تمدنی از خاک و نور...

تمدنی از خاک و نور...
راهیان نور چه نسبتی با تمدن دینی دارد؟

تمدنی از خاک و نور... 1- راهیان نور را چه اسم زیبائی است؛ راهیان در راه اند و به سوی نور ند، نوری که در دوران تاریکِ آخرالزمان اندک شعاع آن نیز غنیمت است. دوران دفاع مقدس و جهادِ ما ایرانیان شعاعی بود از انوار غیبی و الهی، و بابی بود که باز شد و گویی راهیان نور رفتن به ساحت این باب و ایستادن و کوبیدن مجدد آن است تا به نحوی دیگر یا همان گونه باز، باز شود.
2- دفاع مقدس نمونه ای از تمدن سازی دینی است. دل کندن از شهر و دل دادن به عزلت بیابان و ساختن سنگرهایی که موقت بود و نشان از گذران بودن جهان همراه خلقو خویی که نشان از مرگ آگاهی و گذار از این جهان و توجه به عقبی بود. در این اخلاق(فرهنگ) و تمدن، آدمیان در می افتند که چون مرگ و شهادت نزدیک است و این جهان را ایستادن و بقا نشاید؛ پس همه خوش خُلق و فقیر و خاکی بودند؛ کسی زر و سیم نمی اندوخت، و ساختمان و شهر نمی ساخت و بسیجیان با «خاک» هم نشین و هم دم بودند؛ ملحدین از آن رو می توانند چنین تمدنی بسازند که مرگ را فراموش کرده اند و چگونه کسی که هر روز مرگ را می چشد جز خاک هم دمی برگزیند و جز اندکی از جهان برگیرد و جز به حداقلی از معاش دل راضی نکند و آینده و برنامه ریزی و رفاه را در پای توکل قربان نکند. همین انسان بسیجی است که تمدنی می سازد از جنس خاک و نور؛ تمدنی سبک بار و کارآمد برای عبودیت، ظواهری که مرگ و شهادت از آن خودنمایی می کنند و دل می برند و انسان ها را خاک نشینان عشق می کنند.
3- ما راهیان می رویم تا آن خاک و نور را ببینیم و باز همان عالم و نسبت با خداوند و جهان را تمنا کنیم و کار ما چه سخت است که آن نسبت را باید در دل شهرها و تمدن هایی پی بگیریم که مرگ فراموشان ساخته اند و جز زرق و برقِ پوچ دنیا چیزی ندارد. بر اینان خرده نیست، اما کاش