یادمان عملیات طریق القدس (چزابه)
یادمان عملیات طریق القدس (چزابه)

چزابه منطقه‌اي است در 17کیلومتری شمال‌غربی شهر بستان به عرض متغیر 2 تا 4کیلومتر كه از شمال به منطقه فكه، از جنوب به شهر بستان، از غرب به خط مرزي ايران و عراق و از شرق به ارتفاعات ميشداغ محدود مي‌شود و بین تپه‌های رملی و هورالهویزه و بر سر جاده مرزی فکه- بستان قرار دارد و پاسگاه مرزی سوبله ایران و شیب عراق در شمال آن قرار دارد. این منطقه به علت قرارگیری در بین هور و تپه‌های رملی یک گلوگاه محسوب شده و به دلیل قرار داشتن در مسیر دستیابی به شهرهای بستان و سوسنگرد از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است و به همین دلیل این منطقه یکی از پنج معبر اصلی هجوم ارتش عراق به خوزستان بود. در هجوم31/6/1359 به چزابه، با وجود مقاومت مدافعان اندک آن، ارتش عراق نتوانست موقعیت خود را تا 2/7/1359 در چزابه تثبیت کند. دشمن سرانجام در روز 3/7/1359 با عبور از چزابه به طرف تپه‌های الله‌اکبر و بستان پیش‌روی کرد. از آن زمان تنگ چزابه در اختیار دشمن بود تا اینکه در 8/9/1360در جریان عملیات طریق‌القدس آزاد شد. در روز 17بهمن1360، ارتش بعث عراق دو تيپ، يك لشكر و يك گردان را در آستانه عملیات فتح‌المبین از نقاط مختلف عراق با هدف جلوگيري از انجام عمليات عملیات به تنگ چزابه ‌روانه کرد و حدود 300متر در عمق مواضع خودی نفوذ می‌کند. در پاسخ به این اقدام، 18گردان از نیروهایی که سپاه پاسداران برای اجرای عملیات فتح‌المبین آماده کرده بود به تدریج به چزابه اعزام و با دشمن درگیر شدند. لیکن موفقیتی به دست نیامد تا اینکه در تاریخ 1/12/1360چهارگردان از سپاه و دو گردان از ارتش طی عملیاتی با نام مولای‌متقیان(ع) وارد عمل شده و این منطقه پس از 14روز نبرد طاقت‌فرسا به طورکامل آزاد شد. در جریان عملیات خیبر نیز به منظور فریب دشمن عملیات ایذایی والفجر6 در تنگ چزابه و دشت چیلات صورت گرفت که متأسفانه قریب به 400نفر از رزمندگان در این عملیات مفقودالاثر شدند. اکنون یادمان شهدای چزابه که در محل تنگ چزابه و در غرب جاده فکه- بستان قرار دارد، میزبان هشت شهید‌گمنام این منطقه است.

نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : مبارک باد بر کشور عزیز ایران و بر ملت شریف رزمندگانی چنین قدرتمند و عاشقانی چنین محو جمال ازلی و سربازانی چنین دلباخته که شهادت را آرزوی نهایی خود و جانبازی در راه محبوب را آرمان اصیل خویش می دانند. افتخار بر رزمندگانی که جبهه های نبرد را با مناجات خویش و راز و نیاز با محبوب خود عطرآگین نمودند. فخر و عظمت بر جوانان عزیزی که در راهی قدم برداشته و پاسداری از مکتبی می کنند که شکست ناپذیر و سر تا پاپیروزی است. و ننگ بر آنان که در راهی جان خود را هدر می دهند و عرض و آبروی خود را می برند که پیروزیشان شکست و زندگی شان ننگ آفرین است. (پیام امام خمینی(ره) به منا سبت پیروزی عملیات طريق القدس)


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : انی انا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی (طه/ 12) همانا منم پروردگار تو، پس نعلین (از پای) برکن، زیرا تو در وادی طوی مقدس هستی (و جایگاه مقدس را با کفش آمدن نشاید) این جا چزابه است، سرزمین شهیدان در هر گوشه ی این خاک، شهیدان قدم گذاشته اند. این جا روزهای سختی را به یاد دارد. روزهای آغازین جنگ، و جنگاورانی که با دست خالی به نبرد با دشمن رفتند. روزها و شبهای عملیات طریق القدس، در آن روزها، در هر گوشهٔ این تنگه خون می بارید. و اگر خوب گوش بسپاری، می توانی زمزمهٔ شبانهٔ جنگاوران را با گوش دل بشنوی. اداب زیارت را به جا آور. نیت کن که شهیدان با تو هم کلام شوند. با تو سخن بگویند. وضو بگیر و طاهر شو، کفشها را در بیاور و پابرهنه شو، آنگاه گام بردار بر هر گوشهٔ این خاک، همانند آن که بر کربلا و مشهد شهیدان قدم می گذاری، شهدا راهنما هستند، برای همهٔ ما از قافله جاماندگان، در چزابه می توان چشم دل باز کرد. در این جا می توان نفس را زیر پا گذاشت. در چزابه می توان خدا را پیدا کرد و به شهر بازگشت.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : تنگه، به راهی گفته می شود که به هر دلیل و عارضهٔ طبیعی، از دو طرف محدود شده باشد. تنگهٔ چزابه نیز راهی است تنگ و باریک در شمال غرب بستان و در نزدیکی مرز با عراق، به عرض یک تا سه کیلومتر که در بین « رمل»ها از شمال و « هور» در جنوب محدود شده است. شمال این تنگه، چند پاسگاه مرزی و منطقهٔ فکه قرار دارد و جنوب و شرق آن دشت آزادگان است. شمال و جنوب این تنگه، به وسیلهٔ جادهٔ آسفالت فکه - تنگهٔ چزابه به هم متصل شده است و می توان گفت که تنها راه عبوری از این منطقه محسوب می شود که پاسگاه های مرزی را در شمال، به شهر بستان در جنوب متصل می کند. ویژگی منطقهٔ شمال بستان و سوسنگرد و تنگه چزابه، وجود سرزمینهای ماسه ای و رملی است. این عارضهٔ طبیعی، مانند دریایی از شن، از رسوبات ماسه ای عصر حاضر تشکیل شده که از فرسایش ماسه سنگ های منطقه و ماسه هایی است که به وسیلهٔ باد، به این منطقه آورده شده است. این رملها، حدود 300 کیلومترمربع از منطقه را پوشاندهاند. رمل ها وقتی به وسیلهٔ باد جا به جا می شوند، اگر به مانع سختی مانند درخت و سنگ برخورد کنند، کم کم جمع شده و تبدیل به تپه می شوند. تپه های رملی، نسبت به زمینهای شمال بستان و تنگهٔ چزابه، دارای ارتفاع قابل توجه و دید و تیر خوبی هستند و به همین دلیل دارای ارزش نظامی می باشند. نبعه، نام تپه های رملی در شمال تنگهٔ چزابه است که بر جادهٔ اسفالت بستان - تنگهٔ چزابه مسلط است. هور به منطقه ای گفته می شود که دارای آب تقریباً راکد و کم عمق است و سرتاسر آن پوشیده از نی و چولان و انواع گیاهان مردابی است. هورالعظیم در غرب و شمال دشت آزادگان (جنوب و غرب تنگه چزابه)، به طول 100 کیلومتر و عرض 15 تا 75 کیلومتر است. این هور، زاییدهٔ رودخانه های کرخه، دجله و دویرج است. وسعت این هور در دوران جنگ تحمیلی حدود 3100 کیلومترمربع بود. در اواخر جنگ تحمیلی نیزارهای انبوه هور، مأمن و مخفیگاه مبارزان شیعهٔ عراقی، مخالفان حکومت صدام حسین و کسانی بود که از خدمت سربازی در ارتش عراق گریخته بودند. به همین دلیل، ارتش عراق به خشک کردن مناطق وسیعی از هور دست زد. کمی بعد نیز پس از جنگ تحمیلی، سدهای متعددی بر روی رودخانه های حوزهٔ آبریز هورالعظیم زده شده. به همین دلیل، هم اکنون به شدت از وسعت آن کاسته شده است.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : صبح عملیات طریق القدس، نیروها به تنگه چزابه رسیدند. شهید حسین خرازی، فرماندهانش را جمع کرد. کالک عملیات را روی زمین پهن کرد. چند تا کلوخ اطراف کالک چید و چند مرتبه زد روی زانوی خودش تا توجه همه جلب شد. بعد گفت: «خوب گوش کنید. دشمن تازه بیدار شده و فهمیده از کجا ضربه خورده است. اگر کسی می خواهد برود، تا درگیری اصلی شروع نشده، برود. برسیم به تنگهٔ چزابه، محشر به پا می شود. قبل از عملیات هم به شما گفتم، جنگ ما از وقتی شروع می شود که برسیم به تنگهٔ چزابه. امشب و فردا باید عاشورایی بجنگید. اطمینان داشته باشید این رمل ها برای ما کربـــلا می شود. نیروهای خودتان را خوب توجیه کنید که بند پوتین هاشان را سفت ببندند. مهمات نداریم و اسلحه نداریم، قبول نیست.دشمن را منهدم کنید و اسلحه اش را بردارید و بروید جلو...»


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : رسیـدیم به تنگه چزابه. یک خاکریز سرتاسری زدند؛ از هــور تا تپه های رملی، پشت آن سنگر گرفتیم. آتش بود و خون، فضا از دود انفجارها پر شده بود. همه در جنب وجوش بودند. نباید می گذاشتیم که حرامیان به خاکریز ما برسند. اما او بی توجه به ان همه هیاهو، آرام آرام از کنار خاکریز کوتاه مان می رفت و می آمد. سقای خاکریز بود. از کنار جاده، کلمنش را پر می کرد و به هر کس می رسید، لیوانی آب می داد و می گفت: « بگو سلام برحسین(ع)» بالاخره منبع آب کنار جاده را هم زدند. این بار هم بیکار ننشست. رفت گوشه خاکریز، تفنگی برداشت و مشغول دفاع شد. هیچ کس هم او را نشناخت. داخل تنگه بودیم. از دور دیدم یکی از برادرها که لباس سبز سپاه تنش است، روی نفربر ایستاده. حواسم به او بود که گلولهٔ خمپاره ای کنارش منفجر شد. دویدم طرفش، غرق در خون، افتاده بود روی رملها نمی دانستم با آن بدن پاره پاره چه کنم. سرش را در بغل گرفتم. آرام گفت: «برادر ارتشی، می توانم از تو خواهشی بکنم؟» گفتم: «بگو برادرم.» گمان می کردم می خواهد بگوید زودتر مرا برسان عقب. اما آرام دهان باز کرد و گفت: «می توانی مرا رو به کربلا برگردانی» او را رو به کربلا کردم که زمزمه اش بلند شد: « السلام علیک یا اباعبدالله» همان جا،بی آن که کلامی دیگر بگوید، روی رمل ها به حسینش پیوست


