خانه رزمندگان، خیاط خانه زنان برای دوخت لباس های کُردی بود

خانه رزمندگان، خیاط خانه زنان برای دوخت لباس های کُردی بود
نوید شاهد - «در خانه رزمندگان، پارچه ها به صورت توپ از جنس و رنگ های مختلف خریداری می شد و توسط بانوان بومی منطقه که خیاط ماهر بودند برای لباس های کُردی و محلی برش داده می شد، سپس من به همراه دیگر بانوان، پشت چرخ های خیاطی می نشستیم، مشغول خیاطی می شدیم و برای رزمندگان لباس می دوختیم ...» آنچه می ...

خانه رزمندگان، خیاط خانه زنان برای دوخت لباس های کردی بود
به گزارش نوید شاهد استان قزوین، دوران هشت سال دفاع مقدس شاهد گویای حضور همه جانبه و فعالانه زنان مسلمان ایرانی در صحنه های گوناگون دفاعی، رزمی، سیاسی، اجتماعی و حمایتی بوده است؛ زنانی که در راه آرمان و عقیده خویش حاضرند از عواطف و احساسات خود چشم پوشی کنند.
آنها در این دوران، نقشی ریشه دار و ارزشمند داشته اند که از جمله آنها نقش پشتیبانی و خدماتی آنان و فراهم آوردن تدارکات لازم برای رزمندگان در جبهه های جنگ بوده که تبلور حماسه ها و جلوه هایی از ایثار بوده است.
از جمله این زنان عزت قیصری متولد شهرستان بیدزار از استان کردستان است، جانباز جنگ تحمیلی، رزمنده اسلام و از پیشگامان مبارز کُرد مسلمان است که خبرنگار نوید شاهد استان قزوین پای خاطرات این شیرزن که ساکن قزوین است، نشسته تا برایمان از نقش موثر زنان در هشت سال دفاع مقدس و ایثارگر های آنها بگوید.
خانه رزمندگان، خیاط خانه زنان برای دوخت لباس های کردی بود
خودش می گوید: زمان جنگ تحمیلی در شهرستان بیدزار رسم نبود که دخترها به جبهه اعزام شوند، عیب می دانستند اما من تنها دختری بودم، که کاندید اعزام به جبهه بودم، مادرم راضی نبود می گفت در کردستان یکسره کشت و کشتار است، آنجا مناسب رفتن یک دختر جوان نیست.
وی ادامه می دهد: فامیل ها و زنان همسایه من و مادرم را شماتت می کردند و اظهار می کردند مگر دختر به جبهه می رود ولی زخم زبان های آنها اثری در من نداشت زیرا هدف بزرگی انتخاب کرده بودم و برای رسیدن به آن، هر گونه شماتت ها را به جان می خریدم.
قیصری خاطرنشان می کند: در خانواده ما، به جزء من، برادرم که رزمنده و جانباز جنگ تحمیلی است از طرف جهاد سازندگی به مریوان ماموریت می رفت و در جبهه مریوان و روستاهای اطراف آن حضور مداوم داشت. او چند باری هم در کمین گروهک ها گرفتار شده بود.
وی اضافه می کند: زمانی که من مریوان بودم برادرم گاهی به بیمارستان الله اکبر مریوان می آمد، به من سر می زد که در آن غربت و تنهایی، که نیاز روحی به ایشان داشتم برایم آرامش بخش و لذت بخش بود.
قیصری بیان می کند: برادرم در بیمارستان برایم تعریف می کرد که با رفتن تو به مریوان، تا پیکر شهیدی وارد شهر می شود، مادر چادر سر می کند، دوان دوان خود را به اورژانس بیمارستان هفت تیر می رساند که مبادا پیکر دخترش باشد.
خانه رزمندگان، خیاط خانه زنان برای دوخت لباس های کردی بود
وی ادامه می دهد: برادرم همیشه به من تذکر می داد که به تنهایی و بدون اسلحه داخل شهر و مغازه ها نشوم، به روستاها نروم می ترسید که به دست کومله ها و آن از خدا بی خبران گرفتار شوم و مرا به اسارت دربیاورند و ننگ خانواده و طایفه شوم.
این جانباز بزرگوار با بیان اینکه غیرت در رگ و خون مردان کُرد می جوشد و تعصب حرف اول را بین آنها می زد، اظهار می کند: غیرت از نشانه های مردان کُرد است به همین دلیل اگر خانمی از خانواده آنها به اسارت ضد انقلاب ها در می آمد، این اسارت محرمانه می ماند با کسی در میان نمی گذاشتند چون ننگ می دانستند.
