شهیده مریم اعرابی عربان

شهیده مریم اعرابی عربان
تهران- راهیان نور- خون توست که می ریزد و جان توست که پرواز می کند، این دست های کوچک توست که بر خاک می افتد و نفس گرم توست که از راه باز می ایستد

شهیده مریم اعرابی عربان به گزارش راهیان نور، دخترم! چشم های قشنگت دو چشمه ي عسل را می ماند هنگامی که به افق خیره می شدی و اینک این قلب توست که به تیر عداوات دشمن می شکافد وپاره پاره می شود.
خون توست که می ریزد و جان توست که پرواز می کند.
این دست های کوچک توست که بر خاک می افتد و نفس گرم توست که از راه باز می ایستد. تو که لذت و شیرینی کاذب دنیا را در کام آسمانی ات نریخته ای ناکام نیستی که به کام مطلق رسیده ای این جمله زرین و صورت حزین قرآن که بر خانه ات نمایان است و جلوه ونشانه ای از حجله بندان ملائک در هفت آسمان ونمونه ای است از تسبیح و تهلیل فرشتگان.
این صدای ترد و نرم و شکننده پاره شدن بند حیات تو بود که مارش پیروزی را در جبهه می داد لکن گسترده شهود تو را در حجاب جان ما راهی نیست.
و ناگهان در ماه آخر تابستان همه چیز سفید شدند، نقره ای، نه طلایی به رنگ نور و صدای شکستن یک تصویردر هزار آینه، صدای ترک خوردن جان تو در هزار سنگر، روح لیز و لغزنده تو بیرون خزید و همرنگ آسمان شد.

شهیده "مریم اعرابی عربانی" درسال 1356 متولد شد پدر و مادر او اهل گیلان بودند که در تهران زندگی می کردند صبح روز چهارم شهریور 1361 هنگامی که به اتفاق پدر و مادر و برادر خویش عازم بیمارستان بودند در درگیری ميان نیروهای سپاه با منافقین ماشین آنها مورد اصابت گلوله های منافقین قرارگرفته و به همراه پدر و مادر و برادرخویش به شهادت می رسد.