ّ ّ ّ ّ ّ
کامیون‌های سعودی بر روی شهید «ناظمیان» و یارانش آب گرم می‌ریختند
تاریخ و زمان ارسال :01 اسفند 1391
دسته بندی : یادداشت
9
خلاصه یادداشت :

شهید «سکینه‏خاتون ناظمیان» در حال محاصره توسط کامیون‌هایی که آب گرم بر سر مردم میریختند، به شهادت رسید و جاودانه شد. در یکی از شب‏های بهاری در کانون گرم و با صفای خانواده، بنده‌ای از بندگان خدا، طفلی معصوم از خانواده محمدحسن ناظمیان‏علایی متولد شد که موجب شادی و خوشحالی آن کاشانه شد و نامش را از نور دیدگان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، «سکینه خاتون» نهادند. 1 اسفند 1391-09:43:50

شهید «سکینه‏خاتون ناظمیان» در حال محاصره توسط کامیون‌هایی که آب گرم بر سر مردم میریختند، به شهادت رسید و جاودانه شد. در یکی از شب‏های بهاری در کانون گرم و با صفای خانواده، بنده‌ای از بندگان خدا، طفلی معصوم از خانواده محمدحسن ناظمیان‏علایی متولد شد که موجب شادی و خوشحالی آن کاشانه شد و نامش را از نور دیدگان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، «سکینه خاتون» نهادند. شهید «سکینه‏خاتون ناظمیان»تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت؛ به برادرانش ارادت زیادی داشت و به صله رحم اهمیت زیادی میداد. از خصوصیات بارز این شهید، احترام زیاد وی به پدر و مادر بود و از نظر محبت و بزرگواری سرمشق بود؛ به شوهرداری و تربیت فرزند اهمیت بسیاری میداد و به خانواده خود عشق میورزید؛ در خرج زندگی بسیار معتدل و در امور مهمان‌داری بسیار گشاده‌رو، مهمان‌نواز و در تحمل سختیها و رنج بسیار فروافتاده و صبور و در دستگیری و محبت به محرومان دلسوخته و کریم بود. شهید «سکینه‏خاتون ناظمیان» نسبت به نماز و عبادت‏های دیگر اهمیت میداد و سعی میکرد تا در مسجد و کلاس‌های احکام و قرآن شرکت کند. به حضرت زهرا (س) عشقی آتشین داشت و پیوسته به یاد او بود و ذکر نامش را همواره بر زبان داشت؛ چنانکه دو فرزند عزیزش را به نام زهرا و فاطمه نامگذاری کرد تا از بیبی دو عالم و نام مقدسش همراهی و توفیق شفاعت گیرد و همیشه از عبادات معنوی لذت خاصی میبرد؛ پیوسته شکرگزار بود و سپاسگزار رحمت حق. با آنکه زندگی چندان مرفه و راحتی نداشت؛ اما بینهایت در انجام رسالت خانوادگی و زندگی و بندگیاش سختکوش و وارسته و از هرگونه اسراف و تبذیر رویگردان بود. در روزهای انقلاب پیرو امام (ره) بود و در راهپیماییها و در تمام سخنرانیهای مسجد و محله خصوصاً مسجد مهدیه شرکت میکرد و آرزو داشت امام (ره) را زیارت کند و خداوند این توفیق را نصیب ایشان کرد و در مسجد فیضیه قم به دیدار امام خمینی (ره) نائل آمد. سیره و روش حضرت امام (ره) الگو و سرلوحه زندگیاش بود و به هیچکس جرأت و اجازه نمیداد تا نسبت به فرمایشات امام (ره) و مسئولان خصوصاً شهید بهشتی، شهید چمران و دیگر بزرگواران خرده بگیرد. همسر شهید «سکینه‏خاتون ناظمیان» اظهار میکند: چه شب‏هایی که او را در کنار فرزندانش نمیدیدم؛ در حالی که در کنجی از منزل کوچک و محقر در سرمای زمستان در قیام و قعود و در تضرع و زاری مشاهده میکردم و چه روزهایی که اظهار روزه نمیکرد و پنهانی افطار میکرد و پیوسته در ریاضتی که وجودش را فرا گرفته بود به سر میبرد. برادر شهید نقل میکند: خواهر عزیز ما جدای از اینکه خواهر ما بود، در زمانی که جنگ شروع شد و توفیق رفتن به جبهه و جنگ داشتیم، همیشه غبطه و حسرت میخورد که شما مرد هستید و به جبهه میروید و ما نمیتوانیم بیاییم و خدمت کنیم. فرزند برومندش را برای دفاع از انقلاب به جبهه‌ها فرستاد و در جبهه غرب مجروح شد و همین موجب شد تا توسل و توکلش بیش از بیش شده و ارادتش اوج بگیرد و همیشه سعی میکرد تا جایی که توان دارد، خدمت کند. وقتی در تهران سکونت داشتند، در پایگاه‌های بسیج خواهران به صورت فعال حضور داشت. وی با وجود علاقه زیادی که داشت تا با همسر خود به حج برود، اما خداوند توفیق شهادت را برای این شهید رقم زده بود و وی همراه با پدر و مادر و برادر و همسر برادرش به سفر حج مشرف شد. در ثبت‌نام حج قرار بود که ایشان در سال 1367 مشرف شوند؛ اما به خواست خداوند به علت مشکلی که برای یکی از اقوامشان پیش میآید، به جای آنها، یک سال زودتر (1366) به حج میروند. در روز راهپیمایی خونین مکه در حالی که بسیاری از کشورها به اتباع خود اعلام کرده بودند که به علت درگیری از خانه‌ها بیرون نیایند، اما ایرانیان مانند همیشه گوش به فرمان رهبر خود در راهپیمایی برائت از مشرکان شرکت کردند و شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر دادند. شهید «سکینه‏خاتون ناظمیان» در شب قبل از راهپیمایی دعای کمیل ‌خواند و غسل شهادت کرد و فردای آن روز با اینکه از ایشان تقاضا شد تا در کنار مادر پیرشان بمانند؛ اما به برادرش گفت: من به آرزویم رسیده‌ام، غسل شهادت کرده‌ام و به یاد زهرای مرضیه با شما همراه میشوم و با روحیه انقلابی که داشت در راهپیمایی شرکت کرد. بعد از چند ساعت، درگیری آغاز شد و حادثه شدیداً دلخراش بود، میله‌های آهن و شیشه و آجر و سنگ از کامیون‌های کنار جاده به سمت تظاهرکنندگان پرتاب میشد. شهید «سکینه‏خاتون ناظمیان» در یک محاصره توسط کامیون‌هایی که آب گرم بر سر مردم میریختند، مورد تهاجم قرار ‌گرفت و سرانجام به آرزویش رسیده و شهید شد. این شهید مظلومانه همراه با دیگر شهدای مکه تا سه روز
برچسب ها :
*
*