ّ ّ ّ ّ ّ
ازآسمان تا عرش ( شهید اسماعیل چوپانی)/ شهدای پایگاه دوم شکاری شهید فکوری تبریز
تاریخ و زمان ارسال :26 اسفند 1391
دسته بندی : یادداشت
8
خلاصه یادداشت :

امام خامنه ای مدظله اگر ملت ایران هشت سال جنگ تحمیلى را نمى‏داشت، البته خیلى از ویرانیها را، خیلى از فقدان‌ها را، خیلى از خسارت‌ها را نمى‏داشت؛ اما این اعتماد به نفس را هم نمى‏داشت؛ این قدرت علمى، نظامى و پیشرفت صنعتى را هم نمى‏داشت؛ این عزّتى را هم که در مقابل چشم جهانیان به دست آورده است، نمى‏داشت؛ این حالت یأس و ناامیدى از تسلّط بر این ملت هم در دل دشمنان بزرگ او به وجود نمى‏آمد. این جنگ آن‏قدر حرف گفتنى دارد که اگر دهها سال هنرمندان ما و افراد خوش‌ذوق و با ابتکار بنشینند و در جزء جزء آن کار کنند، باز هم حرف‌هاى گفتنى خواهند داشت. 26 اسفند 1391-09:11:28

شهید اسماعیل چوپانی مشخصات شهید: درجه ورسته : سرباز پیاده نام ونشان : اسماعیل چوپانی تاریخ تولد : 1340 محل تولد : مرند محل شهادت : سومار تاریخ شهادت : 11 مهر 1361 شهید اسماعیل چوپانی در سال 1340 در روستای بناب از توابع شهرستان مرند در خانواده ای کشاورز و مذهبی دیده به جهان گشود . همزمان با بارش قطرات نخستین علم و دانش بر گشتزار وجود وی و آغاز تحصیلات ابتدایی اش ، خورشید همیشه فروزان قرآن نیز بر این گشتزار تابیدن گرفت و شهید چوپانی از همان دوران کودکی و نوجوانی با قرآن آشنا شد و به آن انس پیدا کرد و همیشه جلسات قرآن محله را با تلاوت زیبای خود منور به نور کلام الهی می نمود. شهید اسماعیل چوپانی به کار کشاورزی نیز می پرداخت و همواره یار صمیمی پدر در این امر بود او به ورزش علاقمند بود و در تیم فوتبال شهرستان مرند فعالیت می کرد از روحیات خوبی برخوردار بود و در بین جوانان مخصوصا در مسابقات ورزشی اخلاق و منش او زبانزد همه بود . وی سال 59 ازدواج نمود که ثمره آن یک پسر میباشد در سال شصت و یک به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و در همان سال بصورت داوطلب به جبهه های نور علیه ظلمت شتافت. تا اینکه در یازدهم مهر سال شصت و یک در منطقه سومار به درجه رفیع شهادت نائل آمد . (روحش شاد و پر رهرو باد ) وصیت نامه شهید اسماعیل چوپانی بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَکِن لاَّ تَشْعُرُونَ «و به آنها که در راه خدا کشته مى‏شوند، مرده نگویید بلکه آنان زنده‏اند،ولى شما نمى‏فهمید .» مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد (( امام خمینی )) با درود به ارواح پاک شهداو سلام به پدر و مادر عزیزم میخواهم چند جمله ایی تحت عنوان وصیت نامه بنویسم تا شاید مسئولیت خود را در قبال دینم انجام داده باشم میخواهم به تمام جهانیان اعلام کنم که من با چشم باز و از روی تحقیق این راه را انتخاب نمودم و به حقیقت که بهترین راه را برگزیدم چرا که بهترین راه راه الله است که در نهایت به الله می رسد به فرموده قرآن : إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعون را درک کردم . پدرم و مادر عزیزم بدانید که اگر می توانستم حاضر بودم بارها و بارها بخاطر هدفم که همان اسلام است بمیرم. بمیرم تا با خونم و خون شهدای دیگر ثابت کنم که حق یکی است و این همان وجود مطلق یعنی الله است و کفر و شرک و نفاق نابود است. مادر از شما خواهش میکنم که بخاطر شهید شدن من گریه نکنی و هیچ ناراحت نباشی چرا که تازه اول زندگی جاوید من است یعنی جوان بودم شما باید بدانید که بگفته قرآن آنها که در راه خدا کشته می شوند مرده نیستند زنده اند و نزد خدا روزی می خورند . مادر جان شما باید صبر داشته باشید چرا که : ان اللّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ خداوند صبرکنندگان را دوست میدارد و با صبر انقلابی خود دشمنان اسلام شرق و غرب را نابود سازید که وعده خدای کریم است : فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ . پدر عزیزم شما هم باید صبر داشته باشید چرا که : ان اللّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ خدا صابران را دوست دارد تا انشالله ملت قهرمان و شهید پرور ایران بتواند به شعار همیشگی خود استقلال آزادی جمهوری اسلامی بطور کامل جامه عمل بپوشانند . برادران عزیزم سعی کنید هر کاری می کنید بخاطر خدا باشد تا بتوانید اسلام را به پیروزی کامل برسانید و به جهانیان بفهمانید که مسلمان مومن زیر بار ظلم و ستم نمیرود و در هرکجا که ظلم باشد با آن میجنگد تا ظالمان را سرنگون کند چرا که الگوی مسلمان آزاده حسین (ع) است و حسین (ع) آموزگار مکتب شهادت است. ای ملت قهرمان ایران و مخصوصا اهالی روستای بناب شما بدانید که از خط اسلام همان خط امام است خارج نشوید و به چپ و راست منحرف نشوید و اتحادتان را از دست ندهید آنوقت خدا پیروزی را تضمین میکند. من از شما جوانان روستای بناب خواهش میکنم دست از پشتیبانی امام و روحانیت ودر کل اسلام برندارید که در غیر اینصورت فنا خواهید شد. پدرم و مادرم و برادرانم من مقداری نماز و روزه ام مانده است ، برای من زیاد نماز بخوانید و روزه بگیرید. پدر، مادر و برادرهای من هر آنچه از مال دنیا دارم برای بهبود زندگی بچه ام بگذارید و زحمت آن را بکشید تا بزرگ شود برای اسلام خدمت کند پدر و مادر عزیزم از شما میخواهم مرا حلال کنید و از تمام اهل خانواده و آشنایان و مخصوصا از دوستان من و همسایگان برای من حلالیت بطلبید تا شاید باری از گناهان من حقیر کم شود و مخصوصا از زن خودم . در پایان سفارش کوتاهی که دارم اینست بچه مرا به علم و دانش تشویق کنید و برادران شما هم دنبال علم و دانش بروید نا امید نشوید . درپایان پیروزی نهایی اسلام و طول عم
برچسب ها :
*
*