"همیشه در قلب منی مادر"

"همیشه در قلب منی مادر"
نوید شاهد - مادر شهید "علی بیک محمدی"می گوید:«هر وقت که از جبهه برمی گشت برایم سوغاتی می آورد.، یک بار برایم یک تابلوی شنی آورده بود که روی آن نوشته بود: همیشه در قلب منی مادر.»

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، شهید علی بیک محمدی، در سال 1346 در خانواده ای متدین و مذهبی در روستای ارسطو چشم به جهان گشود. دوران کودکی را در دامان پرمهر پدر و مادرش گذراند و سپس وارد دبستان شد و تحصیلات خود را تا پایان مقطع ابتدایی ادامه داد.

سال 1365 زمانی که نوبت سربازی شد با افتخار به خدمت سربازی رفت و پس از گذراندن دوره آموزشی در نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی مشغول شد. در دوران خدمت سربازی اش مرتب عازم جبهه می شد پس از اتمام دوران خدمت سربازی به صورت داوطلبانه به منطقه غرب و قصرشیرین اعزام شد و پس از چهار ماه به آرزوی دیرینه خود و کسب شایستگی در چهارم مرداد ماه سال 1367 در عملیات مرصاد به مقام شهادت نایل آمد.

روایتی خواندنی از مادر شهید

علی هر دو سه ماه یکبار به مرخصی می آمد آخرین باری که می خواست به جبهه اعزام شود؛ گفتم علی جان تو که خدمت سربازی را تمام کردی دیگر نرو حمله شده و شلوغ است بمان تا سروسامانت بدهیم. جواب داد مادرجان! چه می گویید من نروم، آن دیگری نرود پس چه کسی باید از انقلاب اسلامی و وطن دفاع کند؟.

هر بار که علی به مرخصی می آمد از جبهه تعریف می کرد و می گفت که جبهه گلستان است می گفتم که توپ و تانک و گلوله کجایش گلستان است می گفت صفا و اخلاص و عشقی که آنجاست هیچ جای دیگری نیست؛ با تمام سختی هایش آنجا بهشت است هر وقت که از جبهه برمی گشت برایم سوغاتی می آورد. یک بار برایم یک تابلوی شنی آورده بود که روی آن نوشته بود: "همیشه در قلب منی مادر"

یکبار به من گفت؛ هیچ گاه از قلب من بیرون نمی روی مادر! حتی اگر آن دنیا هم بروم تو را فراموشت نمی کنم و در قلب من خواهی بود. یک بار هم به خانه عمه اش که در همدان است سر زده بود. عمه اش تعریف می کرد: یکبار که علی به منزل ما آمد به حمام رفت و پس از زدن عطر و ادکلن رفت و پس از 22 سال هنوز برنگشته است.

منبع: بنیاد شهید ملارد

Bookmark and Share X Share