ّ ّ ّ ّ ّ
آرزوی 33 ساله فرمانده نیرو هوایی چه بود
تاریخ و زمان ارسال :27 آذر 1391
دسته بندی : یادداشت
6
خلاصه یادداشت :

تیمسار ستاری یک روز مرا احضار کرد و گفت: «...ما باید تمام مراحل آموزش را در ایران داشته باشیم، یعنی از زمانی که دانشجو پذیرش میشود تا زمانی که نشان خلبانی میگیرد، باید در داخل کشور آموزش ببیند» و چنین هم شد. سرلشکر شهید «منصور ستاری» در سال 1327 در روستای ولی آباد ورامین دیده به جهان گشود. پدرش، مرحوم «حاج حسن» شاعری فاضل بود که دیوانی از او به نام «ماتمکده عشاق» به یادگار مانده است. 27 آذر 1391-08:45:24

تیمسار ستاری یک روز مرا احضار کرد و گفت: «...ما باید تمام مراحل آموزش را در ایران داشته باشیم، یعنی از زمانی که دانشجو پذیرش میشود تا زمانی که نشان خلبانی میگیرد، باید در داخل کشور آموزش ببیند» و چنین هم شد. سرلشکر شهید «منصور ستاری» در سال 1327 در روستای ولی آباد ورامین دیده به جهان گشود. پدرش، مرحوم «حاج حسن» شاعری فاضل بود که دیوانی از او به نام «ماتمکده عشاق» به یادگار مانده است. منصور ستاری دوران ابتدایی را در مدرسه ولی آباد ورامین و دوران متوسطه را در قریه «پوینک» باقرآباد به پایان رسانید؛ وی در طول دوران تحصیل همواره یکی از شاگردان ممتاز کلاس به شمار میرفت. شهید بزرگوار پس از اخذ دیپلم متوسطه، در سال 1346 وارد دانشکده افسری شد و پس از پایان دوره ‌دانشکده به درجه ستوان دومی نایل آمد؛ در سال 1350 جهت طی دوره علمی کنترل رادار به کشور آمریکا اعزام شد و پس از گذراندن دوره یکساله در سال 1351 به ایران بازگشت و به عنوان افسر کنترل شکاری نیروی هوایی مشغول به کار شد. شهید ستاری در سال 1354 در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته برق و الکترونیک پذیرفته شد. تعدادی از واحدهای دانشگاهی را گذرانده بود که با پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی تحصیل را کنار گذاشت و همدوش دیگر آحاد مردم به پاسداری از دستاوردهای انقلاب پرداخت. وی افسری مؤمن، متعهد، شجاع، آگاه، تیزهوش و کاردان بود؛ طرح‌ها و ابتکارهای زیادی در تجهیز سیستم‌های راداری، پدافندی به اجرا گذاشت که در طول جنگ تحمیلی توان نیروی هوایی را در سرنگونی هواپیماهای متجاوز دشمن دو چندان کرد. تیمسار ستاری به علت فعالیت‌های بیش از حدی که در اجرای طرح‌های جنگی از خود نشان داد، در سال 1362 به سمت معاون عملیات فرماندهی پدافند نیروی هوایی منصوب شد؛ طرح‌ها و برنامه‌هایی که شهید ستاری ارائه میداد بسیار منطقی، عملی، کاربردی و مؤثر بود؛ از این رو در سال 1364 به عنوان معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی برگزیده شد و به علت لیاقت و کاردانی و شایستگی که از خود نشان داد در بهمن ماه سال 1365 با درجه سرهنگی به سمت فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا هنگام شهادت عهده دار این مسئولیت بود. در عملیات خیبر وقتی در محاصره بمباران شیمیایی، او ماسک خود را تقدیم به پیرمردی که راننده لودر بود کرد را همه به یاد دارند؛ بر اثر این اقدام وی تا زمان شهادت از شامه بویایی بیبهره شده بود و تا پایان عمر این موضوع را مخفی میکرد. سرلشکر شهید منصور ستاری با حمایت پرسنل از جان گذشته نیروی هوایی آنچه در توان داشت در طبق اخلاص نهاد و به پیشگاه ملت ایران تقدیم کرد و امروز به خیل شهیدانی پیوسته است که همواره در فراق آنها میسوخت. 15 دی ماه 73 روح حماسی او از همان پهنه آسمان نیلگونی که مأوای همیشگی او و یارانش بود به ملکوت اعلی عروج کرد تا در کنار امام و فرمانده خود آرام گیرد؛‌ وی هنگام شهادت 46 سال داشت و از ایشان سه دختر و یک پسر به یادگار مانده است. خاطره‌ای که در ادامه میخوانید، روایتی است از تیمسار «حبیب‌الله صادق‌پور»، درباره مردی که در مدت فرماندهیاش نیروی هوایی را متحول کرد. ***** دانشکده خلبانی که از 31 سال پیش تأسیس شده بود، دانشجویان را با مدرک دیپلم پذیرش میکرد و بعد از یک دوره آموزش کوتاه مدت، آنها را برای آموزش با هواپیمای جت به خارج از کشور اعزام میکرد؛ تیمسار ستاری یک روز مرا احضار کرد و گفت: «نمیخواهم اینگونه باشد؛ ما باید تمام مراحل آموزش را در ایران داشته باشیم، یعنی از زمانی که دانشجو پذیرش میشود تا زمانی که وینگ (نشان) خلبانی میگیرد، باید در داخل کشور آموزش ببیند». گفتم: تیمسار هر کاری از دست من بربیاید، انجام میدهم؛‌ در آن جلسه تیمسار ستاری مأموریت تأسیس دانشکده پرواز را به من محول کرد و گفت: «‌هر چه احتیاج داشته باشید، ‌تهیه میکنم؛ اگر حالا نتوانم در آینده نزدیک تهیه خواهم کرد؛ من مطمئنم تأسیس دانشکده به خوبی انجام خواهد شد». به این ترتیب ما برای ایجاد دانشکده پرواز دست به کار شدیم و آن را به شکل نظام دانشگاهی درآوردیم؛ تیمسار ستاری اکثر طرح‌ها و ایده‌ها را ارائه میداد و با همت بلندی که داشت، بیشتر کارها را خودش به پیش میبرد؛ به طوری که پس از برگزاری یکصد و شش جلسه مشترک با وزارت فرهنگ و آموزش عالی، سرانجام طرح تأسیس دانشکده تصویب شد و ما پذیرش اولین دوره دانشجویان را آغاز کردیم؛ ابتدا هواپیماهای آموزشی ملخ‌دار را آماده کردیم و سپس هواپیمای جت را نیز وارد سیستم آموزش کردیم. شهید ستاری دو روز قبل از شهادتش به من گفت: «صادقپور ما با ساختن این دانشکده و آوردن هواپیمای جت به سیستم، به آرزوی 33 خودم
برچسب ها :
*
*