آرزوی لقای تو را دارم

آرزوی لقای تو را دارم
نویدشاهد- شهید"سید محمد حسین صافی" از شهدای دوران دفاع مقدس است وی به اطرافیانش توصیه می کرد:«پس از هر نماز سجده شكر به جای آورید. اگر دست یاری خدا نبود این پیروزیهای عظیم به دست نمی آمد. ایشان در وصیت نامه اش نیز با خدایش سخن دل را گفته بود كه:خداوندا تو خود می دانی كه عاشقانه به تو دل بسته ام و ...

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید سید محمد حسین صافي، يازدهم مرداد 1338، درشهرستان دزفول به دنيا آمد پدرش سيد عبدالرحيم، خياط بود و مادرش طاهره نام داشت. تاپايان دوره متوسطه در رشته ادبيات فارسی درس خواند و ديپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت.

تحصیل

ایشان با پا گذاشتن به سن تحصیل پا به عرصه علم آموزی گذاشت و با گذراندن مقاطع ابتدایی و راهنمایی وارد دوره متوسطه شد و در رشته ادبیات فارسی موفق به اخذ دیپلم گردید.

خصوصیات اخلاقی

جسم و جانش با عشق به الله و جدش رسول خدا و اهل بيت پاك او قوام يافته بود. بسيار پر كار و كم حرف بود و مصداق اين سخن امام علي (ع) بود كه «المؤمن كثير العمل و قليل الكلام. » چهره ای بشاش و دوست داشتني داشت. ايمان ،تواضع ،عشق سرشار به مكتب و رهبر و روحيه سلحشوري از خصوصیات بارز ایشان بود.

دوران انقلاب

آخرين سال تحصيلات متوسطه ایشان مصادف با اوج مبارزات الهي امت مسلمان به رهبري امام خميني بود. شهيد سيد محمد حسن در اين راه تمام قدرت و نيروي خود را به كار گرفت و به جهت رشد فكري و زمينه مذهبي و رشادت و ايماني كه داشت در كار نشر و پخش اعلاميه و نوارهاي سخنراني امام و نوشتن شعار بر روي ديوارها و شركت در تظاهرات ضد رژيم فعاليت مي نمود.

دوره سربازی

با پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 57 ایشان عاشقانه در جهت حفظ و حراست از آن پاسداري از انقلاب و شركت در جلسات مذهبي را وظيفه خود مي دانست. از اواخر مرداد 58 لباس مقدس سربازي را به تن کرد و پس از طي دوره آموزشي در تيپ دزفول مشغول به خدمت شد و سپس جهت حراست از حدود و مرزهاي ميهن اسلامي عازم نوار مرزي عين خوش و دهلران گرديد.

دفاع مقدس

با شروع تجاوز سراسري ارتش متجاوز بعثي به تحريك استكبار جهاني ایشان به همراه ديگر نيروهاي مستقر در منطقه به شدت در مقابل هجوم دشمن دفاع كردند ولي متأسفانه وسعت و شدت هجوم دشمن و كمبود امكانات و نيروهاي رزمي امكان مقابله بيشتر را از آنها گرفت. ایشان ادامه خدمت سربازي خود را در جبهه هاي سوسنگرد و هويزه گذراند.

عضویت درسپاه

ایشان به محض پايان يافتن دوران خدمت با توجه به علاقه وافري كه به سپاه پاسداران داشت به همراه همرزم و همسنگرش شهيد مصطفي وارد اين ارگان شد و بي صبرانه در انتظار اعزام به جبهه بود تا اين كه به جبهه شهدا اعزام گرديد. در طي اين مدت بود كه سيد حسن بيش از پيش به خدا نزديك مي شد خانواده و دوستانش اين مراحل و اين تعالي روح را به طور محسوس در اعمال و رفتارش مشاهده مي نمود.

جانبازی

ایشان در عمليات طريق القدس مجروح شد و حدود يك ماه خانه نشين گرديد. هنوز از ناراحتي پا رنج مي برد كه آماده شركت در عمليات فتح المبين گشت. ره آورد او از اين نصرت عجيب الهي و آن همه تلاش و ايثار اين جمله بود كه خدا را به خاطر اين همه الطاف سپاس گذاري كنيد. پس از هر نماز سجده شكر به جاي آوريد. اگر دست ياري خدا نبود اين پيروزيهاي عظيم به دست نمي آمد. ایشان در وصيت نامه اش نيز با خدايش سخن دل را گفته بود كه:«خداوندا تو خود مي داني كه عاشقانه به تو دل بسته ام و آرزوي لقاي تو را دارم.»

شهادت

سرانجام يازدهم ارديبهشت 1361 ،در دارخوين بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد. مزار او در شهيدآباد زادگاهش واقع است.

Bookmark and Share X Share