و اين شرايط فرصت خوبى است تا تكليف جنگ يكسره شود. اما دو مشكل عمده وجود داشت: ۱- به نظر مى رسد تحليلگران جنگ از احتمال نقش آفرينى و مداخله بيشتر قدرت هاى بزرگ در پشتيبانى از صدام غفلت كرده و يا راهكار مناسبى براى مقابله با آن پيش بينى نكرده بودند. ۲- افت معنوى در جبهه ها و پشت جبهه ها كاملا مشهود بود. آنچه كه ما را در عرصه هاى مختلف مبارزه پيروز ساخته بود و هميشه امتياز ما نسبت به دشمنانمان محسوب مى شد توكل و توسل ما بود. با بررسى تاريخ جنگ نيز معلوم مى شود هر زمان كه روح توسل و توكل بر فضاى جبهه ها و پشت جبهه ها حاكم بود و اشك و راز و نياز در دل شب موج مى زد پيروز شده ايم اما آن گاه كه بر توانمندى هاى نظامى و مادى خود غره گشته ايم با تحمل شكست و ناكامى تنبيه شده ايم تا براى آينده عبرت بگيريم. در جريان عمليات هاى فتح بستان، فتح المبين و بيت المقدس، آن گونه كه از تصاوير ضبط شده نيز بر مى آيد اشك، دعا و التجا به درگاه خدا روح حاكم بر كشور بود. اما در جريان عمليات رمضان به استناد آنچه كه خود شاهد بوده ام مراسمات مذهبى زياد بود اما حس غرور آميزى بر همه سايه افكنده بود گو اينكه دشمن زبون و دست و پا بسته اى را پيش رو داريم و منتظر است تا در اثر ضربه هاى سنگين ما شكست ديگرى را پذيرا باشد. زمانى كه در شب ۲۳ تير ماه خط دشمن شكست و ستون هاى پياده و زرهى ما به سمت فتح بصره پيش روى را آغاز كردند سر و ته ستون ها با چشم غيرمسلح قابل مشاهده نبود. من با خود گفتم دشمن هرگز نخواهد توانست در مقابل اين نيروهاى عظيم ايستادگى كند و ما تا بغداد پيش خواهيم رفت. بعد از عمليات با هر كس كه صحبت مى كرديم از وجود اين حس غرور در خود خبر مى داد. به ياد دارم كه بعد از عقب نشينى در مرحله اول به قعر پل نو در خرمشهر منتقل شديم و آن شب بعد از نماز مغرب و عشا شهيد احمد كاظمى فرمانده وقت تيپ نجف اشرف و حاج آقا سمندرى روحانى تيپ در سخنرانى خود صريحا اعتراف كردند كه ما را غرور گرفته بود و با اين شكست ( عقب نشينى مرحله اول) خدا ما را گوش مالى داد. ناگفته نماند با وجود سرسختى دشمن و شدت جنگ، عمليات رمضان دستاوردى قابل توجه نيز داشت. يكى از دستاوردهاى مهم انهدام بى سابقه تعداد زيادى از تانك ها و زره پوش هاى عراقى به ويژه تانك هاى پيشرفته ۷۲T بود كه در جريان نبرد نفر با تانك اتفاق افتاد. زمانى كه معلوم شد گلوله هاى آر.پى.جى ۷ و تفنگ (۱۰۶) در تانك هاى ۷۲T كارگر نيست رزمندگان سلحشور ما با روحيه شهادت طلبى خود را به تانك ها نزديك مى كردند و با پرتاب نارنجك به درون كابين خدمه تانك آن را منهدم و خدمه را به هلاكت مى رساندند. به نظر من مهم ترين درسى كه ما بايد از عمليات رمضان بگيريم اين است كه تحت هيچ شرايطى به توانمندى هاى خود غره نشويم و خدا را فراموش نكنيم. فراموش نكنيم، «كم من فئة قليله غلبت فئة كثيره» اما ـ باذن الله. بديهى است كه طبق حكم عقل و دستور قرآن بايد خود را به علم و فناورى هاى روز مجهز سازيم اما اين را نيز فراموش نكنيم كه جز به نصرت الهى پيروزى حاصل نمى شود. در پايان ياد و خاطره شهداى مظلوم عمليات رمضان را كه اكثرا با لب تشنه به شهادت رسيدند گرامى داشته و به روحشان درود مى فرستيم.


نویسنده : بسیج

تاریخ : 1397

خاطره : رزمندگان عملیات رمضان شهرستان شاهرود در یادمان این عملیات در پاسگاه زید به تشریح این عملیات و رشادت رزمندگان پرداختند. کیقبادی، آزاده دوران دفاع مقدس که یکی از رزمندگان شرکت کننده در عملیات رمضان بود در تشریح منطقه عملیاتی رمضان به نحوه عملیات رزمندگان اشاره داشت و به بیان خاطراتی از چگونگی اسیر شدنش توسط عراقیها پرداخت. وی افزود:با توجه به شرایط عملیات و پیروزی حاصل از انهدام نزدیک به ۵۰۰ تانک زرهی دشمن با روحیه دو چندان این عملیات را ادامه دادیم و پیروز شدیم. عباس حاج بابا از دیگر رزمندگان شاهرودی شرکت کننده در این عملیات با بیان اینکه تعقیب و تنبیه متجاوز در برنامه ما بود اظهار کرد: بر این بودیم که دشمن را حتی در داخل خاک خودش تعقیب کنیم و دژ محکمی مانند دژ زید را در اختیار نیروهای خود بگیریم و استحکامات دشمن را درهم بکوبیم و با رشادت رزمندگان در ابتدای صبح که عملیات آغاز شده بود با حجم عجیب آتش دشمن بر روی رزمندگان روبرو شدیم به طوری که روی پوکه هائی که بر روی خودمان آتش شده بود سر میخوردیم و هدف ما در این عملیات گرفتن پتروشیمی عراق بود. وی خاطر نشان کرد: در این عملیات گردان مستحکمی از تانکها با توجه به تاریکی هوا حجم آتش سنگینی بر روی رزمندگان میریختند و بارها عملیات پیشروی و عقب نشینی تانکهای دشمن تا صبح ادامه داشت و مه در صبح عملیات در منطقه بود و در مرحله سوم با طرح فریب دشمن آغاز و‌موفق بود. غضنفری از دیگر رزمندگان دوران دفاع مقدس با اشاره به امدادهای غیبی در عملیات ها گفت: وزش باد شدید در بسیاری از موارد کمک حال ما بود و باید بدانیم شهدا ناظر بر اعمال در همه حال هستند و از مسیر آنها منحرف نشویم. محمد یحیایی از جانبازان قطع نخاع دوران دفاع مقدس در این اردوی کاروان راهیان نور در لحظه لحظه حضور زائران در مناطق عملیاتی جنوب کشور به توضیح اجمالی از مناطق عملیاتی کشور می پردازد