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : شهید مصطفی ردانی پور، پس از نماز مغرب، توی تاریکی برگشت به طرف کسانی که پشت سرش به او اقتدا کرده بودند. عادتش این بود؛ بین دو نماز چند کلامی وعظ می کرد. بعد از حمد و ثنای خداوند، گفت: «در روایت داریم، ملائکی در آسمانها در حرکت هستند که سلام ما به رسول خدا را به محضر او می رسانند. ملائکه مأمور این کار هستند و رسول خدا هم پاسخ می دهد، این در ذهن شما باشد که سلام شما اکنون به محضر مبارک رسول خدا می رسد و با حضور قلب ادا کنید. توجه به این مهم، برای همهٔ نماز شما کافی است. دیشب (شهید) عباس کردآبادی با ما بود. دهها نفر با ما بودند. خوشابه حال آنها ، خودتان را به حضرت زهرا (س) بسپارید. سرتان را به خدا عاریه دهید و با امام حسین (ع) معامله کنید...» بعد روضهٔ علی اکبر را خواند. نماز که تمام شد، نیروها حرکت کردند برای آزادسازی تنگه چزابه.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : یکی از پنج محور حملهٔ دشمن به استان خوزستان، محور تنگهٔ چزابه - بستان - سوسنگرد - حمیدیه - اهواز بود. ارتش عراق 31 شهریور 1359 به پاسگاه های صفریه و سوبله در شمال تنگه چزابه حمله کرد و مقاومت مدافعان را در هم شکست. سپس ستون تانکها را به سمت تنگه چزابه به راه انداخت. درگیری سختی در گرفت و مدافعان در برابر تانکها به مبارزه پیشروی بپردازد. در 8 آذر 1360، عملیات طریق القدس برای آزادسازی مناطق غربی دشت آزادگان آغاز شد. یکی از مهمترین محورهای عملیاتی، محور شمالی بود. نیروها با عبور از رمل ها، خود را به تنگه چزابه رساندند و موفق شدند تنگه را آزاد سازند. ارتش عراق مجدداً در شب 17 بهمن 1360 به تنگه چزابه حمله کرد و توانست تپه های نبعه و خاکریز اول را تصرف کند. 13 روز درگیری و جنگ بی امان ادامه یافت تا این که رزمندگان اسلام به فرماندهی شهید حسن باقری، در شب یکم اسفند 1360 در عملیات « مولای متقیان» موفق شدند ارتش عراق را عقب برانند. در جریان عملیات خیبر، عملیات ایذایی والفجر 6 در دوم اسفند 1362، در تنگه چزابه و دشت چیلات انجام شد. نیروهای خودی پس از عبور از میدان های مین، سیم خاردارها و پشت سر گذاشتن باتلاق ها و تپه های رملی، حملهٔ خود را آغاز کردند. با روشن شدن هوا، درگیریها شدت پیدا کرد و کار به درگیری تن به تن کشید. نیروها به اجبار عقب نشستند و عملیات پایان یافت. در این عملیات حدود چهارصد نفر شهید و مفقودالاثر شدند.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : شهید علی صیاد شیرازی می گفت: قبل از شروع عملیات طریق القدس، شهید مصطفی ردانی پور دعای توسل جان سوزی خواند. در آن مجلس عزا، دیدم شهید مسعود منفرد نیاکی، فرمانده 58 سالهٔ ارتشی، دستمال بزرگی را روی صورتش گذاشته و چنان گریه می کند که من در خودم احساس حقارت کردم. وقتی رفتیم و گزارش عملیات طریق القدس را به امام دادیم، آخرش هم این خاطره را تعریف کردم. گفتم ای امام، ما در جبهه معجزه می بینیم؛ فرمانده 58 سالهٔ ما در دعای توسل، دلش شکسته تر از ما بود. امام فرمودند: این اصل رجعت انسان به فطرتش است. این ها چون نور دیده اند، قلبشان نورانی شده.


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : پیرمرد باصفایی بود. زیر آتش شدید دشمن، به او پناه بردیم. گفتیم: «حاج آقا، اوضاع خراب است. کاری بکن.» گفت: «خدا با ماست، نترسید. بگویید بچه ها و جعلناً بخوانند و حرکت کنند.» گفتیم: «با این مجروح های وسط معرکه چه کنیم؟» زیر نور منور، اشک از چشمانش چکید و آرام گفت: «آنها را با امام زمان تنها بگذارید. این لحظات تنهایی و مناجات، به یک دنیـا عبــادت و شب زنــده داری می ارزد.»سنگر ما، سنگر مخابرات بود. در این سنگر، عکس شهدا و امام و مقام معظم رهبری را نصب کرده بودیم. حال معنوی عجیبی در خط چزابه بود. عراق می دانست بچه ها به نماز اول وقت مقیدند؛ برای همین، لحظات اذان صبح که برای وضو از سنگر بیرون می آمدیم، آتش تهیه ی سنگینی روی سرمان می ریختند. گاهی حق نداشتیم برای وضو از سنگر بیرون بیاییم. من تاروزی که در جنگ بودم، دیگر معنویتی که در چزابه بود،


نویسنده : بروشور راهیان نور

تاریخ : 1399

خاطره : در تنگهٔ چزابه، پدر و پسری با هم در میدان مین بودند. لحظه ای دیدم که آنها با هم درگیر شدند. پسر می گفت: « من اول باید بروم.» پدر هم می گفت: «نه، تو جوان هستی، من باید بروم.» پدر بدون لحظه ای توقف به حرکت ادامه داد. چند لحظه بعد، صدای انفجار مهیبی بلند شد و پدر در میدان مین به شهادت رسید. پسر به سرعت خود را بالای سرش رساند. جنازهٔ پدر را بر دست گرفت و به طرف بیرون میدان مین حرکت کرد. خودم را به او رساندم و خواستم جنازه را از دستش بگیرم. نگذاشت. جنازهٔ پدر را برد داخل آمبولانس گذاشت و دوباره به میدان مین بازگشت. خیلی گشته بودیم. نه پلاکی داشت، نه کارتی، هیچ چیز همراهش نبود. یک مشت استخوان بود. لباس فرم سپاه تنش بود. داشتیم نامید می شدیم که چیزی شبیه دکمه پیراهن در جیبش، توجهمان را جلب کرد. خوب که دقت کردیم، دیدیم یک نگین عقیق است که انگار جمله ای رویش حک شده. خاک و گلها را پاک کردیم. دیگر نیازی نبود دنبال پلاکش بگردیم. روی عقیق نوشته بود: به یاد شهدای گمنام.


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1398

خاطره : آزاد سازی سوسنگرد و بستان و تأمین مرزهای بین المللی جمهوری اسلامی ایران تنها دو ماه پس از پیروزی در عملیات ثامن الائمه (ع)، عملیات طریق القدس را در سال دوم جنگ (آذرماه سال 1360) با سرعت بسیار و بر پایه تحولات جدید و شور و هیجان ایجاد شده در کشور، به عنوان بزرگ ترین عملیات خود در مقیاس گسترده، طرح ریزی کرد. سازماندهی نیروهای داوطلب با انگیزه شهادت طلبی در سازمان سپاه و در آستانه فرا رسیدن ماه محرم، برجسته ترین ویژگی این عملیات بود. با موفقیت عملیات ثامن الائمه (ع) که نشان داد طراحی و انجام عملیات های گسترده با سبک و شیوه جدید امکان پذیر است – فرماندهان سپاه و ارتش طی جلسات متعددی شرایط جدید را مورد بررسی قرار داده و مبتنی بر آن استراتژی جدیدی را تعریف کردند که سه هدف اساسی را دنبال می کرد: 1- انهدام هر چه بیشتر ماشین جنگی عراق. 2- دست یافتن به مواضعی مناسب جهت کم کردن خطوط پدافندی و نهایتاً آزاد سازی نیروهای خودی از پدافند به منظور افزایش توان خودی در عملیات بعدی. 3- آماده شدن برای انجام عملیات نهایی و آزاد سازی گام به گام مناطق اشغالی. مبتنی بر این استراتژی، دوازده طرح موسوم به «کربلا» تهیه شد که میزان تناسب توان خود با ظرفیت مورد نیاز منطقه عملیاتی، وضعیت زمین از جنبه نظامی و نیز اهمیت منطقه عملیاتی، از عوامل اصلی در تعیین تقدم هر یک از طرح های مزبور بود، بر همین اساس، پس از مباحث مختلف میان فرماندهان سپاه و ارتش عملیات طریق القدس به عنوان اولین گام از سلسله عملیاتکربلا طراحی و به مرحله اجرا در آمد. اهداف عملیات مهم ترین اهداف عملیات طریق القدس عبارت بودند از : - آزاد سازی شهر بستان و بیش از 50 روستای منطقه - انهدام نیروهای دشمن در منطقه با استعداد بیش از یک لشکر - قطع ارتباط بین دو نیروی عمده در مناطق عمومی اهواز و دزفول - رسیدن به هور و امکان نفوذ در خاک عراق. علل انتخاب منطقه پس از پاکسازی منطقه اشغالی در شرق رودخانه کارون در عملیات ثامن الائمه(ع)، هنوز در جبهه جنوب سه منطقه در اشغال دشمن قرار داشت که عبارت بودند از :غرب روخانه کارون و شهر خرمشهر، منطقه بستان و سوسنگرد و منطقه غرب رودخانه کرخه. این مناطق از نظر وسعت، هدف، استعداد و گسترش نیروهای دشمن دارای موقعیت های متفاوتی بودند، بنابراین با توجه به توانایی و امکانات نیروهای خودی برای انجام عملیات، منطقه سوسنگرد و بستان برای عملیات انتخاب شد. موقعیت منطقه منطقه عمومی عملیات در شمال غربی اهواز قرار داشته و دارای زمین های مرتفع، پست و هموار می باشد که از شمال به ارتفاعات الله اکبر، میش داغ و تپه های رملی، در جنوب به رودخانه نیسان و هویزه، در غرب، از یک سو به دغاغله و رودخانه نیسان و از سوی دیگر، به رودخانه سابله و نهر عبید و روستای صالح حسن و از آن جا به سمت تپه های رملی در شمال امتداد می یابد و از شرق به هورالهویزه و تنگه چزابه و مرزهای بین المللی محدود می شود. زمین منطقه در شمال، رملی و از جنس ماسه های بادی است. سمت بیشتر ارتفاعات منطقه، از شمال غربی به جنوب شرقی و شیب زمین در مکان های مختلف، متفاوت است. رودخانه های این منطقه شامل رودخانه کرخه با عرض تقریبی 25 تا 400 متر و عمق 5/1 تا دو متر است که عبور از آن بدون استفاده از پل های موجود، غیر ممکن می باشد؛ رودخانه کرخه کور در حمیدیه که از رودخانه کرخه منشعب شده و تغییر مسیر می دهد؛ نهر سابله به عنوان شاخه ی جدا شده از کرخه و نهر نیسان به عنوان شاخه اصلی، جدا شده از کرخه که ابتدا به نام مالکیه وارد سوسنگرد شده و از آن جا به بعد نهر نیسان نامیده می شود. عوارض مصنوعی منطقه به این شرح بود: جاده آسفالته سوسنگرد – پله سابله- بستان؛ جاده معروف به تعاون که دشمن ساخته بود و از حد فاصل بستان – سابله به پل نیسان و به سمت جفیر امتداد داشت؛ میدان های مین و مواضع احداثی دشمن. آبادی های این منطقه شامل دهلاویه، بردیه، دغاغله، سابله، چزابه و دیگر روستاها می باشد.


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1398

خاطره : وضعیت دشمن ارتش عراق پس از ناکامی در تصرف سوسنگرد و پیشروی به سمت اهواز، در خارج از شهر و غرب سوسنگرد مواضع پدافندی خود را با استفاده از موانع طبیعی و مصنوعی در محور جابر حمدان در شمال رودخانه کرخه و محورهای دهلاویه، سویدانی و هویزه در جنوب کرخه به گونه ای مناسب تحکیم و تثبیت کرد. عراقی ها پس از عملیات ثامن الائمه (ع) و تحمل ضربه مهلک ناشی از آن، تمام توان خود را برای شناسایی تحرکات و مقاصد نیروهای خودی بسیج کرد و تا 60 درصد موفق به کشف این اطلاعات شد. اما به دلیل نقص اطلاعات، همچنان در تردید به سر می برد و در تجزیه و تحلیل خود به این نتیجه رسیده بود که یکی از راه کارهای احتمالی نیروهای خودی، تمرکز تلاش اصلی برای عملیات، در محور غرب سوسنگرد، عبور از پل سابله به سمت بستان و نیز تلاش پشتیبانی، از شمال کرخه و محور الله اکبر، جنوب ارتفاعات رملی به سمت غرب و تنگه چزابه می باشد. دشمن برای مقابله با این راه کارها، ترکیب و شکل استقرار نیروهای خود را با استفاده از موانع موجود آرایش داد. ارتش عراق که برای پشتیبانی و تقویت نیروهای خود به پل های روی رودخانه های کرخه و سابله و جاده های شمالی جنوبی متکی بود، حفاظت و حمایت از پل ها را تشدید کرد. در عین حال، عوارض رودخانه های منطقه تحرک فوق العاده و پشتیبانی سریع را برای دشمن غیر ممکن کرده بود. استعداد دشمن نیروهای دشمن در شمال کرخه تیپ 26 زرهی از لشکر 5، تیپ 93 پیاده از لشکر 4 پیاده کوهستانی، گردان 1 پیاده از تیپ 23، تیپ 31 و 32 نیروی مخصوص و نیروهای جیش الشعبی بود. نیروهای دشمن در جنوب کرخه شامل تیپ های 25 مکانیزه و 16، 30 و 96 زرهی از لشکر 6 زرهی، تیپ 48 پیاده از لشکر 11 پیاده، تیپ 12 زرهی از لشکر 3 زرهی، یک گردان ازتیپ 32 نیروی مخصوص، گردان 20 دفاع الواجبات، نیروهای کماندویی لشکر 7 پیاده و نیروهای جیش الشعبی بود. دشمن پس از آگاهی از سمت تک نیروهای خودی اقدامات زیر را انجام داد: 1- جابه جایی تیپ 30 زرهی با تیپ 35. 2- تقویت منطقه غرب سوسنگرد با تیپ 30 نیروی مخصوص. 3- تمرکز تیپ 31 نیروهای مخصوص و گروه های کماندو در شمال کرخه، تنگه چزابه و پل های کرخه. 4- ایجاد تمرکز در گردان های تیپ 12 در شمال کرخه و تنگه چزابه به عنوان نیروی احتیاط و پاتک. 5- ایجاد تمرکز در تیپ 48 پیاده و تیپ 93 در مثلثفینیخی و شمال کرخه. 6- ایجاد تمرکز در گردان های تیپ 26 شمال کرخه به ویژه خطوط دوم. 7- تقویت خطوط دفاع غرب سوسنگرد یا تیپ 30 زرهی، گردان هایطارق و المثنی. 8- جابه جایی تیپ 10 زرهی از منطقهمسیله به حوالی قرارگاه لشکر 6 زرهی به عنوان احتیاط آن لشکر برای اجرای تک در منطقه غرب سوسنگرد. 9- تمرکز در ذخیره مهمات توپخانه و تانک و سلاح ضد تانک و ضد هوایی و افزایش مهمات خطوط اول. 10- تمرکز در تقویت نیروی حمایت از پل ها و تقویت سلاح و مهمات مربوط به آن.


