یادمان عملیات والفجر8 (اروند رود)
یادمان عملیات والفجر8 (اروند رود)

اروند به معنی تیز و تندرو و در دوره باستان به تمام طول رود دجله و اروندرود امروزی گفته می‌شد. اگر اروند را با تلفظ "او-روند" بخوانیم به معنی آب رونده است. تا سه هزار سال پیش از میلاد مسیح(ع)، اروندرود وجود نداشت و رودخانه‌های دجله، فرات و کارون جداگانه به دریا می‌ریختند. با سقوط ساسانیان و به دلیل عدم مراقبت، سدها شکسته شد و دو رودخانه دجله و فرات در القرنه به هم پیوستند و اروندرود را تشکیل دادند. هم‌اکنون 81 کیلومتر از 175کیلومتر طول اروندرود- از محل پیوستن نهر خین به این رودخانه تا مصب آن در خلیج‌فارس- مرز مشترک ایران و عراق محسوب می‌شود. عرض اروندرود بین 500 تا 1000 متر و عمق آن بین 9 تا 15 متر در نوسان می‌باشد و هنگام جزر و مد آب، کاهش و افزایش می‌یابد و در عین حال برای کشتیرانی مناسب است. اروندرود را به علت جزر و مدها و نوع جریانش (جریان آرام بر سطح و جریان سریع و متلاطم در عمق) رودخانه وحشی نیز می‌نامند. آب اروندرود از رودخانه‌های دجله و فرات که از ترکیه سرچشمه می‌گیرند و از رودخانه‌های کارون، کرخه، زاب بزرگ، زاب‌کوچک، دیاله، بکور، سیروان و الوند که همگی از ایران سرچشمه می‌گیرند، تأمین می‌شود واز نظر حجم، 67% آب اروند‌رود از ایران تأمین می‌شود. پوشش ساحلي اروندرود پوششي از"چولان"(بوته‌هاي بلند) و"ني" است و عمق نخلستان‌های آن بين 2تا5كيلومتر متغير است و به وسيلة كانال و نهرهاي مصنوعي عمود بر اروندرود، در حالت مد آبياري مي‌شوند. بصره، خرمشهر، آبادان، خسروآباد و فاو از جمله بندر‌های مهم این آب‌راه هستند که نقش چشم‌گیری در رونق تجارت و بازرگانی منطقه دارند. از آغاز تشکیل کشور عراق در پایان جنگ‌جهانی اول، همواره ادعاهای غیر حقوقی این کشور بر مالکیت کامل اروندرود، از مباحث اصلی اختلافات مرزی ایران و عراق بوده است که سرانجام بر اساس معاهده 1975الجزایر، ژرفگاه(خط القعر و یا خط تالوگ) رودخانه به عنوان خط‌مرزی تعیين شد. یکی از اهداف رژیم بعثی عراق در هجوم سراسری به ایران، حاکمیت مطلق بر اروند و انتقال مرزهایش به ساحل‌شرقی این رودخانه بود. در خرداد1358‌دولت عراق با اعزام ناوچه‌هاي گشت‌زني شروع به تقويت پاسگاه‌هاي مرزي خود در ساحل اروند نمود و بالگردهاي آن كشور بر فراز اروندرود به پرواز درآمدند. با شروع جنگ‌تحميلي اروندرود به سبب عريض بودن و مشكلات ناشي از جزر و مد خليج‌فارس بر اين رودخانه- كه هرگونه عمليات‌نظامي را با محدوديت مواجه می‌ساخت- مورد توجه نيروهاي نظامي دو كشور ايران وعراق قرار نگرفت و فقط دو كشور تأسيسات نظامي و غيرنظامي ساحل اروندرود را با آتش توپخانه‌اي آسيب و خسارات مي‌رساندند. در دومین ماه جنگ، ارتش عراق در حالی‌که از ساحل جنوبی این رودخانه، آبادان را می‌کوبید، از سمت شمال این شهر پیش‌روی کرد و در 9/8/1359 با عبور از بهمن‌شیر به نزدیکی اروندرود رسید و سعی داشت با پیش‌روی از جاده خسروآباد تا شهر اروندکنار در اراضی شمالی این رودخانه استقرار یافته و بر آن تسلطه کامل یابد، لیکن با مقابله مدافعان آبادان، دشمن به عقب رانده شد. درپی عمليات والفجر8 و به دنبال موفقیت رزمندگان در عبور از اروندرود، براي بهبود تردد و افزايش توانايي انتقال رزمندگان به آن سوي اروند، پل‌سازي بر روي رودخانه مورد توجه و تأكيد قرارگرفت.با پایان جنگ و به رسمیت شناختن قرارداد 1975الجزایر توسط عراق، اروندرود دوباره حیات خویش را بازیافت هرچند که به علت انباشته شدن از گل‌ولاي و لاشه‌هاي كشتي‌هاي غرق شده قابليت كشتي‌راني کشتیهای بزرگ تجاری را تا حدی از دست داده است. اروند کنار در بهمن 1364 محل تدارک رزمندگانی بود که برای عملیات والفجر 8آماده می شدند. واحدهای مهندسی نیز به منظور تثبیت نیرو و تامین نیازهای مهندسی منطقه، پیش از عملیات، با فعالیت های متعددی مانند احداث جاده های آنتنی شکل، احداث مواضع توپخانه و ایجاد مواضع موشک زمین به هوا در بخش اروندکنار، مقدمات عملیات را فراهم کردند. در عملیات والفجر 8 موقعیت حساس اروندکنار به همراه نخلستان های وسیع آن که پوشش مناسبی برای تدارک و جابه جایی نیرو به شمار می آمد، در موفقیت عملیات بسیار موثر بود. به پاس دلیرمردیها و رشادتهای رزمندگان دلیر اسلام در تاریخ شانزدهم فروردین 1380(ه.ش) مصادف با دهم محرم الحرام سال 1422(ه.ق) پیکر هشت غواص شهید گلگون کفن و گمنام عملیات والفجر 8 در یادمان شهدای این منطقه به خاک سپرده شده است.

نویسنده : منبع جهان نیوز

تاریخ : 14اسفند 1396

خاطره : ** تهمیدات فرماندهان برای اجرای عملیات والفجر 8 و عبور از رودخانه خروشان و ناآرام اروند چه بود؟ فرماندهان نظامی حاضر در قرارگاه های رزمی منطقه جنوب قبل از آغاز عملیات والفجر 8 دلهره زیادی داشتند که همین امر باعث شد، آنان برای اجرای این عملیات مهم و راهبردی خدمت امام خمینی برسند و از ایشان راهنمایی بگیرند. امام روح الله (ره) در این دیدار خطاب به فرماندهان نظامی فرموده بودند، بروید و فردا بیایید، روز بعد امام امر کردند که به پابوسی امام رضا(ع) بروید و پرچم گنبد و بارگاه ملوکتی ثامن الائمه (ع) را با خود بیاورید و هنگام عبور از اروند، آن را مقابل آب قرار دهید. با کسب دریافت این پند عرفانی از سوی پیر روشن ضمیر جماران فرماندهان نظامی قرارگاه های رزمی جنوب به منطقه برگشتند و شب عملیات با اجرای این دستور العمل معنوی عملیات والفجر 8 را با رمز مبارک یا فاطمه الزهرا(س) آغاز کردند، اما آن شب به ناگاه باران گرفت و بارش باران فرماندهان را دچار تشویش کرد زیرا از لحاظ نظامی اجرای عملیات به دلیل بارش باران مردود است، ولی همین نعمت الهی باعث شد که دشمن متوجه حضور غواصان دلیر ایران در خطوط خود نشود و نیروهای پیاده نیز با وجود باتلاق توانستند از اروند عبور کرده و خود را به مواضع دشمن در آنطرف اروند برسانند. در اجرای این عملیات آبی - خاکی غواصان جوان و جان برکف سپاه که عاشق امام دلها بودند، با دیدن آموزش های سخت و آمادگی کامل در تاریکی شب با عبور از رودخانه وحشی اروند خود را به ساحل جنوبی این رود و مواضع و استحکامات عراق رسانیده و با خنثی کردن تله های انفجاری معابری را از میان سیم های خاردار، موانع خورشیدی و مین های ضد نفر برای رزمندگان اسلام بازکردند. در اجرای این عملیات موفق نظامی رزمندگان خط شکن سوار بر شناورهای خود از میان نهرهای مختلف از سواحل شمالی اروند عبور کرده و در حالی که آب رودخانه کاملا مد بود خود را به ساحل شبه جزیره فاو رسانیده و حمله برق آسای خود را آغاز کردند. شب عملیات والفجر8 (20بهمن 64)/ بیمارستان خرمشهر/ خط شکنان جزیره ام الرصاص/مداح شهید داود دهقان در حال مداحی کردن/ شهید احمد امینی، محمود عطایی، محمدتیموری، علی زاکانی، محمد زمانی و رزمندگان گردان علی اصغر(ع) لشکر10 سیدالشهدا در این عملیات لشکر 25 کربلای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که ماموریت حمله به شهر فاو را بعهده داشت با هجوم بی امان خود دژهای دفاعی شهر فاو را بر سرنیروهای بعثی فرو ریخت و وارد شهر فاو شد و چند ساعت پس از آغاز عملیات موفقیت آمیز والفجر 8 فرمانده شجاع لشکر 25 کربلا پرچم مبارک ثامن الائمه (ع) را بر بالای مناره مسجد فاو نصب کرد و دیگر لشکرهای سپاه نیز از غرب و شرق فاو حمله خود را آغاز کردند و موفق شدند از محور راست با عبور از جاده البهار بصره و ام القصر تا دریاچه و کارخانه نمک پیشروی کنند و اط محوز چپ او تا راس البیشه و خور عبدالله و سایتهای موشکی عراق را به تصرف خود در آورند. این رزمندگان دلیر اسلام تنها با نیروی ایمان، ولایت مداری و عشق به ائمه اطهار(س) دل به آب زدند و توانستند به یاری خدا از آب بگذرند. کشته و زخمی شدن 5 هزار صدامی کافر، به اسارت درآمدن 2 هزار و 105 نفر از نیروهای دشمن بعثی، انهدام 600 دستگاه تانک و نفربر، 150 قبضه انواع توپ، 74 فروند هواپیما، 5 دستگاه مهندسی، 11 فروند بالگرد، 500 دستگاه انواع خودرو و 7 فروند ناوچه جنگی ارتش صدام از نتایج عملیات والفجر 8 است. همچنین به غنیمت در آمدن 140 دستگاه تانک و نفربر، 35 قبضه انواع توپ، 35 دستگاه مهندسی، 150 قبضه توپ ضد هوایی و 250 دستگاه انواع خودروهای ناظمی عراق از دیگر دستاوردهای مهم این عملیات راهبردی و آبی خاکی است. بپاس دلیرمردیها و رشادتهای رزمندگان دلیر اسلام در تاریخ شانزدهم فروردین 1380(ه.ش) مصادف با دهم محرم الحرام سال 1422(ه.ق) پیکر هشت غواص شهید گلگون کفن و گمنام عملیات والفجر 8 در یادمان شهدای این منطقه به خاک سپرده شده است.