نویسنده : صبح زاگرس

تاریخ : 1398

خاطره : آفتاب جنوب،صدام پس از اشغال خرمشهر و به بهانه حمله سراسری اسرائیل به جنوب لبنان، قصد داشت جنگ را خاتمه داده و امتیاز خرمشهر را برای خود نگهدارد، از سوی دیگر فرماندهان ایرانی با اطلاع از این قصد بر آن شدند تا با فتح منطقه‌ای از خاک عراق و گرفتن امتیاز اراضی، پایان عادلانه‌ای به جنگ بدهند که به این ترتیب عملیات "رمضان" در چهار محور و پنج مرحله از سوی فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران طراحی شد، تا با عبور از خط مرز بین المللی، یک زمین مثلث شکل به وسعت یک هزارو 600 کیلومتر مربع تصرف شود. این منطقه از شمال به "کوشک" و "طلاییه" و پاسگاه های مرزی در جنوب هویزه و حاشیه جنوبی "هورالهویزه" و از غرب به رودخانه اروند ـ در نقطه تلاقی دجله و فرات به نام القرنه ـ تا شلمچه در غرب خرمشهر و از شرق به خط مرزی شمالی ـ جنوبی و از کوشک تا شلمچه منتهی می‌شد. آغاز عملیات در شب 21رمضان سرانجام عملیات رمضان در شب 21 ماه مبارک رمضان و سالروز شهادت امام علی علیه السلام در ساعت 21 و 30 دقیقه شامگاه 23 تیر 1361 با رمز "یا صاحب الزمان ادرکنی" در منطقه عملیاتی شلمچه در شرق بصره آغاز شد و در این حمله 10 تیپ از سپاه و دو لشکر از نیروی زمینی ارتش حضور داشتند که تحت امر 4 قرارگاه عملیاتی کار می‌کردند. در مرحله نخست و در سه محور به علت موانع و استحکامات پدافند مثلثی شکل و میادین مین فراوان، نیروهای ایرانی نتوانستند با سرعت عمل به تمامی اهداف مورد نظر دست پیدا کنند، لذا با روشن شدن هوا از ادامه پیشروی خودداری شد،اما در محور جنوبی ـ جنوب پاسگاه زید ـ چهار تیپ از سپاه و دو تیپ از ارتش توانستند با سرعت عمل چشمگیری همه مواضع دشمن را در هم کوبیده و تا عمق 30 کیلومتری مواضع عراقی‌ها رسیده و خود را به نهر "کتیبان"شرق اروند و کانال "ماهیگیری" برسانند، به گونه‌ای که به قرارگاه لشکر 9 زرهی عراق دست یافته، و ضمن به غنیمت گرفتن خودروی تویوتای فرماندهی، قرارگاه را منهدم کنند. میزان خسارت به دشمن بعثی علی‌رغم این موفقیت، جناح راست نیروها باز مانده بود و با روشن شدن هوا عراقی‌ها با یک لشکر زرهی فشار اصلی را معطوف به این منطقه کرده و از تأمین نیروهای پیشروی ایرانی ممانعت به عمل آوردند،در این مرحله از عملیات 85 دستگاه تانک و نفربر و 12 توپ دشمن منهدم و 71 دستگاه تانک و نفربر نیز به غنیمت گرفته شدو مرحله دوم نیز در محور میانی ـ جنوب پاسگاه زید ـ و با همان یگانها و با تقویت دو تیپ دیگر در تاریخ 25 مرداد ماه 1361 صورت گرفت، که چندان موفقیت‌آمیز نبود و تنها مقداری خسارت به دشمن وارد‌ آمد و شماری از آنان کشته و زخمی و اسیر شدند. درهم شکستن و تصرف مواضع دشمن در مرحله سوم احتمال می‌رفت که دشمن با تجمع نیروهای زرهی و آرایش وسیع آنان قصد پاتک دارد، لذا در تاریخ 30 مرداد ماه 1361 از شرکت نیروهای زرهی خودی صرف‌نظر شد تا نیروهای پیاده بتوانند به انهدام تانکها و نفربرها بپردازند، بنابراین عملیات مرحله سوم از جنوب پاسگاه زید آغاز شد و نیروهای ایرانی بطور خیره‌کننده‌ای به درهم شکستن و تصرف مواضع دشمن پرداختندو رزمندگان اسلام توانستند در این مرحله مهم، در زمینی به وسعت 180 کیلومتر مربع، نزدیک به 700 دستگاه تانک و نفربر را منهدم و 14 دستگاه تانک و نفربر دشمن را که 4 دستگاه آن از نوع پیشرفته "تی 72" بود را به غنیمت بگیرند. مرحله چهارم عملیات در یکم شهریور ماه 1361 از محور جنوبی منطقه عملیاتی شلمچه شروع شد اما به دلیل هوشیاری و آمادگی عراقی‌ها و استحکامات و مواضعی که تعبیه شده بود، راهی از خط نخست دشمن، به روی رزمندگان اسلام باز نشد و مرحله پنجم و پایانی که تلاش نهایی و اصلی این عملیات سیاسی ـ نظامی بود، در تاریخ 6 شهریور ماه 1361 از شمال پاسگاه زید در حد فاصل دژ مرزی عراق و خاکریزهای مثلثی آغاز شد. در بدو درگیری و نبرد، همه چیز طبق طرح فرماندهان ایرانی پیش می‌رفت و نیروهای ارتش و سپاه توانستند گذشته از پاکسازی و الحاق، خاکریزی مناسب و دو جداره در جناح شمالی بسازند،اما از آنجا که دقت کافی در ساخت آن بکار نرفت، دشمن توانست 5 کیلومتر در آن رخنه کند و در این مرحله 130 دستگاه تانک و نفربر منهدم و 11 دستگاه نیز به غنیمت گرفته شد و همچنین 800 تن از نیروهای دشمن کشته و زخمی شدند. جنگ نابرابر با دنیای استکبار سردار محمد ارشادی از فرماندهان دوران دفاع مقدس در گفت و گوی اختصاصی با این پایگاه خبری تحلیلی در خصوص عملیات رمضان