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1398

خاطره : اقدامات نیروهای خودی پیش از عملیات مهم ترین اقدامات نیروهای خودی حد فاصل عملیات های ثامن الائمه (ع) تا طریق القدس، عبارت بودند از: 1- شناسایی خطوط و عمق دشمن؛ مهمترین شناسایی عمق با هدف انهدام دشمن در شمال غربی رودخانه نیسان شامل منطقه غرب سوسنگرد و حاشیه هور و از پشت دشمن در روستاهای دفار، نهرکسر، شیخ محمود و تا حوالی بیت نعمه می شد. برای شناسایی معابر خودی به دشمن و برعکس، شناسایی موانع مصنوعی شامل میادین مین، خاکریزها و سایر تاسیسات و نیز شناسایی و ثبت تحرکات و استعداد پشتیبانی دشمن اعم از هوایی، هوانیروز، توپخانه و پدافند هوایی اقداماتی انجام گرفت. هم چنین منطقه شمال کرخه در حدفاصل جناح دشمن و ارتفاعات میشداغ در منطقه رملی نیز شناسایی شد که اطلاعات آن بسیار حائز اهمیت بود و منجر به طرح ریزی عملیات به صورت احاطه ای شد و جاده معروف بر روی منطقه رملی نیز بر اساس همین اطلاعات و برابر نیاز عملیات احداث شد و بدین ترتیب، امکان دسترسی نیروهای خودی در خیز اول به عقبه دشمن در تنگه چزابه فراهم شد. 2- سازماندهی نیروهای مردمی به کوشش و تدبیر سپاه پاسداران، به گونه ای که در محاسبات عملیات، میزان استعداد و توان سپاه به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده در آغاز عملیات و کسب موفقیت مورد تاکید قرار گرفت. 3- طرح ریزی عملیات بر پایه شناسایی از منطقه وتوان موجود نیروهای خودی و انجام دادن برخی جابه جایی ها و تقویت منطقه که با ظرافت و دقت خاصی انجام گرفت. 4- نزدیک کردن خطوط خودی به دشمن با ایجاد خاکریزهای کوتاه. 5- اجرای طرح آب برای محدود کردن خطوط پدافندی و آزاد کردن نیرو. 6- احداث جاده ای به طول 15 تا 20 کیلومتر در زمین های رملی شمال منطقه عملیاتی. در پی شهادت برخی از فرماندهان ارتش و سپاه پس از عملیات ثامن الائمه(ع)، انتصاب های جدید موجب تغییراتی در مدیریت جنگ شد که در گسترش و تأمین همکاری سپاه و ارتش نقش به سزایی داشت. سازمان رزم خودی در این عملیات، نیروهای سپاه پاسداران برای اولین بار در قالب «تیپ» شرکت داشتند که عبارت بودند از: تیپ 1 عاشورا با استعداد 9 گردان پیاده. تیپ 2 کربلا با استعداد 3 گردان پیاده. تیپ 3 امام حسین (ع) با استعداد 8 گردان پیاده. تیپ امام سجاد (ع). تیپ امام حسن(ع) با استعداد 3 گردان پیاده (به عنوان احتیاط عملیات). هم چنین، یگان های ارتش متشکل بودند از : تیپ 3 از لشکر 92 زرهی. تیپ های 1 و 2 از لشکر 16 زرهی. تیپ 1 از لشکر 77 پیاده. 8 گردان توپخانه.


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1398

خاطره : طرح مانور عملیات طریق القدس طرح کلی مانور عملیات به شرح ذیل تهیه و تصویب شد: الف- تلاش اصلی: با توجه به تحلیل و ارزیابی فرماندهان از نوع آرایش نیروهای پدافندی دشمن و نیز تفکر حاکم بر فرماندهان ارتش عراق و نوع نگرش آنان نسبت به توانایی نیروهای انقلابی و عدم باور دشمن نسبت به امکان عبور قوای خودی از منطقه رملی شمال عملیات، این منطقه به عنوان فلش اصلی عملیات انتخاب شد تا موجب غافلگیری دشمن شود، بر همین اساس، مقرر شد شمال کرخه با استفاده از یک مانور احاطه ای و با به کار بردن یک تیپ زرهی ارتش و دو تیپ پیاده سپاه پاکسازی شده و تنگه چزابه تامین می شود.ب – تلاش پشتیبانی: به منظور حمایت از تلاش اصلی و تامین منطقه جنوبی عملیات، یک مانور جبهه ای با استفاده از دو تیپ زرهی ارتش و دو تیپ پیاده سپاه تصویب شده که ضمن پشتیبانی از تلاش اصلی، اهداف دیگری را دنبال می کرد که عبارت بودند از: آزادسازی بستان و منطقه غرب سوسنگرد و نیز دستیابی به کرانه شمالی رودخانه نیسان و سواحل شرقی هورالعظیم. شرح عملیات عملیات در ساعت 00:30 بامداد 8/9/1360 با عبور نیروهای پیاده یگان های سپاه از میادین مین و مواضع دشمن، در چند محور به طور هم زمان آغاز شد. نیروهای عمل کننده در محور شمال عملیات، در همان ساعات اولیه درگیری موفق شدند مواضع نیروهای عراقی را در خطوط اول تصرف کرده و نیروهای احتیاط دشمن را در پشت خطوط پدافندی منهدم کنند. میزان موفقیت اولیه یگان های سپاه در محور شمال به حدی بود که فرمانده تیپ زرهی ارتش نیز به گردان های زرهی و مکانیزه خود فرمان داد تا از معابر بازشده با چراغ روشن عبور کرده و ضمن انهدام دشمن و حمایت از نیروهای پیاده خودی به سوی هدف های خود در عمق منطقه پیشروی کنند. به این ترتیب، در ساعت 6 بامداد روز اول عملیات، تیپ امام حسین (ع) به همراه یک گردان از تیپ 3 زرهی از لشکر 92 موفق شدند تنگه چزابه را تصرف و تامین کنند. در این محور تا ساعت 9 صبح روز اول، تمامی اهداف تعیین شده، تامین گردید. در محور جنوبی عملیات، اوضاع به گونه ای دیگر بود. دشمن که فلش اصلی عملیات نیروهای ایرانی را از این محور می دانست، با بهره گیری از موانع متعدد و هوشیاری نیروهایش به سختی مقاومت کرده و مانع پیشروی قاطع نیروهای ایرانی شده بود. نیروهای خودی به رغم شکستن برخی از خطوط اولیه و تصرف پل سابله، با روشن شدن هوا مجبور به عقب نشینی شدند. با بروز شرایط سخت در محور جنوبی عملیات، تصمیم گرفته شد که نیروهای خودی در شمال با ورود به منطقه ابوچلاچ (منطقه کوچک محصور بین شاخه های رودخانه کرخه درغرب بستان) به سوی شرق و جنوب شرقی پیشروی نموده، بستان و منطقه سابله را تصرف و تأمین نمایند. این مرحله از عملیات در روز دوم با ورود یگان های سپاه به منطقه ابوچلاچ تحقق یافت و شهر بستان پس از 420 روز اشغال آزاد شد. متعاقب ورود نیروهای خودی به مثلث سابله و پیشروی به سوی ساحل شمال رودخانه سابله و نهر عبید نیروهای باقی مانده عراقی موضع خود در این منطقه را ترک و به جنوب رودخانه سابله گریختند. روزهای سوم تا پنجم عملیات با تبادل آتش بین طرفین و تلاش نیروهای خودی برای نگهداری و تحکیم مواضع متصرفی سپری شد. در روز ششم عملیات (13/9/1360) دشمن سعی کرد تا از تعلل نیروهای ایرانی در اتخاذ یک پدافند مطمئن و مستحکم، در منطقه مثلث شکل شمال سابله، سود جسته و آن را مجددا به تصرف خود درآورد و از آن طریق بستان را در معرض تهدید قرار دهد. اما هوشیاری نیروهای خودی و حضور به موقع نیروهای تقویتی (پیاده و زرهی) در قسمت شمال پل سابله، موجب شد تا دشمن با تحمل تلفات سنگین چندین کیلومتر عقب نشینی نموده و در جنوب سابله مستقر شود. نقطه پایان عملیات طریق القدس، تلاش نیروهای خودی برای پاکسازی محدوده ای به وسعت 70 کیلومتر مربع بود که بین جنوب سابله و شمال رودخانه نیسان قرار داشت و همچنان در اشغال نیروهای عراقی باقی مانده بود. فرماندهان خودی پس از انجام مباحث مانور و اقدامات شناسایی و آماده سازی نیروها، قصد داشتند این منطقه را نیز آزاد نمایند؛ لیکن قبل از شروع عملیات، فرمانده عراقی به اشتباه تاکتیکی خود مبنی بر حضور در یک منطقه محصور با موانع طبیعی پی برده و بر همین اساس، در تاریخ 30/9/1360 در پوشش آتش شدید توپخانه به طرز ماهرانه ای نیروهای خود را از منطقه مزبور خارج ساخت و در نتیجه، انجام عملیات نیروهای خودی منتفی شد.


نویسنده : یادمان ایثار

تاریخ : 1398

خاطره : نتایج عملیات طریق القدس با اجرای عملیات طریق القدس، اولین مرحله از استراتژی جدید تحت عنوانکربلای 1 با موفقیت به پایان رسید و نتایج زیر را به دنبال داشت: 1- آزاد سازی 650 کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلامی شامل شهر بستان، حدود 70 روستا، 5 پاسگاه مرزی و نیز تنگه استراتژیک چزابه. 2- تجزیه شدن قوای سپاه سوم عراق، که با توانی بیش از 6 لشکر بخش های خوزستان را تحت اشغال داشت. 3- موفقیت ابتکار عبور از منطقه رملی. 4- خسارات وارده به دشمن به شرح زیر: تانک 170 نفربر 150 خودرو 250 توپ ضد هوایی 30 دستگاه مهندسی 120 توپ صحرایی 19 هواپیما 13 هلی کوپتر 4 کشته و زخمی شدن حدود 8500 نفر و به اسارت در آمدن 546 نفر از نیروهای دشمن.