نویسنده : منبع جهان نیوز

تاریخ : 14اسفند 1396

خاطره : ** مروری گذرا بر اجرای عملیات والفجر 8 قبل از آغاز جنگ، بخش اروندکنار با اقدامات خرابکارانه از سوی گروه های ضد انقلاب و خلق عرب وابسته به رژیم بعث عراق، نظیر انفجار 26 دی 1358 در دبستان روستای صحنه بخش اروندکنار و انفجار 19 بهمن 1358 در مدرسه سیروس شهر اروند کنار روبه رو بود. در این ایام دشمن به تحرکات گسترده ای در ساحل غربی اروندرود و مقابل اروندکنار دست زد و علاوه بر افزودن استحکامات خود در منطقه در 10 خرداد 1358 یک گردان توپخانه را در منطقه فاو و مقابل شهر اروندکنار به همراه واحدهای رزمی متعدد مستقر کرد تا علاوه بر کنترل مصب اروندرود بر شهرهای روستاهای ایران مسلط شود. در دوم تیر و دهم شهریور 1359 نیز نیروی دریایی ارتش عراق ناوگان جنگی خود را در این منطقه متمرکز کرد که به نظر می رسید همه این تحرکات برای کنترل بر اروندرود بوده است. مهم ترین پاسگاه های ایران در بخش اروند کنار پاسگاه های مینوحی، سعدونی، نهرعلی شیر، نهرابتر و خرمال بود که در مقابل پاسگاه های فاوشمالی و فاو جنوبی عراق به فعالیت می پرداختند. پیش از آغاز جنگ، برخی از این پاسگاه ها مانند پاسگاه خرمال اروندکنار(به ویژه در یکم و بیستم شهریور1359) با تجاوز نیروی دریایی ارتش عراق روبه رو بوده است. نزدیکی اروندکنار به شهر فاو که مهم ترین محور ارتباطی عراق به خلیج فارس است، بر اهمیت جغرافیایی این بخش به ویژه در زمان دفاع مقدس افزود؛ به نحوی که با آغاز جنگ بخش و شهر اروندکنار عملا به محاصره دشمن در آمد، که با مقابله رزمندگان اسلام و شکست حصر آبادان تهدید عراقی ها در تصرف اروندکنار نیز از بین رفت اما همچنان بخش اروندکنار و آبادی های آن و نیز سراسر سواحل این منطقه زیر آتش دشمن قرار داشت. اروند کنار در بهمن 1364 محل تدارک رزمندگانی بود که برای عملیات والفجر 8آماده می شدند. واحدهای مهندسی نیز به منظور تثبیت نیرو و تامین نیازهای مهندسی منطقه، پیش از عملیات، با فعالیت های متعددی مانند احداث جاده های آنتنی شکل، احداث مواضع توپخانه و ایجاد مواضع موشک زمین به هوا در بخش اروندکنار، مقدمات عملیات را فراهم کردند. در عملیات والفجر 8 موقعیت حساس اروندکنار به همراه نخلستان های وسیع آن که پوشش مناسبی برای تدارک و جابه جایی نیرو به شمار می آمد، در موفقیت عملیات بسیار موثر بود.


نویسنده : فاطمه غفاری(منبع سایت فردا)

تاریخ : 19 خرداد 1394

خاطره : - بریم غواص بشیم؟… من دقت کرده‌ام، توی این عملیات‌های آخری غواص‌ها بیشتر رفتن واسه خط شکنی. من فکر می‌کردم واحد زرهی خوبه، اما غواصی یه چیز دیگه ست… با چه عشقی تعریف می‌کرد. فکرش را بکن… توی آب باشی…. تیر می‌خوره به سرت. می‌ری زیر آب. یا حسین می‌گی می‌آی بالا… نه اتکایی، نه پشت و پناهی… فقط خدا می‌مونه و خدا….(روزگاران کتاب غواصان لشکر ۱۴ ) در مقدمه کتاب آمده است مجموعه خاطرات روزگاران کتاب غواصان ماجرای دوبار عبور از اروند است یک بار بهمن شصت و چهار و بار دوم دی ماه شصت و پنج عملیات عبور از اروند والفجر هشت یک عملیات پیروز در سال‌های جنگ است محل زمان و چگونگی عملیات تا یک ماه قبل از عملیات از همه مخفی بود حتا از فرماندهان گردان. یک ماه بعد غواص‌ها از اروند گذشتند عراقی ها منتظر عملیات بودند اما ده ها کیلومتر بالاتر از اروند. اما زمستان شصت و پنج همه چیز طور دیگر بود. عراقی‌ها حواسشان جمع‌تر شده بود و با کمک هواپیماهای آواکس اطلاعات کاملی از عملیات آینده در اروند به دست آورده بودند وقتی غواص‌ها برای بار دوم از اروند گذشتند آن ها آن سو آب منتظر آمدنشان بودند - توی تمرین چه قدر گفتیم «خوش به حالشون، الان زیر پتو گرفته‌ن خوابیده‌ن»بعد از دسته‌ی ما نوبت آن‌ها بود. نخوابیده بودند برای ما آب گرم کرده بودند. - از آب می‌آمدیم بیرون. عسل می‌دادند به‌مان. گاهی می‌شد حاجی –فرمانده گردان- خودش لب آب می‌ایستاد، یکی یکی عسل توی دهانمان می‌گذاشت. چند روزی می‌شد عسل که هیچ، کباب هم می‌دادند. یکی کباب را گرفته بود، بو میکرد. به به بیاین بو کنید بوی عملیات می‌ده بوی باروت... - شب قبل سیل آمده بود کارون همه‌اش گل و لای بود. موقع تمرین کلی گل رفته بود توی حلقش چهار روز بود هر چی می‌خورد بر‌میگرداند. نمی‌شد ببریمش بیمارستان اجاره خروج از منطقه را نداشتیم. شب جمع شدیم دعای توسل خواندیم - گفتیم «نفر اول ستون تویی. اول ستون فرمانده‌ها حرکت می‌کنن.» گفت «خوب من هم پشت سر فرماندهمون حرکت می‌کنم» یک گره سرطناب زده بود «همون که می‌آد، سر این طناب را می‌گیره، ما را می‌رسونه اون طرف اروند.» - تا ساحل فقط پنجاه متر مانده بود قشنگ نگهبان‌هاشان را می‌دیدیم... چه قدر سر و صدا زیاد شده برو ببین چه خبره ... رفت و برگشت. ساکت بود گفتم: «چی شد؟» دو تا از بچه ها بودند پاشون گرفته بود، نمی‌تونستند فین بزنن... گفتم: «خب؟» هیچی دیگه. خداحافظی کردن، رفتن. رفتن زیر آب. - فرمانده گردان ایستاده بود لب ساحل، به یک جایی خیره شده بود. دستم را گرفت. گفت «جاج اقا! میبینی شما هم؟» صدایش می‌لرزید. نگاه کردم چیز تازه‌ای نبود. تاریکی بود و نخل‌های سیاه و آتشی که می‌ریختند سرمان. گفتم: «چی را؟» گفت‌: «حرم امام حسین(ع) رو دارم می‌بینم گنبدش رو.» تیر توی سرش خورد. افتاد روی آب. - قبلا توجیه شده بودیم. اگه زدیم به آب و عملیات لو رفته بود، چی کار کنیم؟ اول کار بود، برمی‌گردین. وسط‌های کار بود به نزدیک ترین هدف می‌زنین. خیلی جلو رفته بودین دیگه فی‌امان الله. دم نقطه رهایی ایستاده‌ایم هواپیماهای عراقی می‌چرخند و منور می‌ریزند. گفته‌اند: «لشکرهای دیگه خیلی وقته زده‌اند به آب» فریاد می‌زنم: «بچه ها راه بیفتن. فی امان الله» - اطراف ام‌الرصاص مثل روز روشن شده بود. هواپیماها منور می‌ریختند. بچه‌ّهای لشکر کناری را می‌دیدم که به آب می‌زنند. ستون‌ها وارد آب می‌شدند. عراقی‌ها بالای سرشان، با هرچی دستشان می‌رسید می‌زدند. آرپی‌جی، توپ صد و شش، سنگین، نیمه سنگین. چقدر روی آب قرمز شده بود. - دیگه عراقی نمی‌دیدیم. فقط می‌کوبیدند. از خط تا عقبه را زیر آتش گرفته بودند. توی کانال می‌رفتیم، می‌پرسیدم کی‌ها شهید شده‌ند؟ لب و لوچه‌شان آویزان بود، هر سه تاشان. می‌گفتند: «با این همه درگیری و عملیات و آتشی که می‌ریزن، چرا ما طوریمون نمیشه؟» خسته بودم. گفتم: «شما برید. من یه کم می‌نشینم، بعد می‌آم» می‌رفتند، یک خمپاره نشست بینشان. - از آسمان آتش می‌بارید. همه چی، گلوله کاتیوشا، خمپاره، تانک. اهمیت نمی‌داد. یک سنگر کنده بود. تویش دراز کشیده بود دستش را گذاشته بود روی صورتش. به من گفت: «خسته‌ام. خیلی خسته‌ام.» یک گلوله افتاد. ترکشش خورد به سرش. نگاهش کردم راحت خوابیده بود. - دو سه تا آرپی جی که میزد، سجده می‌کرد روی لبه خاکریز. دوباره بلند می‌شد، ارپی‌جی می‌زد. میخواستم حرفی بزنم نشد. گفتم: «شهید شدن که دیگه این قدر التماس نداره. التماس هم نکردی نکردی. نمی بینی چطور می‌کوبه؟.» سجده اش طول کشید. تیر خورده بود وسط پیشانیش - دستور عقب نشینی داده‌اند. نه راه پس داریم نه راه پیش. گیر کرده‌ایم وسط اروند، زیر آتش عراقی‌ها. معاون گردان و چند نفر دیگر فین می‌زنند، می‌روند سمت ساحل رو به رو. عراقی ها همه آتششان را می‌ریزند سر آن‌ها. ما هم عقب‌نشینی می‌کنیم. - داشتم برمی‌گشتم عقب گیر فرمانده گردان افتادم. گفت: «بپر فرمانده گروهان علی اصغر را پیدا کن. بگو حاجی تماس گرفته ، میگه بچه هات رو بکش عقب» می‌خواستم بگویم «توی این گیر و دار از کجا پیداشون کنم؟» نشد. رفت. گفتم از توی آب بروم زودتر می‌رسم. پریدم توی آب فین زدم عراقی قشنگ توی چشمهام نگاه کرد، من را بست به رگبار. تیر توی کتفم خورد و توی سینه‌ام بی حال شدم جلوی چشمهام سیاه شد ولی باز هم فین زدم چیزی نمی‌دیدم از روی صدایش شناختمش. گفتم: «برادر امین گفته بچه هات را بکش عقب.» گفت: «بچه‌هام رو؟» یک لحظه ساکت شد. بعد گفت: «فقط من مونده‌ام.»


