یادمان شهدای عشایر (گمبوعه)
یادمان شهدای عشایر (گمبوعه)

یادمان شهدای گمبوعه برای رسیدن به گمبوعه، از شهر اهواز که به سمت غرب و به سوی شهر حمیدیه حرکت کنیم، حدود 10 کیلومتری شهر اهواز، به روستای گمبوعه می رسیم. «گمبوع» نوعی علف است که در منطقه ای در شمال غرب اهواز رشد می کرد. به همین دلیل، نام جنگلی که در این منطقه است، گمبوعه و دو روستای همجوار آن را گمبوعه کوچک و گمبوعه بزرگ نامیده اند. مساحت جنگل مصنوعی گمبوعه حدود سه هزار هکتار می باشد و سالانه مسافران زیادی را جذب خود می کند. روستای گمبوعه بزرگ ابتدا از چهار خانوار تشکیل شده بود. این خانواده ها در دل جنگل، در خانه های گلی (خرایب) زندگی می کردند، اما به دلیل شناور شدن ماسه های جنگل، آن مکان دیگر برای زندگی مناسب نبود. به این دلیل، به دنبال زمین سفت و قابل کشت آمدند و با فاصله ای کم از هم سکونت یافتند و به کار دامداری و کشاورزی مشغول شدند. گمبوعه یکی از مراکز مقاومت عشایر خوزستان در برابر نیروهای استعمارگر بریتانیا بوده است. در جنگ جهانی اول، عشایر خوزستان توانستند دشمن متجاوز انگلیسی را شکست دهند و آنها را مجبور به عقب نشینی کنند. آرامگاه شهیدان مبارز در روستای گمبوعه، به مقبره جهاد یا جهاد عشایر معروف است.در جنگ جهانی اول و در سال 1293 شمسی به دنبال لشکرکشی قوای روسیه تزاری به خاک ایران کشورمان صحنه یکی از مهم ترین مناقشات بین المللی شد. در این دوران احمدشاه تقریبا سه هفته تاج گذاری کرده و مجلس سوم هم تازه تشکیل شده بود. علیرغم اعلان موضع بی طرفی توسط دولت قاجاریه بخش هایی از ایران به اشغال دشمن درآمد.به دلیل اینکه در جنوب ایران مقابله با نیروهای متجاوز انگلیسی در مناطق «بوشهر»،«تنگستان»و«دشتستان» با هدایت علما سازماندهی شده بود،اقتضا می کرد که در منطقه خوزستان هم دفاع مردمی شکل بگیرد.با فتوای مرحوم «آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی» از مراجع بزرگ نجف،نهضت مقابله با نیروهای انگلیسی در خوزستان شکل دیگری یافت اما با خیانت «شیخ خزعل» حاکم وقت خوزستان و ایجاد شکاف در صفوف مسلمین،نیروهای انگلیسی موفق شدند بصره را فتح و به سمت بغداد پیشروی کنند و در سال سوم جنگ،انگلیسی ها بغداد را تصرف کردند.در خوزستان برخی طوایف عرب،عشایر غیور و مومن دشت آزادگان،هویزه،بخش هایی از شادگان و منطقه «ویس» شامل طایفه «بنی طرف» در هویزه،طایفه عشایر «باوی» در «ویس»،عشایر «بنی لام» و همچنین عشایری از «بنی کعب» در مناطق حمیدیه،منجور،شادگان و همچنین منطقه «گمبوعه» به صورت پراکنده به مقابله با نیروهای متجاوز انگلیسی پرداختند و تعداد زیادی از آنها به شهادت رسیدند. با شروع جنگ تحمیلی جنگل گمبوعه در منطقه ای در کیلومتر 10 جاده اهواز-حمیدیه محل استقرار و مبارزه ی نیروهای نظامی و مردمی در مقابله با دشمن برای ممانعت از اشغال اهواز بود. در عملیات بیت المقدس نیز قرارگاه قدس و بخشی از نیروهای عمل کننده در این منطقه استقرار داشتند به دلیل اهمیت دفاع مقدس مردمی که پیوند عمیقی با مرجعیت دینی در سال 1293 ش و نیز در هشت سال دفاع مقدس داشت به دستور رهبر معظم انقلاب در این منطقه «یادمان شهدای گمبوعه» در جوار قبور شهدا احداث شده است.

نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : قضایای مبارزه با انگلیسی های اشغالگر و جنگی که در عراق اتفاق افتاد، بر محور مرحوم سیدمحمد کاظم یزدی می گردد. ایشان پسر خودش مرحوم سیدمحمد را فرستاد؛ البته مرحوم سیدمحمد در جنگ به شهادت نرسید، بعدا از دنیا رفت؛ لکن فرزند خودش را فرستاد. بزرگانی از علما آن وقت بودند - مرحوم سیدعلی داماد بود، مرحوم سیدمصطفای کاشانی پدر مرحوم آقای کاشانی بود، بزرگان دیگری بودند - اما محور پسر مرحوم سید محمدکاظم بود که خب همه به عنوان شخصیت برجسته ای دنبال او بودند. آمدند در مناطق جنوبی عراق - در همین مناطق مرزی ایران - جنگیدند و مبارزه کردند. من آن سفری که رفته بودم خوزستان، چند سال قبل از این، چند پیرمرد از بازمانده های دوران آن جنگ، آمدند در یک جلسه ای و با من ملاقات کردند. پرچم آن جنگ را برای ما آوردند - یک پرچم مندرس شدهٔ فرسوده ای بود - آن را دادند، گفتند این پرچم مرحوم سیدمحمد کاظم یزدی است؛ عربهای خوزستانی خودمان به نسبت این پرچم به این بزرگوار توجه داشتند. (حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی)


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : در جنگ جهانی اول و به دنبال لشکرکشی قوای روسیه تزاری از شمال و بریتانیا از جنوب به خاک ایران، کشورمان صحنهٔ یکی از مهمترین مناقشات بین المللی شد. در این دوران، به دلیل این که احمدشاه تقریباً سه هفته بود که در ایران تاجگذاری کرده و مجلس سوم هم تازه تشکیل شده بود، دولت قاجاریه قادر به تصمیم گیری مؤثری نبود و آمادگی و نیرویی برای دفاع از کشور وجود نداشت. لذا علیرغم اعلان موضع بیطرفی ایران، بخش هایی از کشور به اشغال بیگانگان درآمد. در جنوب ایران، مقابله با نیروهای متجاوز انگلیسی در مناطق بوشهر، تنگستان و دشتستان با هدایت علماء سازماندهی شد. بلافاصله در منطقه خوزستان هم دفاع مردمی شکل گفت و با فتوای مرحوم آیتالله سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی از مراجع بزرگ نجف، نهضت مقابله با نیروهای انگلیسی در خوزستان شکل دیگری یافت. اما به دلیل خیانت شیخ خزعل حاکم وقت خوزستان و ایجاد شکاف در صفوف مسلمین، نیروهای انگلیسی با عبور از این منطقه، موفق شدند بصره را فتح کنند و بعد هم به سمت بغداد پیشروی کردند و در سال سوم جنگ، انگلیسی ها بغداد را تصرف کردند. در خوزستان برخی طوایف عرب، عشایر دشت آزادگان، هویزه، بخشهایی از شادگان و منطقه « ویس» شامل طایفه « بنی طرف» در سوسنگـــرد، طایفه عشــایر « باوی» در « ویس»، عشایر « بنی لام» و همچنین عشایری از « بنی کعب» در مناطق حمیدیه، منجور، شادگان و همچنین منطقه « گمبوعه»، در یازدهم اسفند 1293 به مقابله با نیروهای متجاوز انگلیسی پرداختند و تعداد زیادی از آنان به شهادت رسیدند. مهمترین نبرد در منطقه گمبوعه صورت گرفت. منطقه گمبوعه کنونی که به صورت پارک جنگلی درآمده است، در 10 کیلومتری اهواز به سمت حمیدیه قرار دارد. با شروع جنگ تحمیلی، جنگل گمبوعه محل استقرار و مبارزه نیروهای نظامی و مردمی در مقابله با دشمن برای ممانعت از اشغال اهواز بود. در عملیات بیت المقدس نیز قرارگاه قدس و بخشی از نیروهای عمل کننده، در این منطقه استقرار داشتند. در طول جنگ تحمیلی، به پوشش درختی این منطقه خسارات قابل توجهی وارد آمد که پس از جنگ، بخش هایی از آن بازسازی و نهال کاری شد. به دلیل اهمیت دفاع مردمی که پیوند عمیقی با مرجعیت دینی در سال 1293 و نیز در هشت سال دفاع مقدس داشت، به دستور رهبر معظم انقلاب در این منطقه «یادمان شهدای گمبوعه» در جوار قبور شهدای این منطقه احداث شده است.