نویسنده : همشهری

تاریخ : 1392

خاطره : هجوم نیروهای عراقی به خوزستان بعد از ۳۱ شهریور1359 از محورها و معابر متعدد و با به کارگیری نیروهای زرهی و مکانیزه مجهز ، باعث تصرف بخش‌های وسیعی از استان زرخیز خوزستان شد ؛ به طوری که دشمن تا چند کیلومتری دزفول و اهواز پیشروی کرد. دشمن متجاوز در اوائل جنگ تحمیلی از طریق تنگ چزابه و جاده مرزی جفیر با بهره‌گیری از ۲ لشکر پیاده و پیاده - مکانیزه به بستان حمله کرد و با اشغال بستان و ۷۰ روستای اطراف آن عده‌ای از اهالی این شهر را شهید و به اسارت خود درآورد و جنایات بی‌شماری را نیز در این منطقه مرتکب گردید. در جبهه های میانی خوزستان، نیروهای بعثی با تصرف شهر بستان حمله خود را به منظور قطع جاده اهواز - دزفول ادامه داده و قسمتهای وسیعی از دشت عباس را به تصرف خود درآوردند و در پایین رودخانه کرخه متوقف و مستقر شدند. در محور جنوبی رودخانه کرخه، پس از تصرف بستان و ادامه پیشروی خود، شهر سوسنگرد را نیز به تصرف در آوردند. در شمال رود کرخه نیز با تصرف ارتفاعات الله اکبر پادگان نظامی دشت آزادگان مورد تهدید قرار گرفت، اما در جبهه میانی بستان و مناطق گسترده‌ای از استان خوزستان علی رغم اجرای چندین عملیات کوچک و بزرگ تا مهر ماه ۶۰ این مناطق همچنان در تصرف دشمن بود؛ اگر چه رزمندگان اسلام قبل از فتح نهایی بستان، حملات و فداکاری‌هایی را در باز پس گیری این مناطق از خود نشان دادند. به عنوان مثال در تاریخ ۱۵/۱۰/۵۹ نیروهای تیپ همدان و برادران سپاه مواضع سد کننده ای در مقابل دشمن به وجود آورده و با هجوم به آنها باعث متلاشی شدن ۲ تیپ و انهدام تعداد زیادی از تانک‌های بعثیان گردیدند. در ادامه این نبردها در تاریخ ۳۱/۲/۶۰ ارتفاعات الله اکبر پس از ۷ ماه به دست رزمندگان اسلام افتاد و نیروهای دشمن با تحمل تلفات و خسارات سنگین تا ۱۲ کیلومتری بستان عقب نشینی کردند. سرانجام در تاریخ یکشنبه ۸ آذر ۶۰ به هنگام ظهر، شهر بستان و ۷۰ روستای تابعه آن به تصرف رزمندگان اسلام درآمد و تا تاریخ ۲۲/۹/۶۰ منطقه عملیاتی طریق القدس به طور کامل از لوث دشمن اشغالگر پاکسازی شد. عملیات طریق القدس از چنان اهمیتی برخوردار بود که امام خمینی (ره) در پیام تبریک خود آن را «فتح الفتوح» نامیدند. پس از انجام موفقیت آمیز عملیات ثامن الائمه در شرق رودخانه کارون توسط نیروهای ایرانی که منجر به شکستن حصر آبادان شد و در حقیقت مرحله اول عملیات آزاد سازی خرمشهر محسوب می‌گردید، بررسی برای استفاده از موفقیت این عملیات هم در منطقه خرمشهر و هم در منطقه بستان و غرب دزفول آغاز گردید وبا توجه به ویژگی‌های منطقه بستان تقدم تلاش به این منطقه داده شد. انتصاب شهید علی صیاد شیرازی به فرماندهی نیروی ارتش سبب نزدیکی بیشتر ارتش و سپاه شد و این امکان به وجود آمد که فرماندهان سپاه و ارتش استراتژی عملیاتی جدیدی را طراحی کنند. عملیات «طریق القدس» اولین مرحله از این استراتژی محسوب می شد. ویژگی اصلی عملیات طریق القدس، گذشتن از زمین‌های رملی غیر قابل عبور در شمال منطقه عملیاتی بود که سبب غافلگیری دشمن گردید. با موفقیت در محور شمالی، موقعیت نیروهای عراقی مستقر در محور جنوبی نیز متزلزل شد و عملیات در این محور هم به پیروزی رسید. در این عملیات کلیه اهداف تأمین شد. شهر بستان و تنگه مهم چزابه آزاد شد و پس از گذشت ۴۲۰ روز از شروع جنگ ، رزمندگان توانستند در منطقه عمومی سوسنگرد و بستان در مرز مستقر شوند. همچنین تصرف چزابه سبب شد که اتصال قوای دشمن در غرب کرخه و غرب کارون گسسته شود. به این ترتیب توان ارتش عراق در جنوب تجزیه شد و زمینه مناسب برای پیروزی عملیات فتح المبین پدید آمد. در این عملیات لشکر ۹ عراق نیز آسیب فراوان دید.


نویسنده : همشهری

تاریخ : 1392

خاطره : اهداف عملیات طریق القدس: مهم ترین اهدافی که در عملیات طریق القدس مورد نظر بود ، عبارتست از: • قطع ارتباط دشمن از شمال به جنوب ، به طوری که این هدف با تصرف تنگه چزابه و بستن آن امکان پذیر می‌گردید. • آزاد سازی شهر بستان ، که دشمن مخصوصاً شخص صدام روی آن تبلیغات وسیعی به راه انداخته بود. • انهدام نیروهای دشمن که حدود ۶ تیپ برآورد می‌شد. • آزاد سازی ۷۰ روستا و۴۵۰۰الی ۵۰۰۰ نفر از عشایر محلی که تحت سلطه نیروهای عراق در مناطق اشغال شده به سر می‌بردند. • رسیدن به مرز بین‌المللی در حد فاصل هور العظیم. • آزاد سازی منطقه‌ای با وسعت حداقل ۳۰۰ - ۳۵۰ کیلومتر مربع که بیش از ۲ برابر منطقه آزاد شده در جریان شکستن حصر آبادان بود. برای اجرای این عملیات گسترده که در کنار هدف اصلی آن یعنی انهدام دشمن، آزاد سازی بستان ، رسیدن به مرز و تأمین تنگه چزابه را نیز در بر می گرفت و در چند نوبت در محورهای مختلف ، عملیات کم دامنه ای طرح ریزی شده بود که با انجام این عملیات، دشمن از منطقه الله اکبر تا غرب جابر حمدان و در غرب سوسنگرد تا دهلاویه به عقب رانده شد. به طور کلی اهدافی که در این طرح دنبال می‌شد، علاوه بر آزاد سازی بستان و آزاد سازی بیش از ۱۰۰ روستای مناطق محروم به همراه برادران و خواهران عرب اسیر در این مناطق، اهدافی چون قطع ارتباط راه شمالی و جنوب که مورد استفاده ارتش عراق بوده و از لحاظ نظامی ارزش فراوانی داشت و همچنین انهدام نیروها را نیز در برداشت. سایر اهداف عملیات: تصرف تنگه چزابه که در عمق خطوط دشمن قرار داشت، مهم ترین هدف طرح بود که برای دستیابی به آن شاهد، یکی از شاهکارهای تمام جنگ بودیم. چزابه منطقه‌ای است که تا چهار کیلومتری برای عبور از آن عرضی بیش از ۱۰۰۰ تا۱۵۰۰متر ندارد و راه عبور نیروهای دشمن از شمال منطقه به جنوب است. علاوه بر این موارد، بعد از عملیات ثامن الائمه، این اولین عملیاتی بود که از برنامه ریزی و انسجام دقیق تری نسبت به سایر عملیات‌های انجام شده برخوردار بود. افزایش سطح اهداف عملیاتی نشانگر ظرافت و دقت برنامه ریزی در تدبیر و طراحی عملیات بود.