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : انی انا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی (طه/12) همانا منم پروردگار تو، پس نعلین (از پای) برکن زیرا تو در وادی طوی مقدس هستی (و جایگاه مقدس را با کفش آمدن نشاید) این نخلستان و این رود، روزها و شب های بسیاری را در یاد فریادهای یازهرا "س" در شب عملیات، وقتی در میان طوفان گرفتار شده بودند به یاد دارد. این جا روزهای سختی را به یاد دارد. هر گوشهٔ این سرزمین، قدمگاه شهیدان است. و اگر خوب گوش بسپاری، می توانی زمزمهٔ شبانهٔ جنگاوران را با گوش دل بشنوی. آداب زیارت را به جا آور، نیت کن که شهیدان با تو هم کلام شوند. با تو سخن بگویند. وضو بگیر و طاهر شو، آنگاه بر این سرزمین قدم بگذار، گام بردار بر هر گوشهٔ این خاک، همانند آن که بر کربلا و مشهد شهیدان قدم می گذاری، شهدا راهنما هستند، برای همهٔ ما از قافله جاماندگان، در این جا می توان چشم دل باز کرد. در این جا می توان نفس را زیرپا گذاشت. دریادمان شهیدان اروند، خدا را می توان پیدا کرد و به شهر بازگشت.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : فرزندان عزیز من، مواظب باشید از مسالهٔ دفاع مقدس که در این کشور اتفاق افتاد، غافل نشوید؛ کار بزرگی انجام گرفت. آن جوان ها مثل شما بودند؛ اکثر این جوان هایی که در جنگ نقش های مؤثر ایفا کردند، از همین دانشجوها بودند و خیلی هاشان هم جزو نخبه ها بودند. دلیل نخبه بودن شان هم این بود که یک جوان بیست ودو، بیست وسه ساله فرماندهٔ یک لشکر شد. ان چنان توانست طراحی عملیات را، که هرگز نکرده بود، بکند که نه فقط دشمنانی را که مقابل ما بودند - یعنی سربازان مهاجم بعثی عراق - متعجب کرد، بلکه ماهواره های دشمنان را هم متعجب کرد. ما والفجر هشت را که حرکت نشدنی و باورنکردنی است، داشتیم؛ در حالی که ماهواره های آمریکایی برای عراق کار می کردند و اطلاعات به آن کشور می دادند. ان زمان رزمندگان اسلام توانستند به آنجا بروند و منطقه ای را فتح کنند و کار شگفت آوری را انجام دهند. آنها یک مشت جوان مؤمن بودند که در برههٔ بسیار حساسی ان کار را انجام دادند که اگر ان کار را نمی کردند، امروز بخشی از کشور شما رفته بود و حکومتی هم که در ایران بود، حکومت شکست خوردهٔ ضعیف تحقیر شدهٔ ذلیلی بود که ناچار بود هر چه دیگران می گویند - نه بزرگ ها و گردن کلفتهای دنیا، بلکه خرده ریزه های دور و اطراف حتی - تحمل کند. این به برکت آن فداکاری هایی است که آن جوانهاکردند؛ به یاد آن جوانها باشید. حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی)


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : تا 3000 سال پیش، رودخانه های دجله، فرات و کارون، جداگانه به خلیج فارس می ریختند. با سقوط ساسانیان و به دلیل عدم مراقبت، سدها شکسته شد و دو رودخانهٔ دجله و فرات در القرنه (در شمال غربی بصره) به هم پیوستند و رود جدیدی را تشکیل دادند. این رود از شهر بصره می گذرد، با ایران هم مرز می شود، شهرستان خرمشهر و آبادان را طی می کند و دست آخر در هشت کیلومتری جنوب اروند کنار به خلیج فارس می ریزد. امروزه آن چه از این رود را که در عراق جریان دارد، شط العرب می نامند. هشتادویک کیلومتر از صدوهفتاد و پنج کیلومتر طول این رود نیز - از محل پیوستن نهر خین به این رودخانه تا مصب آن در خلیج فارس - مرز مشترک ایران و عراق محسوب می شود و اروند نامیده می شود. عرض اروندرود بین پانصد تا هزار متر و عمق آن بین نه تا پانزده متر در نوسان است. اروندرود را به علت جزر و مدها و نوع جریان آرامی که بر سطح، و سریع و متلاطم در عمق دارد، رودخانهٔ وحشی می نامند. مرز دریایی ایران و عراق در اروندرود، بر اساس خط «تالوگ» تعیین گردیده است. تالوگ یا خط القعر، خطی فرضی است که از به هم پیوستن عمیق ترین بستر یک رودخانه یا دره به دست می اید. از اصل تالوگ در حقوق بین المللی برای تعیین مرز دقیق دو کشور، زمانی که رودخانه ای مرز دو کشور باشد، استفاده می شود. عملیات والفجر هشت، مهمترین عملیاتی است که طی جنگ تحمیلی در اروندرود انجام شد.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : قاسم سلیمانی فرمانده لشکر 41 ثارالله (ع) در دوران جنگ تحمیلی، دربارهٔ حال و هوای عملیات والفجر هشت و عبور از اروندرود گفته است: «نزدیک غروب شد. باید گریهٔ توی جلسه را می دیدی و می آمدی و سوار شدن نیروهای غواص را هم نگاه می کردی، آن گریه و وداع و دست بر گردن یکدیگر انداختن و اشک ریختن یک طرف و لبخندهای موقع سوار شدنشـــان هم یک طرف. به خــدا قســم، انگار در شهر بودند؛ لباس های نوشان را پوشیده اند و می روند عروسی، شوخی می کردند و می خندیدند. درست مثل آن چیزی که دربارهٔ اصحاب امام حسین(ع) در شب عاشــورا گفته شــده است که مثلاً حبیـب بن مظاهــر شوخی می کرد. جو عجیبی بود. معنویت در فضای ساحل موج می زد و هر کس این صحنه را می دید، گریه اش می گرفت. امکان نداشت کسی آنجا حضور داشته باشد و اشک نریزد. بچه های زیباقامت و بامعنویت و جذاب، لباسها را تن کردند و آمادهٔ حرکت شدند. پیش بینی کرده بودیم، تابچه ها به ساحل دشمن در آن سوی اروندرود برسند، یک ساعت طول می کشد. زمان عملیات را هم بر همین اساس تنظیم کرده بودیم. زمان ما وقتی بیشتر شد که خدا خواست ما را امتحان کند و همه چیز به هم ریخت تا هیچ نقشی در روند کار نداشته باشیم. ده دقیقه ای گذشته بود که یکی از غواص ها برگشت و گفت: « شدت آب به قدری بود که همه مان را سر و ته کرد. ستون به هم ریخت و من یک وقت دیدم توی ساحل خودمان هستم.» بعد از این حرف، کاملا قطع امید کردیم. سی دقیقه ای گذشته بود که یک مرتبه صدای بیسیم فرمانده گردان غواص در آمد و گفت: «هاشم، هاشم ... احمد.» شروع کرد به صدا زدن من، خدا می داند که توی آن لحظه ها چه حالی پیدا کردم. اول باور نمی کردم که به ساحل دشمن رسیده باشد، ولی وقتی شروع کرد با صدای آهسته و ته حلقی حرف زدن، یقین کردم که به ساحلی دشمن رسیده اند. رمز عملیات را گفتم و خدا می داند اولین عملیاتی بود که با اطمینان خاطر رمز را اعلام کردم.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : حاج احمد فرمانده گردان غواص بود. هیچ وقت نگفت این کار را بکن و این کار را نکن خودش انجام می داد و ما می فهمیدیم که آن کار باید انجام شود. صبح ها، بعد از نماز، زیارت عاشورا خوانده می شد. کسی که تا آخر می نشست و دعا را می خوانـد، او بود. کسانی که از نمازخـــانه می رفتند بیرون، کم کم متوجه شدند باید در مراسم زیارت عاشورا شرکت کنند. این « باید» یک فرمان نظامی نبود؛ فرمان قلبی حاج احمد بود که قلب ها را وادار به اطاعت می کرد. شب ها سورهٔ واقعه به صورت دسته جمعی می خواندیم. اول ها تعداد کمی در مراسم شرکت می کردند. بعدها همهٔ نیروهای گردان آمدند. انگار فریضهٔ واجب بود؛ این قدر که همه مقید شده بودیم. نیمه های شب، او اولین نفر بود که به مسجد می آمد. می توانست برود سر در بیابان بگذارد، بگرید و نماز شب بخواند، اما این کار را نمی کرد. نماز شبش را در مسجد گردان می خواند؛ بی آن که به شیطان نفسش مهلت دهد که در گوشش زمزمه کند این کارها ریا است. این عمل خالصانهٔ حاج احمد بود که نیروهایش را نمــاز شب خوان کرد. همگـــی دقت می کردیم ببینیم چه می کند تا ما هم مثل او باشیم. کنار رود بهمن شیر آموزش می دیدیم. هوا سرد بود و گاه احساس سرما می کردیم صبح ها مناجات حضرت امیر (ع) در مسجد کوفه ز بلنـــدگوی گردان پخش می شد: « مولای یا مولای، انت المولی و انالعبد و هل یرحم العبد الا المولی... ، آقای من، تو مولا و من بندهٔ فقیر توام، و ایا در حق بنده جز مولایش چه کسی ترحم خواهد کرد؟ تویی خدای بزرگ و من بندهٔ حقیر هستم، و ایا در حق بندهٔ فقیر، چه کسی جز خدای بزرگ ترحم خواهد کرد؟» وقتی این دعا خوانده می شد، گمان می کردیم که برگشته ایم به زمان حضرت علی (ع). جو گردان و مسجد گردان در میان نخلستان و حاج احمد طوری بود که اگر خود حضـــرت نیز آنجا بود، چنــدان تعجب نمی کردیم. بسیجیانی که عاشق او بودند و با مناجات او همنوا می شدند و آمده بودند که در هر زمان او میلش کشد، فرق شان شکافته شود؛ که شد. شب 20 بهمن، حرکتمان دادند. آمدیم پشت اروند و زدیم به آب... صبح عملیات هوا که روشن شد، شروع کردیم به جستجو. اولین شهیدی که پیدا کردیم حاج احمد بود. فرمانده مان، کنار اروندرود،با لباس غواصی، آویزان بود به سیم خاردارها.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : در ساعت هشت شب 20 بهمن 1364، بیش از 3000 غواص پا در آبهای اروند گذاشتند. این افراد، گروه پیشرو در عملیات والفجر هشت بودند. غواصان در کمتر از یک ساعت به ساحل غربی اروند رسیدند و شروع کردند به عبور از سیم های خاردارو میادین مین۔ قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) هدایت و اجرای عملیات را با دو قرارگاه کربلا و نوح برعهده داشت. استعداد نیروهای خودی به این شرح بود: قرارگاه کربلا در محور شمالی: لشکرهای 5 نصر 7 ولی عصر(عج) 8 نجف اشرف 14 امام حسین(علیه السلام) 17 علی بن ابیطالب (علیه السلام) 25 کربلا 27 محمد رسول الله (ص) 31 عاشورا و تیپ های مستقل 15 امام حسن(علیه السلام) 32 انصارالحسین(علیه السلام) 44 قمربنی هاشم. قرارگاه نوح در محور جنوبی: لشکر 19 فجر و 41 ثارالله (علیه السلام) و تیپ مستقل 33 المهدی(عج) هر چند در حین عملیات نیز لشکرهای دیگر اضافه شدند. در ساعت 22:10 دقیقه، فرمان شروع عملیات با رمز « یازهرا "س" » به همهٔ یگان ها اعلام شد و بلافاصله آتش و دود تمام ساحل اروند را در برگرفت. این عملیات، یکی از مهمترین عملیات طی هشت سال جنگ تحمیلی بودکه رزمندگان اسلام موفق به آزادسازی شهر فاو و 700 کیلومترمربع از سرزمین های شبه جزیره فاو شدند. 7


