ّ ّ ّ ّ ّ
سید مجتبی علمدار؛شهیدی که 10 قانون برای خودسازی خویش وضع کرده بود
تاریخ و زمان ارسال :12 دی 1391
دسته بندی : یادداشت
8
خلاصه یادداشت :

سید مجتبی علمدار شهیدی که در یازدهمین روز از نخستین ماه زمستان متولد شد و 19 سال بعد در چنین روزی به خیل جانبازان شیمیایی پیوست و در همین تاریخ نیز نمازعشق را با اذان ملکوتیان قامت بست. شاید کمتر کسی را بتوان یافت که مهمترین رویدادهای زندگی اش اعم از تولد و مرگ در یک ماه و یک روز رخ داده باشد، سید مجتبی علمدار شهیدی از دیار مازندران است که 11 دی ماه سال 1345 در شهر ساری چشم به جهان گشود.

سید مجتبی علمدار شهیدی که در یازدهمین روز از نخستین ماه زمستان متولد شد و 19 سال بعد در چنین روزی به خیل جانبازان شیمیایی پیوست و در همین تاریخ نیز نمازعشق را با اذان ملکوتیان قامت بست. شاید کمتر کسی را بتوان یافت که مهمترین رویدادهای زندگی اش اعم از تولد و مرگ در یک ماه و یک روز رخ داده باشد، ?سید مجتبی علمدار ? شهیدی از دیار مازندران است که 11 دی ماه سال 1345 در شهر ساری چشم به جهان گشود. سید مجتبی در 17 سالگی به عضویت بسیج درآمد، روانه جبهه های جنگ حق علیه باطل شد و به گردان مسلم بن عقیل پیوست. کربلای یک نخستین عملیاتی بود که سید در آن شرکت کرد، وی همچنین در عملیاتهای کربلای 4، 5 ، 8 و 10 حضور داشت. سید مجتبی در عملیات کربلای 8 مجروح شد اما مجددا به جبهه بازگشت، این بار از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شت مجروح شد. سید در طول دوران دفاع مقدس بر اثر مجروحیت های مختلف طحال و بخشی از روده خود را از دست داد. وی که همواره مردانه می جنگید و با رشادت های خود نقش آفرینی می کرد در تاریخ 11 دی ماه سال 1364 به شدت شیمیایی شد. سید پس از پایان جنگ در واحد طرح و عملیات لشکر 25 کربلا در ساری مشغول خدمت شد، وی مسوولیت واحد تربیت بدنی لشکر را برعهده داشت ودر کنار آن بعنوان عضو اصلی هیات رهروان حضرت امام (ره) هم ایفای وظیفه می کرد. علمدار مداح و ذاکر اهل بیت عصمت و طهارت بود و ارادت خاصی به امام حسین (ع) داشت،وقتی مصیبت اجدادش را می خواند گویا صحنه ها از پیش چشمانش می گذشتند و آنقدر می گریست که اطرافیان را یارای تحمل نبود و ناخودآگاه اشک ها جاری می شد. بعد از جنگ، با یاد و خاطره همرزمان شهیدش زندگی می کرد از دوری آنان سخت آزرده بود. در اوایل دی ماه سال 1375 به دلیل جراحات شیمیایی روانه بیمارستان شد، این لحظات آخر نفس کشیدن برایش چه سخت شده بود، نفسی که به رسم یادگاری در جبهه ها جا گذاشت و دیگر نیامد، سید خودش را هم جا گذاشت و پس از یک هفته در تاریخ 11 دی ماه به دیار حق شتافت. *خاطره ای از شهید یکی از بچه های هیات آمد و به سید گفت: تو مراسم ها و روضه اهل بیت(ع) نمی توانم گریه کنم، سید گفت: اینجا هم که من خواندم گریه ات نگرفت؟ گفت: نه ، سید گفت: مشکل از من است، چشم و دهان من آلوده است که تو گریه ات نمی گیرد، این شخص با تعجب گفت: عجب حرفی!من به هرکس گفتم،گفت: تو مشکل داری برو مشکلت را حل کن، گریه ات می گیرد اما این سید می گوید مشکل از من است! بعدها می دیدم که او جزء اولین گریه کنندگان مصائب ائمه اطهار بود. *اعتراف نامه شهید سید مجتبی علمدار شهید علمدار خود را متعهد به اجرای 10 قانونی کرد که برای خود وضع کرده بود. قانون اول: بارالها، اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزی 10 آیه قرآن را باید بخوانم،اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این 10 آیه را بخوانم روز بعد باید حتما یک جز کامل بخوانم. قانون دوم: پروردگارا، اعتراف می کنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم. اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد باید نماز قضای یک 24 ساعت (17 رکعت) بخوانم. قانون سوم: خدایا،اعتراف می کنم ازاینکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم. حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرّب بخوانم، اگر به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت را بجا بیاورم روز بعد باید 20 ریال صدقه و هشت رکعت نماز قضا بجا آورم. قانون چهارم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم.حداقل در هر هفته باید دوشب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهای پنجشنبه و شب جمعه باشد، اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید بجای هر شب 50 ریال صدقه و 11 رکعت نماز بجا آورم. قانون پنجم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه ?خدا می بیند? را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کارکردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد چهار صبح زیارت عاشورا و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه دو حزب قرآن بخوانم. قانون ششم:حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم، باید به ازای هر صلوات 10 ریال صدقه بدهم و 100 صلوات بفرستم. قانون هف
برچسب ها :
*
*