گفت:بعدازعملیات بیت المقدس وفتح خرمشهرطراحی عملیاتی درشرق بصره باهدف رسیدن به شط العرب وبصره انجام گرفت که اجرای آن در ماه رمضان سال 61شروع شد. وی افزود:دشمن بعدازشکست درچهارعملیات بزرگ ثامن الائمه،طریق القدس،فتح المبین وبیت المقدس به این نتیجه رسیدکه با این شیوه جنگیدن شکستش درجنگ قطعی است و لذابا استفاده ومشاوره مستشاران اروپایی ،غربی ،آمریکایی وشرکتهای فنی ومهندسی ایتالیایی و فرانسوی و نیز پرداخت هزینه های آن توسط کشورهای عربی اقدام به افزایش بی سابقه موانع کرد. ارشادی تصریح کرد:دشمن بعثی کانال های جدیدوعمیق فراوانی ایجادکردوخاکریزهایی به شکل مثلثی ،«ب»شکل و«ن»شکل برای اولین باردرجبهه ها احداث کردند. عبور از خطوط مستحکم دفاعی دشمن این فرمانده دوران دفاع مقدس گفت:دشمن نیز با آب انداختن دراین کانال های احداث شده و وصل کردن برق به آنها ، استفاده از بشکه های انفجاری «فوگاز»و سیم های خاردار رشته ای و حلقوی فراوان و نیز گسترش فوق العاده زیاد میدان های مین و احدات دژ و خاکریزهای مستحکم دفاعی و موانع متعدد ایجادشده و گماردن نیروهای زیادی که دراین مواضع،خطوط دفاعی خودرا در اطراف بصره غیرقابل نفوذ کرده بود. حضور رزمندگان گچساران در تیپ المهدی(عج) وی درادامه اظهارکرد:دراین عملیات بیشترنیروهای رزمنده گچساران درتیپ المهدی(عج) بودند و درمنطقه پاسگاه زید و شرق بصره عمل کردندکه این عملیات به علت اینکه درماه مبارک رمضان انجام گرفت به "عملیات رمضان"نامگذاری شد. درگیری شدید با دشمن ارشادی تصریح کرد:این عملیات ۱۰شبانه روزادامه داشت و رزمندگان اسلام از موانع واستحکامات وخطوط اولیه دشمن گذشتندو در مواضع بعدی جنگ و درگیری به شدت ادامه پیدا کردو دشمن قدم به قدم مقاومت می کرد. وی تصریح کرد:دراین ده شب ما به مواضع دشمن حمله می کردیم ومواضع آنها را درهم می شکستیم و نیز تلفات وخسارت زیادی به آنها وارد می کردیم اما در روز به علت فصل تابستان وگرمای شدیدوطاقت فرسا وامکانات زرهی و مکانیزه دشمن درپاتک هایی که می زد مواضع آزادشده را پس می گرفت و دراین عملیات علیرغم اینکه تلفات وخسارات وانهدام تانک ونفربر وخودروهای دشمن بی سابقه بود اما دشمن زمین از دست نمی دادوبه شدت مقاومت می کرد. شهادت جمعی از جوانان گچسارانی این فرمانده دوران دفاع مقدس گفت:دراین عملیات شهیدقاسم عربیان فرمانده گردان خط شکن وعضوسپاه گچساران،شهیدهنرمند(نقاش،خطاط وطراح)شهیدحسین صاحب هنر ،سیدمجتبی موسوی ودیگر عزیزان به شهادت رسیدند و در حقیقت این عملیات تجلی مردان کربلایی بود. مشکل در عملیات های بعد ارشادی اظهارکرد:تلاش ومجاهدت وایثاررزمندگان دراین عملیات باتوجه به شرایط زمانی و مکانی بی سابقه بود،عملیات رمضان شروع تغییردر سیستم دفاعی ارتش عراق بود و بعد ازعملیات رمضان دشمن شیوه و روش جنگیدن خودرا عوض کردو باعث بالانس وتعادل بین ما و دشمن درجنگ شد وعملیات های بعدی را با مشکل جدی مواجه کرد. تلفات و خسارات وارده به ارتش عراق بنابراین آمار کل تلفات و خسارات وارده به ارتش عراق در عملیات رمضان عبارت بود ازیک هزارو 97 دستگاه تانک و نفربر منهدم شده، 50 تانک و نفربر به غنیمت نیروهای اسلام در آمد و 8715 تن از نیروهای بعثی عراقی نیز کشته و زخمی و اسیر شدند. جمهوری اسلامی ایران با اجرای این عملیات سیاسی ـ نظامی نشان داد که در نفوذ به خاک عراق و ادامه نبرد، تنها به دنبال خواسته‌های به حق مردم خود است، هر چند که محدوده پاسگاه زید عراق به وسعت 400 کیلومتر مربع تصرف و لشکر 9 زرهی عراق به طور کامل منهدم شد و هدف اصلی تأمین نگشت، اما این عملیات یک اقدام مثبت تلقی شد. نبردی پیروزمندانه هرچند شهید صیاد شیرازی در تحلیل عملیات رمضان گفته بودند:" از یک طرف می توانیم بگوییم نبردی پیروزمندانه بود به خاطر این که دشمن را در هم شکستیم و به آن تلفات وارد کردیم البته به خودمان هم یک مقدار تلفات وارد شده بود. از یک طرف می توانیم بگوییم پیروز نبود چون هدفمان این نبود". "عده ای می گویند ما همه چیزمان برای پیروزی آماده بود ولی توجه به خدا کمتر و توجه در جهت خود بیشتر شد. یادمان رفت که نصرت دهنده کیست و باید همان روحیه و توکلی را که در عملیات های طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس داشتیم در این عملیات هم داشته باشیم. حالت غرور به وجود آمده بود و البته یک مقدار هم ارتش و سپاه به طرف خود محوری رفتند. یعنی ارتش برای خودش می گفت من هستم و سپاه برای خودش می گفت من هستم. این دو تا «من» نمی جنگید".