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : در روایت ها خوانده بودیم که در روز عاشورا، هر چه یاران امام حسین (ع) به شهادت نزدیک تر می شدند، حالت شان فرق می کرد و چهره ها گل می انداخت. ما هم هر چه به عملیات نزدیکتر می شدیم، حالت بچه ها تغییر می کرد. انگار پرندهٔ شهادت بالای سرشان بود و وقت، وقت صید این پرندهٔ گریزپا بود. خیلی ها یاد گرفتند و در شب حمله، آن پرنده را در آغوش گرفتند. راه صیاد پرندہ، خدایی شدن بود. وقتی بعدها به کسانی که در ساحلی دشمن در خون خود غلتیدند، فکر کردم و اعمال شان را به خاطر آوردم، همه چیز را کشف کردم. یکی از بچه های گردان غواصی، محمد کاظمی نام داشت. او یک پهلـوان واقعــی بود. بچه ها اسمش را گذاشته بودند یدککش گروهان هیکل گنده ای داشت و پاهای بزرگی که باید بزرگترین فین غواصی را می پوشید. وقتی جلوی طناب گروهان قرار می گرفت، اگر کسی هم فین نمی زد، همه را دنبال خودش می کشید.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : یک هفته از آغاز نبرد والفجر 8 می گذشت. خلبانها درددل رزمنده ها و ملت ستمدیدهٔ ایران را با نبردهای هوایی، به فریاد می رساندند. در یک روز ابری و بارانی، دشمن ضد حملهٔ سنگینی را آغاز کرد. لشکر گارد ریاست جمهوری که قوی ترین یگان ارتش بعث عراق بود، به قلب خطوط دفاعی ایران زده بود. فرماندهان، با اصرار از شهید عباس بابایی که فرمانده عملیات نیروی هوایی ارتش بود، خواستند فانتوم ها به پرواز در بیایند؛ ولی بابایی می گفت که مدارا کنید، در این هوا کسی قادر به پرواز نیست، بسپارید به خدا اصرار سر جای خودش بود. تا این که شهید مصطفی اردستانی که نزدیکترین همراه عبــــاس بود، درآمد و گفت: من می پرم! بابایی، به سختی پذیرفت. تا مصطفی پرواز کرد، عباس پابرهنه از ساختمان بیرون آمد و زیر باران شدید، روی زمین نشست. دوشنبه روزی بود. نگرانی، همهٔ پایگاه را فرا گرفته بود. عباس از همه نگران تر. رفتم جلو و گفتم: « سرهنگ، خیس می شوی، برگرد داخل» گفت: « توی قرارگاه تاب نمی اورم. مصطفی رفت. اگر برنگشت، چی؟!» بیست دقیقه ای گذشت. بیست دقیقه ای سخت و نفس گیر. تا این که فانتوم مصطفی در اسمان پدیدار شد. همین که نشست، عباس رفت و در آغوشش گرفت. مصطفی کار خودش را کرده بود؛ مثل همیشه. اصلاً همیشه طوری پرواز می کرد و مانور می داد که بسیجی ها تا او را می دیدند، هواپیمایش را می شناختند و می گفتند که خودش است، باز اردستانی دلاور آمده!


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : تأمین یک راه پشتیبانی مطمئن و کم هزینه برای تدارکات رزمندگان مستقر در فاو، از دغدغه های اصلی عملیات بود. با توجه به امکانات آن روز و وضعیت منحصر به فرد اروندرود، به عنوان یکی از وحشی ترین رودخانه های جهان، ساخت پلی که بتواند دو سوی این رود را به هم وصل کند، مشکل و گاه ناممکن به نظر می رسید. پل بعثت ابتکار رزمندگان مهندسی و جهاد سازندگی در عملیات والفجر هشت بود. آنان لوله هایی را که مخصوص انتقال نفت پالایشگاهها بود، از کف رودخانهٔ اروند، روی هم چیدند. لوله ها یکی یکی روی هم سوار شدند؛ تا این که به سطح آب رسیدند. آنها را طوری به آب می انداختند که یکدیگر را مهار سازند. جریان آب نیز از میان شان گذر می کرد. بنابر این اروندرود، به رغم جزر و مدهای نفس گیر نمی توانست به راحتــی لوله ها را با خود جا به جا کند. سرانجام روی لوله ها را با اسفالت پوشاندند. بدین ترتیب، با جادهای به عرض 12 متر، ساحلی دو طرف اروندرود به هم متصل شد. از جمله ویژگیهای فنی و مهندسی این پل، می توان به قطر یک متر و 42 سانتیمتری لوله ها که از جنس فولاد و به طول 12 متر بودند، اشاره کرد. برای ساخت این پل از 5000 لوله استفاده شد. ساخت این پروژه در شب انجام شد، اما روز آخر، تا ساعت 9 صبح و روشن شدن هوا، حدود 1000 نفر بر روی پل کار می کردند. چون روز استقرار نیروهای مهندسی جهاد سازندگی، دوشنبه 17 فروردین 1365 و مصادف با روزهای نزدیک به عید مبعث حضرت رسول اکرم (ص) بود، این پل بعثت نامیده شد. ساخت پل شش ماه طول کشید و پس از احداث آن، دشمن از هر سلاحی استفاده کرد که پُل را از بین ببرد، اما نتوانست. شب عملیات، وارد اروند شدیم. دنیای آب بود جلوی رویمان، موجة، غواص ها می برد و می کشید زیر آب. زمزمهٔ یازهرا "س" یک لحظه قطع نمی شد. فین می زدیم، اما پیش نمی رفتیم کاظمی جلوی ستون بود و همه مان را می کشید و میبرد سمت ساحل رو به رو آنقدر آب خوردیم و فین زدیم، تا کشتی توفان زده مان رسید به ساحل نجات. کنار ساحلی دشمن، از آب بالا آمدیم. باور نمی کردم: رسیده بودیم به همان جایی که می خواستیم. باز هم ممنون فاطمهٔ زهرا (س) است. جلوی رویمان کوهی از سیم خاردار بود و خورشیدی و موانع دیگر، هنوز درست جاگیر نشده بودیم که عراقی ها شروع کردند به تیراندازی، همه خوابیدیم پشت سیم خاردارها .بچه های تخریب چی، می خواستند از وسط سیم خاردار راه باز کنند تا بگذریم. تیربارها امان نمی دادند. همه مانده بودند چه باید کرد که وسط آن هیاهو و تیراندازی، کاظمی به پا خاست. نمی دانستیم می خواهد چه کند. یکی دو نفر دست بردند تا او را بنشانند که رفت جلو و خودش را انداخت روی سیم خاردارها بعد با صدایی دردآلود، فریاد کشید: «زود باشید... پاروی من بگذارید و رد شوید» باور کردنی نبود، اما همهٔ آن اتفاقات را به چشم خودم دیدم. شـاگرد خمینــــی و فـرزند زهرا (س)، این چنین راه را برای عبور رزمندگان اسلام باز کرد


نویسنده : امتداد

تاریخ : 1399

خاطره : اروند را رودي وحشي خوانده‌اند؛ با جزر و مدي هولناك. با دو مسير متفاوت و عمقي وحشتناك؛ اما حالا خروشي هميشگي... بهتر است بگويم اروند رودي وحشي بود، اما اينك برخلاف ظاهر ناآرام و متلاطمش، دروني آرام و مغموم دارد و بي‌تاب است.اروند! آرام باش، آرام! ما نيز داغداريم. اروند را رودي وحشي خوانده‌اند؛ با جزر و مدي هولناك. با دو مسير متفاوت و عمقي وحشتناك؛ اما حالا خروشي هميشگي... بهتر است بگويم اروند رودي وحشي بود، اما اينك برخلاف ظاهر ناآرام و متلاطمش، دروني آرام و مغموم دارد و بي‌تاب است. اروند! آرام باش، آرام! ما نيز داغداريم. اروند آبي‌رنگ در ميان دو امتداد سبز جاي گرفته است. اين دو خط سبز نخلستان‌هاي اطراف اروند هستند. يكي در خاك ايران و ديگري در خاك عراق (بصره) چه بسيار وصيت‌نامه‌ها كه زير همين درختان نوشته شده است. چه بسيار رازها كه با صاحبانشان پاي همين نخل‌ها دفن شده است. چه بسيار ناله‌ها، مناجات‌ها و... ماه‌ها طول كشيد تا مقدمات عمليات والفجر ۸ فراهم گردد. مشكلات بسياري در اين راه بود. از جمله شناسايي منطقه، جريان نامنظم آب و سرعت آن، گل و لاي ساحل رودخانه، جزر و مد، موانعي كه دشمن ايجاد كرده بود و... نيروهاي شناسايي در حال تمرين و نيز شناسايي موانع منطقه بودند. نيروهاي مهندسي در اين مدت كارها را آرام آرام به پيش مي‌بردند تا دشمن متوجه قضيه نشود. غواصان در منطقه‌هاي جداگانه، سخت مشغول تمرين بودند و همه اين كارها چندين ماه به طول انجاميد تا اين كه شب عمليات فرا رسيد. شب بيستم بهمن ۱۳۶۴ يكي از شب‌هاي تاريخي دفاع مقدس و حتي جنگ‌هاي كلاسيك دنيا است. هنگام وداع فرا رسيده است. بچه‌ها همديگر را در آغوش مي‌كشند و پيشاني‌بند يازهرا سلام الله عليها را بر سر هم مي‌بندند. تا ساعتي ديگر عده‌اي از اينان با خدايشان ملاقات دارند! با غروب آفتاب به آب مي‌زنند تا خود را به آن سوي رودخانه برسانند. هيچ كسي از دشمن نبايد خبردار شود. كسي تا ساعت ۲۲ حق تيراندازي ندارد. ساعت ۲۲ و ۱۰ دقيقه است؛ فرمان حمله مي‌رسد: «بسم الله الرحمن الرحيم؛ ولاحول ولا قوة الا بالله العلي العظيم؛ و قاتلوهم حتي لاتكون الفتنه؛ يا فاطمة الزهرا، يا فاطمة الزهرا، يا فاطمة الزهرا...» و ناگهان اروند پرخروش در برابر ايمان و اراده يا زهراگويان بچه‌ها تسليم مي‌شود. ۹ صبح روز ۲۱ بهمن محور عمليات تا شهر فاو به دست رزمندگان اسلام درآمده است. دشمن همچنان بهت‌زده است! چنان حيرت زده كه حتي از انجام هر پاتكي فلج شده است. هيچ كس فكرش را هم نمي‌كرد! شب دوم عمليات، منطقه در انتظار جهادگران مهندسي بود. يكي تفنگ به دست مي‌گيرد و يكي فرمان بولدوزر. جهاد في سبيل‌ الله است و چنين جهادي پست و مقام و درجه‌اي نمي‌شناسد. پاتك عراقي‌ها ساعت ۳ بامداد روز ۲۲ بهمن آغاز شد. آتشي كه بين طرفين رد و بدل مي‌شد، شب را به روز تبديل كرد. جنگ به حالت تن به تن درآمد. كماندوهاي عراقي هرگاه هوس حمله به خاكريزها را مي‌كردند، با جواب صف‌شكن بسيجيان مواجه مي‌شدند! درگيري ادامه داشت. تا صبح روز ۲۲ بهمن لشگر گارد عراقي با تانك‌ها و خودروهاي نظامي خود در محور جاده البحار سعي مي‌كرد خود را به خاكريزهاي رزمندگان اسلام برساند. در اين هنگام بالگردهاي هوانيروز چون عقاب‌هاي تيزبال سررسيدند و سپاه دشمن از هم فروپاشيد و به عقب نشست. جنگ و گريزها ۷۵ روز ادامه يافته است تا آنكه نيروهاي ايراني جاي خود را تثبيت كردند. اين نه تنها يك آبروريزي بزرگ براي عراق بلكه براي همه دنيايي بود كه با تمام توان از نيروهاي بعثي به دفاع پرداخته بودند. غلامرضا طرق از بچه‌هاي با صفاي ارتش و فرمانده گردان شهادت لشگر ۹۲ زرهي اهواز وقتي كه داشت به خط دشمن مي‌زد گفت: «من شهيد مي‌شوم، مفقود مي‌شوم، دنبالم نگرديد، پيدايم نخواهيد كرد.» ديگر جنازه‌اش پيدا نشد؛ چرا كه با اروند رفيق شده بود. نام اروند با نام غواص‌ها عجين گشته است. شهادت غواص‌ها مظلومانه‌ترين شهادت‌هاست و شايد رمز اينكه اجر شهيد دريا بالاتر از شهيد خشكي است در همين باشد كه مجاهد اين عرصه نه راه پيش دارد و نه راه پس و نه حتي راه دفاع كردن از خويش. در روايات آمده است: هر كسي كه در آب شهيد شود، اجر دو شهيد را دارد. يك بار براي يكي از دوستان غواصم اين روايت را تعريف كردم. گفت: راست مي‌گويي جنگ در آب آن هم شب در آب اروند خروشان زير آتش سنگيني كه از بالاي سرت مي‌ريزد. شب عمليات والفجر ۸ تازه معناي اين جمله را يافتم كه هر كسي مي‌خواهد به امام زمانش (عج) برسد، بايد خودش را به آب و آتش بزند و در آن شب، هم آب بود و هم آتش.


