ّ ّ ّ ّ ّ
به قلم مرحوم استاد علی دوانی/ همسنگر شب های خیبر
تاریخ و زمان ارسال :05 اسفند 1391
دسته بندی : یادداشت
7
خلاصه یادداشت :

چند سال پیش با دعوت برادارن عقیدتی سیاسی دفتر فرماندهی کل نیروهای مسلح برای سخنرانی در یکی از مناسبت های مذهبی دعوت شدم. در آنجا به برادر سردار سرلشکر فیروزآبادی پیشنهاد کردم کلاسی کوتاه مدت تشکیل دهند که من طی جلسات، آن دورنمائی از جنگ های صدر اسلام را که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به وقوع پیوسته است، 5 اسفند 1391-10:58:03

چند سال پیش با دعوت برادارن عقیدتی سیاسی دفتر فرماندهی کل نیروهای مسلح برای سخنرانی در یکی از مناسبت های مذهبی دعوت شدم. در آنجا به برادر سردار سرلشکر فیروزآبادی پیشنهاد کردم کلاسی کوتاه مدت تشکیل دهند که من طی جلسات، آن دورنمائی از جنگ های صدر اسلام را که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به وقوع پیوسته است، در دفتر فرماندهی کل ستاد مشترک نیروهای مسلح برای فرماندهان رده بالای نیروهای مسلح که در آن دفتر بودند، شرح بدهم و افزودم دریغم می آید که فرماندهان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از آن بی خبر باشند. سردار سر لشکر فیروز آبادی حسن استقبال نمودند و این کلاس در مدت 15 روز، در صبح های ماه رمضان تشکیل شد. نوار ویدئویی آنهم گرفته شد و در دفتر آقای مهندس چمران است. در آن جلسات از جمله دو تذکر را دادم که همیشه هم آن را با تمام رزمندگان جبهه های حق بر ضد باطل و هشت سال دفاع مقدس اعم از ارتش و سپاه و بسیج درکلاس ها یا سخنرانی هایم یاد آور شده ام. آن دو تذکر یکی این است که به جاست فرماندهان و افسران نیروهای مسلح از فلسفه جنگ و جهاد در اسلام و جنگ های زمان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و خلافت امیر المؤمنین (علیه السلام) باخبر باشند و علل و نتایج آن را بدانند و دیگر این که سعی کنند خاطرات خود را از لحظه ای که به جبهه رفته اند تا زمانی که توانسته اند بروند یا جنگ تمام شده است، یا بنویسند و یا در چندین نوار به هر زبانی که دارند بیان کنند و به یادگار بگذارند و حتی مرکزی باشد که با اعلان قبلی، همه آنها را در آن نگاهداری کنند تا برای مراجعه طالبان و محققان و کسانی که می خواهند پیرامون هشت سال دفاع مقدس تحقیق کنند و تاریخ رزمی آن را بنویسند، منبع پرارزشی باشد. این را پیش تر به تیمسار شهید صیاد شیرازی، جانشین فرماندهی کل، یاد آور شدم، از جمله گفتم خیلی به جاست کسانی باشندکه تاریخ جنگ های صدر اسلام را بگویند. تیمسار صیاد شیرازی این درس ها را در جلسات سخنرانی که گاهی در مساجد و مجالس، چه برای نیروهای مسلح و چه برای عموم مردم داشت، بیان کرده بود و چند ماه بعد گفت در دو جلسه سخنرانی، جنگ بدر و احد را آن طور که شما می خواستی شرح دادم، خیلی مؤثر واقع شد. راجع به نوشتن خاطرات هم پس از تأکیدات پیاپی، بنا شد بعضی روزها طرف عصر به دفتر تیمسار بروم، ایشان بیان کنند و بنده مستمع باشم. در اولین جلسه که حدود سه ساعت طول کشید، تیمسار شهید سخن خود را طبق معمول با خضوع و خشوع هر چه تمام تر با بسم الله و خواندن دعا و توسل به حضرت ولی عصل ارواحنا فداه آغاز کرد و از روی موادی که یادداشت کرده بود، خاطرات خود را قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و زمانی که در اصفهان به عنوان افسری از ارتش شاه خدمت و اعلامیه های امام خمینی را توسط دوستان خود پخش می کرد و جمعی از آنها را با خود همراه کرده بود، تا آغاز جنگ تحمیلی و دوران بنی صدر خائن شرح داد. در پایان گفتم تیمسار بسیار جالب بود، ولی کاش ضبط صوت بود که این خاطرات را ضبط می کرد و باز هم تأکید کردم خاطرات شما با مسئولیت هایی که داشته اید و دارید، بسیار مهمند و حتماً بایدگفته و نوشته و چاپ و منتشر شوند. در تماس های تلفنی و ملاقات های بعدی هم تأکید زیاد کردم. در آن روز، آن عبد صالح خداوند و قهرمان دوران جنگ تحمیلی ابر قدرت ها، از محاصره اش با جمعی دیگر در کردستان توسط ضد انقلاب که در آخرین لحظه ناامیدی با رسیدن سردار رشید دکتر چمران به منطقه نجات یافته بودند، و گفت که شنیدن خبر آمدن وزیر دفاع، دکتر چمران، به کردستان چگون مایه امیداری و نیرو گرفتن ما و فرار ضد انقلاب شد. از قهرمانی خودش در ایام دفاع مقدس و زمانی که فرماندهی نیروی زمینی ارتش را داشت، اطلاعات زیادی داشتم که بعضی را توسط دیگران در جراید خوانده و بعضی را هم شنیده بودم. خود آن شهید راه حق، قسمت هایی از آنها را طی سخنرانی هایش در همان ایام جنگ در مجالس و مساجد، و گاهی بعدها در سیمای جمهوری اسلامی ایران بیان کرد. نمی دانم سرانجام تیمسار شهید مجموعه خاطراتش را درست و منظم نوشت و در نوار بیان کرد یا نه. به جاسات که پی جویی شود که اگر گفته و نوشته است، همه را پیاده و برای چاپ آماده کنید وگر نه دفتر جناب آقای مهندس چمران، زیر نظر مستقیم ایشان این کار را بکنند. اگر هم تیمسار شهید بر اثر مشاغل زیاد نتوانسته خاطراتش را بگوید و بنویسد، آنچه را آن امیر سپاه اسلام در طول این مدت در سخنرانی ها و مصاحبه هایش گفته، چاپ و منتظر سازند که از آن سردار بزرگ به یادگار بماند و یادش و کارش الگویی برای آیندگان باشد. یکی از جهاتی که آن امیر سپاه اسلام یادداشت خاطرات خود در طو
برچسب ها :
*
*