وی ادامه می دهد: لذا در چنین شرایط سختی تصمیم گرفتم که به جبهه بروم و کمک حال رزمندگان باشم، در مریوان که بودم من علاوه بر کار کردن در اتاق عمل، رسیدگی به مجروحان، فعالیت های دیگری هم داشتم، روزهایی که خبری از عملیات و بیماران نبود و کار مجروحان سبک تر بود، من از انجام فعالیت های پشت جبهه مانند خیاطی کردن غافل نبودم.
خانه رزمندگان، خیاط خانه زنان برای دوخت لباس های کردی بود
قیصری ابراز می کند: در اوقات فراغتم گاهی بعدازظهرها به خانه رزمندگان، خانه وحدت می رفتم، خانه ای که روبروی بیمارستان بود و فعالیت های خیاطی در آن انجام می شد و قسمت های دیگر آن، برای تهیه بسته بندی تدارک شده بود.
این جانباز بزرگوار اضافه می کند: در خانه رزمندگان، پارچه ها به صورت توپ از جنس و رنگ های مختلف خریداری می شد و توسط بانوان بومی منطقه که خیاط ماهر بودند برای لباس کُردی و محلی برش داده می شد.
وی ادامه می دهد: من به همراه دیگر بانوان، پشت چرخ های خیاطی می نشستیم، مشغول خیاطی می شدیم و برای رزمندگان لباس کُردی، لباس راحتی و ملافه روبالش می دوختیم.
قیصری می گوید: به علت کمبود چرخ خیاطی، بعضی از بانوان فعال و بومی مریوانی مثل کژال، شرمین و روژان چرخ خیاطی هایشان را از منزل به آنجا آورده بودند و در همان جا خیاطی می کردند، همه انرژی و وقت مان را در کار خیاطی و بسته بندی صرف می کردیم و برخی از خانم ها لباس های زمستانی می بافتند.
خانه رزمندگان، خیاط خانه زنان برای دوخت لباس های کردی بود
این جانباز بزرگوار اضافه می کند: آن مقطع از جنگ، خیلی زیبا بود آن همدلی، مهربانی، خدمت خالصانه و از خودگذشتگی سابقه نداشت، بعد از دوخت و بسته بندی های خوراکی و آماده کردن مربا و ترشی جات، همه این بسته بندی ها را تحویل سپاه می دادیم آنها هم برای خط مقدم می فرستادند.
وی می گوید: در حین کار کردن در خانه رزمندگان، خواهران گاهی از خاطرات شهیدان و مجروحان از من سئوالاتی می پرسیدند، انگار آنان از شنیدن این خاطرات من لذت می بردند، غبطه می خوردند و با حسرت می گفتند کاش ما هم مثل شما پرستار بودیم، چون معتقد بودند آن صحنه هایی که ما پرستاران می دیدیم و برایشان بازگو می کردیم این خاطرات هم برایشان تازگی داشت و هم دردناک بود.
قیصری بیان می کند: زنان به من می گفتند دیدن صحنه های مجروحیت، شهادت و مداوای آنها صبر و تحمل می خواهد شما چطور تحمل می کنید، اصلا چرا به جبهه آمده اید، در جواب می گفتم به جبهه آمدم زیرا راهی که انتخاب کردم و در آن قدم برداشتم، بهترین راه است و هرگز از انتخاب آن ناراحت نیستم لذا خدمت در جبهه کردستان، از افتخارات همه عمرم محسوب می شود.
خانه رزمندگان، خیاط خانه زنان برای دوخت لباس های کردی بود
این جانباز بزرگوار با اشاره به نقش بی نظیر زنان در دفاع مقدس ادامه می دهد: در این دوران، همه بانوان با یکدیگر بسیج می شدند و در پشت جبهه خودجوش کمک می کردند به نیت اینکه بتوانند امکانات لازم را برای خط مقدم آماده کنند به همین دلیل تهیه، آماده سازی و بسته بندی آذوقه، دوخت لباس و کارهای پشتیبانی را انجام می دادند و به طور مرتب در جبهه کمک رسانی می کردند.
وی اضافه می کند: در آن دوران همدلی زیاد بود کسی به پول و دستمزد فکر نمی کرد، کمک ها بدون هیچ چشمداشتی بود و فقط برای رضای خدا و عشق به اسلام، رهبر و رزمندگان کاری انجام می دادند، آخ، چه دورانی بود و چه فرهنگی در جامعه حاکم بود. یادش بخیر آن روزگاران و امروز همه ما به این فرهنگ نیاز داریم.
گفت وگو از زهرا محبی
مادر شهید

Bookmark and Share X Share