نویسنده : سایت شمسا

تاریخ : 1399

خاطره : اروندکنار شهر و بخشی است در شهرستان آبادان که در ۵۲ کیلومتری جنوب‌شرقي آبادان قرار دارد. شهر اروند کنار که قبلاً قصبه يا گسبه نام داشت(قصبه النصار هم می‌گويند) در زمان پهلوي دوم و در سال ۱۳۳۸ به شهر اروندکنار تغيير نام يافت. این شهر بندری دارای اسکله و امکانات بارگیری لنج‌های کوچک است و آخرين حد خشکي در جنوب جزيره آبادان است و روبه‌روي آن شهر فاو، بندر معروف صادراتي و پايانه نفتي عراق قرار دارد. اهالی این منطقه عرب زبان بوده و بیشتر ایشان شیعه می‌باشند اما تعداد کمی از صابئین نیز در آن زندگی می‌کنند. از لحاظ طبيعي، اروندكنار به‌صورت دشت نسبتاً همواري است كه از رسوبات بين‌النهرين و نيز رسوبات رشته‌كوه زاگرس تشكيل شده است. قبل ازآغاز جنگ، بخش اروندكنار با اقدامات خرابکارانه گروه‌هاي ضدانقلاب و خلق عرب وابسته به رژیم بعث، نظیر انفجار 26دي 1358 در دبستان روستاي صحنة بخش اروندكنار و انفجار 19بهمن 1358در مدرسه سيروس شهر اروندكنار روبه‌رو بود. در اين ايام دشمن به تحركات گسترده‌اي در ساحل غربي اروندرود و مقابل اروندكنار دست زد و علاوه بر افزودن استحكامات خود در منطقه در10خرداد 1358 يك گردان توپخانه را در منطقه فاو و مقابل شهر اروندكنار به همراه واحدهاي رزمي متعدد مستقر نمود تا علاوه بر كنترل مصب اروندرود بر شهرهاي روستاهاي ايران مسلط شود. در دوم تير و دهم شهريور1359 نيز نیروی‌دریایی ارتش عراق ناوگان جنگي خود را در این منطقه متمركز نمود كه به نظر مي‌رسيد همه اين تحركات جهت كنترل بر اروندرود بوده است. مهم‌ترين پاسگاه‌هاي ايران در بخش اروندكنار پاسگاه‌هاي مينوحي، سعدوني، نهر علي‌شير، نهر ابتر و خرمال بود كه در مقابل پاسگاه‌هاي فاو شمالي و فاو جنوبي عراق به فعاليت مي‌پرداختند. پيش ازآغاز جنگ، برخي از اين پاسگاه‌ها مانند پاسگاه خرمال اروندكنار(به ويژه در يكم و بيستم شهريور1359) با تجاوز نيروي‌دريايي عراق روبه‌رو بوده است. نزديكي اروندكنار به شهر فاو كه مهم‌ترين محور ارتباطي عراق به خليج‌فارس است، بر اهميت جغرافيايي اين بخش به ويژه در زمان دفاع‌مقدس افزود به نحوی که با آغاز جنگ‌تحميلي ‌بخش و شهر اروندكنار عملاً به محاصره دشمن درآمد؛ که با مقابله رزمندگان و شكست حصر آبادان تهديد عراقي‌ها بر تصرف اروندكنار نيز از بين رفت اما همچنان بخش اروندكنار و آبادي‌هاي آن و نيز سراسر سواحل اين منطقه زیرآتش دشمن قرار داشت. اروندكنار در بهمن1364 محل تدارك رزمندگانی بود كه براي عمليات والفجر8 آماده می‌شدند. واحدهای مهندسي نيز به منظور تثبيت نيرو و تأمين نيازهاي مهندسي منطقه، پيش از عمليات فعاليت‌هاي متعددي مانند احداث جاده‌هاي آنتنی شکل، احداث مواضع توپخانه و ايجاد مواضع موشك زمين به هوا در بخش اروندكنار، مقدمات عمليات را فراهم نمودند. در عمليات والفجر8 موقعيت حساس اروندكنار به همراه نخلستان‌هاي وسيع آن كه پوشش مناسبي براي تدارك و جابجايي نيرو به شمارش مي‌آمد در موفقيت عمليات والفجر8 بسیار مؤثر بود. در شهريور1365 و طي عمليات موفقيت‌آميز كربلاي3، رزمندگان قرارگاه نوح با حركت از قسمت‌هاي جنوبي بخش اروندكنار، دو اسكله العميه و البكر كه مهم‌ترين پایانه‌های نفتی و پايگاه‌هاي دريايي عراق در خليج‌فارس بودند را منهدم ساخته و آرايش دشمن در خليج‌فارس را متلاشي ساختند. با خاتمه جنگ و اجراي مفاد قطعنامة598، اروندرود بار ديگر مرز غربي ايران تعيين شد و سواحل اروندكنار مورد استفاده مجدد مردم این منطقه قرار گرفت.


نویسنده : ایرنا

تاریخ : 1398

خاطره : عملیات والفجر ۸ با رمز مقدس "یا فاطمه‌الزهرا(س)" به عنوان طولانی‌ترین عملیات دوران هشت سال دفاع مقدس با هدف قطع ارتباط رژیم بعث عراق با خلیج فارس انجام شد که دستاوردها و تاثیرات بزرگی در ادامه موفقیت‌های رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی به دنبال داشت. به گزارش ایرنا ساعت ۱۰.۲۲ دقیقه روز یکشنبه ۲۰ بهمن ۶۴ محسن رضایی فرمانده وقت کل سپاه رمز یا فاطمه الزهرا(س) عملیات الفجر ۸ را مخابره کرد و پس از آن عملیات با عبور موفقیت‌آمیز غواصان از رودخروشان اروند آغاز شد. عبور از رودخانه، بر روی کاغذ و به نظر قریب به اتفاق فرماندهان جنگ در جهان غیرممکن و همواره یکی از مشکلات ارتش‌های جهان است ولی در علمیات والفجر۸ نیروهای عمل کننده با عبور از رودخانه اروند که به رودخانه وحشی مشهور است، تعجب دنیا را برانگیختند. پس از عبور غواصان از اروندخروشان یگان‌های نیروی زمینی سپاه پاسداران با پشتیبانی آتش و شلیک هزاران گلوله، تهاجم خود را در محورهای مورد نظر آغاز و مبادرت به شکستن خط مقدم دشمن کردند. رزمندگان اسلام در این عملیات با عبور از رودخانه اروند که از تلاقی ۲ رودخانه دجله و فرات سرچشمه گرفته و در عرض ۴۰۰ تا ۱۶۰۰ متر متغیر بوده و از جزر و مدهای بسیار شدیدی برخوردار است یکی از شگفت آورترین عملیات‌های هشت سال دفاع مقدس را رقم زدند و اروند خروشان در برابر اراده غواصان این عملیات تعظیم کرد.


نویسنده : ایرنا

تاریخ : 1398

خاطره : غافلگیری مهمترین اصل پیروزی عملیات والفجر۸ مسوول یادمان شهدای عملیات والفجرهشت اصل غافلگیری را از مهمترین اصول پیروزی در این عملیات دانست و گفت: حفاظت گفتار، اصل غافلگیری و توجیه بودن نیروها در این خصوص از مهمترین اصول حفاظتی در پیروزی این عملیات بوده است. سرهنگ پاسدار مرتضی شیروی افزود: طرح ریزی و اجرای این عملیات کاری بسیار گسترده و دشوار بود به گونه ای که متفکرهای نظامی دنیا عبور از رودخانه وحشی اروند را غیرممکن می دانستند ولی رزمندگان با توکل به خدا و روحیه ی معنوی که داشتند توانستند این کار غیرممکن را انجام دهند. روز چهارشنبه ۲۳ بهمن سال ۱۳۶۴ حملات شیمیایی عراق با گازهای اعصاب و به مقدار کمتری با خردل و سیانید به صورت بمباران هوایی آغاز شد و سپس توپخانه عراق در حملات شیمیایی فعال شد. اگر چه ساعت شروع حملات شیمیایی را برخی گزارش ها ۱۰ صبح ذکر کرده اند، ولی مهمترین بمبارانها حدود ساعت پنج بعد از ظهر انجام شد که یکی از طولانی ترین بمبارانهای شیمیایی در تاریخ جنگ بود. حدود ۳۲ فروند هواپیما به صورت گروه های کوچک و هماهنگ منطقه را به مدت یک ساعت مورد بمباران شیمیایی قرار دادند. پس از گذشت مدت کوتاهی، غلظت سموم شیمیایی و خصوصا گازهای اعصاب در منطقه بالا رفت. بعضی از رزمندگان به دلیل نزدیکی به محل بمباران توسط ترکش بمب های شیمیایی و همچنین بمب های عادی زخمی شدند و از این راه سموم وارد بدنشان شد. در عملیات والفجر هشت، نزدیک به ۸۰۰ کیلومتر مربع از خاک عراق آزاد و تلفات و خسارات سنگینی بر دشمن وارد شد. عراق در جریان این عملیات، بیش از ۵۰هزار تن کشته ،زخمی و اسیر داد که در میان کشته‌شدگان، یک فرمانده لشکر و ۵ فرمانده تیپ، و در میان اسیران، چندین سرهنگ، خلبان هواپیما و چرخبال و تعدادی درجه دار وجود داشت. در مجموع، ۱۰ تیپ پیاده کماندویی و نیروی مخصوص و ۲ تیپ زرهی، چهار گردان ضد هوایی، ۱۰ گردان جیش الشعبی و پنج گردان توپخانه دشمن در عملیات والفجر ۸ منهدم شدند. در جریان عملیات والفجر هشت شهر راهبردی فاو به تصرف رزمندگان اسلام در آمد همچنین بیش از ۵۰ فروند هواپیما و چرخبال، صدها دستگاه تانک، نفر بر و خودرو نظامی، توپ صحرایی، توپ ضدهوایی و ناوچه موشک انداز منهدم گردید و ده‌ها دستگاه تانک و نفربر،۱۸۰ دستگاه خودرو، ۲۰ عراده توپ صحرایی، ۱۲۰ عراده توپ ضدهوایی، سه دستگاه رادار موشک و ۳۴ دستگاه مهندسی از میان تجهیزات ارتش عراق به غنیمت قوای ایران درآمد. در بیش از ۷۵ روز نبرد گسترده که صحنه واقعی رویارویی نیروی نظامی و ماشین جنگی حزب بعث عراق با توان قوای ایرانی بود، ایران بر سواحل شمالی خورعبدالله در شبه جزیزه مسلط و راه ورود عراق به خلیج فارس بسته شد.