نویسنده : همشهری

تاریخ : 1392

خاطره : موقعیت و محدوده جغرافیایی منطقه عملیاتی: منطقه عملیاتی طریق القدس حدوداً بین عرض ۳۱ درجه و ۲۹ دقیقه ، ۳۱ درجه و ۵۲ دقیقه شمالی و طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۵۴ دقیقه و ۴۸ درجه و ۹ دقیقه طول شرقی قرار گرفته است. این منطقه در حدود ۷۵ کیلومتری شهر اهواز و در منطقه عمومی دشت آزادگان و در۲۵ کیلومتری جنوب غربی سوسنگرد قرار دارد. منطقه عملیاتی مذکور دارای وسعت حدود ۳۰۰ کیلومتر مربع بوده و از حیث جمعیتی دارای جمعیت عرب و فرهنگی عشایری می‌باشد. این منطقه از شمال به ارتفاعات میشداغ و ارتفاعات الله اکبر و ازشرق به شهر حمیدیه و رودخانه کرخه و از غرب به هورالعظیم و از جنوب به هویزه محدود می گردد . شهر بستان در مرکز منطقه عملیاتی و مهم ترین قسمت این منطقه در طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۵۹ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۱ درجه و ۴۳ دقیقه ارتفاع ۱۲ متری از سطح دریا قرار دارد. از حیث منطقه عملیاتی، در این منطرپقه رودخانه‌های فصلی و رودهای دائمی متعددی چون کرخه وجود دارد که قابل کانالیزه شدن برای واحدهای نظامی می‌باشد. از لحاظ موقعیت جغرافیایی، شمال منطقه عملیاتی طریق القدس را منطقه رملی و تپه های شنی و غرب منطقه را باتلاق های هور الهویزه تشکیل داده است که غیر قابل عبور می‌باشد. از لحاظ اقلیمی، بستان شهری گرم و خشک بیابانی بوده که در دشت نسبتاً مسطح روی رسوبات دانه ریز ساحلی قرار گرفته است. به طور کلی آب و هوای منطقه مذکور گرم و مرطوب بوده و بیشترین درجه حرارت آن در تابستان به ۵۰ درجه بالای صفر و کمترین آن در زمستان به ۱ درجه بالای صفر می رسد و متوسط باران سالیانه آن به ۱۵۰ میلیمتر می‌رسد و در کل منطقه، در فصل زمستان بارندگی زیاد می‌گردد. به استثنای روستاها و در کنار رودخانه‌ها پوشش گیاهی وجود نداشته و پوشش گیاهی موجود در منطقه عمدتاً گیاهان عمومی است. تنها رود مهم و حائز اهمیت در این قسمت، رود کرخه است که بعد از کارون طولانی ترین رود خوزستان به شمار می‌رود. شهرهای مهم منطقه شامل شهرهای سوسنگرد، بستان و حمیدیه می‌باشد. شبکه راه های موجود در منطقه منحصر به یک جاده آسفالته از مسیر سوسنگرد - بستان - چزابه بوده و یک جاده خاکی که از حمیدیه به بستان متصل می‌شد و نهایتاً به چزابه وصل شده و به عراق منتهی می‌شود. نیروهای دشمن که در محورهای غرب تپه‌های الله اکبر یعنی شمال منطقه عملیاتی بستان در غرب سوسنگرد یعنی جنوب بستان مستقر بودند، بیش از چندین تیپ بوده است و منطقه ای که در آن حمله صورت گرفت ، رودخانه کرخه را به دو قسمت شمال و جنوب تقسیم کرده و وقتی به حمیدیه می‌رسد، به طرف غرب می پیچد و به باتلاق های هورالعظیم می ریزد. رود کرخه که در ابتدا به نام گاماساب موسوم است، از دره‌های جنوبی الوند و دره شمالی کوه گرو در استان همدان سرچشمه گرفته و پس از طی مسیر به جهت غربی و نزدیکی کرمانشاه به رودخانه قره سو می‌پیوندد و بعد از عبور از لرستان که در آنجا به سمیره موسوم است، به سمت جنوب حرکت کرده و با نام بود کرخه پس از مشروب نمودن اراضی مجاور خود در استان خوزستان و بخش بستان به باتلاق‌های هورالعظیم می ریزد. در طول عملیات، خطوط اول دشمن درشمال کرخه (نور)، منطقه جابر حمدان بوده که در 5 کیلومتری شرق شهر بستان قرار داشته و خطوط مقدمش به طول ۸ کیلومتر از شمال به کوه های میشداغ و رمل ها (تپه‌های شنی) و از سمت جنوب به رودخانه کرخه وصل می‌شد. از جنوب رودخانه کرخه خطوط دشمن به طول۱۵کیلومتر شروع می شد و به نقطه دغاغله که روستایی در کنار رودخانه نیسان و در۴ یا ۵ کیلومتری غرب هویزه بود، ختم می‌شد. این خطوط مقدم جبهه بود . یعنی چیزی در حدود ۳ کیلومتر که تمام طو این خط به استحکامات نظامی از میدان مین با سنگرهای تیر بار مجهز بود و به سمت غرب این منطقه یعنی هورالعظیم وصل می شد و شهر بستان نیزدر اطراف رودخانه کرخه در غرب جابر حمدان قرار داشت. در ناحیه غرب نیروهای دشمن باتلاق بوده ودر قسمت شمال و شرق آنها هم رزمندگان اسلام بودند و در جنوبشان هم رودخانه نیسان قرار داشت. چون این حمله از چند جبهه صورت گرفت، دشمن هسچ راه فراری نداشت. زیرا در این عملیات رودخانه نیسان و پل های متعددی به دست نیروهای اسلام می افتاد تنها راه تدارکاتی بستان از داخل خاک ایران یعنی شهر سوسنگرد بود و در داخل عراق نیز از بصره در جنوب و ار العماره در شمال بصره استفاده می‌شد که به علت باتلاقی بودن مرز دو کشور نیروهای عراقی در هر حال مجبور بودند باتلاق را دور بزنند. زمین شناسی و ژئومورفولوژی منطقه عملیاتی به طور کلی بستان که در بخشی از منطقه دشت آزادگان قراردارد ، از نظر زمین شناسی جزئی از یک گودال نسبتاً عمیق ساختمانی است که ازرسوبات دوران چهارم و عصر حاضر پر و انباشته شده است. عمیق ترین بخش این گودال در شمال غرب دشت آزادگان یعنی اطراف بخش بستان و غرب این دشت یعنی اطراف هور الهویزه است. لبه خارجی گودال نیز در شمال شرق و شرق دشت آزادگان ، به صورت کوه های میشداغ و کوه های الله اکبر بیرون آمده و ازسطح دشت ارتفاع گرفته و پایدار شده است؛ به طوری که کوه های میشداغ و الله اکبر از طبقاتی تشکیل شده اند که با شیبی متوسط به طرف غرب به زیر دشت فرو می‌روند وزیر بنای عمیق این منطقه را به وجود می‌آورند. کل رسوبات انباشته شده در درون گودال دشت آزادگان و همچنین منطقه بستان متعلق به دوره کواترنر است و قشر بسیار کم ضخامت خاک و ماسه‌های بادی و آبرفت های بسیار کم ضخامتی که بر روی دشت در تماس با آتمسفر گسترش دارد، به عصر حاضر تعلق دارد. رسوبات عصر حاضر که قشر سطحی منطقه دشت آزادگان را پوشانیده است، به ترتیب شامل: خاک‌ها، تپه‌های ماسه‌ای بادی یا رمل، رسوبات رودخانه‌ای، سیلابی و بویژه گرد و غبارو رسوباتی که به وسیله باد از خارج منطقه به سطح دشت آورده می شود و در آنجا به ضخامت های نسبتاً قابل ملاحظه ای ته نشین می گردد . در این رابطه خاک ها گسترده ترین تشکیلات عصر حاضر را بر سطح منطقه تشکیل داده اند که بلافاصله بعد از خاک ها تپه های ماسه ای ، بادی یا رمل ها مهم ترین تشکیلات جدید منطقه را تشکیل می‌دهد. تجمعات این ماسه بادی‌ها به صورت تپه‌های ماسه‌ای بخش شمال شرق دشت را می پوشاند . از لحاظ شکل زمین و وضعیت توپوگرافی منطقه نیز مرتفع‌ترین زمین‌ها (حداکثر۱۵متر) در برجستگی های وسط دشت و حاشیه کوه های میشداغ و الله اکبر واقع شده است. شعف عوارض توپوگرافی وشیب بسیار کم زمین‌ها نیز به نوبه خود از جمله عوامل مهمی است که مشکلات مختلفی را برای این دشت به وجود آورده است. بالاخره شبکه هیدروگرافی این دشت و بخش بستان تحت تسلط رودخانه کرخه و شعبات آن به وجود آمده است. وضعیت اقلیمی و آب و هوایی منطقه عملیاتی به طور کلی اقلیم دشت آزادگان و بخش بستان اقلیم بیابانی گرم است که بخش بستان به علت واقع شدن در جوار هور و همچنین قرار گرفتن در شمال شهر بستان دارای آب و هوای معتدل تر می باشد . از لحاظ تقسیم بندی اقالیم مختلف ایران این منطقه یعنی ناحیه پست دشت خوزستان در منتهی الیه جنوب غربی کشور که منطقه غرب بستان مطابق با مرز ایران و عراق است از جنوب بستان تا دهانه اروند و در جنوب اهواز جزء اقلیم خشک بیابانی A۱.۲ و اقلیم فراخشک A۱.۱ قرار گرفته است. اختلاف درجه حرارت شدید گرمای فصل تابستان و زمستان در مجاور بستان یعنی دشت میشان ( آزاد ) در حدود ۴۵ الی ۵۰ درجه بوده و فرسایش مکانیکی صحرایی حاصل این پدیده و عاملی تهدید کننده است. بیشترین درجه حرارت بخش بستان در تابستان به ۵۰ درجه بالای صفر و کمترین آن در زمستان به ۱ درجه بالای صفر می رسد و متوسط باران سالیانه این بخش به ۱۵۰ میلیمتر می‌رسد. بدیهی است که وجود رشته کوههای عقب میشان در مجاور بستان و دشت عباس در پدیدار ساختن باران‌های محلی مؤثراست ولیکن بیشتر رطوبت این نواحی جذب بدنه گچی کوهپایه ها می‌شود. فصل باران در سرتاسر این مناطق و دشت میشان از ماه های بهمن تا اردیبهشت است و ماه‌های مهر تا دی ماه خشکی به حداکثر خود می‌رسد. بنابراین باران در منطقه طی۵/۴ماه می‌بارد. در کل، بستان با آب و هوای گرم دارای پوشش گیاهی چون درختان گز و کنار و گیاهان دارویی و صنعتی و علوفه برای چرای دام می‌باشد. از لحاظ وضعیت اقتصادی و انسانی، اقتصاد بستان را کشاورزی دامداری و صنایع دستی و ماهیگیری تشکیل می‌دهد و وجود رودخانه پر آب کرخه و زمین‌های بارور ناحیه، وضع این بخش را نسبتاً مطلوب ساخته است. طبیعت بستان و عوارض طبیعی موجود در اطراف این شهر برای نیروهای عراقی که بیش از ۱۴ ماه منطقه را در دست داشتند دژ تسخیر ناپذیری ایجاد کرده بود . زیرا در شمال و شمال شرقی بستان وجود ارتفاعات رملی میشداغ و الله اکبر و در جنوب وجود هور الهویزه تقریباً آزاد سازی شهر بستان را غیرممکن می‌ساخت


نویسنده : همشهری

تاریخ : 1392

خاطره : عوارض مهمی که نقش مؤثری در منطقه عملیاتی طریق القدس داشته‌اند: • ارتفاعات: به طور کلی رشته ارتفاعات داخلی خوزستان دارای قلل و ارتفاعات زیادی نبوده و بلندترین نقاط ارتفاعی بیش از ۱۰۰الی ۱۲۰ متر از جلگه مجاور ندارد . این ارتفاعات مرکب از چند رشته می باشد که مهم ترین آن ، رشته ارتفاعات مرکزی در مجاورات اهواز، از ارتفاعات الله اکبر در شرق منطقه عملیاتی طریق القدس بوده وارتفاع دیگر در مجاورت بستان ، ارتفاعات میشداغ است که در مجاورت بستان فکه به ابوادوار و بعداً حمرین نامیده شده است. دراین میان ارتفاعات شرق منطقه عملیاتی مرکب از چندین رشته بوده که بهترین نقاط آن ارتفاعات حمیدیه در۳۲ کیلومتری غرب اهواز قرار دارد . در۶۰۰متری حمیدیه و در شمال این رشته ، یک رشته تپه ماهورهای زمینی به عرض ۲ کیلومتر دیده می شود که دارای شیارهای بزرگ عمیق می باشد که به واسطه لغزندگی خاک و شن ها حرکت در آنها بی اندازه سخت و خطرناک بوده و در صورت حرکت ، این تپه‌ها اکثراً فرو می‌ریزد. در شمال این رشته، به مسافت ۵/۲ کیلومتر یک رشته دیگر تپه های موازی با رشته اولیا ملاحظه می‌شود. این رشته تپه‌های وسیع و مرتفعی هستند با شیارهای بزرگ و وسیع که ارتفاع آن بیش از ۲ رشته دیگر است؛ به طوری که پس از رسیدن به رود کرخه قطع شده و در سمت راست رودخانه کرخه به طرف غرب ادامه می‌یابد. این رشته در مجاورت بستان به ارتفاعات میشداغ موسوم است و اکثراً سیاه رنگ و گاهی رنگ‌های مختلفی درآن دیده می‌شود، ولی عموماً چون رملی است فوق‌العاده لغزنده و خطرناک است و مرتفع‌ترین قلل آن ارتفاعی بیش از ۱۰۰ متر نسبت به جلگه مجاور خود ندارد. • رمل (تل ماسه‌ها): یکی از ویژگی‌های جغرافیایی منطقه عملیاتی طریق القدس، وجود زمین‌های رملی یا آغشته از تل ماسه‌هاست. این عارضه طبیعی از جمله رسوبات عهد حاضر است که در سطح تقریباً وسیعی قسمت هایی از سطح منطقه خوزستان بخصوص غرب منطقه عملیاتی بستان را پوشش داده است. این رسوبات از آن جهت که توسط بادها جابه جا شده، قدرت تحرک فراوان دارند و غالباً دشواریی‌هایی را برای روستاها و دیگر مراکز تجمع انسانی به وجود می‌آورد. به طور کلی منشأ این رمل‌ها درخوزستان را تخریب مکانیکی و فرسایش بادی ماسه های حمل شده به این منطقه و یا سنگ مادر که همان ماسه سنگ هاست می‌دانند. این ذرات اکثراً به صورت چند ضلعی‌هایی با زاویه های تند می باشند ، با آنها همراه است این ماسه‌ها بیش از ۶۰% آهکی بوده و با ماسه سنگ‌های آغاجاری تطابق دارد. سطح رمل ها در مجموع از ۳۰۰ کیلومتر مربع تجاوز نمی کند که در مجموع تل ماسه‌هایی که همگی مربوط به ارتفاعات میشداغ و الله اکبر بوده و گسترده ترین تپه‌ها را تشکیل می‌دهند؛ به طوری که حوزه گسترش این رمل‌ها بین دو یال رودخانه کرخه که با جهت جنوب غربی و شمال و شمال غربی جریان دارد را پر کرده و از کرخه گذشته و تا حوالی راه آهن را به طور پراکنده پوشش می‌دهد. • هور یا هورالعظیم: یکی دیگر از ویژگی‌های مهم جغرافیایی طبیعی در جنوب غرب منطقه عملیاتی طریق القدس یعنی بستان، هور است. این هور بزرگ دارای طول۱۰۰کیلومتر و عرض ۱۵ الی ۷۵ کیلومتر است که حد شمالی آن در خاک ایران پاسگاه سولا و حد جنوبی آن پاسگاه جفیر می باشد ۳۰. به عبارت دیگر جنوب آن حدود پاسگاه ژاندارمری طلائیه و شمال آن به نواحی جنوبی بستان می رسد و سرتاسر آن پوشیده از نی و گیاهان مردابی است. هورالعظیم زاییده رودخانه‌های کرخه، دجله و دویرج می‌باشد و منشأ تشکیل آن عمدتاً از رسوبات این رودخانه هاست که مهم ترین رود وارده به آن کرخه است. این رود در تابستان به علت گرما و تبخیر کاهش می یابد و در مواقع طغیان به ۸ متر می رسد، به طوری که حداکثر میزان آب آن در قسمت عمیق هور یعنی شمال هور الهویزه بوده و از لحاظ توپوگرافی شیب کف هور به صورت شرقی - غربی و شمالی - جنوبی است. لذا رودخانه هایی چون نیسان، سابله، بستان، کرخه نور، که در ابتدا به صورت جنوب غربی - شمال شرقی می‌باشد، همگی به محض رسیدن به هور الهویزه به صورت سرشاخه های متعددی با جهت شرقی و غربی وارد هور می شوند. منطقه هور الهویزه در صحنه جنگ تحمیلی نقش مؤثری داشته و همواره یکی از موانع بزرگ طبیعی به شمار می آمده؛ به طوری که عبور از آن کاری دشوار و حتی غیر ممکن می باشد. سراسر هور پوشیده از نی است که هر قدر به طرف داخل آن پیش رویم ، ارتفاع آنها بیشتر خواهد شد و خود یک مانع مهم استتار به شمار می‌آید. به هر حال وضعیت تدافعی دشمن، سپاهیان اسلام را بر آن داشت که از همین عارضه طبیعی به عنوان یک مانع مهم استفاده نمایند و خطوط دفاعی دشمن را درهم ریزند و در نتیجه باعث غافلگیری و وارد آمدن خسارات قابل توجهی به دشمن گردند و از طرف دیگر با قطع ارتباط جاده مواصلاتی تدارکاتی که دشمن از فکه تا شلمچه به موازات هور العظیم ایجاد نموده بود، امید دشمن را در این زمینه به کلی قطع گرداند