نویسنده : صبح زاگرس

تاریخ : 1398

خاطره : در بیابان با ارتش عراق درگیر شدیم هرچند محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران‌ نیز در تشریح اهداف عملیات رمضان و معذوریت‌ها و محدودیت‌ها گفته بود: "خودداری ما از دست زدن به کارهایی است که در جنگ، دیگران، آن را اجتناب ناپذیر می‌دانند ولی ما به دلیل داشتن اعتقادات اسلامی، نمی‌توانیم آن کارها را انجام دهیم. با اینکه ما به آسانی می‌توانستیم با انواع سلاح، جهنمی از آتش روی شهر بصره درست کنیم، چه اینکه عراق در ورود به خاک ما، کارش را با نابودی شهرهای ما آغاز ‌کرد، ولی ما نخواستیم با زدن شهر بصره، به افراد غیر نظامی لطمه ای وارد شود. ما در بیابان با ارتش عراق درگیر شدیم". (برداشت از کتاب عبور از مرز ) در خاطرات یکی از رزمندگان عملیات رمضان آمده است:در منطقه عملیاتـی رمضــان محاصره شده بودیــم،۱۵ نفــری مــی شدیم ،تشنــگـــی فشار آورده بودوهمه بــی حال و خسته خوابمون بــرد.وقتــی بیدار شدیــم ، شهید فایــده گفت :بچه ها من خواب حضرت زهــرا سلام الله علیها رو دیدم حضرت با دست خودشون به من آب دادنــدو قمقمه شهیــدی رو پُر از آب کردنــد،سریع رفتم سراغ قمقمه یکی از بچه ها که شهیــد شده بود دست زدیــم ، پر از آب خنــک بود !انگار همین الان توش یــخ انداخته بودنــد.!(کتاب افلاکیان ،صفحه 284) بنابراین 22 رمضان سالروز عملیاتی که به دلیل وارد کردن ضربات سنگین به دشمن به عنوان یک عملیات موفق و به دلیل نرسیدن به اهداف اصلی یک عملیات ناموفق به شمار می رود.هرچند باید گفت آفتاب سوزان کربلای خوزستان، آتش توپ و تانک و گرمای جنوب شرایط سختی را برای رزمندگان در ماه مبارک رمضان رقم می زد، شرایط دشوار جنگی، ساعت ها آب ننوشی و غذانخوری، بسیار کار سختی بود که رزمندگان اسلام تحمل می کردند و ماه رمضان و دفاع مقدس هشت ساله در فصل گرما بود و کار رزمندگان هم بسیار سخت و طاقت فرسا. در سالروز عملیات عاشورایی رمضان بر ارواح شهدای بزرگوار این حماسه کربلایی درود می فرستیم و امیدواریم تداوم دهندگان شایسته ای برای این عزیزان باشیم.


