یادمان عملیات بیت المقدس
یادمان عملیات بیت المقدس

عملیات بیت المقدس که نام کامل آن « الی بیت المقدس» به معنی به سوی بیت المقدس است، یکی از بزرگترین و مهمترین عملیات در جنگ تحمیلی محسوب می شود. سپاهیان اسلام، این عملیات را در ساعت 30 دقیقهٔ بامداد روز دهم اردیبهشت 1361 با رمز « یا علی بن ابیطالب (ع) » به فرماندهی مشترک سپاه و ارتش و با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز کردند. در این زمان، 20 ماه از اشغال خرمشهر که نام خونین شهر بر آن نهاده شده بود، می گذشت. انجام عملیات بیت المقدس در چهار مرحله برنامه ریزی شده بود. در مرحله اول، قرارگاه های فتح و نصر، با عبور از رود کارون، با 23 کیلومتر پیشروی، خود را به جاده اهواز - خرمشهر رساندند. در شب 16 اردیبهشت، در مرحلهٔ دوم عملیات، نیروها حملهٔ خود را از جاده اهواز - خرمشهر آغاز کردند و با 14 کیلومتر پیشروی، قبل از طلوع آفتاب به مرزهای بین المللی رسیدند. دشمن با مشاهدهٔ جهت پیشروی نیروهای ایرانی به طرف مرز، لشکرهــای خود را از جفیــر عقب کشیــد تا از دروازه های بصره محافظت کند. در پی این عقب نشینی دشمن که از ساعت اولیهٔ روز هجدهم اردیبهشت آغاز شده بود، مناطقی مثل جفیر، هویزه، پادگان حمید و جادهٔ اهواز - خرمشهر آزاد شد. در مرحلهٔ سوم عملیات، نیروهای عمل کننده در آخرین ساعات روز 19 اردیبهشت 1361 عملیات خود را آغاز کردند، اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز در خطوط پدافندی، توفیقی نیافتند. به همین خاطر، تصمیم گرفته شد برای انجام عملیات نهایی، فرصت بیشتری به یگانها داده شود. مرحلهٔ چهارم عملیات در ساعت 22:30 شامگاه شنبه اول خرداد 1361 با رمز یا محمدبن عبدالله (ص) آغاز شد. در این مرحله، نیروهای قرارگاه عملیاتی فتح، مشخصاً تیپ 14 امام حسین(ع) به فرماندهی شهید حسین خرازی، از طریق جاده ی اهواز- خرمشهر به پلیس راه خرمشهر رسیدند و نیروهای قرارگاه فجر به همراه رزمندگان تیپ 8 نجف اشرف به فرماندهی شهید احمد کاظمی از قرارگاه فتح، پل نو را تصرف و به سمت اروندرود پیشروی کردند. در این حال، نیروهای قرارگاه نصر نیز در امتداد مرز حرکت کردند و به پاکسازی و انهدام دشمن در جادهٔ مواصلاتی شلمچه به خرمشهر و نهر خیّن پرداختند. سرانجام در ساعت 11 صبح روز دوشنبه سوم خرداد 1361، رزمندگان اسلام به این شهر ویران شده گام نهادند و این گونه بود که پس از 575 روز اشغال خرمشهر را خدا آزاد کرد. منطقه «دُب حَردان» به خاطر ویژگی ها و شرایط نزدیک تر به عملیات بیت المقدس به عنوان نقطه ایجاد یادمان بیت المقدس انتخاب گردید

نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : سپاس بی حد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود. این جانب با یقین به آن که ما النصر الا من عندالله از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح، که دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و کشور بقیه الله الاعظم، ارواحنالمقدمه الفداء، را از چنگ گرگان آدمخوار که آلت هایی در دست ابرقدرتان، خصوصاً آمریکای جهانخوارند، بیرون آورد و ندای الله اکبر را در خرمشهــــر عزیز طنین انداز کرد و پرچم پرافتخـــار لا اله الا الله را بر فراز آن شهر خرم که با دست پلید خیانتکاران قرن به خون کشیده شده و خونین شهر نام گرفت بیافراشتند، تشکر می کنم و آنان فوق تشکر امثال من هستند. آنان به یقین مورد تقدیر ناجی بشریت و برپا کنندهٔ عدل الهی در سراسر گیتی می باشند. آنان به آرم (مارمیت اذرمیت و لکن الله رمی) مفتخرند. مبارک باد و هزاران بار مبارک باد بر شما عزیزان و نور چشمان اسلام این فتح و نصر عظیم که با توفیق الهی و ضایعات کم و غنایم بی پایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولین و آسیب دیدگان بدبخت که با فریب و فشار صدام تکریتی، این ابرجنایتکار دهر، به تباهی کشیده شده اند، سرافرازانه برای اسلام و میهن عزیز افتخار ابدی به هدیه آوردید. و مبارک باد بر فرماندهان قدرتمند که فرماندهان چنین فداکارانی هستند که ستارهٔ درخشندهٔ پیروزی های آنان بر تارک تاریخ تا نفخ صور نورافشانی خواهد کرد. و مبارک باد بر ملت عظیم الشأن ایران این چنین فرزندان سلحشور و جان بر کفی که نام آنان و کشورشان را جاویدان کردند. و مبارک باد بر اسلام بزرگ این متابعانی که در دو جبههٔ جنگ با دشمن باطنی و دشمنان ظاهری پیروزمندانه و سرافراز امتحان خویش را دادند و برای اسلام سرافرازی آفریدند. (پیام امام حضرت امام خمینی (ره) به مناسبت آزادسازی خرمشهر)