نویسنده : همشهری

تاریخ : 1392

خاطره : اهمیت استراتژیکی و ژئوپلیتیکی منطقه عملیاتی با فتح شهر بستان حدود ۲۵۰ کیلومتر مربع از خاک میهنان که بعد از ۴۲۷ روز به دست قوای متجاوز عراق اشغال شده بود، آزاد گردید و خطوط تدارکاتی و ارتباطی دشمن در منطقه غرب قطع شده و راه فتح بخش اشغالی خرمشهر به دست رزمندگان اسلام گشوده گردید. با توجه به اهمیتی که منطقه عملیاتی طریق القدس برای دشمن بعثی داشت ، بعد از یورش و تصرف این منطقه توسط رزمندگان و آزاد سازی شهر بستان و ارتفاعات الله اکبر و غرب سوسنگرد دشمن متجاوز تقریباً مهم ترین جاده مواصلاتی و تدارکاتی ارتش خود را در این منطقه که در داخل خاک ما ایجاد کرده بود، از دست داد. فضای حاکم بر عملیات عملیات طریق القدس تجلی‌گاه بارز حضور نیروهای مردمی در جبهه‌های جنگ بود که به دنبال پاکسازی جبهه انقلاب از عناصر ضد انقلاب به منصه ظهور رسید. این عملیات تجلی قدرت مردم و نتیجه حضورشان در میدان نبرد بوده و پیروزی در این عملیات نشان دهنده درستی این روش خاص در سازماندهی نیروها بود. از طرفی باحذف بنی صدر ، تلاش برای دستیابی به سیستمی تلفیقی از مهارت های کلاسیک و توانایی های جنگ چریکی و مردمی شکل می‌گیرد که در نتیجه شکستن حصر آبادان مشوق خوبی برای برادران سپاه و ارتش بود و ادامه آن در عملیات طریق القدس با حضور نیروهای مردمی به خوبی نشان دهنده این مطلب بود؛ به طوری که استعداد نیروهای شرکت کننده برای فتح منطقه ای چند برابر منطقه عملیاتی ثامن الائمه ، فقط از منبع اصلی نیروهای انقلاب یعنی مردم تأمین شد. اقدامات دشمن قبل از عملیات دشمن بعثی برای اطمینان خاطر بیشتر، دست به مین گذاری منطقه هم زده بود که تیم های تخریب نیروهای اسلام در فرصت های مناسب معابری جهت عبور بازکرده بودند. همچنین قبل از عملیات طریق القدس چندین عملیات فرعی و کوچک تر توسط سپاهیان اسلام انجام گرفته بود و نیروهای دشمن نیز در صدد ایجادجاده‌ها، پل‌ها و تأسیساتی بودند که می توانست جایگاه مناسبی برای حفظ و نگهداری امکانات رزمی دشمن تا مدت‌های مدیدی باشد. در هر حال دو یگان عمده ارتش عراق و یک تیپ احتیاط در منطقه بودند و این منطقه توسط سپاه دوم عراق اداره می‌شد و منطقه تحت اشغال دشمن در شرق و جنوب بستان توسط یگان‌های ارتش عراق حراست می‌گردید؛ به طوری که قبل از عملیات طریق القدس واحدهای مهندسی - رزمی دشمن، بسیار فعال بودندو توپخانه دشمن به استعداد ۳گردان منطقه را پشتیبانی آتش می کرد. روند عملیات: خورشید شنبه ۷ آذر سال ۶۰ کم کم غروب میکرد و همزمان ماه شب دوم عملیات طلوع می‌نمود. رزمندگان اسلام هر کدام در تهیه و تدارک وسایل مورد نیاز بودند. با تاریک شدن هوا اولین خودرو و ستون اعزامی به حرکت درآمد نفربرها و خودروهای نظامی با سوار کردن نفرات خود روانه خط مقدم می‌شدند. نیروها در سه محور سویدانی، دهلاویه و بستان سازماندهی شدند. درساعت ۳۰ دقیقه بامداد باران رحمت الهی باریدن گرفت. ناگهان فرمان حمله در بی سیم ها پیچید: از رشید به کلیه واحدها، «یا حسین» و حمله با فریاد تکبیر آغاز شد. دشمن در خواب بود. دشمن به روش همیشگی خود چند میدان مین در مقابل خطوط به وجود آورده بود. با عبور عده ای از جان نثاران از روی مین، دلاوران اسلام اولین خاکریزهای دشمن را فتح کردند. خطوط دفاعی دشمن در مناطق سویدانی، دهلاویه و بخش شمالی شحیطیه سقوط کرد. پیشروی به سوی بستان و فکه در آن سوی دهلاویه ادامه داشت در ساعت۴ صبح بستان به محاصره نیروهای خودی درآمد و رزمندگان اسلام با عبور از دشت وسیع غرب سوسنگرد و رمل های شنی صعب العبور به پشت بستان و مقر توپخانه و واحد احتیاط دشمن رسیدند و با یک ضربه سنگین تعداد زیادی از کاتیوشاهای دشمن را منهدم کردند. هنوز سپیده صبح نیامده بود که کلیه خطوط دشمن سقوط کرد و نیروهای اسلام سنگرهای دشمن را یکی پس از دیگری فتح نمودند. دراین عملیات که از شمال رودخانه کرخه در دو جهت ادامه یافت، رزمندگان اسلام زیر حمایت آتش هلی کوپترهای هوانیروز، استحکامات و سنگرهای دشمن را در خوزستان قطع کردند. محورهای شمالی در منطقه تپه های الله اکبر و محورهای جنوبی در منطقه رودخانه کرخه پیشروی خود را همراه با انهدام دشمن ادامه داده تا این که در ساعت۱۰ صبح محاصره بستان تکیمل شد . لازم به ذکر است که دشمن در محورهای شمالی و جنوبی بیش از محور میانی مقاومت می کرد و این امر باعث تلفات بیشتر اشغالگران می گردید . پس از تکمیل شدن محاصره بستان پیشروی برای آزاد سازی شهر شروع شد و پس از ۲ ساعت نبرد سنگین در هنگام ظهر ، قوای اسلام بستان را پس از ۴۲۷ روز آزادکردند. در این عملیات ، دشمن از مناطق رملی در جناح شمالی خود که اصلاً امکان حمله از آنجا برایش متصور و مقدور نبود ، مورد هجوم قرار گرفت . به این صورت که همزمان با درگیری در خط مقدم ،رده های اول و دوم احتیاط دشمن که توپخانه فعالش در همین رده دوم قرار داشت ، از پشت مورد حمله نیروهای ما قرار گرفتند و توپخانه دشمن پس از کمتر از یک ساعت از شروع درگیری خاموش شد و سالم به تصرف رزمندگان اسلام درآمد. در شرق سابله در منطقه دهلاویه و سید شبیب شدید ترین نبرد تانک ها در طول تاریخ درگرفت که پیروزی با تانک‌ها ارتش اسلام بود و دشمن پس از نابودشدن ده‌ها تانک خود ناگزیر شد از دشت وسیع و جاده ارتباطی شرق سابله و غرب دهلاویه چشم پوشی کند و زیر هجوم کوبنده نیروهای زرهی اسلام تصمیم به عبور از رودخانه سابله با استفاده از پل کم عرض سابله گرفت، ولی آتش پرتوان رزمندگان اسلام ضمن این که خیلی از ادوات زرهی دشمن را روی پل و در نزدیکی پل منهدم ساخت، دشمن را به نحوی مضطرب نمود که بسیاری از تانک ها برای عبور سریع از پل به هم خورده کرده و بعضی هم به رودخانه افتادند؛ به این صورت که تعدادی از تانک‌ها به خاطر عجله خدمه برای فرار به رودخانه زدندکه در نتیجه در آب ماندند و خدمه آنها غرق شدند. وجود ده‌ها تانک و نفر بر زرهی سوخته در این منطقه حکایت از شدیدترین و پر حجم ترین نبرد زرهی دارد. رزمندگان اسلام حتی مجال موضه گرفتن در خاکریزها در غرب رودخانه سابله را به دشمن ندادند و نیروهای فراری دشمن را تعقیب نموده و در نزدیکی شهر بستان نبرد به صورت تن به تن ادامه پیدا کرد و تا ظهر روز هشتم نیروهای اسلام وارد بستان شدند. در این عملیات نیروهای اسلام ارتباط دو جبهه جنوبی و شمالی عراق در خوزستان را قطع نمودند. در اولین روز پس از عملیات ، نیروی هوایی در پوشش هوایی منطقه و تخلیه مجروحین نقش عمده ای بر عهده داشت . در روز دوم پاتک های مکرر دشمن با مقاومت سرسختانه لشکر ۱۶زرهی دفع شد و مبادله آتش توپخانه به شدت ادامه یافت؛ به طوری که در ساعت ۶ صبح روز دوشنبه یک تیپ تازه نفس عراق در جنوب بستان ضد حمله می کند که با دادن تلفات و ضایعات مجبور به عقب نشینی می‌شود. علی رغم پل قدیمی شهر رزمندگان اسلام در ادامه حمله به طرف تنگ چزابه و عبور از کرخه با مشکلی مواجه نشدند. زیرا پل شناور عراقی‌ها به نام پل حاج مسلم ، سالم و دست نخورده به دست نیروهای اسلام افتاده بود. در روز سوم در تاریخ سه شنبه 61/9/10 دریک عملیات تهاجمی ، قوای اسلام ضمن ۲ کیلو متر پیشروی ، دومین جاده تدارکاتی دشمن را نیز در غرب بستان آزادکرده و تجهیزات کامل یک گردان عراق به دست قوای اسلام می‌افتد. روز سوم و چهارم ، تحکیم و تثبیت هدف ها و ایجاد مواضع پدافندی در شمال کرخه و تبادل آتش در دو جبهه شمالی و جنوبی ادامه داشت و در روز پنجم نیز با وجود تلاش زیاد دشمن برای غافلگیری نیروهای اسلام، با دادن تلفات زیاد، ثمر بخش نبود و در ساعت ۹:۴۵ روز سیزدهم آذرماه عملاً درگیری‌ها خاتمه یافت، به طوری که در اولین دقایق صبح روز جمعه ۱۳ آذر یک گردان زرهی و دو گردان نیروی مخصوص عراق از منطقه نهر سابله در جنوب شرقی بستان ضد حمله می‌کنند که ضمن پیشروی به سمت شمال سابله ، به محاصره نیروهای خودی می افتد و با انهدام چند تانک ، نیروهای عراقی در دو قسمت شمالی و جنوبی به همراه ۲۰ دستگاه تانک نابود و قلع و قمع می شوند . گستردگی این حمله حدود ۳ برابر منطقه آزاد شده در عملیات شکستن حصر آبادان بود که نزدیک به ۳۰۰ کیلومتر مربع و ۷۰ روستا آزاد شد