نویسنده : سرپوش مذهبی

تاریخ : 1397

خاطره : پوش مذهبی - پس از فتح خرمشهر مسئولان کشور در معرض انتخابی سخت و تاریخی قرار گرفتند و ناگزیراز برگزیدن یکی از دو راه ادامه جنگ یا ختم آن شدند. انتخاب هر یک از این دو گزینه تبعاتی گوناگون در ابعادی پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی در پی داشت که در آن مقطع تنها بخش کوچکی از آن قابل تصوربود. مسئولین عالیرتبه کشور به همراه فرماندهان ارشد ارتش و سپاه (محسن رضایی فرمانده کل سپاه در این جلسه حضور نداشت البته پس از جلسه نظرات تیمسار ظهیر‌نژاد را تأیید ومورد حمایت قرار داد.) سه روز بعد از فتح خرمشهر، در ششم خرداد ۱۳۶۱ در حضور امام خمینی(ره) جلسه مهمی برگزار کردند و موضوع را به بحث گذاشتند. به نقل از روز نوشت‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، منتشره در کتابی با عنوان «پس از بحران» موضوع پایان یافتن جنگ با غلط دانستن آن ازسوی امام(ره) به‌دلیل عدم تضمین خروج نیروهای دشمن ازباقی مانده سرزمین‌های اشغالی و پرداخت نشدن خسارت‌های ناشی ازجنگ از سوی طرف عراقی، مجال طرح نیافت و تمامی وقت جلسه صرف نحوه ادامه جنگ شد. خواه ناخواه دامنه این بحث به موضوع ورود یا عدم ورود به خاک دشمن نیز کشیده شد. امام خمینی(ره) با طرح اجتناب ازآسیب دیدن مردم شهرهای عراق، طرفدار ایده ادامه جنگ به‌صورت محدود و بدون ورود به خاک دشمن بود. درمقابل برخی از فرماندهان نظامی با این استدلال که اگر دشمن پی به استراتژی جنگ محدود ما ببرد با متمرکز کردن نیرو در مرز می‌تواند در مقاطعی مشخص از نقاط معینی به ما حمله کند. بنابراین منطق نظامی به ما می‌گوید نباید چنین فرصتی را برای دشمن ایجاد کنیم و شرایط باید به‌گونه‌ای باشد که دشمن از پیشروی ما به عمق خاکش در هراس باشد، ضمن آنکه برای تأمین یک نقطه دفاعی مطمئن در خوزستان بایستی خودمان را به یک عارضه طبیعی همچون کناره‌های اروند درعمق خاک عراق برسانیم. برخی از نظامیان از جمله تیمسار ظهیرنژاد رئیس وقت ستاد ارتش معتقد بود؛ برای پدافند از مرز‌های جنوب کشوربایستی به یک مانع طبیعی تکیه کنیم و برای این کار ناچار به عبور از مرز هستیم، ضمن آنکه باقی ماندن در جغرافیای خودی به تضعیف روحیه حماسی رزمندگان انجامیده وآنان را از انگیزه تهی می‌کند. در هر حال آن جلسه منجر به هیچ تصمیمی نشد و پس از آن امام خمینی (ره) به‌دنبال جویا شدن نظرات مشورتی سایرین با ورود به خاک دشمن به شرط عدم آسیب به مردم عراق موافقت کردند. طراحی عملیات رمضان عملیات رمضان سرآغاز مرحله تازه‌ای در جنگ محسوب می‌شود. در این عملیات برای نخستین بار تصمیم گرفته شد تا جهت تأمین امنیت مرزها و استیفای حقوق حقه جمهوری اسلامی ایران وارد خاک دشمن شویم. برآورد فرماندهان، ضعف روحیه دشمن و سردرگمی فرماندهان عراقی پس‌از شکست فاحش از رزمندگان ایرانی بود. از این‌رو عملیات با قصد تسخیر اهدافی در اطراف بصره و محاصره این شهر آغاز شد. با اعلام ورود نیروهای ایران به خاک عراق بلافاصله سازمان ملل واکنش نشان داد و با صدور بیانیه‌ای از وضعیت به وجود آمده اظهار نگرانی کرد و خواستار آتش بس شد که البته ایران آن را رد کرد. قابل توجه است که شورای امنیت سازمان ملل که در هنگام تجاوز عراق و استمرار آن سکوت اختیار کرده بود بعد از دو روز از شروع عملیا ت چنین واکنشی نشان داد. در همین ایام امریکا نیزایران را از ورود به خاک عراق برحذر داشت. اجرای موفق عملیات می‌توانست به ایران این امکان را بدهد تا در مذاکرات سیاسی دست بالا را داشته باشد وعراق را وادار به پذیرش شرایط ایران در خاتمه دادن به جنگ نماید. اما از آنجا که اکثر استعداد نظامی ایران در این عملیات را قوای پیاده شکل می‌دادند، همچنین به‌دلیل فاصله زیاد اهداف عملیات ازخط تماس و نبود ماشین‌آلات کافی برای احداث خاکریز و جان پناه و همچنین براثر گرمای شدید هوا ازتحرک نیرو به نحو چشم‌گیری کاسته شده و به‌رغم تأمین اهداف اولیه پدافند از آنها مقدور نشد و با پاتک‌های مکرر دشمن این عملیات موفقیتی در پی نداشت. با وجود این در نتیجه عملیات رمضان ۲۵۰ کیلومتر مربع از خاک کشورمان از اشغال بیرون آمد وسه تیپ پیاده، یک تیپ مکانیزه و یک تیپ مختلط دشمن منهدم شد و ضمن به اسارت در آمدن ۱۳۱۵ نفر از نیروهای دشمن چند برابر این تعداد به آنان تلفات وارد آمد.