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : آن روزها بنده در اهواز از نزدیک شاهد قضایا بودم. خرمشهر در واقع هیج نیروی مسلحی نداشت؛ نه که صدوبیست هزار نداشت، بلکه ده هزار و پنج هزار هم نداشت. چند تانک تعمیری از کار افتاده را مرحوم شهید اقارب پرست که افسر ارتشی بسیار متعهدی بود، از خسروآباد به خرمشهر آورده بود. (البته این مال بعد است. در قسمت اصلی خرمشهر که نیرویی نبود) محمد جهان آرا و دیگر جوانان ما، در مقابل نیروهای مهاجم عراقی، یک لشکر مجهز زرهی عراقی، با یک تیپ نیروی مخصوصی و با نود قبضه توپ که شب و روز روی خرمشهر می بارید، سی و پنج روز مقاومت کردند. ملت ایران! به این جوانان و رزمندگان تان افتخار کنید. بعد هم که می خواستند خرمشهر را تحویل بگیرند، دوباره سپاه و ارتش و بسیج، با نیرویی به مراتب کمتر از نیروی عراقی، رفتند خرمشهر را محاصره کردند و حدود پانزده هزار اسیر در یکی دو روز از عراقی ها گرفتند. جنگ تحمیلی هشت سالهٔ ما، داستان عبرت آموز عجیبی است. من نمی دانم چرا بعضی ها در ارائهٔ مسائل افتخارآمیز دوران جنگ تحمیلی کوتاهی می کنند. بنده در همان دوران غربت، وقتی خرمشهر در اشغال دشمنان بیگانه بود، نزدیک پل خرمشهر رفتم و با چشم خودم دیدم وضعیت چگونه است. فضا غم آلود و دل ها سرشار از غصه بود و دشمن، با اتکاء به نیروهای بیگانه که به او کمک می کردند، در خرمشهر مستقر شده بودند. تانکهای او، وسایل پیشرفتهٔ او، هواپیماهای مدرن او، نیروهای تا دندان مسلح او؛ اما بچه های ما آر.پی.جی هم نداشتند. با تفنگ می جنگیدند، اما با ایمان و با صلابت. همین جوانان، با دست خالی، اما با دل پر از امید و ایمان به خدا، بدون این که ابــزار پیشرفته ای داشتـــه باشند و بدون این که دوره های جنگ را دیده باشند، وسط میدان رفتند و بر همهٔ عوامل غلبه پیدا کردند. روز سوم خرداد، همان ساعت اولی که رزمندگان ما خرمشهر را گرفته بودند، مرحوم شهید صیاد شیرازی به من تلفن کرد. بنده آن وقت رییس جمهور بودم و گزارش جبهه را می داد. می گفت الان هزاران سرباز و افسر عراقی صف بسته اند برای این که بیایند ما دستهایشان را ببندیم و اسیر شوند ! قدرت معنوی یک ملت این است. (حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی))


