بشارت یک نور

بشارت یک نور
نوید شاهد - پدر شهید "علی رضا صدیق" در خاطره ای می گوید: «خاطرات زیادی از علی رضا در ذهنم دارم. یکی از خاطراتی که پس از شهادت علیرضا مفهمومش برایم بیشتر آشکار شد این بود: 2 ساله بود که به شدت بیمار شد. پزشکان از او قطع امید کردند و گفتند: خرج کردن برای او فایده ای ندارد پسرت مرده است.» متن کامل ...

بشارت یک نور

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد "علی رضا صديق" 27 بهمن ماه 1345 در شهرستان جهرم دیده به جهان گشود. 7 ساله بود که راهی مدرسه شد. مهر سال 1361 جهت ادامه تحصيل به مدرسه توحيد رفت. دی ماه همان سال پس از اتمام دوره آموزشی عازم جبهه های غرب شد. در عمليات های زیادی شرکت کرد و در يکی از اين عمليات ها مورد اصابت تير قرار گرفت و مدتی بستری شد که پس از بهبودی مجدد عازم جبهه شد.
او در سمت فرماندهی دسته خدمت می کرد که پس از چندی به خیل سبزپوشان سپاه درآمد. وی سرانجام 20 آذر ماه 1364 در منطقه هورالعظيم بر اثر اصابت ترکش به سر به شهادت رسيد.

متن خاطره:
پدر شهيد "علی رضا صديق" در خاطره ای می گوید: خاطرات زيادی از علی رضا در ذهنم دارم. يکی از خاطراتی که پس از شهادت علیرضا مفهمومش را بیشتر درک کردم این بود: 2 ساله بود که به شدت بیمار شد. پزشکان از او قطع امید کردند و گفتند: خرج کردن برای او فایده ای ندارد پسرت مرده است.

بغض گلویم را گرفت. جواب مادرش را چه بدهم؟! از مطب بيرون آمدم خيلی غمگین بودم. شروع کردم به راه رفتن و مدام به درگاه خدا دعا می کردم و به امامان متوسل شدم. چند ساعتی گذشت و هنوز در حال راه رفتن بودم. ناگاه سيدی را دیدم. او را قبلا دیده بودم و می شناختم. رو به من گفت: برگرد خانه، پسرت خوب شده. با عجله خود را به خانه رساندم.
قبل از اینکه سخنی به همسرم بگویم ناگاه گفت: سیدی در برابر دیدگانم آشکار شد و مژده سلامتی پسرمان را داد. او وقتی ظاهر آن سید را توصیف کرد متوجه شدم همانی بوده که من نیز دیده بودم. علیرضا کاملا خوب شد و بهبودی کامل را به دست آورد. آری علیرضا انتخاب شده بود.

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس

Bookmark and Share X Share