نویسنده : ایرنا

تاریخ : 1398

خاطره : خاطرات سرلشکر محسن رضایی در خصوص عملیات والفجر ۸ در عملیات فاو به ذهنم آمد از حضرت امام رضا(ع) کمک بگیریم. بنابراین از خط مقدم با (مرحوم) آیت الله طبسی در آستان قدس، تماس گرفتم و از ایشان خواستم پرچم مقدس گنبد حرم حضرت امام رضا(ع) را به خط مقدم ارسال فرمایند. لشکر ۲۵ کربلا زودتر از سایر یگان ها توانست خط را بشکند و پرچم متبرک رضوی را بالای مناره مسجد فاو نصب کرد. (همان مسجد معروفی که کنار اروند است) و با اینکار رزمندگان نیروی مضاعفی پیدا کردند و در مقابل سختی و خستگی ناشی از عملیات و عبور از اروندرود انرژی مضاعفی گرفتند


نویسنده : دفاع پرس

تاریخ : 1396

خاطره : رازی جاویدان از شهدای غواص و گمنام والفجر 8 در راهیان نور اینجا اروند است، رودی که تنها آنها که از سیم خاردار نفسشان عبور کرده بودند، توانستند از اروند و موانعش عبور کنند. در کانال یکی از بچه ها به اینها تندی کرد و فریادی کشید. به او گفتم چرا به اینها تندی می کنی، بهترین کار این است که بهشان آب و شیرینی بدهیم. آن موقع برای ما از این شیرینی های کرمانی آورده بودند، اینها را با آب دادیم خوردند، یکی از آنها تا این رفتار ما را دید، زد زیر گریه، چه گریه ای می کرد، به پهنای صورت اشک می‌ریخت و فریاد می زد و می گفت: من فهمیدم اسلام اینجاست، اسلام اینجاست


نویسنده : دفاع پرس

تاریخ : 1396

خاطره : نمی دانم چرا دوباره دگرگون شده ام، چرا دوباره در هوای اروند بی قرارم و هوایی شده ام، این شیدایی من در کنار اروند از چیست، اما می دانم که در کنار این رود خروشان رازی نهان است، رازی که به گوش دل می گوید، شهید گمنام هوا از عطر تو غوغاست، میدانم که اینجایی؟ می دانم که اینجایی؟ عزیزم سایه ات پیداست، می دانم که اینجایی؟ میدانم که اینجایی؟ این راز، رازی سر به مهر در دل اروند است که می گوید، مرا در منزل جانان چه جای عشق چون مرد است، دلم آواره دریاست، می دانم که اینجایی؟ می دانم که اینجایی؟ بساط امن و آسایش به بی صبری نمی ارزد، بیا تا مهلتی با ماست، می دانم که اینجایی؟ می دانم که اینجایی؟ این راز، رازی جاویدان از شهدای غواص و گمنام والفجر 8 است که به گوش زائران راهیان نور حاضر در این منطقه زمزمه می کند، به خون سجاده رنگین کردم از فرمان پیر خود، که وقت عاشقی نالان می دانم که اینجایی؟ می دانم که اینجایی؟ اروندرود منطقه ای است که در آن بزرگترین عملیات نظامی آب - خاکی جهان (عملیات والفجر 8 ) در تاریخ 22 بهمن 1364 با رمز مبارک یا فاطمه الزهرا(س) با هدف کوتاه کردن دست نیروهای نظامی ارتش بعث عراق از خلیج فارس، پاکسازی منطقه اروند و دورکردن آتش توپخانه های عراق از شهرهای آبادان، خرمشهر و منطقه اروند کنار و آزاد سازی شهر مهم و راهبردی فاو و اخطار عملی جمهوری اسلامی ایران به رژیم متجاوز عراق و هم پیمانان او آغاز شد.


نویسنده : سایت حوزه

تاریخ : 1396

خاطره : مروری گذرا بر تاریخچه و اهمیت اروند رود اروند به معنی تیز و تندرو و در دوره باستان به تمام طول رود دجله و اروند رود امروزی گفته می شد. اگر اروند را با تلفظ «او - روند» بخوانیم به معنی آب رونده است. تا سه هزار سال پیش از میلاد مسیح(ع)، اروند رود وجود نداشت و رودخانه های دجله، فرات و کارون جداگانه به دریا می ریختند. با سقوط ساسانیان و به دلیل عدم مراقبت، سدها شکسته شد و دو رودخانه دجله و فرات در القرنه به هم پیوستند و اروند رود را تشکیل دادند. هم اکنون 81 کیلومتر از 175 کیلومتر طول اروند رود- از محل پیوستن نهر خین به این رودخانه تا مصب آن در خلیج فارس - مرز مشترک ایران و عراق محسوب می شود. عرض اروند رود بین 500 تا 1000 متر و عمق آن بین 9 تا 15 متر در نوسان است و هنگام جزر و مد آب، تغییر می یابد و در عین حال برای کشتیرانی مناسب است. اروندرود را به علت جزر و مدها و نوع جریانش(جریان آرام بر سطح و جریان سریع و متلاطم در عمق) رودخانه وحشی می نامند. آب اروندرود از رودخانه های دجله و فرات که از ترکیه سرچشمه می گیرند و از رودخانه های کارون، کرخه، زاب بزرگ، زاب کوچک، دیاله، بکور، سیروان و الوند که همگی از ایران سرچشمه می گیرند، تامین می شود و از نظر حجم، 67 درصد آب اروند از ایران تامین می شود. پوشش ساحلی اروندرود پوششی از چولان(بوته های بلند) و (نی) است و عمق نخلستان های آن بین 2 تا پنج کیلومتر متغییر است و به وسیله کانال و نهرهای مصنوعی عمود بر اروندرود، در حالت مد آبیاری می شوند. بصره، خرمشهر، آبادان، خسروآباد و فاو از جمله بندرهای مهم این آبراه هستند که نقش چشمگیری در رونق تجارت و بازرگانی منطقه دارند.


نویسنده : سایت حوزه

تاریخ : 1396

خاطره : اروند رود در گذر تاریخ و از ابتدای جنگ هشت ساله عراق علیه ایران از آغاز تشکیل کشور عراق در پایان جنگ جهانی اول، همواره ادعاهای غیر حقوقی این کشور بر مالکیت کامل اروندرود، از مباحث اصلی اختلافات مرزی ایران و عراق بود که سرانجام براساس معاهده 1975 الجزایر، ژرفگاه(خط القعر و یا خط تالوگ) رودخانه به عنوان خط مرزی تعیین شد. یکی از اهداف رژیم بعثی عراق در هجوم سراسری به ایران، حاکمیت مطلق بر اروند و انتقال مرزهایش به ساحل شرقی این رودخانه بود. در خرداد 1358 دولت عراق با اعزام ناوچه های گشت زنی شروع به تقویت پاسگاه های مرزی خود در ساحل اروند کرد و بالگردهای آن کشور بر فراز اروند رود به پرواز درآمدند. با شروع جنگ تحمیلی رژیم بعثی صدام علیه ایران اروندرود به سبب عریض بودن و تاثیرات ناشی از جزر و مد خلیج فارس بر این رودخانه - که هرگونه عملیات نظامی را با محدودیت مواجه می ساخت - مورد توجه نیروهای نظامی دو کشور ایران و عراق قرار نگرفت و فقط دو کشور با آتش توپخانه به تاسیسات نظامی و غیر نظامی مستقر در ساحل دو طرف اروند رود آسیب می زدند. در دومین ماه جنگ، ارتش عراق در حالی که از ساحل جنوبی این رودخانه، آبادان را می کوبید، از سمت شمال این شهر پیش روی کرده و در روز نهم آبان 1359 با عبور از بهمن شیر به نزدیکی اروندرود رسید. دشمن سعی داشت با پیش روی از جاده خسروآباد تا شهر اروندکنار در اراضی شمالی این رودخانه استقرار یافته و بر آن تسلط کامل یابد، لیکن با مقابله مدافعان آبادان، عقب راند شد. در عملیات والفجر 8 و به دنبال موفقیت رزمندگان دلیر اسلام در عبور از اروند رود، برای بهبود تردد و افزایش توانایی انتقال رزمندگان به آن سوی اروند، پل سازی بر روی رودخانه مورد توجه و تاکید قرار گرفت. با پایان جنگ و به رسمیت شناختن دوباره قرداد 1975 الجزایر توسسط عراق، اروند رود دیگر بار حیات خویش را بازیافت هرچند که به علت انباشته شدن از گل ولای و لاشه های کشتی های غرق شده قابلیت کشتی رانی کشتی های بزرگ تجاری را تا حدی از دست داده بود.


نویسنده : سایت حوزه

تاریخ : 1396

خاطره : مروری گذرا بر اجرای عملیات والفجر 8 قبل از آغاز جنگ، بخش اروندکنار با اقدامات خرابکارانه از سوی گروه های ضد انقلاب و خلق عرب وابسته به رژیم بعث عراق، نظیر انفجار 26 دی 1358 در دبستان روستای صحنه بخش اروندکنار و انفجار 19 بهمن 1358 در مدرسه سیروس شهر اروند کنار روبه رو بود. در این ایام دشمن به تحرکات گسترده ای در ساحل غربی اروندرود و مقابل اروندکنار دست زد و علاوه بر افزودن استحکامات خود در منطقه در 10 خرداد 1358 یک گردان توپخانه را در منطقه فاو و مقابل شهر اروندکنار به همراه واحدهای رزمی متعدد مستقر کرد تا علاوه بر کنترل مصب اروندرود بر شهرهای روستاهای ایران مسلط شود. در دوم تیر و دهم شهریور 1359 نیز نیروی دریایی ارتش عراق ناوگان جنگی خود را در این منطقه متمرکز کرد که به نظر می رسید همه این تحرکات برای کنترل بر اروندرود بوده است. مهم ترین پاسگاه های ایران در بخش اروند کنار پاسگاه های مینوحی، سعدونی، نهرعلی شیر، نهرابتر و خرمال بود که در مقابل پاسگاه های فاوشمالی و فاو جنوبی عراق به فعالیت می پرداختند. پیش از آغاز جنگ، برخی از این پاسگاه ها مانند پاسگاه خرمال اروندکنار(به ویژه در یکم و بیستم شهریور1359) با تجاوز نیروی دریایی ارتش عراق روبه رو بوده است. نزدیکی اروندکنار به شهر فاو که مهم ترین محور ارتباطی عراق به خلیج فارس است، بر اهمیت جغرافیایی این بخش به ویژه در زمان دفاع مقدس افزود؛ به نحوی که با آغاز جنگ بخش و شهر اروندکنار عملا به محاصره دشمن در آمد، که با مقابله رزمندگان اسلام و شکست حصر آبادان تهدید عراقی ها در تصرف اروندکنار نیز از بین رفت اما همچنان بخش اروندکنار و آبادی های آن و نیز سراسر سواحل این منطقه زیر آتش دشمن قرار داشت. اروند کنار در بهمن 1364 محل تدارک رزمندگانی بود که برای عملیات والفجر 8آماده می شدند. واحدهای مهندسی نیز به منظور تثبیت نیرو و تامین نیازهای مهندسی منطقه، پیش از عملیات، با فعالیت های متعددی مانند احداث جاده های آنتنی شکل، احداث مواضع توپخانه و ایجاد مواضع موشک زمین به هوا در بخش اروندکنار، مقدمات عملیات را فراهم کردند. در عملیات والفجر 8 موقعیت حساس اروندکنار به همراه نخلستان های وسیع آن که پوشش مناسبی برای تدارک و جابه جایی نیرو به شمار می آمد، در موفقیت عملیات بسیار موثر بود.