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : شهید محمد جهان آرا اسوهٔ جوانان خرمشهر در روزهای جهاد و شهادت در وصیتنامه اش چنین نوشته است: « بار پروردگارا، تو را شکر که شربت شهادت، این یگانه راه رسیدن انسان به خودت را به من بندهٔ فقیر و حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی، تو را شکر که این تنها نعمت خداپسند خودت را بر این انسان ذلیل عطا فرمودی؛ و من تنها راه سعادت خویش را، شهادت در راهت یافتم. خداوندا، مرا از این همه لطف و عنایت دور مگردان و شهادت را نصیبم کن، من برای کسی وصیتی ندارم، ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحهٔ کاغذ، می خواهم همچون تیغی و یا تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حسی نکرده اند، بر سر اموال این دنیا، ملت را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می کشانند، فرود آورم. ای امام، درد تو را و رنج تــو را، می دانم چه کسانی با جـان می خرند. جوان با ایمان، که هستی و زندگی تازهٔ خویش را در راه به هدف رسیدن حکومت عدل اسلامی فدا می کند. بله ای امام، درد تو را جوانان درک می کنند. اینان که از مال دنیا، فقط و فقط رهبری تو را دارند. در رگ ما جوانان پاک، اسلام وجود دارد، لحظه ای نمی گذاریم که خط پیامبر گونهٔ تو که به خط انبیاء و تاریخ وصل است، به انحراف کشیده شود. ای امام، من به عنوان کسی که شاید کربلای حسین را در کربلای خرمشهر دیده ام، سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن خون جوانان خرمشهر برمی خیزدو آن این است: ای امام، از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد، من یک ماه به طور مداوم کربلا را می دیدم. هر روز که حملهٔ دشمن بر برادران سخت می شد و فریاد آنها بیسیم را از کار می انداخت و هیچ راه نجاتی نبود، به اتاق خود می رفتم، گریه را اغاز می کردم و فریاد می زدم! ای رب العالمین، بر ما مپسند ذلت و خواری را.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : من خدمت سربازی را انجام داده بودم و درجه های ارتش را خوب می شناختم. در یکی از صحنه های درگیری، شاهد بودم که ستوان یکم امیری با تانک با دشمن درگیر بود. آخرین مقاومت های پادگان دژ بود که ما به همراه تعدادی از نیروهای مردمی، برای کمک به ارتش در پادگان دژ راهی شدیم. درگیری، شدید بود و نیروهای عراقی مثل مور و ملخ به سمت پادگان می آمدند. به ستوان امیری گفتم: « بهتر است به داخل شهر برویم و در شهر راه عراقی ها را سد کنیم.» او گفت: « ایران کشور بزرگی است، اما جایی برای عقب نشینی امیری نیست.» این افسر شجاع، تا پای جان در مقابل دشمن ایستاد تا به شهادت رسید.» « ارتش عراق به تدریج وارد مناطق مسکونی خرمشهر شد و جنگ خانه به خانه به راه افتاد. مردم، خانه و زندگی شان را رها کرده و رفته بودند. عراقی ها از این خانه ها، به عنوان سنگـــر و مخفیـگاه استفاده می کردند. در میان شهیدان دفاع از خرمشهر، نام استوار شهید قاسم خسروی می درخشد. او مانند مولایش حسین، در حالی که به تنهایی با تفنگ 106، بدون گرفتن موضع، دشمن را هدف قرار می داد، رجـــز می خواند و می گفت: « من زنده باشم و تو به خاک من تجاوز کنی؟» او مدتی حرکت ستون عراقی ها را در پلیس راه خرمشهر عقب انداخت و دشمن هرگز نتوانست از این منطقه عبور کند، مگر این که قاسم خسروی را به شهادت برساند.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : عبدالرضا آلبوغبیش، از رزمندگان مقاومت خرمشهر، دربارهٔ شهادت حجت الاسلام محمد حسن شریف قنوتی می گوید: « داخل خیابان چهل متری که شدیم، چند تا سرباز دیدیم. اول خیال کردیم ایرانی هستند. بلافاصله ایست دادند و ما را به رگبار بستند. چند گلوله به گردن و دست شیخ و یک گلوله هم به زانوی من اصابت کرد. چند نفر به سراغ من آمدند و یک عده هم به سراغ شیخ شریف رفتند. اطراف شیــخ را گرفته بودنــد و حوسه (رقص) و هلهله می کردند و فریاد می زدند: « اسرنا الخمینی اسرنا الخمینی ! ما یک خمینی را اسیر کرده ایم.» شیخ فقط می گفت الله اکبر و لااله الاالله. چندین گلوله به بدن او اصابت کرده بود و به خاطر خونی که از بدنش می رفت و بی خوابی شبها و روزهای گذشته و تلاشهای خستگی ناپذیر و مجاهدتها و سلحشوری ها و سخنرانیهای پی درپی و گرسنگی و تشنگی، دیگر رمقی برایش نمانده بود. با این حال، عراقیها با اسلحه به پاشنهٔ پای راست شیخ شلیک کردند، ولی این مرد شجاع چون کوهی ایستاد و با لحنی رسا و به عربی فصیح، به عراقی ها گفت: « از خاک ما بیرون بروید، مگر ما همه مسلمان نیستیم؟» عراقی ها که مقاومت و شجاعت شیخ شریف را دیدند، بیش از پیش عصبانی شدند و به دست راست و پاشنهٔ پای راست او شلیک کردند و گفتند: « هذا ایهٔ المقاومهٔ. این فرمانده مقاومت است.» سپس شیخ را به رگبار بستند که پاهای این روحانی بزرگوار سوراخ سوراخ شد. پس از آن، حدود ده نفر شیخ شریف را میزدند. شیخ تکبیر می گفت وآنها می زدند. عمامهٔ شیخ را با سرنیزه برداشتند و به زمین انداختند و فریاد می زدند: « اسرنا الخمینی، اسرنا الخمینی» یکی از عراقی ها که فرماندهٔ آنها بود، شخصی بلندقامت، تنومند و بسیار ورزیده بود. مثل شمر، با سرنیزه به طرف شیخ شریف حمله ور شد. به محض این که به شیخ رسید، از سمت چپ سرنیزه را در شقیقهٔ او فرو برد و چرخاند. از شیخ فقط آیه ( انالله وانالیه راجعون) شنیده شد. ضربه دوم را که زد، فریاد شیخ به الله اکبر تبدیل شد. ضربهٔ سوم که پیشانی شیخ را از هم درید، شیخ زبانش را لای دو دندان گذاشت تا آرزوی شنیدن ناله را به دل دشمن بگذارد. عراقی ها چشمان او را از حدقه در آوردند، ولی صدای نالهٔ شیخ شریف قنوتی را نشنیدند. آن سفاک، با همان سرنیزه کاسهٔ سر شیخ را جدا کرد. جمجمه اش را از جای عمامه برداشت و محاسنش را به خون سرش رنگین کرد. پس از افتادن کاسهٔ سر به روی آسفالت گرم خیابان چهل متری خرمشهر، مغز سر شیخ نیز به روی زمین قرار گرفت. بعد بدن مقدسش به آرامی، به حالت نشسته کنار زمین افتاد.»


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : شاید بهترین سند برای بازگو کردن فضای روزهای اشغال خرمشهر قهرمان، نام هایی باشد که فرمانده وقت سپاه خوزستان برای مسؤولین نوشته است : « مسؤولین، مسلمین ! به داد ما برسید؛ این چه سازمان رسمی شناخته شده ای است که اسلحهٔ انفرادی ندارد. نیروهای شهادت طلب پاسدار را آموزش ندادید، مسامحه کردید، چوبش را از خـدای عزوجل می خورید و خواهید خورد. چه باید بگویم که شاید شما را به تحرک وابدارد. این را بگویم که از 150 پاسدار خرمشهر، تنها 30 نفر باقی مانده؛ بگویم که ما می توانیم با سی خمپاره، خونین شهر برای سه ماه نگه داریم و امروز سی تفنگ نداریم: و حال آن که سازمانهای غیررسمی با امکانات فراوان بر ما آن می رانند که باید برانند. واقعیت این است که ارتش امروز ما نمی تواند بدون وجود سپاه پاسداران و بالعکس، کوچکترین تحرکی داشته باشد. مرا وقت آن نیست که بگویم تا به حال چه کارهای متهورانه ای انجام دادیم. خدا می داند که ما تانکهای دشمن را لمس کردیم. سایهٔ ما به حول و قوهٔ خدا و مکتب اسلام، همواره مورد حملات سلاحهای سنگین دشمن بوده و هست. دشمن هرگز نتوانسته است اسارت ما را تحمل کند. اسرای پاسدار، یا از پشت تیرباران شده و یا آن که در زیر تانک هاله و لورده گردیده اند. پناهندگان عراقی، همواره ترس نیروهای دشمن را از پاسداران انقلاب به عنوان یک معجزهٔ الهی مطرح می کنند. سلاح را به دست صالحین بدهید. تا به حال، دشمن، حسرت گرفتن یک اسلحهٔ کمری را از پاسداران همواره به دل داشته و خواهد داشت. ما شهدای زنده فراوان داریم، ما اصحاب حسین به مقدار زیادی داریم. ما برپا دارندگان کربلای سی روزهٔ خونین شهریم، ما بهشت را در زیر سایهٔ شمشیرها می بینیم. شهدای 25 روزهٔ ما هنوز دفن نشده اند. به داد ما برسید. ما نیاز به اسلحه و امکانات داریم. ما در راه خدا جان داریم که بدهیم، اما امکانات دادن جان را نداریم. به خود بیایید، فریادهای پاسداران از فقدان امکانات بر ما زمین و زمان را تنگ کرده. خستگی زیـــاد مانع از ادامــهٔ نوشتن من می شود، ولی باز هم باید بدانید که ما شهیدان زنده ای هستیم که به نبرد خویش علیه مردگان زنده ادامه خواهیم داد. اگر وساطت کنید و ما را به حدید خداوند مسلح سازید، فضرب الرقاب خویش را تا سقوط دولت بعثی عراق و دیگر زورمندان و قلدران ادامه خواهیم داد و گرنه تا ان زمان مبارزه خواهیم کرد که شهید شویم و تکلیف شرعی خویش را به جا آوریم. (علی شمخانی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خوزستان)