ایران نیز در نتیجه این عملیات متحمل ۱۵۸۰ شهید، ۱۰ ۲۰۵ مجروح و ۲۱۰۳ اسیر شد.برخی کارشناسان معتقدند اگر عملیات دو هفته زودتر آغاز می‌شد موفق می‌بود. زیرا دشمن در این صورت برای ایجاد استحکامات فرصت کافی نداشت و نفوذ به مواضع آنان با سهولت امکانپذیر بود. عراق بعد از شکست در عملیات بیت المقدس پیش‌بینی می‌کرد که ایران دست به عملیاتی با هدف تصرف بصره بزند.از این‌رو بلافاصله با ایجاد خاکریزهای چند لایه و نونی شکل عبور از مواضع پدافندی را بسیار صعب و دشوار ساخت. عملیات رمضان که یکی از بزرگترین عملیات‌های زرهی نظامی نیروی زمینی پس از جنگ جهانی دوم به‌شمار می‌رود و با همکاری ارتش و سپاه به‌صورت مشترک انجام گرفت می‌توانست فرصت خوبی برای پایان دادن به جنگ باشد، مشروط بر آنکه ضمانتی برای عدم تداوم جنگ از سوی عراق، خروج کامل قوای دشمن از خاک ایران و بازگشت به مرزهای بین‌المللی و پرداخت غرامت وجود می‌داشت. هیچ بعید نبود هدف صدام در این ایام خرید زمان بعد ازشکست‌های سنگین عملیات‌های فتح‌المبین و بیت‌المقدس برای سازماندهی مجدد ارتش از هم پاشیده عراق باشد. درآن شرایط بخش‌هایی از خاک ایران همچنان در اشغال عراق بود و هیچ ضمانتی برای تخلیه نیروهای عراقی و بازگشت به مرز به‌صورت جدی وجود نداشت. ضمن اینکه عراق موضع برتری خود را از دست داده و بهترین فرصت برای تعیین تکلیف سرنوشت جنگ بود. با توجه به تحلیل کارشناسان مبنی بر ابزار نظامی بودن صدام، برآیند تحلیل‌ها بر این محور قرار داشت که فرصت دادن به صدام نتیجه‌ای جز سازماندهی و تجهیز مجدد ارتش عراق برای ادامه جنگ یا تهاجم دوباره نخواهد داشت و از دست دادن زمان برای ایران بسیار پرمخاطره و سنگین تمام خواهد شد. در نهایت تصمیم بر این شد که با اقدام به پیشروی در خاک عراق و تصرف بصره ضمانتی برای پایان جنگ و قطعنامه شورای امنیت و تعیین غرامت ناشی از تهاجم عراق، به‌دست آید. اصلی که بسیار دقیق مطرح شد ولی ازدست دادن زمان و فاصله افتادن بین عملیات بیت‌المقدس و رمضان، به ارتش رژیم بعث عراق و متحدانش، فرصت لازم برای ایجاد موانع بر سر راه نیروهای ایرانی و سازماندهی نسبی ارتش از هم پاشیده عراق را داد. با وجود این شرایط، فداکاری فراوان نیروهای ایرانی باعث شکسته شدن خطوط پی در پی ارتش عراق و نفوذ نیروهای ایرانی در بخش‌هایی از این خطوط شد و ضربات سنگینی به ارتش عراق از نظر نفر و ادوات وارد شد و با وجود ایثار نیروهای ایرانی، فرماندهان در نهایت به این جمع‌بندی رسیدند که ادامه عملیات را متوقف کرده و به تثبیت خطوط اکتفا کنند. در نتیجه برخی اهداف از پیش تعیین شده برای عملیات رمضان محقق نشد. یادمان شهیدان عملیات رمضان، پاسگاه زید زید نام پاسگاهی است در شمال منطقه عمومی شلمچه در غرب جاده اهواز – خرمشهر که از محورهای هجوم اولیه عراق و از راه‌های دستیابی به جاده اهواز – خرمشهر همچنین یکی از محورهای عملیات بیت المقدس است. یادمان پاسگاه زید به یاد شهدای عملیات رمضان بنا شده است. عملیات رمضان در ۲۳ تیرماه ۶۱ در منطقه عمومی شمال شلمچه تا منطقه کوشک انجام شد و پاسگاه زید یکی از محورهای عملیات بود. پس از جنگ تعداد زیادی از پیکرهای شهدای عملیات رمضان توسط کمیته جست‌و‌جوی مفقودین در این منطقه کشف شد. ۱۲ شهید گمنام در همین منطقه به خاک سپرده شده و یادمانی به یاد شهدای عملیات رمضان در این محل ساخته شده است که همه ساله میزبان زائران کاروان‌های راهیان نوراست.