نویسنده : سایت حوزه

تاریخ : 1396

خاطره : تهمیدات فرماندهان برای اجرای عملیات والفجر 8 و عبور از رودخانه خروشان و ناآرام اروند چه بود؟ فرماندهان نظامی حاضر در قرارگاه های رزمی منطقه جنوب قبل از آغاز عملیات والفجر 8 دلهره زیادی داشتند که همین امر باعث شد، آنان برای اجرای این عملیات مهم و راهبردی خدمت امام خمینی برسند و از ایشان راهنمایی بگیرند. امام روح الله (ره) در این دیدار خطاب به فرماندهان نظامی فرموده بودند، بروید و فردا بیایید، روز بعد امام امر کردند که به پابوسی امام رضا(ع) بروید و پرچم گنبد و بارگاه ملوکتی ثامن الائمه (ع) را با خود بیاورید و هنگام عبور از اروند، آن را مقابل آب قرار دهید. با کسب دریافت این پند عرفانی از سوی پیر روشن ضمیر جماران فرماندهان نظامی قرارگاه های رزمی جنوب به منطقه برگشتند و شب عملیات با اجرای این دستور العمل معنوی عملیات والفجر 8 را با رمز مبارک یا فاطمه الزهرا(س) آغاز کردند، اما آن شب به ناگاه باران گرفت و بارش باران فرماندهان را دچار تشویش کرد زیرا از لحاظ نظامی اجرای عملیات به دلیل بارش باران مردود است، ولی همین نعمت الهی باعث شد که دشمن متوجه حضور غواصان دلیر ایران در خطوط خود نشود و نیروهای پیاده نیز با وجود باتلاق توانستند از اروند عبور کرده و خود را به مواضع دشمن در آنطرف اروند برسانند. در اجرای این عملیات آبی - خاکی غواصان جوان و جان برکف سپاه که عاشق امام دلها بودند، با دیدن آموزش های سخت و آمادگی کامل در تاریکی شب با عبور از رودخانه وحشی اروند خود را به ساحل جنوبی این رود و مواضع و استحکامات عراق رسانیده و با خنثی کردن تله های انفجاری معابری را از میان سیم های خاردار، موانع خورشیدی و مین های ضد نفر برای رزمندگان اسلام بازکردند. در اجرای این عملیات موفق نظامی رزمندگان خط شکن سوار بر شناورهای خود از میان نهرهای مختلف از سواحل شمالی اروند عبور کرده و در حالی که آب رودخانه کاملا مد بود خود را به ساحل شبه جزیره فاو رسانیده و حمله برق آسای خود را آغاز کردند


نویسنده : سایت حوزه

تاریخ : 1396

خاطره : شب عملیات والفجر8 (20بهمن 64)/ بیمارستان خرمشهر/ خط شکنان جزیره ام الرصاص/مداح شهید داود دهقان در حال مداحی کردن/ شهید احمد امینی، محمود عطایی، محمدتیموری، علی زاکانی، محمد زمانی و رزمندگان گردان علی اصغر(ع) لشکر10 سیدالشهدا در این عملیات لشکر 25 کربلای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که ماموریت حمله به شهر فاو را بعهده داشت با هجوم بی امان خود دژهای دفاعی شهر فاو را بر سرنیروهای بعثی فرو ریخت و وارد شهر فاو شد و چند ساعت پس از آغاز عملیات موفقیت آمیز والفجر 8 فرمانده شجاع لشکر 25 کربلا پرچم مبارک ثامن الائمه (ع) را بر بالای مناره مسجد فاو نصب کرد و دیگر لشکرهای سپاه نیز از غرب و شرق فاو حمله خود را آغاز کردند و موفق شدند از محور راست با عبور از جاده البهار بصره و ام القصر تا دریاچه و کارخانه نمک پیشروی کنند و اط محوز چپ او تا راس البیشه و خور عبدالله و سایتهای موشکی عراق را به تصرف خود در آورند. این رزمندگان دلیر اسلام تنها با نیروی ایمان، ولایت مداری و عشق به ائمه اطهار(س) دل به آب زدند و توانستند به یاری خدا از آب بگذرند. کشته و زخمی شدن 5 هزار صدامی کافر، به اسارت درآمدن 2 هزار و 105 نفر از نیروهای دشمن بعثی، انهدام 600 دستگاه تانک و نفربر، 150 قبضه انواع توپ، 74 فروند هواپیما، 5 دستگاه مهندسی، 11 فروند بالگرد، 500 دستگاه انواع خودرو و 7 فروند ناوچه جنگی ارتش صدام از نتایج عملیات والفجر 8 است. همچنین به غنیمت در آمدن 140 دستگاه تانک و نفربر، 35 قبضه انواع توپ، 35 دستگاه مهندسی، 150 قبضه توپ ضد هوایی و 250 دستگاه انواع خودروهای ناظمی عراق از دیگر دستاوردهای مهم این عملیات راهبردی و آبی خاکی است. بپاس دلیرمردیها و رشادتهای رزمندگان دلیر اسلام در تاریخ شانزدهم فروردین 1380(ه.ش) مصادف با دهم محرم الحرام سال 1422(ه.ق) پیکر هشت غواص شهید گلگون کفن و گمنام عملیات والفجر 8 در یادمان شهدای این منطقه به خاک سپرده شده است.


نویسنده : سایت حوزه

تاریخ : 1396

خاطره : روایت از به اسارت درآوردن بعثی ها اولین قایقی بودیم که از عرایض (نهری که از اروند منشعب می شود) وارد اروند رود شدیم. زیر آتش خودی و دشمن حرکت به کندی صورت می گرفت. داخل قایق، دیدم احمد امینی که همان شب هم شهید شد، شروع کرد ترانه های کوچه باغی خوندن و بشکن زدن. .. من ناراحت شدم و به احمد اعتراض کردم که ذکر بگو، امشب شب این کارها نیست. او به حالت استهزاء به من گفت: بیچاره علی!! دارند من رو می برند اما من نمی خوام برم و دوست دارم بمونم و کار کنم. این جمله خیلی من رو تکان داد. به ساحل جزیره ام الرصاص رسیدیم اما چند متر مونده بود. به علت موانعی که داخل آب بود، نمی گذاشت قایق جلو برود. همه داخل آب پریدیم و تا سینه داخل آب فرو رفتیم و تمام لباس های ما خیس شد و همزمان بارش باران شدیدی هم شروع شد. از معبری که بچه های تخریب لشکر10شیدالشهداء(ع) باز کرده بودند عبور کردیم و داخل کانال که غواص های خط شکن ساعتی قبل پاکسازی کرده بودند شدیم و درگیری ما با دشمن شروع شد. من با خودم 20 تا نارنجک برده بودم و یکی یکی سنگرها رو پاکسازی می کردیم و جلو می رفتیم. تا خود صبح با عراقی ها درگیر بودیم، خیلی خسته بودیم، نماز صبح را که خواندیم به محمود عطایی و دوستان دیگر گفتم بیایید برویم داخل سنگر عراقی ها آتش روشن کنیم تا گرم شویم و استراحت کنیم و لباس هایمان هم که خیس خالی بود خشک بشود. رفتیم داخل سنگر، یک جنازه عراقی داخل سنگر بود که بو گرفته بود، جنازه را انداختیم آن طرف و همان جا خوابیدیم. یک دفعه به ذهنم رسید تا به بچه هایی که بیرون هستند بگویم حواسشان جمع باشد تا کسی نیاید نارنجک بیندازد به داخل سنگر! هوا روشن شده بود که شنیدم کسی دارد صدا می زند: بزنم؟ بزنم؟ بزنم؟ من از سنگر پریدم بیرون و گفتم: چی رو بزنی؟ نگاه کردم دیدم 25 متر، 30 متر آن طرف تر لای نی ها و چولان ها یک عراقی پیراهن سفید درآورده و به علامت تسلیم تکان می دهد. گفتم: تعال تعال! دیدم حدود بیست نفر عراقی پشت سر هم آمدند بیرون. بهشان گفتم: ارفع یدک! (دستها بالا) اما گوش نکردند. پای دو نفرشان هم مجروح بود و خونریزی داشت و در آن گل ولای همه جا را خونی کرده بود، با دست اشاره کردم که اینها را کول کنید اما بازهم گوش نکردند. من صبر کردم همه که ازم گذشتند، دستم را گذاشتم روی ماشه و رگبار هوایی زدم، فکر کردند من به سمت آنها تیراندازی کردم، لذا خودشان را زدند زمین داخل گل ها و یواش سرشان را آوردند بالا و من دوباره گفتم: ارفع یدک! گفتند: نعم نعم! بعد با دست اشاره کردم این دوتا مجروح را هم کول کنید، گفتند: نعم نعم! و کول کردند آوردند داخل کانال. در کانال یکی از بچه ها به اینها تندی کرد و فریادی کشید. به او گفتم چرا به اینها تندی میکنی، بهترین کار این است که بهشان آب و شیرینی بدهیم. آن موقع برای ما از این شیرینی های کرمانی آورده بودند، اینها را با آب دادیم خوردند، یکی از آنها تا این رفتار ما را دید، زد زیر گریه، چه گریه ای می کرد، به پهنای صورت اشک می ریخت و فریاد می زد و می گفت: من فهمیدم اسلام اینجاست، اسلام اینجاست… بعد به ما گفت اجازه می دهید بروم دوستان دیگرم را هم از لای چولانها بیاورم؟ این یک نفر می رفت لای نیزارها صدا می زد احمد محمود حسن و هر دفعه یکی دونفر با خودش می آورد، تا 20 نفر رفت برای ما اسیر آورد


نویسنده : صدای آبادان

تاریخ : 1392

خاطره : اروند؛ رودخانه‌ای با جزر و مد استراتژیک در عملیات والفجر امروز باز هم به اروندکنار رفته بودم و محل یادمان شهدای والفجر هشت فرصتی دست داد تا روایتی هم داشته باشم. اینجا مسافرانی میهمان حضرت حق شده‌اند که پروازی ابدی را برای ما معنی کرده‌اند، سبکبالانی که پر کشیدند تا ایران بماند. اینجا یادمان والفجر هشت، نقطه صفر مرزی است. عملیات والفجر هشت در تاریخ 20 بهمن 1364 با هدف آزادسازی فاو شروع شد و با خلق حماسه‌ای تاریخی و کاری که به لحاظ دانش نظامی مدرن غیر ممکن می‌کرد با عبور رزمندگان اسلام از رودخانه خروشان اروند و فتح فاو پایان یافت. در واقع عملیات فاو، صحنه بروز تمام قابلیت‌های نظامی، ابتکار عمل و خطرپذیری سپاه پاسداران برای پیش‌برد اهداف جمهوری اسلامی بود. در این عملیات باید کل تجارب جنگ به کار گرفته می‌شد. جنگ شهری، جنگ در دشت ، جنگ در آب... در فتح فاو بیش از 50 هزار تن از نیروهای دشمن کشته یا زخمی شدند و تقریبا عملیات به همه اهداف از قبل پیش‌بینی شده رسید اینجا به یادگار مانده است؛ آثاری از تاکتیکی‌ترین عملیات آبی جهان ... والفجر هشت تداعی می‌کند خاطرات رزمنده‌ای را که رفیقانش پر گشوده بودند. پلی که در 22 مرداد 65 روی اروند نصب شد. دشمن، که اهمیت پل را دریافته بود مرتب با هواپیماهایش پل را بمباران می‌کرد نیروهای مهندسی هم مرتب قطعات جدید می‌آوردند و در آن شرایط سخت پل را بازسازی می کردند.