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : خاطرات شهید علی صیاد شیرازی دربارهٔ شب عملیات آزادسازی خرمشهر:« داشتیم نا امید می شدیم. نیروها تا صبح، هر چه راهنمایی و هدایت شدند، پیش نرفتند. حدود نماز صبح بود. یادم هست که بچه ها همه از حال رفته بودند و از خستگی، افتاده بودند. تعداد قلیلی توی اتاق جنگ بودیم. نماز را خواندم. چشمهایم باز نمی شدند. می خواستم بخوابم، ولی دلم نمی آمد از کنار بیسیم کنار بروم. در همان اتاق جنگ، زیر نورافکن، ملحفه ای پهن کردم. دراز کشیدم تا کمی آرامش پیدا کنم. بلافاصله خواب سید عالیقدری را دیدم که با عمامهٔ مشکی آمد داخل قرارگاه ما صورتش را گرفته بود. چهره اش گرفته و غمناک بود. آمد و نگاهی به همهٔ ما کرد. همه به احترام بلند شدیم. ایشان، مثل این که کارش را انجام داده باشد و کار دیگری نداشته باشد، گفت: « می خواهم بروم. کسی نیست مرا راهنمایی کند.» رفتم ایشان را راهنمایی کنم تا از قرارگاه بیرون بروند. از آنجا هم خارج شدیم. یک دفعه این طور به نظرم آمد که حیف است این سید عالیقدر راه برود، بهتر است که ایشان را بغل کنم و روی دست خودم بگیرم. همان کار را کردم و ایشان را روی دست گرفتم تا راه نرود. همان طوری که روی دست من بودند، با حال تبسم، به من نگاه کردند. اظهار محبت کردند. این اظهار محبت، خیلی مرا متأثر کرد و به گریه افتادم. گریه ام آنقدر شدت داشت که از خواب پریدم. همان موقع، توی بیسیم داشتند تکبیر می گفتند. خدا انشاءالله با بزرگان بهشت محشورشان کند، برادر خرازی با کد و رمز اطلاع داد وضعیت ما خوب است و گفت: « توانسته ایم حدود هفتصد نفر از نیروها را متمرکز کنیم. اگر اجازه بدهید، از این جایی که دشمن خط محکمی ندارد، بزنیم به خط دشمن، توی خونین شهر» ریسک بزرگی بود. هفتصد نفر چه بود که ما بخواهیم به خونین شهر حمله کنیم ! بعدش چه؟ حالت خاصی بر ما حاکم شده بود. گفتم: بزنید. ایشان زد. یک ساعت هم طول نکشید. ساعت هشت صبح بود که گفتند: «ما زدیم. خوب هم گرفته. عراقیها جلوی ما دستها را بالا برده اند. ولی تعداد آنها دست ما نیست.» یک هلیکوپتر 214 فرستادیم بالا که ببینیم وضعیت چه جور است. خلبان فریاد زد: «تا چشمم کار می کند، توی این خیابان ها و کوچه های خرمشهر، عراقی ها صف بسته اند و دستها را بالا برده اند.» یعنی قابل شمارش نبودند. واقعاً مطلب عجیبی بود. رفتیم توی خرمشهر و شهر را گرفتیم. آماری به ما دادند. حدود 14500 نفر در شهر اسیر شده بودند. این که داخل سنگرها چقدر امکانات و مهمات و وسایل و تجهیزات و غذا بود، جای خودش.»