نویسنده : خبرگزاری دانشجو

تاریخ : 1393

خاطره : شهید صیاد شیرازی در تحلیل عملیات رمضان می‌گوید: حالت غرور به وجود آمده بود و یک مقدار هم ارتش و سپاه به طرف خود محوری رفتند. یعنی ارتش برای خودش می گفت من هستم و سپاه برای خودش می گفت من هستم. این دو تا «من» نمی جنگید. بعد از عملیات پیروزمند بیت المقدس هنوز بخش هایی از خاک ایران در تصرف عراق بود اما متمرکز کردن نیروها برای آزاد کردن آن زمین ها توجیه منطقی نداشت. از طرفی امام (ره) فرموده بودند جایی عملیات کنید که مردم عراق آسیبی نبینند. از این رو، ایرانیان اولین عملیات برون مرزی ایران را با چنین ملاحظاتی طراحی کردند. هدف عملیات تهدید بصره فشار بر حکومت صدام، تحریک مردم عراق و مجاب کردن سیاسی دنیا بود تا حقوق اولیه ایران را بپذیرند. فرماندهان ایرانی منطقه ای مثلثی در بیابان های شمال شهر استراتژیک بصره را برای عملیات انتخاب کرده بودند. بصره بعد از بغداد مهم‌ترین شهر عراق بود و یک میلیون جمعیت داشت که شیعه بودند. اعتراض های مردم بصره به جنگ و صدام بعد از عملیات بیت المقدس این امیدواری را ایجاد کرده بود که با فشار به ارتش عراق، مردم بصره علیه حزب بعث شورش کنند. بعد از عملیات بیت المقدس تمرکز عملیات های ایران روی بصره بود و عملیات رمضان هم با همین نگاه طراحی شد. 22 تیرماه سال 1361 عملیات رمضان با رمز «یا مهدی» آغاز شد. مرحله اول عملیات: قرارگاه فتح به دلیل قرار گرفتن در منطقه مناسب‌تر، موفق‌تر از بقیه قرارگاه های حاضر در عملیات عمل کرد. نیروهای این قرارگاه حدود 15 کیلومتر تا کانال ماهی جلو رفتند که این پیشروی آن هم در یک مرحله از بزرگ ترین پیشروی های تاریخ جنگ بود و بیشترین تلفات عراق هم روی کانال ماهی بود. فرصت و امکانات کافی برای ایجاد استحکامات نبود. عراقی ها هر چه نیروی زرهی و آتش داشتند روی کانال ماهی متمرکز کردند و نیروهای ایران از کانال عقب آمدند. گروهی از نیروهای قرارگاه قدس به میدان مین خوردند. عراقی ها در این عملیات متفاوت از عملیات های گذشته می جنگیدند و حجم آتششان چند برابر شده بود؛ لذا نیروهای ایرانی نتوانستند با هم دست دهند و عقب آمدند. عراقی ها پاتک کردند تا از مواضع اولیه نیز نیروها را عقب تر ببرند اما دفاع جانانه نیروهای قرارگاه فجر آنها را ناکام کرد و خسارت فراوانی به آنها وارد نمود. مقاومت شدید عراقی ها، حجم آتش و پیچیدگی مواضع برای فرماندهان غیر منتظره بود. بنابراین طرح سه مرحله قبلی تغییر کرد. در مرحله دوم، نیروهای قرارگاه نصر به منطقه عملیاتی قرارگاه فتح فرستاده شدند. هدف مرحله دوم گسترش سر پلی بود که در مرحله اول تصرف کرده بودند. در فاصله دو روز بین مراحل اول و دوم، عراقی ها موانع و میدان های جدید مین و خاکریزهای فرعی در منطقه ایجاد کردند. مرحله دوم عملیات با حجم شدید آتش‌بار دشمن و پیچیدگی موانع به هدف هایش نرسید ولی به جنگ افزارهای دو طرف خسارت های بسیاری وارد شد. تجهیزات و امکانات عراق به سرعت جایگزین شدند اما این اتفاق برای تجهیزات ما نیفتاد. در مرحله سوم، قرارگاه فتح باید تا نهر کتیبان پیشروی می کرد و قرارگاه فجر نیز باید مثلثی اول را می گرفت و خاکریزی را که در مرحله اول زده بودند امتداد می داد تا امنیت نیروهای فتح تأمین شود. پیچیدگی موانع نظامی عراق و آتش پر حجم آن از عوامل اصلی عدم موفقیت ایران بودند. هدف مرحله چهارم گرفتن یک منطقه مناسب برای عملیات بعدی بود. خاکریزهای دو جداره زیر آتش شدید عراق زده شد. در حین عملیات ناگهان نیروها از قسمتی که انتظارش را نداشتند مورد هجوم تانک ها و نیروهای عراقی قرار گرفتند. عراقی ها از این شکاف نفوذ کرده و عملیات را خنثی نمودند. عملیات رمضان که تمام شد همه فهمیدند جنگ وارد مرحله جدیدی شده است. انقلاب اسلامی ایران حرف های جهانی داشت و آنها آمده بودند تا انقلاب را نابود کنند اما قدرت انقلاب دامن گیرشان شده بود. پس از عملیات رمضان جنگ صحنه نبرد رودرروی انقلاب اسلامی با غرب و شرق شد. سخنان شهید همت درباره عملیات رمضان: ضرباتی که ما در عملیات رمضان و در جبهه شرق بصره به دشمن زدیم از حیث گستردگی و شدت در طول جنگ بی سابقه بود. برای شما فقط یک مثال می زنم. در مرحله سوم این عملیات فقط طی یک شب تا صبح حداقل آماری که گرفتیم بالای 370 دستگاه تانک سپاه سوم ارتش عراق با آرپی‌جی زده شد و توسط همین بسیجی ها پاک منهدم شد. شاید دیگر تبلیغات جنگی در نظر عده ای لوث شده بود یعنی وقتی رادیو و تلویزیون ما این میزان آمار انهدام زرهی دشمن را اعلام می کردند بعضی فکر می کردند این آمار صحت ندارد ولی خود ما در آنجا حضور داشتیم و با چشمهایمان دیدیم که بالای 370 دستگاه تانک دشمن منهدم شد. میزان انهدام ماشین جنگی دشمن قیامت بود! بسیاری از نیروهای دشمن از بین رفتند. آن نتیجه اصلی را که می خواستیم از عملیات رمضان بگیریم نگرفتیم اما زمینه انتقال ریاست هشتمین دوره جنبش عدم تعهد برای 4 سال به صدام و تشکیل کنفرانس عدم تعهد در بغداد را از بین بردیم. حافظ اسد رییس جمهور فقید سوریه: به خاطر دارم روزهای اول حمله صدام تلفنی با ملک حسین، شاه اردن صحبت کردم و خواستم کمک کند تا جنگ متوقف شود. ملک حسین خیلی خوشحال بود و می گفت سران عرب را جمع کنیم و حمله صدام را تأیید کنیم. در تماس با شاه عربستان دیدم او هم همین موضع را دارد. بعد از پیروزی ایران در خرمشهر، قبل از عملیات رمضان رؤسای حکومت های منطقه تماس می گرفتند و می گفتند ایران می خواهد وارد خاک عراق شود. به آنها گفتم چرا وقتی که عراق جنگ را شروع کرد چیزی نگفتید؟ می گفتند ایران می خواهد رژیم عراق را سرنگون کند. در این صورت آمریکا وارد منطقه می شود. گفتم: مگر عراق نمی خواست این کار را انجام دهد؟ آمریکا هم وارد نمی شود ولی اگر بشود خیلی بهتر است. دست ها رو می شود. شهید صیاد شیرازی: در تحلیل عملیات رمضان از یک طرف می توانیم بگوییم نبردی پیروزمندانه بود به خاطر این که دشمن را در هم شکستیم و به آن تلفات وارد کردیم البته به خودمان هم یک مقدار تلفات وارد شده بود. از یک طرف می توانیم بگوییم پیروز نبود چون هدفمان این نبود. عده ای می گویند ما همه چیزمان برای پیروزی آماده بود ولی توجه به خدا کمتر و توجه در جهت خود بیشتر شد. یادمان رفت که نصرت دهنده کیست و باید همان روحیه و توکلی را که در عملیات های طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس داشتیم در این عملیات هم داشته باشیم. حالت غرور به وجود آمده بود و البته یک مقدار هم ارتش و سپاه به طرف خود محوری رفتند. یعنی ارتش برای خودش می گفت من هستم و سپاه برای خودش می گفت من هستم. این دو تا «من» نمی جنگید