نویسنده : صدای آبادان

تاریخ : 1392

خاطره : *یادمان اروند نوروز سال 80 مصادف با محرم بود. عاشورای آن سال پنج شهید گمنام را کنار اروند به خاک سپردند؛ رودی که از اراده و ایثار رزمندگان ایرانی خاطرات بسیاری دارد، یادمانی که بر مزار آن شهدا ساخته شده این روزها محلی برای گفتن و شنیدن خاطرات اروند شده است. *فتح فاو، عملیات محرمانه اروند رودخانه پیچیده‌ای بود با جزر و مد زیاد و نوسانات عجیب جریان آب، قبل از عملیات ماه‌ها مطالعه کردند و حالت‌های مختلف اروند را بررسی کردند، باید برای عبور نیروهای خط‌شکن فکری می‌شد و بعد برای پشتیبانی و عبور بقیه نیروها غواص‌ها و نیروهای خط شکن ماه‌ها آموزش دیدند و مقدمات عملیات فراهم شد. باید تمام فعالیت‌ها محرمانه انجام می‌شد. حتی تا نزدیک عملیات هم بسیاری از رزمنده‌ها و فرماندهان گردان‌ها از عملیات خبر نداشتند. *با رمز یا فاطمه الزهرا (س) 22:10 دقیقه 20 بهمن 1364 عملیات والفجر هشت با رمز یا فاطمه الزهرا (س) شروع شد. سیل غواص‌های خط‌ شکن به سمت ساحل فاو سرازیر شد آنها باید میان مانع‌های ساحل فاو معبری باز می‌کردند تا نیروهای بعدی که با قایق می‌آمدند در ساحل پخش شده و فاو را می‌گرفتند. غواص‌های خط شکن موفق عمل کردند و رزمندگان ایرانی فاو را محاصره کردند. روز اول عملیات که به پایان رسید فاو کامل در اختیار ایران بود. عراقی‌ها حسابی غافلگیر شده بودند 36 ساعت از شروع عملیات می‌گذشت که دشمن لشکر پنجمش را وارد منطقه کرد تا اولین پاتک جدی را شروع کند، جنگ سختی در گرفت، بعضی جاها کار به جنگ تن به تن کشید ولی پاتک دشمن به نتیجه نرسید و با مقاومت رزمندگان ایرانی، پس از 87 روز والفجر هشت با تسلط کامل ایران در منطقه فاو به پایان رسید و ارتباط عراق با آب‌های آزاد جهان قطع شد. عملیات والفجر هشت با هدف آزادسازی فاو شروع شد و با عبور رزمندگان اسلام از رودخانه خروشان اروند و فتح فاو پایان یافت.


نویسنده : صدای آبادان

تاریخ : 1392

خاطره : *شناسنامه عملیات والفجر 8 نام عملیات: والفجر هشت؛ رمز عملیات: یا فاطمه زهرا (ع)؛ منطقه عملیات: جبهه جنوبی ـ فاو؛ زمان عملیات: بیستم بهمن 1364 تا 9 / 2 / 1365؛ نوع عملیات: گسترده؛ هدف: تصرف فاو و تهدید بصره از جنوب؛ فرماندهی عملیات: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ سازمان رزم عملیات: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. استعداد نیروهای درگیر خودی: 140 گردان پیاده، 16 گردان توپخانه؛ استعداد نیروهای درگیر دشمن: 126 گردان پیاده 33 گردان زرهی،23 گردان مکانیزه، 29 گردان کماندو، 20 گردان گارد جنوبی. تلفات عراق: 50 هزار کشته یا زخمی، 2 هزار و 105 اسیر؛ خسارات عراق: انهدام 39 هواپیما، 5 هلیکوپتر، 540 تانک و نفربر، 150 قبضه توپ صحرایی، 55 توپ پدافند هوایی، پنج دستگاه مهندسی، 250 خودرو، دو ناوچه موشک‌انداز غنائم: 95 دستگاه تانک و نفربر، 20 قبضه توپ، 120 قبضه توپ پدافند هوایی، 30 دستگاه مهندسی، 180 خودرو نتایج: آزادسازی و تصرف 940 کیلومتر مربع از سرزمین‏های ایران و عراق؛ تصرف شهر بندری و مهم فاو؛ انهدام وسیع نیرو و تجهیزات دشمن؛ تسلط بر اروندرود؛ انسداد راه عراق به خلیج فارس؛ هم مرز شدن با کویت.


نویسنده : پرچم داران

تاریخ : 1393

خاطره : اروند کنار یکی از بخش های شبه جزیره ی آبادان است که در ۴۸ کیلومتری جنوب شرق آبادان و در انتهای جاده آبادان واقع شده است و نام دیگر آن رودخانه ی وحشی است. این منطقه شاهد یکی از موفق ترین و بزرگترین نبردهای دوران دفاع مقدس می باشد. در عملیات والفجر ۸ غواصان خط شکن سپاه اسلام شبانه از اروند رود گذشته،خط دشمن را شکسته و موفق به آزاد سازی منطقه ی فاو شدند. این عملیات ضربه ی مهلکی بر ارتش بعث عراق وارد کرد.یادمان اروند کنار دقیقا مقابل شهر بندری فاو قرار دارد که اکنون مقدس به قبور مطهر تعداد ۸ شهید گمنام می باشد و کاروان های راهیان نور عاشقانه از سراسر کشور برای زیارت این شهدای عزیز و تجلیل از حماسه آفرینان والفجر ۸ به این منقطه ی یادمانی می آیند. در عملیات والفجر ۸ غواصان خط شکن سپاه اسلام شبانه از اروند رود گذشته،خط دشمن را شکسته و موفق به آزاد سازی منطقه ی فاو شدند. این عملیات ضربه ی مهلکی بر ارتش بعث عراق وارد کرد.یادمان اروند کنار دقیقا مقابل شهر بندری فاو قرار دارد که اکنون مقدس به قبور مطهر تعداد ۸ شهید گمنام می باشد و کاروان های راهیان نور عاشقانه از سراسر کشور برای زیارت این شهدای عزیز و تجلیل از حماسه آفرینان والفجر ۸ یه این منقطه ی یادمانی می آیند. بهمن‌شیر: رودخانه‌ای‌ است‌ که‌ در حدفاصل‌ خرمشهر و آبادان‌ ازکارون‌ منشعب‌ می‌شود و به‌ خلیج‌ فارس‌ می‌ریزد. اروند، کارون‌ وبهمن‌شیر با ایجاد کمربندی‌ از آب‌، منطقه‌ی‌ آبادان‌ را تبدیل‌ به‌ جزیره‌کرده‌ است‌. بهمن‌شیر در دفاع‌ از آبادان‌ نقش‌ مهمی‌ ایفا کرد. شمال‌ این‌رود شاهد نبردهای‌ بزرگی‌ از جمله‌ نبرد ثامن‌الائمه‌(ع) بوده‌ است‌. هم‌چنین‌ نیروهایی‌ از دشمن‌ که‌ با عبور از بهمن‌شیر وارد ذوالفقاریه‌ی‌آبادان‌ شدند، تلفات‌ بسیاری‌ دیدند. جاده آبادان – ماهشهر این‌ جاده‌ در بیست‌ و سوم‌ مهر ماه‌ ۱۳۵۹به‌ اشتغال‌ دشمن‌ درآمد و کسانی‌ که‌ از آن‌ عبور می‌کردند، از جمله‌شهید تندگویان‌ (وزیر نفت‌) و همراهانش‌ اسیر شدند. برای‌ آزادی‌ این‌جاده‌ دو عملیات‌ در سوم‌ آبان‌ و بیستم‌ دی‌ ماه‌ ۱۳۵۹ به‌ اجرا درآمد که‌موفقیتی‌ در پی‌ نداشت‌ و به‌ نیروهای‌ خودی‌ خسارات‌ فراوانی‌ واردشد. سرانجام‌ این‌ جاده‌ در عملیات‌ ثامن‌الائمه‌(ع) آزاد شد. امام‌ خمینی‌ (ره): «حفظ‌ و نگهداری‌ِ ترکیب‌ یک‌ یا چند شهر خراب‌ شده‌ درجنگ‌ به‌ منظور ترسیم‌ علنی‌ تجاوز دشمنان‌ علیه‌ انقلاب‌ وکشورمان‌، نشان‌ دادن‌ قدرت‌ دفاع‌ و مقاومت‌ قهرمانانه‌ملت‌ (است‌) که‌ آیندگان‌ فقط‌ به‌ اسناد و نوشته‌ها بسنده‌نکنند.» باقی مانده پل بعثت: در ابتدای‌ رودخانه‌ اروند و انتهای‌ اروندکنار؛این‌ پل‌ِ ثابت‌ در عملیات‌ والفجرِ هشت‌ توسط‌ رزمندگان‌ اسلام‌ طراحی‌و نصب‌ گردید که‌ نمونه‌ای‌ از خلاقیت‌ و ابتکار مهندسی‌ رزمی‌ به‌شمار می‌رود. پل‌ بعثت‌ در محلی‌ از اروند که‌ نهصد متر عرض‌ وحداکثر دوازده‌ متر عمق‌ دارد، با استفاده‌ از لوله‌های‌ فولادی‌ به‌ طول‌دوازده‌ متر و قطر یکصدو چهل‌ و دو سانتی‌متر ساخته‌ شد وبهره‌برداری‌ از آن‌ در بیست‌ و دوم‌ مهر ماه‌ ۱۳۶۵ آغاز شد. اروندرود: از بزرگ‌ترین‌ رودهای‌ جهان‌ است‌ که‌ از اتصال‌ دو روددجله‌ و فرات‌ تشکیل‌ می‌شود و در منطقه‌ی‌ خرمشهر، کارون‌ نیز به‌ آن‌اضافه‌ می‌شود. این‌ رود که‌ از انتهای‌ جزیره‌ی‌ بوارین‌، مرز مشترک‌ایران‌ و عراق را تشکیل‌ می‌دهد، در دوره‌ی‌ عثمانی‌ و هم‌چنین‌ بعد ازتشکیل‌ کشور عراق مورد طمع‌ همسایه‌ی‌ غربی‌ ایران‌ بوده‌ است‌. این‌مناقشه‌ با قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر هموار شد ولی‌ رژیم‌ عراق با لغو آن‌ درشهریور ۱۳۵۹ و تحمیل‌ جنگ‌ به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ قصد تسلط‌ وتثبیت‌ حاکمیت‌ بر آن‌ را داشت‌ که‌ موفق‌ نشد و مجدداً با پذیرش‌قرارداد ۵۹۸ به‌ مالکیت‌ مشترک‌ ایران‌ و عراق بر اروند اعتراف‌ کرد. اروند کنار: یکی‌ از بخش‌های‌ آبادان‌ است‌ که‌ در چهل‌ و هشت‌کیلومتری‌ جنوب‌ شرقی‌ این‌ شهر و در انتهای‌ راه‌ آسفالته‌ی‌ آبادان‌ ـاروندکنار واقع‌ شده‌ است‌. این‌ منطقه‌ شاهد یکی‌ از بزرگ‌ترین‌ نبردهای‌دوران‌ جنگ‌ (والفجر هشت‌) بود. غوّاصان‌ خط‌شکن‌، شبانه‌ از این‌منطقه‌ی‌ اروند گذشتند و خط‌ دشمن‌ را شکستند. بیمارستان‌ صحرایی‌ فاطمه‌الزهرا(س): واقع‌ در اروند کنار که‌ درعملیات‌ والفجر هشت‌ مورد استفاده‌ قرار گرفت‌


اروند
اروند
اروند
اروند
اروند
اروند
اروند
اروند
اروند
اروند
اروند
اروند
اروند