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : شهید بهروز مرادی از مدافعین خرمشهر بود که در آزادسازی شهر هم شرکت داشت. در لحظات آغاز عملیات، برای بچه های خرمشهری که آمادهٔ آزادسازی شهرشان شده بودند، این گونه سخن گفت: «برادرها، امشب شبی دیگر است. شبی که هفته ها و ماه ها منتظرش بودیم. ما تنها نیستیم، شهدا و صالحین ما را دعا خواهند کرد. امشب دعای خیر همهٔ مردم ایران بدرقهٔ راه ما خواهد بود و چراغ جماران تا صبح خواهد سوخت. در آنجا مردی بیدار است و به ما می اندیشد، مردی که به ما آموخت هرگز زیر بار ظلم نرویم. رفتن مان دست خداست و برگشتنمان هم دست اوست. اگر به این راه شک دارید، اگر ذره ای از فرجام کار خود در هراسید، همان بهتر که همسفر این راه نشوید. اما آنها که می مانند، دو چیز را باید همواره به خاطر داشته باشند. یکی این که عراقیها به کشور و آب و خاک ما تعدی کردند و دیگر این که زنان و دختران هویزه و سوسنگرد منتظر انتقام ما هستند. پس باید مثل صاعقه بر سر دشمن فرود آمده و او را به خاک مذلت نشاند. نمیدانم تا بیرون کردن دشمن از آب و خاکمان و پس گرفتن خرمشهر، چند عملیات دیگر در پیش داریم، اما هر چه هست، باید با قدرت تا آخر این راه را رفت. برادران نباید در برابر آنچه جنگ از ما گرفته، ناراحت باشیم. اگر دیگر نمی توانیم درس بخوانیم و به مدرسه و دانشگاه برویم، اگر از شهر و دیار و خانواده دور افتاده ایم، در عوض با هم هستیم. جنگ، ما را گرد هم جمع کرده تا چیزهای بهتری به ما بدهد. حس آزادی، احساس جانفشانی و درک بهتر از آنچه بر حسین (ع) و یارانش گذشت. برادران، مطمئن باشید سالهـا می گذرد و قرن ها سپری می شود و آدمهایی خواهند آمد که از جان و دل آرزو می کنند که ای کاش یک لحظه، تنها یک لحظه جای شما بودند.» عصر سوم خرداد 1361 و پس از آزادی خرمشهر، شهید بهروز مرادی، تابلویی را طراحی کرد و کنار جادهٔ ورودی شهر، جلوی دید همه قرار داد که روی آن چنین نوشته شده بود: « به خرمشهر خوش آمدید، جمعیت 36/000/000 نفر» جمعیت آن زمان کشور ما حدود 36 میلیون نفر بود. منظور اصلی تابلو نوشته این بود که همه ی مردم ایران از اهالی خرمشهر هستند.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : بعدازظهر سوم خرداد 1361، گوینده رادیو با هیجان اعلام کرد: «شنوندگان عزیز توجه فرمایید، شنوندگان عزیز توجه فرمایید، تا لحظاتی دیگر خبر بسیار مهمی را به اطلاعتان می رسانم.» نفس در سینه ها حبس شد. 23 روز از آغاز عملیات بیت المقدس می گذشت و همه منتظر شنیدن خبر دربارهٔ شهری بودند که نامش خونین شهر شده بود. مارش حمله پخش شد و دوباره گوینده رادیو، این بار با هیجان بیشتر، خبر را اعلام کرد: «خرمشهر، شهر خون، آزاد شد.» خبر آزادسازی شهر، میلیونها ایرانی را در داخل و خارج از کشور به خیابانها کشاند و به شادی و پایکوبی وادار نمود. مردم شهرهای مختلف، با شنیدن خبر فتح خرمشهر، سر از پا نمی شناختند و بی اختیار اشک شوق از دیدگان رها می ساختند. مردم کوچه و بازار، از پیر و جوان و زن و مرد، احساس غرور و افتخار می کردند. رانندگان خودروها، با روشن کردن چراغها و بالا دادن برف پاکن ها، بوق می زدند و شادی می کردند. این لحظه ای سرنوشت ساز برای ایران و ایرانی بود. همزمان با شادی مردم در شهرها، رزمندگان اسلام به سمت مسجد جامع خرمشهر می رفتند. عده ای در حال آب و جارو کردن مسجد بودند و عده ای دیگر میان رزمندگان نقل و شیرینی پخش می کردند. در صحن مسجد، اما بازماندگان بچه های خرمشهر گرد هم آمده بودند تا به یاد دوستان شهید خویش و فرمانده شان محمد جهان آرا به سبک جنوبی عزاداری کنند: ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته خون یارانت پرثمرگشته آه و واویلا کو جهان آرا


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1398

خاطره : در حالی كه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این كشور برای وادار ساختن ایران به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد. بر همین اساس، با توجه به این كه منطقه عمومی غرب كارون آخرین منطقه مهمی بود كه هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یك سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراك نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز كه طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی كه قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مركزی كربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند. مهم ترین اهدافی كه در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از: - انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشكر. - آزاد سازی حدود 5400 كیلومتر مربع از خاك ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید. - خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن. - تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه). - آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن. منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، كه از شمال به رودخانه كرخه كور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه كارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود. منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز – خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حركت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیك منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز – خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های كارون، كرخه كور و اروند بود. تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای دشمن به ترتیب زیر بود: - لشكر 6 زرهی؛ از جنوب رودخانه كرخه تا هویزه. - لشكر 5 مكانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود. - لشكر 11 پیاده از سید عبود تا خرمشهر – تیپ های 22، 48، 44 مامور حفاظت از خرمشهر بودند. - لشكر 3 زرهی در شمال خرمشهر. با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از ارتش عراق به منطقه اعزام شدند كه در مجموع تمامی یگان هایی كه در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از: - لشكر 5 مكانیزه؛ شامل: تیپ های 26 و 55 زرهی و تیپ های 15 و 20 مكانیزه. - لشكر 6 زرهی؛ شامل: تیپ های 16 و 30 زرهی و تیپ 25 مكانیزه . - لشكر 3 زرهی؛ شامل: تیپ های 6،12 و 53 زرهی و تیپ 8 مكانیزه . - لشكر 9 زرهی؛ شامل: تیپ های 35 و 43 زرهی و تیپ 14 مكانیزه . - لشكر 10 زرهی؛ شامل: تیپ های 17 زرهی و 24 مكانیزه . - لشكر 11 پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان 44، 48 و 49 پیاده و سه تیپ تحت امر 45 ، 113 و 22 پیاده. - لشكر 12 زرهی؛ شامل: تیپ های 46 مكانیزه و 37 زرهی. - لشكر 7 پیاده؛ شامل: تیپ های 19 و 39 پیاده. - تیپ مستقل 10 زرهی. - تیپ های مستقل 109، 419، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پیاده. - تیپ های 31، 32 و 33 نیروی مخصوص. - تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی. - تعداد 30 گروهان كماندو. - تعداد 10 قاطع جیش الشعبی (هر قاطع 450 نفر). - گردان تانك مستقل سیف سعد. - گردان های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین. - توپخانه دشمن نیز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشكیل شده بود كه به طور تقریبی عبارت بود از 30 گردان. در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه كارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می شود كه حمله به جناح دشمن، كه عمدتا به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است. هم چنین، شكستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب كارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند. بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یك از قرارگاه ها به ترتیب زیر مقرر گردید: 1- محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه كرخه). 2- محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه كارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر). 3- محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از كارون و پیشروی به سمت خرمشهر). سرانجام عملیات بیت المقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت 1361 با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب از سوی فرماندهی آغاز شد. شهید آیت الله صدوقی و آیت الله مشكینی نیز كه در كنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه كربلا حضور داشتند، هر یك به طور جداگانه، پیام هایی را به وسیله بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت كردند.