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : عشایر، در هر کجا که باشند، از روحیهٔ سلحشوری، شجاعت، فداکاری، غیرت و جوانمردی برخوردارند. این خصیصه، در حد بالایی در بین عشایر خوزستان مشهود است. عشایر، در جنگ علیه انگلیسی ها، مردانی مقاوم و فداکار بودند؛ به طوری که از مرگ هراسی نداشتند و به آغوش پرنده شهادت پر می کشیدند. با وجود این که متجاوزان انگلیسی از شهدای آنان پشته ساخته بودند، به پیشروی و مقاومت دلیرانه ادامه دادند؛ در حالی که یزله سر می دادند: (کلی احنه اسلال العیاله) (همهٔ ما مایهٔ وحشت و مرگ متجاوزان هستیم). علاوه بر بنی طرف و متحدان آن که بار اصلی جنگ را به دوش داشتند، طوایف دیگری همچون کعب، سادات آلبوشو که، موالی، مشعشعیان، بیت العلویه، بیت سیدلفته، شرفه، سواری، حیادر، بنی ساله، مروانه، عبدالخان، آل کثیر، سلامات، الحمید، خزرج، مجدم، آلبوغبیش، سواعد، مزرعه و دیگران طوائف و قبائل، به نوعی در این جهاد بزرگ درگیر بودند. به طوری که شهید از باری از سران طائفه بنی ساله (بنی صالح) بود که در جنگ به شهادت رسید و بنابر وصیتش، وی را در محل قتلگاهش به خاک سپردند. نقل است که همسرش وقتی بر سر قبر او آمد، اشعاری حماسی و جان سوز خواند که در تاریخ از آن بسیار نقل شده است. با سید طاهر هاشمی آخرین یادگار حماسه گمبوعه عشایر عرب خوزستان در مصاف با قوای متجاوز انگلیسی بود که در سن 112 سالگی درگذشت. سید طاهر هاشمی بزرگ عشیره سادات المهدی، در جریان مقابله با متجاوزین انگلیسی در سال 1293 با قوای اعزامی از دربار انگلستان از هندوستان، در حالی که 15 سال داشت، به عنوان مسؤول تدارکات عشایر عرب خوزستان در این حماسه حضور پیدا کرد. سید طاهر هاشمی دفاع مقدس عشایر را برگرفته از فرمان تاریخی حضرت آیت الله العظمی آقاسیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی مرجع بزرگ شیعیان در آن زمان می دانست و بر نقش گستردهٔ علمای شیعه در نبرد نابرابر با قوای متجاوز انگلیسی تأکید داشت. در جریان نبرد عشایر عرب خوزستان با قوای انگلیسی بیش از یک هزار تن از نیروهای انگلیسی کشته و قریب 500 تن از عشایر نیز به شهادت رسیدند. با شهید شیخ عبدالله سعدونی طرفی در نجف اشرف به تحصیل علوم حوزوی پرداخت. در سال 1332 ازدواج کرد و کمی بعد حکم جهاد علیه انگلیسی ها صادر شد. او علی رغم مخالفت خانواده، راهی جبهه جنگ شد و در جواب همسرش گفت: تکلیف شرعی دارد؛ زیرا حکم مرجع تقلید در میان است و او به عنوان یک روحانی باید پیشگام مبارزه با کفار باشد. او با لباس روحانی و پیشاپیش مجاهدان حرکت کرد. سرانجام در محاصرهٔ دشمن، تیر خورد و در حالی که آیهٔ «انالله و انا الیه راجعون» بر لب داشت، به شهادت رسید. وی را با همان لباس روحانی در مقبرهٔ جهاد به خاک سپردند.