نویسنده : یزد رسا

تاریخ : 1393

خاطره : سردار شهید ذبیح‌الله(عباس) عاصی‌زاده در تاریخ 24 مرداد ماه 40 در روستای مزرعه سیف اردکان، در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا خرداد 59، با گرفتن دیپلم اتومکانیک در اردکان ادامه داد و سپس به صف سبزجامگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. ایشان دوره آموزشی عمومی را از 4 شهریورماه سال 59 در یزد و آموزش تخصصی پدافند را در اصفهان گذرانید. با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه میهن اسلامی ما، به همراه اولین گروه اعزامی از سپاه پاسداران یزد به فرماندهی برادر سید ضیاء گلدانساز، به جبهه رفت و در تاریخ 20 آذرماه 59 در منطقه آبقادان مجروح شد و پس از مداوا بار دیگر در جبهه جنوب حضور یافت. وی پس از فراگیری آموزش تخصصی اطلاعات عملیات، فرماندهی نیروهای یزدی را در منطقه سوسنگرد به عهده گرفت و مجددا در تاریخ 16 اسفندماه سال 60 از ناحیه پا مجروح شد. وی پس از مداوای مختصر، به جبهه بازگشت و با مسئولیت فرماندهی گردان، در تیپ‌های کربلاو عاشورا درعملیات‌های مختلف شرکت نمود. به دلیل اینکه نیروهای یزدی فراتر از تیپ مستقل در جبهه حضور داشتند، پیشنهاد تشکیل یک تیپ مستقل برای استان یزد مورد توجه فرماندهان نظامی و مسئولین استان قرار گرفت و در نهایت در تاریخ 4 مهرماه سال 62 از سوی فرمانده کل سپاه پاسداران حکم تشکیل تیپ الغدیر به نام برادر عاصی‌زاده صادر شد؛ ولی این سردار عالی مقام به فاصله 17 روز، بر اثر اصابت ترکش توپ، در تاریخ 21 مهرماه سال 62 در منطقه بانه به شهادت رسید. علمیات رمضان یکی از عملیات‌هایی بود که شهید عاصی‌زاده در آن حضور داشت، در کتاب «شیران الغدیر و یادمان‌های جنوب» تألیف «محمد رضا کلانتری سرچشمه» آمده است: هنگامی که عملیات رمضان آغاز شد آتش سلاح‌های عراقی‌ها تا دندان مسلح مرتب روی نیروها کار می‌کرد. سردار مرتضی قربانی فرمانده تیپ 25 کربلا حدس زده بود که باید متوقف کردن آتش دشمن را گردان امام حسین واگذار کند؛ چون منطقه عملیاتی سرزمینی بود که که از کارون به ایستگاه حسینیه (جاده خرمشهر و اهواز) و از آنجا به دژ مرزی و سپس به سمت شلمچه می‌رفت. این جاده برای دشمن از اهمیت خاصی برخوردار بود سردار مرتضی قربانی با دلگرمی و امید تمام می‌گفت: « این کار فقط از عهده گردان امام حسین(ع) برمی‌آید.» مطلب را با عباس(عاصی زاده) در میان گذاشت و ایشان پذیرفت که با نیروهایش سعی در گشودن خط دفاعی دشمن داشته باشند تا سایر نیروها بتوانند به پیشروی خود ادامه دهند. زمانی که بچه‌های گردان پشت میدان مین رسیدند. دشمن متوجه گردید. پیش روی آنان مین بود و بالای سرشان باران بی امان گلوله، نمی‌شد قدم از قدم برداشت. یکی از بی‌سیم‌چی ها گفت: «عباس زمین گیر شده‌ایم!» عباس با شهامت تمام فریاد کشید: « نه گردان امام حسین(ع) زمین‌گیر نمی‌شود!» اما همین که از طریق بی‌سیم تماس گرفت تا دو تا از فرماندهان گروهانش جلوتر بیایند، بی‌سیم‌چی اطلاع داد که آنها شهید شده‌اند. حجم آتش به حدی بود که کسی جرأت نمی‌کرد حتی تا از جایش تکان بخورد. کسی نمی‌توانست باور کند که گردان امام حسین(ع) اینگونه ناتوان به زمین بچسبد. آنها به عباس اعتماد کرده بودند. در چنین مواقعی از جنگ، انسان حس می‌کند که فرماندهی چه مسئولیت سنگینی است. هر کس از بچه‌ها که به زمین می‌افتادند، کوهی بودند که روی شانه عباس فرود می‌آمدند. همه منتظر عملکرد این گردان بودند و حالا اینگونه زمین‌گیر شده بود. در همین حال صدای فریادی از میان بچه‌ها بلند شد که می‌گفت: «ای امام زمان چرا به بچه‌ها کمک نمی‌کنی؟» آن صدا را می‌شد شناخت، بله صداش آشنا بود. صدای عباس بود که داشت با گریه و زاری از امام زمان کمک می‌طلبید. در همین حین معجزه‌ای رخ داد. یک بسیجی شجاع از میان نیروها برخاست و با شلیک گلوله آر.پی.جی، چهار لول عراقی را که این آتش را روشن کرده بود، منهدم کرد. هر چند که تعدادی از نیروها شهید شدند، ولی میدان مین باز و خط دشمن شکسته شد و سایر نیروها با استفاده از این فرصت پیشروی کرده و وارد موضع دشمن شده و مشغول جنگ تن به تن با آنها بودند؛ طوری که عباس شاسی بی‌سیم را می‌فشرد و می‌گفت: «برادر قربانی، صدای عراقی‌ها را می‌شنوی،صدای فریادشان را؟! دارند فرار می‌کنند!»اینها را می‌گفت و می‌خندید. بعدها به عاصی‌زاده گفته شد:«عباس، آیا واقعا صدای آ‌نها را می‌شنیدی؟» گفت: «بله، من از توی سنگر فرماندهی، فریادهای دخیل دخیل آنها را می‌شنیدم.»


زید
زید
زید
زید
زید
زید
زید