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1398

خاطره : عملیات بیت المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می توان تقسیم كرد: مرحله اول : در محور قرارگاه قدس (شمال كرخه كور) به دلیل هوشیاری دشمن و وجود استحكامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امكان پذیر بود و در این میان تنها تیپ های 43 بیت المقدس و 41 ثارالله موفق شدند از مواضع دشمن عبور كرده و منطقه ای در جنوب رودخانه كرخه كور را به عنوان سرپل تصرف كنند. عدم پوشش جناحین این یگان ها باعث شده بود كه فشار شدید دشمن برآن ها وارد شود. در محور قرارگاه فتح، یگان های خودی ضمن عبور از رودخانه به سرعت خود را به جاده اهواز – خرمشهر رسانده و به ایجاد استحكامات و جلوگیری از نقل و انتقالات و تحركات دشمن در جاده مذكور پرداختند. در محور قرارگاه نصر، به دلیل تاخیر در حركت و وجود با تلاق در كنار جاده اهواز – خرمشهر و هم چنین تمركز دشمن در شمال خرمشهر، نیروهای این قرارگاه نتوانستند به اهداف مورد نظر دست یافته و با قرارگاه فتح الحاق كنند. الحاق كامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح و هم چنین تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور كار عملیات شب دوم قرار گرفت كه با انجام آن تا حدودی اهداف مورد نظر محقق شد، لیكن برخی رخنه ها همچنان باقی بود تا این كه سرانجام پس از 5 روز، جاده اهواز – خرمشهر از كیلومتر 68 تا كیلومتر 103 تثبیت و كلیه رخنه ها ترمیم شد. مرحله دوم: در این مرحله آزاد سازی خرمشهر از دستور كار عملیات خارج و تصمیم گرفته شد كه قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز – خرمشهر به سمت مرز پیشروی كنند و قرارگاه قدس نیز ماموریت یافت تا به صورت محدود برای تصرف سرپل در جنوب كرخه كور اقدام نماید و سپس آن را گسترش دهد. عملیات در این مرحله در ساعت 22:30 روز 16/2/1361 آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندكی تاخیر و تحمل فشارهای دشمن، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق كردند. دشمن با مشاهده جهت پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشكر های 5 و 6 خود را به عقب كشاند. به نظر می رسید این عقب نشینی با دو هدف انجام شده باشد: یكی جلوگیری از محاصره و انهدام این لشكرها، و دیگری تقویت هر چه بیشتر خطوط پدافندی بصره و خرمشهر. در پی این عقب نشینی كه از ساعات اولیه روز 18/2/1361 آغاز شده بود، نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای دشمن، تعدادی از آن ها را كه از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآوردند و در نتیجه جاده اهواز – خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه ای كه توسط قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف شده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند. مرحله سوم: در این مرحله، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حركت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل كننده كه متشكل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، در آخرین ساعات روز 19/2/1361 عملیات خود را آغاز كردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمركز نیرو در خطوط پدافندی اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تكرار این عملیات در روز بعد نیز به شكست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان ها داده شود. هم چنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نیز در حركت بعدی استفاده شود. سرانجام در ساعت 22:30 اول خرداد 1361 تلاش برای آزادی سازی خرمشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارین یا محمد بن عبدالله (ع)» آغاز شد در برابر تك سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واكنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگان های دشمن با یكدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه خرمشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگان های دشمن بود. در روز دوم خرداد نتیجه پیكار بسیار درخشان بود و قرارگاه كربلا به هدف خود كه احاطه كامل خرمشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در این روز از 2830 نفر تجاوز كرد و یگان هایی از دشمن كه در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند. به وجود حضور گسترده هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه، عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش در پشتیبانی از یكان های رزمنده، در صحنه عملیات بیت المقدس حضوری فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقی ها بر روی اروند رود و مناطق تجمع آنان در آن سوی رودخانه، نقش ارزنده ای در آزاد سازی خرمشهر ایفا كردند. در اواخر روز دوم خرداد، قرارگاه كربلا پس از بررسی آخرین وضعیت، تصمیم گرفت تا نیروها با ورود به شهر، آنرا از لوث وجود نیروهای عراقی پاك گردانند. و در سه بامداد روز سوم خرداد واحدهایی از رزمندگان ایران به آن سوی رودخانه وارد شدند. از طرف دیگر جمعی از نیروهای عراقی با استفاده از تاریكی شب و قایق اقدام به فرار كردند كه تعدادی از این قایق ها توسط تكاوران نیروی دریایی هدف قرار گرفت و سرنشینان آن ها غرق شدند. نیروهای عراقی از ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد تا نیم بعد ازظهر روز سوم خرداد از سمت شلمچه 3 بار اقدام به پاتك كردند و تلاش نمودند تا از طریق جاده شلمچه – خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشكنند، اما هر بار با پایداری و مقاومت دلاورانه رزمندگان ایرانی مواجه شدند و با دادن خساراتی عقب نشینی كردند. در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد در حالی كه درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فكر شكستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان كشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرك خرمشهر در كنار اروند اندكی مقاومت كرد كه آن هم به سرعت در هم شكسته شد. در ساعت 12 قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی كه 24 ساعت در محاصره كامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا كشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند. در ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور كامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد. بدین ترتیب این شهر مقاوم كه پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و پیكره پاك آن از لوث وجود متجاوزان تطهیر گردید. رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شكر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه كردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افكند و ملت ایران اسلامی را كه مدت ها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق در شادی و سرور كرد. مردم به خیابان ها ریختند و با پخش شیرینی به جشن و شادی پرداختند. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد، نماز شكر به جای آورده و با فرا رسیدن شب به یمن پیروزی حق بر باطل بر پشت بام ها ندای الله اكبر سردادند. - طی عملیات بیت المقدس 5038 كیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین 180 كیلومتر از خط مرزی تامین شد. - با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید كارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت. - فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای كه نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاك دفاعی خارج شوند. - عملیات بیت المقدس موجب شد تا كشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند. - طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن كشته و زخمی شدند