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : در پی اشغال خوزستان توسط قوای انگلیسی و سپس عزیمت آنان به سمت عراق برای مقابله با دولت عثمانی، اخبار آن به علمای حوزه ها و مرجعیت شیعه رسید. مناطقی از خوزستان مانند خرمشهر، آبادان و اهواز، در ماههای مهر و آبان 1293 توسط نیروهای انگلیسی اشغال شد. در این زمان، آیت الله العظمی سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، طی نامه ای به شیخ خزعل حاکم وقت خوزستان، لزوم جهاد علیه قوای متجاوز را گوشزد کرد. در این نامه آمده است: «روشن است که پاسداری از کیان اسلام و دفاع با جان و مالی از ثغور مسلمین در برابر تهاجم کفار از مهمترین واجبات است. و تو در یکی از مناطق مهم مرزی هستی:؛ پس حفظ آن منطقه از هجوم، به وسیلهٔ آنچه که در توان داری، بر تو واجب است؛ همان گونه که این امر بر سایر عشایر ساکن در آن جهات واجب است. و بر تو لازم است که این پیام را به آنها ابلاغ کنی، و یاری رساندن به کفار و همکاری با آنان در زمینهٔ جنگ با مسلمین بر هر مسلمانی حرام است.» شیخ خزعل نه تنها علیه متجاوزان انگلیسی جهاد نکرد، بلکه با تمام وجود در خدمت آنان قرار گرفت. اما این پیام به گوش عشایر غیور خوزستان رسید. کمی بعد، از سوی این مرجع بزرگ، فرزندش سیدمحمد یزدی برای ابلاغ فتوی به خوزستان رسید و جنب و جوش جهادی، همهٔ منطقه را فرا گرفت و مرد و زن آماده پیکار شدند. قوای عشایر، از چند روز قبل در این منطقه گرد آمدند که مجموع آنها 12000 نفر نقل شده است. حضور سیدمحمد یزدی در خطوط مقدم جبهه و شدت احتیاط وی، باعث شده بود که بی جهت و بدون نقشه جنگی، حرکتی از قوای عشایر آغاز نشود. از سوی دیگر، نیروهای انگلیسی در اهواز متمرکز شده بودند. جنگ بزرگ در منطقهٔ المنیور و غدیرالدعی در 10 کیلومتری غرب اهواز در یازدهم اسفند 1293 روی داد که در تاریخ ماندنی شده است. این جنگ در دو مرحله بود؛ در مرحله اول عشایر خوزستان، نیروهای انگلیسی را شکست دادند ولی در مرحله دوم، انگلیسی ها با اسلحه های سنگین رودرروی مردم عرب خوزستان قرار گرفتند که منجر به شهادت صدها نفر شد. مزارشهدا (مقبره الجهاد) در 10 کیلومتری جاده اهواز به حمیدیه قرار دارد.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : نبرد اصلی بین نیروهای عشایر و متجاوزان انگلیسی در یازدهم اسفند 1293 (مطابق با دوم مارس 1915) درگرفت. نیروهای انگلیسی در 25 دی 1293 به خوزستان رسیده بودند. نیروهای عشایر خوزستان عبارت بودند از عشایر دشت آزادگان و اهواز و مناطق دیگر که قبلا توسط علما بسیج شده بودند. همهٔ نیروها در منطقهٔ گمبوعه گرد آمدند و در حالت آماده باش جنگی قرار گرفتند. صبح 11 اسفند 1293، نیروهای انگلیسی و طرفداران شیخ خزعل به فرماندهی ژنرال روبنسون، به قصد غافلگیر کردن نیروهای عشایر، شروع به پیشروی کردند. در حالی که توپخانهٔ آنها مسلمانان را زیر آتش گرفته بود، نیروهای سواره نظام حمله را شروع کردند. این در حالی بود که نیروهای پیاده و چابک سوارن عشایر، در برابر آنها صف کشیده بودند. سپس در حالی که عده ای از آنها مانند برگ خزان بر زمین می ریختند، به سوی انگلیسیها حمله بردند. آنها با سلاحهای ابتدایی مانند چنکک، گرز، شمشیر و تفنگ مارتینی، تعداد زیادی از انگلیسی ها را از پای درآوردند و هنوز چند ساعتی از شروع نبرد نگذشته بود که به توپخانه انگلیسی ها رسیدند. سربازان دشمن را کشتند و عراده توپ آنها را غنیمت گرفتند. دلاوری مردان عشایر، نیروهای انگلیسی مجبور به فرار به سمت اهواز شدند و عشایر آنان را تا رود کارون تعقیب کردند. شیخ مرتضی مجتهد شوشتری که در سال 1335 بر اثر مبارزات ضدانگلیسی اش در شوشتر به دست عمال دشمن به شهادت رسید، می نویسد: «سپاه انگلیس که شبیخون بردند، شماره شان 12000 نفر بود که 1250 نفر از آنان با کلنل لیونتال بال و فرمانده شان کشته گردیدند و توپخانه و قورخانه شان به دست عشایر افتاد.» تلفات عشایر خوزستان آن طور