ّ ّ ّ ّ ّ
واکاوی محتوایی وصیتنامه 4 شهید دوران دفاع مقدس/ وقتی کلمات جان می‌دهند تا نمیرند
تاریخ و زمان ارسال :30 دی 1391
دسته بندی : یادداشت
6
خلاصه یادداشت :

در بخش اول این مطلب با حجت‌الاسلام محمد صادقی، راوی و پژوهشگر دوران دفاع مقدس همکلام شدیم تا نگاهی به وصیتنامه‌های تعدادی از شهیدان جنگ تحمیلی بیندازیم. «عبدالصمد فخار»، «عبدالرسول مبصری» و «جمشید پیرزادی» سه شهیدی بودند که در بخش قبلی بخش‌هایی از وصیتنامه‌هایشان توسط صادقی واکاوی شد و اینک، در بخش دوم نگاهی به وصیتنامه ‌چهار شهید دیگر دوران دفاع مقدس میاندازیم. 30 دی 1391-11:07:41

در بخش اول این مطلب با حجت‌الاسلام محمد صادقی، راوی و پژوهشگر دوران دفاع مقدس همکلام شدیم تا نگاهی به وصیتنامه‌های تعدادی از شهیدان جنگ تحمیلی بیندازیم. «عبدالصمد فخار»، «عبدالرسول مبصری» و «جمشید پیرزادی» سه شهیدی بودند که در بخش قبلی بخش‌هایی از وصیتنامه‌هایشان توسط صادقی واکاوی شد و اینک، در بخش دوم نگاهی به وصیتنامه ‌چهار شهید دیگر دوران دفاع مقدس میاندازیم. شهیدی که رتبه یک کنکور بود شهید«احمدرضا احدی» متولد ???? بود که در سال ?? به شهادت رسید. اولین اعزام ایشان به جبهه در سال ?? و در عملیات رمضان بود. سال ?? ایشان رتبه اول دانشگاه علوم پزشکی در کنکور را داشت. هم دانشگاه علوم پزشکی تهران قبول میشود هم در چند دانشگاه دیگر. دوستانش میگویند خودش بیخیال این حرف‌ها بود. تعریف میکنند که به او زنگ زدیم و گفتیم خبر داری در کنکور قبول شدی؟ این شهید در جواب چیزی نمیگوید. دوستان با او شروع به صحبت میکنند و دودل هستند که رتبه او در کنکور را بگویند یا نه. دوستان بیان میکنند وقتی ما به او این خبر را دادیم، در جواب ما فقط یک جمله گفت: «‌هر چه هست خواست خداست.‌» ایشان یک دفترچه خاطرات دارد که این دفترچه بعد از شهادتش پیدا شده و الان در دسترس است. من چند نکته از دفترچه خاطرات ایشان را برای شما میخوانم. اولین جمله در دفترچه این است: «‌من امام را دوست دارم.‌» ارادتش به امام به قدری است که دفترچه خاطراتش را با یاد و علاقه به امام شروع میکند. احمدرضا همچنین یکی از نقاشان متبحر بوده، نقاشی و سیاه قلم‌های او هنوز وجود دارد. او نویسنده قهاری هم بوده و شعر هم میگفته است. رتبه یک کنکور را هم دارد و میشود گفت هر چه خوبان دارد او یک جا در خود جمع کرده بود. احمد‌رضا بچه ملایریای بود که شغل پدرش بقالی بود. ایشان میخواهد وصیتنامه بنویسد. فکر میکنید وصیتنامه او با این نبوغ چگونه میتواند باشد. حالا وصیتنامه او را میخوانیم. «بسم‌الله الرحمن الرحیم. فقط نگذارید حرف امام به زمین بماند. همین. کوچکترین سرباز امام زمان، احمدرضا احمدی.» کل وصیتنامه این شهید همین است. خدایا! آخرین عضو بدنم که از کار میافتد قلبم باشد شهید «شیرعلی سلطانی» یکی از شهیدان شهر شیراز، پاسدار و ذاکر اهل بیت است. ایشان آخرین جمله وصیتنامه خود را اینگونه مینویسد: «‌خدایا! از تو میخواهم اگر شهادت را توفیق دارم و قرار است شهادت نصیبم شود، آخرین عضو بدنم که از کار میافتد قلبم باشد تا اینکه در آخرین لحظات به یاد امام زمانم باشم و قلب من در آخرین لحظات فریاد بزند: خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.» این وصیتنامه این شهید است که عیناً اجرا هم میشود. در زمان شهادتش گلوله آرپیجی سر این شهید بزرگوار را میبرد ولی قلب هنوز در حال تپش است. سرش از بدن جدا شده، جانی در بدن نیست ولی قلب هنوز میتپد و خون را بیرون میریزد. چون شهید خواسته آخرین عضو بدنش قلبش باشد تا بتواند خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی... را بیان کند. اینها نکاتی است که باید به آن توجه کرد و از آن بهره‌مند شد. وصیتنامه شهدا برای زندگی ما سراسر یک اصول و عقاید درست و یک هدایت و راهبرد مهم محسوب میشود. والاتر را خون خواهد گفت وصیتنامه‌بعدی، یک وصیتنامه شفاهی است. این شهید خیلی مظلوم مانده است. فرمانده لشکر سیدالشهدا(ع) در زمان جنگ میگوید: این شهید مظلوم باقی مانده است. یک شهید جوان?? ساله و تهرانی به نام «سعید عابد» تازه وارد حوزه شده و یک طلبه تازه‌وارد و جوان است. شب عملیات فتح‌المبین مصاحبه کننده جهاد سازندگی میکروفن را نزدیک دهان سعید میبرد و با او شروع به صحبت میکند. وقتی خبرنگار میپرسد چه وصیتی داری، ایشان به این صورت صحبت میکند و میگوید: «‌ما باکی نداریم که حکومت اسلامی سرنگون شود. مهم این است که منحرف نشود. بگذارید در تاریخ بگویند حکومت عدل علی(ع) در گوشه‌ای از این کره خاکی برقرار شد و چون با هر ناحقی ستیز کرد واژگونش ساختند. اما انحراف را خدا نیاورد. امروز علم‌زدگی و عمل‌زدگی دو آفت بزرگ انقلاب است.‌ای ملت! بیدار باشید و از این دو آفت بپرهیزید.» خبرنگار تعریف میکند که اصرار کردم باز هم صحبت کن و برایمان حرف بزن که او برمیگردد و میگوید: «‌اگر سعادتی باشد والاتر را خون خواهد گفت، والسلام.» فردا صبح خبرنگار میگوید پیکر مقدسش را هنگامی که هیچ جانی در بدن نداشت زیارت کردم. خود شهید متوجه بوده که گفته اگر سعادتی باشد والاتر را خون خواهد گفت. عجب جمله زیبا و پرمعنایی را گفته بود. حالا که بحث این شهید عزیز شد گوشه‌های دیگر از صحبت‌های خبرنگار را میگویم. خبرنگار میگوید جای دیگری از او سؤال کردم، آقا سعید مفهوم شهادت در
برچسب ها :
*
*