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1398

خاطره : میزان انهدام یگان های دشمن در عملیات بیت المقدس لشگر 3 زرهی و لشگرهای 11 و 15 پیاده: 80 درصد. لشگرهای 9 و 10 زرهی: 50 درصد. لشگر 7 پیاده: 40 درصد. لشگر 5 مكانیزه و لشگرهای 6 و 12 زرهی: 20 درصد. تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی: 100 درصد. تیپ 109 پیاده: 60 درصد. تیپ های 601، 602، 416، 419 پیاده: 50 درصد. تیپ های 31، 32 و 33 نیروهای مخصوص به میزان زیاد.


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1398

خاطره : عملیات بیت المقدس در نگاه رسانه های جهان نگاهی به اخبار و گزارش های منعكس شده از خبرگزاری ها، شبكه های مختلف تلویزیونی مطبوعات معتبر جهان درباره عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر نشان می دهد با وجود نگاه جانبدارانه و جهت دار در ارسال اخبار و اطلاعات یومیه در این باره جملگی این رسانه ها زبان اعتراف گشوده و با بهت و حیرت به شكست نیروهای عراقی در این عملیات اذعان كرده اند مطلب ذیل كه با تلاش روابط عمومی سازمان حفظ نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس سپاه پاسداران تهیه شده نگاهی دارد به اخبار و مواضع رسانه های جهان پس از آزادسازی خرمشهر. عملیات پیروز بیت المقدس كه منجر به آزادسازی خرمشهر پس از ۵۷۵ روزگردید، ضربه اساسی و تعیین كننده ای بر پیكر دشمن وارد ساخت و تمامی معادلات، و ذهنیت هایی را كه درمورد توانایی و قابلیت های نظامی ایران وجود داشت، تغییر داد. بسیاری از كارشناسان نظامی تحلیل گران رسانه های خارجی، در برابر سرعت عمل و ویژگی های عملیاتی نیروهای ایرانی به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند. رادیو دولتی انگلیس كه در شامگاه نهم اردیبهشت ۱۳۶۱ اعلام می كرد: «چنانچه ایرانیان درصدد بازپس گرفتن خرمشهر برآیند، سخت ترین» گردو «را برای شكستن برگزیده اند.» سرانجام ناچار شد سكوت خود را بكشند و طی گفتاری در روز پنجم خرداد ماه سال ۶۱ یعنی دو روز پس از آزادسازی خرمشهر توسط رزمندگان اسلام حیرت زده اعلام كند: «از زمانی كه خبرنگاران غربی از نیروهای عراقی در خرمشهر دیدن كرده و از روحیه خوب آنها گزارش داده اند، بیش از سه یا چهار روز نمی گذرد كه ناگهان همه شهر از دست عراقی ها بیرون كشیده شد.» در ساعت ۱۰:۵۵ دقیقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد ۶۱ خبرگزاری های بین المللی، در گزارش هایی كه با عنوان «بسیار مهم» از بغداد به سراسر جهان مخابره كرد برای نخستین بار ضمن استناد به بیانیه نظامی بغداد اعلام داشتند كه عراق «تلویحا به شكست خود اعتراف كرده است. به نوشته وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری رسمی عراق _ آی.ان. ۱ _ طی یك اطلاعیه كوتاه ضمن آن كه از خرمشهر با عنوان» بندر خرمشهر «نام برد، اعلام كرد: سخنگوی ارتش عراق اعلام كرده است بندر خرمشهر را ترك كرده و تا مرزهای بین المللی عقب نشینی كرده اند. این خبرگزاری افزود كه عقب نشینی نیروهای عراقی، از روز یكشنبه اول خرداد ۱۳۶۱ آغاز شده است.» همین اطلاعیه تلكس بین المللی خبرگزاری عراق، عصر روز چهارم خرداد ۱۳۶۱ به صورت دیگری از سوی رادیو صوت الجماهیر بغداد به اطلاع افكار عمومی عراق رسانده شد: «یك سخنگوی ارتش عراق اعلام كرده است كه نیروهای پیروزمند قادسیه صدام پس از آن كه تمامی حمله های قوای دشمن منحوس و نژادپرست فارس را در مناطق الخفاجیه (سوسنگرد) و الاهواز (اهواز) با اقتدار كامل دفع كردند… صبح روز ۲۴/۵/۱۹۸۲ (۳/۳/۱۳۶۱) در یك جابه جایی تحسین برانگیز، عقب نشینی تاكتیكی(!) خود را از جبهه معمره (خرمشهر) با موفقیت كامل انجام داده اند. این دعاوی درست در شرایطی از رادیوی دولتی بغداد پخش می شد كه خبرگزاری آمریكایی» یونایتدپرس «در ساعت بیست وچهار و بیست ودو دقیقه همان روز، در گزارش ارسالی خود از بیروت، سربازان عراقی را در حال فرار توصیف كرده و نوشت:» … سربازان در حال فرار عراق، سرگرم گریختن از خرمشهر و مناطق اشغالی هستند «. پس از پخش گزارش های مستند و خبری و تصاویر تهیه شده از جبهه خرمشهر توسط رسانه های ایران و خارجی كه در آنها شكست نیروهای عراقی در قالب صفوف هزاران نفره اسرا و انبوه ادوات و تجهیزات منهدم شده یا به غنیمت درآمده دشمن، به گویاترین وجهی به نمایش درآمد، دیگر حتی كشورهای جنوب خلیج فارس نیز كه همواره از صدام حمایت می كردند، اكنون به واهی بودن دعاوی حكام بغداد اذعان داشتند. از طرف دیگر رژیم عراق برای فریب افكار عمومی و سرپوش گذاشتن بر شكست های بیت المقدس، اقدام به اعطای» مدال شجاعت «،» نشان لیاقت «و نشان» رافدین «به تعدادی از فرماندهان خود كرد. رادیو دولتی صدای امریكا پس از پنج شبانه روز سكوت و امتناع از انعكاس خبر فتح خرمشهر توسط نیروهای ایران، سرانجام در» گزارش ویژه «هشتم خرداد ماه سال ۱۳۶۱ خود می گوید:» با وجود مشكلات تداركاتی، ناآرامی های ناشی از انقلاب و كاهش تدریجی قدرت عملیات نیروهای هوایی ایران، ماشین نظامی ایران به گونه ای اعجاب آور عمل كرد. روزنامه گاردین چاپ انگلستان درباره سقوط فتح خرمشهر می نویسد: «سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهم ترین افتخار جنگی عراق كه ایرانی ها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را كه به وسیله آن عراق می كوشید ایران را به پای میز مذاكره بكشاند، از دست بغداد ربودند.» همچنین وزیر امور خارجه آمریكا «الكساندر هیگ» رسما در شورای امور خاورمیانه وزارت خارجه شان می گوید: «پیروزی های اخیر ایران در جنگ با عراق برای آمریكا نگران كننده است و منافع غرب خصوصا آمریكا را در منطقه به خطر انداخته است.»


