حسرتی خواهرانه در لحظه وداع

حسرتی خواهرانه در لحظه وداع
نوید شاهد - خواهر شهید "سیدمحمود ربیعی هاشمی" نقل می کند: «جلوی دوستش خجالت کشیدم بروم جلو و صورتش را ببوسم. دفعه های قبل که می خواست برود، توی خانه صورتش را می آورد جلو و می گفت: همین جا بوسم کن نه تو خیابون! آبرو ریزیه ...» نوید شاهد سمنان در سالگرد ولادت، شما را به مطالعه زندگی این شهید والامقام ...

حیف ! آن بار که بار آخر بود...


به گزارش نوید شاهد سمنان؛ شهید سیدمحمود ربیعی هاشمی فرزند سید علی اصغر و طیبه، بیست و یکم آذر 1346 در سمنان دیده به جهان گشود. تا سال چهارم دبیرستان در رشته علوم تجربی تحصیل کرد.

بسیجی بود و چهار بار به جبهه های نبرد اعزام شد. بار اول در لشکر هفده علی بن ابیطالب رزمید و تک تیرانداز بود، اما دفعات بعد، از تیپ بیست و یک امام رضا (ع) بی سیم چی گردان بود.

حیف! آن بار که بار آخر بود...

خواهر شهید نقل می کند: «توی راه دیدمش؛ ترک موتور دوستش. داشت می رفت پای اتوبوس. وقت اعزامش بود. من هم داشتم می رفتم آن جا. گفت: «نمی خواد بیای. هوا خیلی سرده. برو پیش مامان، پاش درد می کرد، نگذاشتم بیاد.»

جلوی دوستش خجالت کشیدم بروم جلو و صورتش را ببوسم. دفعه های قبل که می خواست برود، توی خانه صورتش را می آورد جلو و می گفت: «همین جا بوسم کن نه تو خیابون! آبرو ریزیه.»

ولی من گذاشتم برای لحظه آخر پای اتوبوس. چه حیف! آن بار که بار آخر بود ...»

روز بیست و دوم دی ماه 1365 در منطقه شلمچه در عملیات کربلای پنج، بر اثر برخورد ترکش به سر و سینه به شهادت رسید.

مزار این شهید بزرگوار در گلزار شهدای امامزاده یحیی سمنان واقع است.


منبع: کتاب فرهنگ نامه شهدای استان سمنان-شهرستان سمنان/ نشر زمزم-هدایت

مادرم! بخواه که مصیبت امام حسین (ع) را به جای مصیبت فرزندت برایت بخوانند؛ مروری بر وصیت شهید سیدمحمود ربیعی هاشمی
روایت زیبای مادر شهید "ربیعی" از شب دامادی فرزندش؛ مروری بر خاطرات شهید سیدمحمود ربیعی هاشمی



Bookmark and Share X Share