ّ ّ ّ ّ ّ
اهمیت عملیات طریق القدس از نظر شهید سپهبدصیاد شیرازی
تاریخ و زمان ارسال :08 آذر 1391
دسته بندی : یادداشت
6
خلاصه یادداشت :

اهمیت عملیات طریق القدس وموقعیت استراتژیک پل سابله را از کتاب در کمین گل سرخ خاطرات وسرگذشت شهید سپهبد علی صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش مرور میکنیم تا عظمت کار و مظلومیت آن شهیدان در دفاع و پا فشاری بر عهدی که با خدای خود بسته بودند بر ما روشن شود. 8 آذر 1391-13:11:42

اهمیت عملیات طریق القدس وموقعیت استراتژیک پل سابله را از کتاب در کمین گل سرخ خاطرات وسرگذشت شهید سپهبد علی صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش مرور میکنیم تا عظمت کار و مظلومیت آن شهیدان در دفاع و پا فشاری بر عهدی که با خدای خود بسته بودند بر ما روشن شود. فصل‌ سوم‌ آن‌ شب‌، شبی که‌ قرار بود عملیات‌ شروع‌ شود، با بارش‌ باران‌ آغاز شد. باران‌ در باور انسان‌ مؤمن‌، نماد رحمت‌ الهی و نشانة‌ بشارت‌ است‌. همة‌ فرماندهان‌ که‌ آن‌ لحظات‌ چشم‌ و دل‌ به‌ آسمان‌ داشتند، این‌ را به‌ فال‌ نیک گرفتند. هر چه‌ که‌ بود باعث‌ میشد دشمن‌ از فعل‌ و انفعالات‌ رزمندگان‌ ایرانی غافل‌ بماند. اما وقتی که‌ بارش‌ باران‌ شدت‌ گرفت‌ و چند ساعتی گذشت‌ و بند نیامد، عموماً نگران‌ شدند. نگران‌ این‌ که‌ نیروها مسیر را گم‌ کنند و یا منطقه‌ باتلاق شود و تانکها قدرت‌ تحرک نداشته‌ باشند و... ساعتی بعد همة‌ نیروها در پشت‌ خاکریز دشمن‌ منتظر فرمان‌ حمله‌ بودند و باران‌ هم‌چنان‌ میبارید. هنوز اندکی به‌ ساعت‌ 30 دقیقة‌ بامداد مانده‌ بود که‌ ناگهان‌ در دوردست‌ها صدای غرش‌ توپ‌ها و غریو موشکها با رعد و برق درهم‌ پیچیدند. طبق‌ دستور فرماندهی عملیات‌، توپخانة‌ لشکر 16 منطقه‌ای را در جنوب‌ اهواز، زیر آتش‌ گرفته‌ بود. آن‌ها مأموریت‌ داشتند چنان‌ جهنمی برای نیروهای بعثی بسازند که‌ گمان‌ کنند حملة‌ ایران‌ از آن‌جا صورت‌ خواهد گرفت‌ و بهکلی از منطقة‌ کرخه‌ غافل‌ شوند. و پنج دقیقة‌ بعد، فرمان‌ حمله‌ صادر شد. رزمندگان‌ با فریاد الله اکبر به‌ خاکریز دشمن‌ زدند. در قرارگاه‌ کربلا لحظات‌ برای سرهنگ‌ صیاد و دوستانش‌ به‌ سختی میگذشت‌. هیچ‌ پیامی از بیسیم‌ها رد و بدل‌ نمیشد. فکر این‌ که‌ اگر نیروهای محور جنوب‌ نتوانند از موانع‌ و خاکریز عصا شکل‌ بگذرند، تصور این‌ که‌ نیروهای محور شمال‌ موفق‌ نشوند به‌ عقبة‌ دشمن‌ رخنه‌ کنند و صدها اگرهای دیگر آرام‌ و قرار را از آنان‌ گرفته‌ بود. بیشک سربازانی که‌ در آن‌ نیمه‌شب‌ زیر آتش‌ بیامان‌ دشمن‌ میکوشیدند پیش‌ بروند، حال‌ و روز بهتری از فرماندهان‌ ارشدشان‌ داشتند که‌ مسؤولیت‌ جان‌ جوانان‌ مردم‌ به‌ عهده‌اشان‌ بود. چهل‌ دقیقه‌ این‌ گونه‌ گذشت‌، بسیار سنگین‌ و نفس‌گیر. تا این‌ که‌ نخستین‌ پیام‌ از لشکر 16 مخابره‌ شد. گفتند خاکریز دشمن‌ شکافته‌ شده‌ و الان‌ نیروهای بسیجی از روی آن‌ سرازیرند. آن‌ها از محور جنوب‌ وارد عمل‌ شده‌ بودند. بارقه‌ای از امید در دل‌ها تابید اما هیچ‌ خبری از محور شمال‌ نبود. تا این‌ که‌ در ساعت‌ یک و 38 دقیقه‌ خبر هیجان‌ انگیزی از بیسیم‌ تیپ‌ 3 لشکر 92 شنیده‌ شد: «خاکریز عصا شکل‌ از شمال‌ شکسته‌ شد.» دو دقیقة‌ بعد همان‌ صدا اعلام‌ کرد یک گردان‌ بسیجی به‌ داخل‌ مواضع‌ دشمن‌ نفوذ کرد. این‌ اخبار هم‌چنان‌ ادامه‌ داشت‌. ساعتی بعد نیروهای سپاه‌ به‌ خاکریز دوم‌ عراقیها رسیدند و چند دقیقة‌ بعد خبر سقوط‌ گردان‌های توپخانة‌ 152 و 130 م‌م‌. دشمن‌ اشک شوق را از دیدگان‌ فرماندهان‌ جاری کرد. عراقیها در این‌ جبهه‌ کاملاً غافلگیر شده‌ بودند طوری که‌ صبح‌ روز 8 آذر خورشید هنگامی دمید که‌ بسیجیان‌ اصفهانی و تانکهای ارتش‌ در تنگة‌ چزابه‌ به‌ آخرین‌ اهداف‌ خود رسیده‌ بودند. نیروهای وحشت‌زدة‌ بعثی برای نجات‌ جانشان‌ خود را به‌ باتلاق‌های هورالعظیم‌ میانداختند! اما بر خلاف‌ محور شمال‌ از محور جنوب‌ هیچ‌ خبر امیدبخشی نمیآمد. دشمن‌ در این‌ جبهه‌ کاملاً آماده‌ و نفوذناپذیر ایستاده‌ بود. طوری که‌ تا پایان‌ آن‌ روز پیشروی در این‌ محور کم‌تر از 5 کیلومتر بود. در این‌ محور جنگ‌ بیامان‌ صورت‌ گرفته‌ بود و هر دو طرف‌ تلفات‌ زیادی داده‌ بودند. محور جنوب‌، تلاش‌ و پشتوانه‌ای برای عملیات‌ محسوب‌ میشد. تلاش‌ اصلی ما از شمال‌ بود و تلاش‌ و پشتیبانی آن‌ها از پایین‌. دشمن‌ سه‌ خاکریز داشت‌. بچه‌ها خاکریزهای اول‌ و دوم‌ را گرفتند ولی در خاکریز سوم‌ بریدند. توان‌ از دست‌ رفت‌ و عصر شد. تا جایی که‌ که‌ فرماندهی آن‌ محور را احضار کردیم‌؛ برادرمان‌ عزیز جعفری از سپاه‌ و سرکار سرهنگ‌ جمشیدی فرمانده‌ تیپ‌ یکم لشکر 16 زرهی. در حین‌ اینکه‌ برایشان‌ میگفتیم‌: اگر امشب‌ تک نکنید، وقت‌ تلف‌ میشود، از خستگی و فرسودگی به‌ خواب‌ رفتند. بعد هم‌ که‌ رفتند، دیده‌ بودند بچه‌های خودشان‌ در خط‌ خوابیده‌اند. عراقیها هم‌ در خط‌ خوابیده‌ بودند. شب‌ دوم‌ در محور پایین‌ یک گلوله‌ هم‌ شلیک نشد. از زور خستگی و فرسودگی، دو طرف‌ از پا درآمده‌ بودند. آن‌ شب‌ ستاد تبلیغات‌ جنگ‌ خبر عملیات‌ را به‌ اطلاع‌ مردم‌ ایران‌ رساند. نام‌ عملیات‌ طر
برچسب ها :
*
*