نویسنده : همشهری

تاریخ : 1392

خاطره : منطقه عملیات منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال به رودخانه کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود. منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز - خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه - به دلیل مسطح بودن - برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده - به دلیل در دید و تیر قرار داشتن - نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز - خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های کارون، کرخه کور و اروند بود. فتح خرمشهر، یکی از نتایج بزرگ عملیات بیت‌المقدس بود، ولی تنها نتیجه آن نبود. در این نبرد که یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین عملیات‌ها در دوران جنگ تحمیلی است، حدود 5400 کیلومترمربع از خاک کشور که در جنوب استان خوزستان به اشغال صدامیان درآمده بود، آزاد شد. این وسعت، چندین برابر مساحت چند کشور همجوار ایران است که دشمن در آن با حداکثر توان نظامی خود؛ یعنی با شش لشکر شامل سه لشکر زرهی، یک لشکر مکانیزه و دو لشکر پیاده و ده تیپ مستقل پدافند می‌کرد و با استفاده از 1400 دستگاه تانک، 1200 دستگاه نفربر زرهی و بیش از پانصد عراده توپخانه صحرایی و حدود هشتادهزار نیروی نظامی، این منطقه را در کنترل خود داشت. استعداد دشمن تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای دشمن به ترتیب زیر بود: • لشکر 6 زرهی؛ از جنوب رودخانه کرخه تا هویزه. • لشکر 5 مکانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود. • لشکر 11 پیاده از سید عبود تا خرمشهر - تیپ های 22، 48، 44 مامور حفاظت از خرمشهر بودند. • لشکر 3 زرهی در شمال خرمشهر. با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از ارتش عراق به منطقه اعزام شدند که در مجموع تمامی یگان هایی که در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از: • لشکر 5 مکانیزه؛ شامل: تیپ های 26 و 55 زرهی و تیپ های 15 و 20 مکانیزه. • لشکر 6 زرهی؛ شامل: تیپ های 16 و 30 زرهی و تیپ 25 مکانیزه . • لشکر 3 زرهی؛ شامل: تیپ های 6،12 و 53 زرهی و تیپ 8 مکانیزه . • لشکر 9 زرهی؛ شامل: تیپ های 35 و 43 زرهی و تیپ 14 مکانیزه . • لشکر 10 زرهی؛ شامل: تیپ های 17 زرهی و 24 مکانیزه . • لشکر 11 پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان 44، 48 و 49 پیاده و سه تیپ تحت امر 45 ، 113 و 22 پیاده. • لشکر 12 زرهی؛ شامل: تیپ های 46 مکانیزه و 37 زرهی. • لشکر 7 پیاده؛ شامل: تیپ های 19 و 39 پیاده. • تیپ مستقل 10 زرهی. • تیپ های مستقل 109، 419، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پیاده. • تیپ های 31، 32 و 33 نیروی مخصوص. • تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی. • تعداد 30 گروهان کماندو. • تعداد 10 قاطع جیش الشعبی (هر قاطع 450 نفر). • گردان تانک مستقل سیف سعد. • گردان های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین. • توپخانه دشمن نیز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشکیل شده بود که به طور تقریبی عبارت بود از 30 گردان


نویسنده : همشهری

تاریخ : 1392

خاطره : نتایج عملیات بیت المقدس • طی عملیات بیت المقدس 5038 کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز - خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین 180 کیلومتر از خط مرزی تامین شد. • با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید کارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت. • فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند. • عملیات بیت المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند. • طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند


بیت المقدس
بیت المقدس
بیت المقدس
بیت المقدس
بیت المقدس
بیت المقدس
بیت المقدس