نویسنده : همشهری

تاریخ : 1392

خاطره : روش‌های به کار گرفته شده در عملیات اتخاذ تاکتیک ویژه طراحی عبور از رمل ، به عنوان محور شمالی عملیات یکی از ویژگی های عملیات و ناشی از خلاقیت و ابتکار متأثر از گسترش حضور نیروهای مردمی در جنگ بود که موجب غافلگیری دشمن و تضمین کننده پیروزی عملیات گردید . این مسئله به قدری دور از انتظار دشمن بود که حتی اسرای دشمن در سایر عملیات‌ها همواره تأکید داشتند که رزمندگان اسلام به صورت هلی برد در این محور وارد عمل شده اند؛ چرا که رمل طبیعی، مانعی اساسی و غیر قابل عبور است، و این در حالی بود که رزمندگان جهت رسیدن به اهداف مورد نظر هیچ استفاده ای از هلی کوپترها نکرده بودند . بنابراین شکل گیری تاکتیک جدید عملیاتی از یک سو و تغییر ذهنیت غلط دشمن و باور توانایی رزمی رزمندگان از سوی دیگر از عواملی بود که تأثیرات خود را در صحنه نبردهای بعدی باقی گذاشت. از این پس تهاجم و ابتکار عمل در صحنه نبرد ، در اختیار رزمندگان اسلام قرار گرفت . تداوم عملیات و سرعت عمل در اجرا، مهم ترین عامل در مختل کردن سیستم تصمیم گیری دشمن بود. یکی دیگر از روش های به کارگرفته شده توسط نیروهای اسلام در غافلگیری نیروهای دشمن این بود که آنان با استفاده از تاریکی شب بر دشمن هجوم بردند. با توجه به ارزیابی و شناسایی قبلی نیروهای خودی از دشمن در موضع مسلط قرار گرفته و در فضای تاریک شب و با استتار کامل بر لشکر دشمن حمله کردند. نقش عوامل جغرافیایی در عملیات منطقه عملیاتی طریق القدس پوشیده از رمل های بیابانی بود که در مناطقی از آن پای لشکریان توحید تا زانو در رمل فرو می رفت و روشن است که در چنین منطقه ای تحرک سریع بسیار سخت صورت می گیرد . ولی لحظاتی قبل از انجام عملیات ، باران شدیدی شروع به باریدن کرد که بر اثر آن خاک منطقه سفت و مناسب برای انجام عملیات گردید. باشروع عملیات، دشمن از مناطق رملی در جناح شمالی خود که اصلاً تصور امکان حمله برایش متصور نبود، مورد هجوم قرار گرفت. برای تسهیل و ممکن شدن عبور از تپه های رملی، برادران جهاد سازندگی با زحمات فراوان 15 کیلومتر جاده مخصوص در شنزارهایی که تا زانو بالا می‌آمد، زده بودند و بقیه راه را رزمندگان به هر قیمتی که شده تصمیم به عبور گرفتند. البته بارانی که در شب عملیات آمد، کمک زیادی به محکم شدن ناحیه رملی و قابل عبور شدن آن کرد و دشمن با آمدن باران خیال کرده بود که احتمالاً از حمله منصرف خواهیم شد. تمام برادران باران شدید آن شب را از امدادهای غیبی می‌دانستند. دشمن متجاوز تصور می کرد مختصر بارانی که از غروب شروع شده و کمی هم زمین را خیس کرد ، مانع انجام هر گونه عملیاتی از طرف رزمندگان اسلام خواهد شد . حالت آماده باشد را که از مدت ها پیش در آن به سر می بردند به دستور فرماندهان خود لغو و در سنگر هایشان آرمیده بودند . توپخانه ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز برای این که اثر مدد غیبی باران رحمت بود و همین سکوت توپخانه و عدم اجرای آتش تهیه تقریباً دشمن را مطمئن ساخته بود که امشب حمله ای نخواهد بود. مناطق و تأسیسات آزاد شده: پس از ۱۴ ماه بستان در نیم روز هشتم آذر ۶۰ در میان غریو الله اکبر به دامن میهن اسلامی بازگشت و پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی در این شهر به اهتزاز درآمد. در جریان فتح بستان رزمندگان اسلام به میادین وسیع مین گذاری شده و بخش هایی از مواضع نیروهای عراقی مسلط شدند و با عبور از رودخانه سابله به غرب بستان رسیدند. پل الوان نیز که روی رودخانه نیسان زده شده بود، همان روز به کنترل نیروهای اسلام درآمد. از سوی دیگر با آزادی این پل ، خطوط تدارکاتی ارتش صدام سقوط کرده و خط مهم ارتباطی با خرمشهر از دست دشمن آزاد گردید. در این عملیات، ضمن آزاد سازی بستان، ارتباط بین نیروهای دشمن در شمال غربی و جنوب غربی خوزستان (جاده فکه - جفیر) قطع گردید و ۷۰ روستای منطقه و ۵ پاسگاه مرزی آزاد گردید. از جمله اثرات دیگر این حمله عبارت بود از: • تصرف و تأمین تنگ چزابه • تأمین مزر مشترک و دسترسی به هور الهویزه • پاکسازی ۸۰۰ کیلومتر مربع از لوث وجود دشمن • تجهیزات، یگان‌ها و نیروهای منهدم شده دشمن ادوات منهدم شده دشمن شامل ۱۷۰ دستگاه تانک و نفربر زرهی از انواع مختلف ، ۲۵۰ دستگاه خودرو سبک و سنگین و مقادیر زیادی مهمات و ابزار جنگی بوده است که علاوه بر آن حدود ۱۷ فروند هواپیما ، و 4 فروند هلی کوپتر دشمن نیز در این عملیات منهدم گشتند. از جمله ادوات منهدم شده دیگر حدود ۹۰ دستگاه تانک و نفربر و حدود ۱۰۰ دستگاه خودرو و چندین انبار مهمات و ۲ پل پی ام پی بود. در این عملیات لشکر ۱۱ ارتش عراق متلاشی شده و در حدود ۱۳۰۰ اسیر و ۱۵۰۰ کشته بر جای گذاشتند. بنا به همین گزارش نیروهای متلاشی شده دشمن ۴۵ گردان و گروهان از ۱۲ تیپ از نیروهای عملیاتی و کماندویی دشمن را تشکیل داده بود. غنایم: فرمانده هنگ ژاندارمری دشت آزادگان (دستفروش) در رابطه با نحوه به غنیمت گرفتن ادوات و تجهیزات دشمن اظهار می‌کند که عملیات طریق القدس چنان کوبنده و سریع بود که توپخانه دشمن در همان ساعات اولیه به محاصره نیروهای اسلام در آمد و۱۹ قبضه توپ سالم و مقادیر زیادی مهمات به غنیمت گرفته شد . اهم ادوات و تجهیزات به غنیمت گرفته شده از دشمن به شرح زیر می‌باشد: • ۱۰۰ دستگاه تانک • ۱۵۰ دستگاه بلدوزر و ماشین آلات مهندسی • ۱۹قبضه توپ ۱۵۲ میلیمتری و ۷۰ قبضه ضد هوایی • ۲۵۰ دستگاه خودرو • ۲ قبضه شلیکا همراه با خودروی مربوطه


نویسنده : همشهری

تاریخ : 1392

خاطره : نتایج سیاسی عملیات طریق القدس و عکس العمل دشمن این عملیات در شرایطی صورت گرفت که در شهر مقدس مکه و در صحن بیت الله الحرام حجاج و زائران ایرانی را به جرم فریاد « مرگ بر اسرائیل » مورد ضرب و شتم قرار می دادند. فرضیات اساسی دشمن با تغییر تاکتیک نظامی رزمندگان دگرگون شده و دشمن برای اتخاذ تصمیم نهایی درمورد استقرار ، اشغال ، فرار و عقب نشینی در مناطق عملیاتی اقدامات مشروح زیر را انجام داد: • حمایت از نیروهای ضد انقلابی: دشمن واگذاری مناطق اشغالی را نوعی شکست فاحش سیاسی - نظامی برای خود می دید . به همین دلیل با تجدید نظر نسبت به بهره برداری از اهرم ضد انقلاب داخلی، به صورتی جدیدتر آن را از همین زمان آغاز کرد. • تأخیر و تعویق عملیات آتی رزمندگان اسلام : با تجاربی که دشمن از دو عملیات ثامن الائمه و طریق القدس اندوخته بود، دست به تحرکاتی در زمینه تقویت روحیه نیروهای خود و انهدام نیروهای اسلام زد ۶۰. به همین دلیل دست به حملات هوایی زد تا از این طریق به نیروهای ما آسیب وارد نموده و روحیه متزلزل پرسنل نیروی زمینی خود را بالا ببرد. نتایج عملیات: عملیات طریق القدس در منطقه عمومی سوسنگرد به سمت بستان و با هدف انهدام قوای دشمن و باز پس گرفتن و آزادسازی شهر بستان و به عقب راندن دشمن متجاوز و تلاشی در جهت فاصله انداختن بین جبهه شمالی و جنوبی عراق در منطقه خوزستان صورت پذیرفت. این عملیات که در تاریخ ۸آذر ۱۳۶۰ در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد با رمز یا حسین (ع) در منطقه شمال و جنوب رود کرخه نور انجام پذیرفت، دومین عملیات کلاسیک و سنگین مدافعان اسلام بود. منطقه عملیاتی طریق القدس از حساسیت زیادی برخوردار بود؛ به طوری که شهر بستان که با تعداد زیادی روستا در تصرف و اشغال دشمن به سر می‌برد، در قلب این منطقه بوده و مرکز فعالیتهای جاسوسی دشمن و مرکز لجستیکی جبهه میانی دشمن بود، لذا حساسیت منطقه را بالا برده بود. از طرفی با قطع مهم ترین راه تدارکاتی و مواصلاتی دشمن که کلیدی برای آزاد سازی تنگ چزابه به شمار می رفت، بیش از پیش بر اهمیت ایم منطقه افزوده می‌شد، لذا فتح بستان که شخص صدام روی آن تبلیغات زیادی به راه انداخته بود ، باعث قطع امید دشمن در این منطقه یعنی جنوب غربی خوزستان گردید. • رمز عملیات: یا حسین (ع) • هدف عملیات: آزاد سازی شهر بستان و تامین مرز و دسترسی به هورالهویزه • منطقه عملیاتی: منطقه عمومی غرب شهرستان سوسنگرد و منطقه عمومی بستان • تاریخ شروع: ساعت 30 دقیقه بامداد 8/9/60 • مدت عملیات: 14 روز مناطق و تاسیسات آزاد شده: • آزادی سازی بستان • قطع ارتباط بین نیروهای دشمن در شمال غربی و جنوب غربی خوزستان (جاده فکه ـ جفیر) • آزاد سازی 70 روستای منطقه و 5 پاسگاه مرزی • تصرف و تامین تنگه چزابه • تامین مرز مشترک و دسترسی به هورالهویزه • پاکسازی 800 کیلومتر مربع از لوث وجود دشمن تجهیزات منهدم شده دشمن: • 180 دستگاه تانک و نفربر • 200 دستگاه خودرو • 13 فروند هواپیما • 4 فروند هلی کوپتر یگان‌های منهدم شده دشمن: • 45 گردان و گروهان از 12 تیپ و نیروهای کماندویی لشکر 5 مکانیزه • تعداد کشته و زخمی های دشمن: بیش از 3500 نفر • تعداد اسراء: 546 نفر غنائم: • 100 دستگاه تانک • 150 دستگاه بولدوزر و ماشین آلات مهندسی • 19 قبضه توپ 152 میلی متری • 70 دستگاه نفربر • 70 قبضه ضد هوایی • مقدار بسیار زیادی از انواع سلاح و مهمات • 2 قبضه شلیکا همراه با خودرو مربوطه • 250 دستگاه خودرو نیروهای عمل کننده: • سپاه پاسداران انقلاب اسلامی • ارتش جمهوری اسلامی ایران


نویسنده : مشرق نیوز

تاریخ : 1393

خاطره : چزابه در 17 کیلومتری شمالغرب شهر بستان، درست چسبیده به نوار مرزی ایران و عراق واقع شده است. این بخش از دشت آزادگان در بین مردم به ویژه رزمنده هایی که جنگ در آنجا را تجربه کرده اند به «تنگۀ چزابه» شهرت دارد. چزابه از یک سو به رمل و از سوی دیگر به هور الهویزه متصل است که همین مسئله باعث شده تا به آنجا «تنگ چزابه» یا «تنگۀ چزابه» گفته شود. عرض این ناحیه از 2 تا 4 کیلومتر متغیر است و در مسیر فکه – بستان قرار دارد. ارتش عراق در هجوم اولیه اش به خاک ایران چزابه را به عنوان یکی از 5 معبر اصلی ورود به خوزستان انتخاب کرد. دلیل این انتخاب هم امکان دستیابی به شهرهای بستان و سوسنگرد بود. در هنگام لشکرکشی سربازان صدام مدافعین اندک مستقر در چزابه دفاع جانانه ای انجام دادند ولی جمعیت کمتر از 100 نفر آنها برای مقابله با لشکر 9 زرهی عراق و تیپ ابن ولید که با صدها تانک در حال پیشروی بودند کافی نبود. پاسگاه مرزی سوبله اولین مکان تجاوز ارتش بعث در چزابه بود که با مقاومت نیروهای اندکی از ژاندارمری و سپاه چند ساعتی پا برجا ماند ولی با شهادت آنها به دست دشمن افتاد. چزابه از تاریخ 3 مهر 59 اشغال شد و تا عملیات طریق القدس در تصرف عراقی ها ماند. رزمندگان ایران در هشتمین روز از نهمین ماه سال 1360 چزابه را آزاد کردند ولی در آستانۀ عملیات فتح المبین ارتش بعث بخش کوچکی از آن را یک بار دیگر اشغال کرد. این بار شهید حسن باقری با چهار گردان پاسدار و دو گردان ارتشی در عملیاتی بنام مولای متقیان (ع) وارد عمل شد و نخسین روز اسفند 1361 ، روز آزادی کامل چزابه نام گرفت. - نام‌ عمليات: مولاي‌ متقيان (ع) - جنگ‌ چزابه‌ -رمز عمليات : يا علي (ع) ادركني -فرمانده عمليات : سردار حسن‌ باقري‌ - زمان‌ اجرا : 01/12/1360 مدت‌ اجرا: دو هفته‌ تلفات‌ دشمن:‌ (كشته، زخمي‌ و اسير4600) مكان‌ اجرا: منطقه‌ عملياتي‌ شوش‌ دانيال‌ - محور جنوبي‌ جنگ‌ ارگان‌ عمل‌كننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ اهداف‌ عمليات: دفع‌ پاتك‌ سنگين‌ دشمن‌ در منطقه‌ چزابه‌ و توقف‌ حمله‌ و پيشروی . نيروهاي عمل كننده : لشگر 64 اروميه (ارتش)‌ در منطقه حاج عمران و ارتفاع 2519 و با حضور 9 گردان پياده. رادیو بغداد آمار تلفات ارتش عراق را در عملیات شکست حصر آبادان 80 نفر و و در طریق القدس 34 نفر اعلام کرده بود ولی در این عملیات 200 نفر اعلام کرد که نشان از تلفات سنگین سربازان صدام در نبرد مولای متقیان (ع) دارد. در جریان اجرای عملیات خیبر یک عملیات ایذایی برای فریب دشمن در چزابه اجرا شد که نزدیک به 400 نفر از رزمندگان اسلام در آن مفقودالاثر شدند.


