آقاي فتح الله جعفري/ موسسه شهيد باقري اسناد به ويژه اسناد دفاع مقدس چه كاركردي دارند؟ ابتدا بايد به اين نكته اشاره اي داشته باشم كه فرهنگ نگارش رويدادها و وقايع روزانه بين ما بسيار كمرنگ و ناچيز است. اين در حالي است كه در جنگ نيز ما اين ضعف را داشته و كمتر كسي بود اتفاقات و حوادثي كه در ميادين جنگ تحميلي اتفاق مي افتاد را ثبت مي كرد. تعداد محدودي دست نوشته از دوران دفاع مقدس در دست داريم كه براي نگارش تاريخ دفاع مقدس كفايت نمي كند. اين ضعف به خصوص ميان فرماندهان به صورت عمده مشاهده مي شود. چرا كه اين فرماندهان بودند كه آيا اگر اين دست نوشته ها جمع آوري شود مي توان به عنوان اسناد به آن ها نگاه كنيم؟ بايد با واقعيات و اسناد تطبيق داده شود. هم اكنون بحثي وجود دارد كه بخشي از فرماندهان جنگ بخشي از اسناد دفاع مقدس را كه در دسترس داشتند با خود بردند و در آرشيو شخصي خود دارند... چيزي كه متعلق به خودشان است؟ خير.آنچه كه عمومي بود ولي بنابر ملاحظاتي اين اسناد را با خود به همراه دارند. چطور مي توانيم بين اين دسته از فرماندهان جنگ اين حساسيت را به وجود بياوريم كه اسناد خود را در اختيار نهادهاي متولي جمع آوري اسناد بدهند؟ بايد اعتماد كنند. خود ما نيز اسناد داريم. خب، چگونه بايد اين حساسيت برانگيخت؟ اين ها مي گويند خودشان اين اسناد را در آرشيو شخصي حفظ خواهند كرد، چگونه آن ها را متوجه نياز عمومي به اين اسناد كنيم؟ البته نمي شود به طور شخصي حفظ كرد. هنگامي كه آرشيوي تهيه شد و اسناد داخل اين آرشيو قرار گرفت، جاي اسناد امن تر و قابل بهره بردار تر است تا يك شخص. ممكن است سندي در اختيار فردي باشد كه حتي نسل بعد از خود آن هم متوجه اهميت اين سند نشود. مانند يك كاغذ باطله، چه بسا ممكن است سند ارزشمندي باشد. بنابراين بايد همه اعتماد و اطمينان كرده و اسناد را به آرشيو هاي عمومي تحويل دهيم. هنگامي كه فردي به ما اعلام كرد سندي در اختيار دارد و آن سند را به ما مي دهد ما اين سند را اسكن كرده و اصل سند را به اين فرد باز مي گردانيم. ممكن است اين سند گزارش هاي روزانه و دست نويس باشد يا حكمي باشد كه برايش صادر شده است يا ... از طرف ديگر بايد اسناد آماده و در اختيار افراد قرار گرفته شود تا آن ها بتوانند با توجه به اسناد حرف هاي خود را، آنچه كه به خاطر مي آورند را بيان كنند.هم اكنون خود ما اين كار را مي كنيم. مثلا افراد را با اسناد روبرو كرده و به ياد خاطرات شان مي اندازيم بعد روايت شان از دفاع مقدس را ثبت مي كنيم. برخي اسناد روايت ديگري از روايت معمول جنگ حكايت مي كنند. مثلا گزارشي از شهيدي دست خانواده آن شهيد است يا روايتي دست يكي از فرماندهان جنگ از يكي از عمليات ها است كه كمي با آنچه كه بيان مي شود متفاوت است.چطور مي تواند اطمينان كند تا اگر اين اسناد را در اختيار نهادهاي متولي قرار دهد عليه خودش استفاده نخواهد شد؟ يعني به ضرر طرف باشد؟ به ضرر طرف باشد يا ممكن باشد عليه اش استفاده شود؟ بله. اسنادي هستند كه اگر افشا شود به ضرر مثلا يك شهيد است ولي يك واقعيت است. نمي توان صحنه هاي نبرد جنگ را منكر شد. اما براي تاريخ ارزشمند است. در آينده تاريخ دقيق تر به نگارش در مي آيد. هنگامي كه هيچ كدام از كساني كه جنگ را اداره كردند دست اندركاران نگارش تاريخ جنگ نباشد جاي تامل دارد. هم اكنون در خصوص جنگ جهاني اول و دوم يا وقايع دوران قاجاريه كاري ندرايم كه اين ها از چه ميزان اعتبار شخصيتي برخوردار بودند. آنچه كه براي ما مهم جلوه مي كند اين است كه تاريخ در خصوص اين افراد چگونه قضاوت مي كند. بنابراين اين نوع اسناد براي آينده بسيار حائز اهميت است. شايد دليلي نباشد كه اكنون اين اسناد مطرح و اعلام شود ولي براي آيندگان بايد نگهداري و حفظ شود. توجه به مسئله سند در فرهنگ ما مقداري پايين است. اين امر حتي در خصوص دفاع مقدس نيز نمايان است. مثلا در جلسات ستاد عمليات جنگ مي شنيديم كه قرار است كساني براي ثبت وقايع بيايند. ولي اينكه عمل شود چند ماه طول مي كشيد. در عين اينكه كساني براي ثبت وقايع مي آمدند كه تجربه اين كار نداشته و مورخ نبودند تا بتوانند نگاه تخصصي به وقايع داشته باشند. معمولا يكي از مشكلاتي كه ما با آن مواجه هستيم دسته بندي نوارهاي به جا مانده از اين ها و يا دست نوشته ها و يادداشت ها است. چون به علت بي تجربگي نتوانست آن طور كه بايد وقايع را ثبت كند. ثبت وقايع به دست افراد بي تجربه خود مصيبتي است. در اين بخش معضلات بسيار وجود دارد كه نمي دانم بايد به كدام يك اشاره كنم. ولي اسناد گوياي واقعيتي در زمان مشخصي هستند كه مي تواند به حافظه افراد كمك كند يا براي محققين و مورخين ما ماندگار شوند. مثلا ما اسنادي در