که از زبان حاضران در صحنه نقل گردیده، 500 شهید بود که در همان منطقه، با لباس و کفن و بدون غسل به خاک سپرده شدند و مقبره آنان به مقبره الجهاد مشهور است. در پی شکست نیروهای انگلیسی در جبهه اهواز و رسیدن اخبار به نماینده پادشاه انگلستان در هند، وی دستور اعزام نیروهای تازه نفس به خوزستان را داد. کمی بعد این نیروها به بصره رسیدند و از آنجا راهی اهواز شدند. از طرف دیگر، عشایر بنی طرف مجبور به بازگشت به خانه و کاشانه خود در سوسنگرد شده بودند. به این ترتیب، حماسه غدیرالد عی و المنیور پایان پذیرفت. هر چند مدتی بعد انگلیسی ها با حمله به سوسنگرد و آتش زدن اموال مردم و کشتار آنان، انتقام سختی از مجاهدان گرفتند.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : پس از شکست انگلیسی ها در یازدهم اسفند 1293، روند مرحله اول پیروزی عشایر ادامه پیدا نکرد. انگلیسی ها که شکست سختی را از عشایر قبول کرده بودند، درخواست نیروی کمکی کردند و در 2 اردیبهشت 1294، نیرویی مرکب از 9000 نیروی جنگی از بصره وارد اهواز شد. قوای انگلیسی تصمیم گرفتند از عشیرهٔ بنی طرف که نقش عمده ای در جهاد علیه انگلیسی ها داشتند، انتقام بگیرند. مرکز عشیره بنی طرف عمدتاً در منطقهٔ سوسنگرد بود و در ساحل غربی کرخه، خانه هــای گِلی شان تا هشت کیلومتر امتداد داشت. در 23 اردیبهشت 1294، تهاجم انگلیسی ها به سوسنگرد از دو محور آغاز شد. آنان شهر را به مدت سه روز زیر آتش مداوم توپخانه و گلوله های مسلسل قرار دادند. در این مدت، عشیره بنی طرف شجاعانه مقاومت کردند. یکی از انگلیسی ها، وضعیت شهر را چنین توصیف کرده است: « توپهایی که در ساحل مستقر شده بود، آتش شدید خود را بر خانه هایی که از نی درست شده بود، ریختند و آنها را به آتش کشیدند. و نیز تعدادی از اسبها و گاومیش هایی که صاحبان شان آنها را رها ساخته بودند، در آتش سوخت.» تلفات مالی اهالی سوسنگرد در آن درگیری، کشته شدن حدود 2000 رأس از گوسفندان، و نابودی همهٔ گندم ذخیره و ویرانی همهٔ خانه ها گفته شده است. از شاهدان آن واقعه نقل شده که حدود 400 نفر از اهالی منطقه به شهادت رسیدند. انگلیسی ها ذکر کرده اند که هدف از کوبیدن سوسنگرد، فقط انتقامجویی از یک عشیره نبوده است، بلکه ترساندن عشایر مخالف دیگر و حتی عشایری که در عراق بودند، جزو اهداف شان بوده است


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : ویلسون، افسر سیاسی و جاسوس انگلیسی که قبلا منطقه را شناسایی کرده بود و در جنگ شرکت داشت، رزم عشایر را چنین توصیف کرده است: « عشایر قدرت فوق العاده ای داشتند و در تحرک و چابکی از دیگران سبقت می گرفتند. به طوری که ســـوارکاران ما هرگز به پای آنـــها نمی رسیدند.حتی نیروهای پیادهٔ آنان دارای سرعتی برق آسا بودند و کسی نمی توانست از دستشان فرار کند. هر گاه نیزه ها برق بزند و شمشیرها بدرخشد و مرگ به صورت ناگهانی بیاید، هیچ کدام از آنان نمی هراسند، از این که به سراغ مرگ رود و یا مرگ به سراغ او آید. شاهد این مدعا، جریان یکی از افسران هندی در جبهه بریتانیاست. وی در مسابقــات بین المللی حتی با امریکایی ها، مقام اول را به دست آورده بود. این شخص در جریان جنگ، در حالی که سوار بر اسب تندرویی بود، گرفتار عشایر شد و ملاحظه کرد که نیروهای پیادهٔ آنان به راحتی به او رسیدند. و اگر نیروهای آتش بار و توپخانهٔ ما نبود، هرگز قدرت فرار را از دست آنان پیدا نمی کرد.»


گمبوعه
گمبوعه
گمبوعه
گمبوعه