نویسنده : مشرق نیوز

تاریخ : 1393

خاطره : دسترسی به یادمان شهدای چزابه این روزها در منطقه چزابه برای پذیرایی از کاروان های راهیان نور یادمان با شکوهی بنا شده و هشت شهید گمنام در آنجا دفن گردیده اند. برای زائرین راهیان نور از 4 مسیر امکان دسترسی به زیارتگاه شهدای گمنام چزابه وجود دارد. مسیر نخست: جاده اندیمشک به سمت شوش – سه راه دهلران – پل نادری – سه راه قهوه خانه – چنانه – پاسگاه فکه – یادمان چزابه ( حدود 120 کیلومتر ) مسیر دوم: شوش – چنانه – پاسگاه فکه – یادمان چزابه ( حدود 97 کیلومتر ) مسیر سوم: جاده شوش به سمت اهواز – عبدالخان – بستان – یادمان چزابه (حدود 61 کیلومتر) مسیر چهارم: اهواز – حمیدیه – سوسنگرد – بستان – یادمان چزابه ( حدود 95 کیلومتر ) نکته: مسیریابی فوق بر مبنای نقشۀ رسمی منتشره توسط ستاد راهیان نور انجام شده است. شهدای شاخص شهید حسن علیمردانی یکی از دلاورانی است که نامش در میان خاطرات مربوط به چزابه بسیار پر رنگ و برجسته است. همرزمان و دوستان علیمردانی او را با ویژگی های پسندیدۀ اخلاقی و تکلیف گرایی می شناسند. سرگذشت، خاطرات، ایستادگی در چزابه و ماجرای شهادت حسن علیمردانی در کتابی به نام «علی مَرد» به قلم ملیحه بذری منتشر شده است. امام خامنه ای در سال 1380 به دیدار خانوادۀ وی رفتند و با تأکید بر شایستگی های وی فرمودند که از زندگی ایشان مستندی تهیه شود. شهیدان حسن باقری و صیاد شیرازی هم در نبردهای مشهور این منطقه حضور داشته اند.


نویسنده : دارخوین

تاریخ : 1399

خاطره : چزابه منطقه‌ای است در ۱۷ کیلومتری شمال‌غربی شهر بستان به عرض متغیر دو تا چهار کیلومتر که از شمال به منطقه فکه، از جنوب به شهر بستان، از غرب به خط مرزی ایران و عراق و شمال‌شرق به ارتفاعات میشداغ محدود می‌شود و بین تپه‌های رملی و هورالهویزه و بر سر جاده مرزی فکه بستان قرار دارد. پاسگاه مرزی سوبله ایران و شیب عراق در غرب آن واقع است. این منطقه به علت قرارگیری در بین هور و تپه‌های رملی یک گلوگاه محسوب می‌شود و به دلیل قرار داشتن در مسیر دستیابی به شهرهای بستان و سوسنگرد از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است. به همین دلیل این منطقه یکی از پنج معبر اصلی هجوم ارتش عراق به خوزستان بود. در هجوم ۳۱/۶/۱۳۵۹ به چزابه، با وجود مقاومت مدافعان اندک آن، ارتش عراق توانست موقعیت خود را تا ۲/۷/۱۳۵۹ در چزابه تثبیت کند. دشمن سرانجام در روز ۳/۷/۱۳۵۹ با عبور از چزابه به طرف تپه‌های الله‌اکبر پیش‌روی کرد. از آن زمان تنگه چزابه در اختیار دشمن بود تا اینکه در ۸/۹/۱۳۶۰ در جریان عملیات طریق‌القدس آزاد شد. در روز ۱۷ بهمن ۱۳۶۰، ارتش بعث عراق دو تیپ، یک لشگر و یک گردان را در آستانه عملیات فتح‌المبین با هدف جلوگیری از انجام عملیات، از نقاط مختلف عراق به تنگه چزابه روانه کرد و حدود سیصد متر در عمق مواضع خودی نفوذ کرد. در پاسخ به این اقدام، هجده گردان از نیروهایی که سپاه پاسداران برای اجرای عملیات فتح‌المبین آماده کرده بود، به تدریج به چزابه اعزام و با دشمن درگیر شدند. اما موفقیتی به دست نیامد تا اینکه در تاریخ ۱/۱۲/۱۳۶۰ چهار گردان از سپاه به فرماندهی شهید حسن باقری و دو گردان از ارتش، در عملیاتی با نام مولای متقیان (علیه‌السلام) وارد عمل شدند و این منطقه پس از چهارده روز نبرد طاقت‌فرسا به طور کامل آزاد شد. در جریان عملیات خیبر نیز به منظور فریب دشمن عملیات ایذایی والفجر ۶ در تنگ چزابه و دشت چیلات صورت گرفت که متأسفانه قریب به چهارصد نفر از رزمندگان در این عملیات مفقودالاثر شدند. اکنون یادمان شهدای چزابه که در محل تنگه چزابه و در غرب جاده فکه-بستان قرار دارد، میزبان هشت شهید گمنام این منطقه است. تنگه چزابه یکی از پنج مسیر اصلی هجوم ارتش عراق به خوزستان بود. این قسمت با ارزش از خاک میهنمان در عملیات طریق القدس و با دلاورمردی و پایداری سربازان خمینی (ره) در آذرماه سال ۱۳۶۱ از اشغال دشمن خارج گردید. همچنین عملیات مولای متّقیان نیز به منظور دفع پاتک دشمن و تثبیت مناطق آزادشده در منطقه چزابه انجام شد.


نویسنده : هوران

تاریخ : 1399

خاطره : شهید ۱۷ ساله‌ در شناسایی‌ عملیات طریق‌القدس سرویس جهاد و مقاومت هوران: در دومین سال دفاع مقدس که عملیات طریق‌القدس انجام شد، جبهه‌ها هنوز با کمبود امکانات، سلاح و مهمات روبه‌رو بود. با این وجود رزمندگان با عشق و علاقه و خستگی‌ناپذیر در جبهه‌ها حضور داشتند و همه به دنبال موفقیت در عملیات‌های پیش رو بودند. عملیات طریق‌القدس در تاریخ دفاع مقدس از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. پیروزی در این عملیات روند عملیات‌های موفقیت‌آمیز رزمندگان در جبهه‌ها را ادامه داد و منجر به آزادسازی خرمشهر شد. در جریان عملیات طریق‌القدس، رزمندگان شجاعی برای به سرانجام رساندن عملیات به شهادت رسیدند که شهید هادی قلی‌پور یکی از آن‌ها بود. هادی قلی‌پور از شهر مشهد خودش را به جبهه‌ها رسانده بود. ۱۷-۱۶ سال بیشتر نداشت و جزو جوان‌ترین رزمندگان حاضر در جبهه به شمار می‌رفت. باانگیزه و شور فراوانی آمده بود تا دشمن متجاوز بعثی را از خاک کشور بیرون کند. پدرش درآمد متوسطی داشت و بسیار به رزق حلال اعتقاد داشت. شهید قلی‌پور در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شد و شغل شریف نجاری را پیشه خود ساخت و تا قبل از اعزام به جبهه نیز در همین شغل مشغول به کار بود. با وجود سن پایین، شهید از همان دوران ذهن تحلیلگری نسبت به مسائل روز اجتماع داشت. همین تبعیض‌های آشکار در جامعه برای او بسیار سخت و دردآور بود. هادی از اینکه می‌دید عده‌ای به سختی در خانه‌هایی مخروبه زندگی می‌کنند و عده‌ای دیگر بدون زحمت در ناز و نعمت غوطه‌ورند خونش به جوش می‌آمد. تحمل چنین وضعیتی برای او سخت و ناخوشایند بود. هادی در این باره می‌گفت: من بعضی مواقع که برای انجام کار‌های نجاری مجبورم به خانه‌های مدرن طاغوتی بروم همواره این سؤال را از خود می‌کنم که چرا باید این‌ها در این کاخ‌ها زندگی کنند، در حالی که بیشتر مردم زحمتکش شهر مجبورند در خانه‌های گلی و مخروبه زندگی کنند. شهید قلی‌پور در دوران انقلاب نقشی فعال داشت و با عشقی عمیق به رهبر کبیر انقلاب اسلامی همواره در تمام راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نقشی گسترده در بسیج مساجد داشت و وقتی می‌خواست به جبهه اعزام شود آخرین یادگار دوران کارگری خود را که یک موتورسیکلت بود، فروخت و پولش را به خانواده خود داد و راهی جبهه شد. او در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۰ به جبهه سوسنگرد اعزام شد و در تدارکات سپاه پاسداران مشغول به خدمت شد. شهید قلی‌پور چهره‌ای آرام، خندان، جذاب و دوست‌داشتنی داشت و باعث می‌شد که در برخورد اول بچه‌ها با او دوست شوند. بچه‌ها هر وقت او را می‌دیدند به او می‌گفتند: «هادی تو آخرش شهید می‌شوی» و هادی لبخند زیبایی می‌زد و می‌گفت: «شهادت آرزوی من است. من در مشهد همیشه می‌رفتم پابوس امام‌رضا (ع)، ولی حالا می‌روم به دیدار خودش.» او بعد از مدتی که در تدارکات بود به اصرار خودش وارد گروه عملیات شد. شجاعت و تقوای او همواره مورد تحسین برادران همرزمش قرار می‌گرفت. همرزمانش می‌گویند: او را نمی‌توان در سطور معرفی کرد. هرگاه مشکلی به وجود می‌آمد شهید هادی قلی‌پور حاضر و یک پاسدار واقعی امام زمان (عج) بود. او پس از مدتی وارد سخت‌ترین قسمت عملیاتی یعنی وارد گروه شناسایی شد و همیشه با شوق زیاد به شناسایی مواضع دشمن می‌رفت و به علت عشق زیادی که به پاسدار بودن داشت به عضویت سپاه پاسداران سوسنگرد درآمد و راه پاسداران اسلام را در پیش گرفت. هادی به دنبال انجام سخت‌ترین و بزرگ‌ترین کار‌ها بود و به راحتی سر نشستن نداشت. او از به عهده گرفتن مسئولیت و انجام دادن کار‌ها استقبال می‌کرد و ترسی از سختی کاری نداشت. شهید قلی‌پور نمونه بارز یک رزمنده مؤمن و وظیفه‌شناس بود و با وجود همان سن کم می‌توانست الگویی برای بزرگ‌تر‌ها باشد. شهید هادی قلی‌پور در نیمه‌شب ۲۰ آبان ۱۳۶۰ که برای شناسایی نزدیک دشمن بعثی رفته بود، مورد اصابت چندین ترکش خمپاره قرار گرفت و به آرزوی خود که شهادت بود، رسید. از اعزام تا شهادت هادی خیلی طول نکشید. او در عرض چند ماه بعد از اعزامش به جبهه در سن ۱۷ سالگی و در نهایت پاکی و معصومیت به دیدار معبود شتافت و نامش برای همیشه به عنوان یکی از قهرمانان ایران در تاریخ ثبت شد


چزابه
چزابه
چزابه
چزابه
چزابه
چزابه
چزابه