ّ ّ ّ ّ ّ
شهیدی که از مزارش بوی خوش به مشام می رسد
تاریخ و زمان ارسال :24 فروردین 1392
دسته بندی : یادداشت
8
خلاصه یادداشت :

سیداحمد پلارک شهیدی است که از مزارش بوی خوش همچون گلاب به مشام می رسد و برخی او را شهید عطری می نامند. شهید پلارک شهیدی از خطه آذربایجان شرقی است که نماز شب و قرائت روزانه زیارت عاشورای او زبانزد عام و خاص بود. پلارک در تاریخ 22 فروردین سال 66 در عملیات کربلای 8 زمانی که 23 سال سن داشت به فیض شهادت نائل آمد و اکنون 26 سال از آسمانی شدن او می گذرد

سیداحمد پلارک شهیدی است که از مزارش بوی خوش همچون گلاب به مشام می رسد و برخی او را شهید عطری می نامند. شهید پلارک شهیدی از خطه آذربایجان شرقی است که نماز شب و قرائت روزانه زیارت عاشورای او زبانزد عام و خاص بود. پلارک در تاریخ 22 فروردین سال 66 در عملیات کربلای 8 زمانی که 23 سال سن داشت به فیض شهادت نائل آمد و اکنون 26 سال از آسمانی شدن او می گذرد اما همچنان مزارش معطر و تر و تازه است بطوری که این امر سبب حضور شمار زیادی از افرادی است که روزانه برای مشاهده این مزار و استشمام بوی خوش آن از نزدیک به قطعه 26 بهشت زهرا مراجعه می کنند. یکی از دوستان شهید پلارک می گوید: سیداحمد دائما در جبهه حضور داشت، من از سال 65به او ملحق شدم و از نزدیک همراه او بودم. به گفته وی، سیداحمد فرمانده ?آر.پی.چی?زن های گردان عمار در لشکر 27 حضرت رسول (ص)بود و احترام به مادر، نماز اول وقت و نماز شب از مواردی بود که وی به آنها توجه خاص داشت و قرائت سوره واقعه همواره بخشی از کارهای روزمره او بود. وی می گوید: بعد از اصابت موشک به یکی از پایگاه ها در جبهه شهید پلارک در زیر آوار مدفون می شود اما وقتی امدادگران مشغول کمک به زخمی ها و جمع آوری پیکر شهدا می شوند، متوجه بوی شدید گلاب از زیر آوار می شوند. با ردگیری آن بو، با پیکر پاک این شهید روبرو می شوند که غرق در بوی گلاب بود. علاوه بر معطر بودن مزار این شهید، سنگ قبر وی نیز همواره مرطوب است به گونه ای که اگر سنگ قبر را خشک کنی مجددا خیس می شود. بسیاری از مراجعین وقتی به این مزار می رسند با ذکر دعا و نذر و نیاز حاجات خود را از خدا و شفاعت این شهید را درخواست دارند. در بخشی از وصیت نامه این شهید والامقام آمده است: سـتایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نـمود و اگر مـا را هـــدایت نمی کرد، هـدایت نمی شــدیم، السلام علیک یا ثارالله ای چراغ هدایت و کشتی نجات، ای رهبر آزادگان، ای که زنـــده کردی اسلام را با خونت و با خون انــصار و اصــحاب باوفایت. یا حسین(ع) دخیلم آقا جانم، با این نیت به جبهه می رویم که انتقام سیلی نامردان بر روی مادر شیعیان و بازوی ورم کرده را از آنها بگیرم. خـــــدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شـــــهدا شناختند را به ما عطا فرما و آنها را از ما راضی بفرمــا، ما را به آنها ملحق بفرما، خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم، جز معصیت چیزی ندارم والله اگر تو کمک نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستــارالعیوبی را برمی داشــتی، می دانم که هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند، بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم. خدایا به رحمت و مهربانیت ببخش آن گناهانی را که مانع از رسیدن بنده به تو می شود. الهی العفو...
برچسب ها :
*
*