ّ ّ ّ ّ ّ
دانشجوی شهیدی که مسئولیت سپاه خرمشهر را بعد از جهان آرا عهده دار شد
تاریخ و زمان ارسال :16 اردیبهشت 1392
دسته بندی : یادداشت
6
خلاصه یادداشت :

عبدالرضا موسوی دانشجوی شهیدی است که با اعزام سیدمحمد جهان آرا به سپاه منطقه هشت، مسئولیت سپاه خرمشهر را برعهده گرفت. جامعه پزشکی اعم از جراحان و پزشکان متخصص در سایر رشته ها در دوران دفاع مقدس، حضوری فعال در عرصه های نبرد داشتند بطوری که در طول جنگ تحمیلی عراق ، میزان جراحی های انجام شده در بیمارستان های صحرایی، در سراسر دنیا بی سابقه بوده است.

عبدالرضا موسوی دانشجوی شهیدی است که با اعزام ?سیدمحمد جهان آرا? به سپاه منطقه هشت، مسئولیت سپاه خرمشهر را برعهده گرفت. جامعه پزشکی اعم از جراحان و پزشکان متخصص در سایر رشته ها در دوران دفاع مقدس، حضوری فعال در عرصه های نبرد داشتند بطوری که در طول جنگ تحمیلی عراق ، میزان جراحی های انجام شده در بیمارستان های صحرایی، در سراسر دنیا بی سابقه بوده است. شایسته است به پاس این خدمات ارزنده، زنده نگه داشتن یاد و خاطره این افراد و گسترش ارزش های دینی و انقلابی در دانشگاه های علوم و جامعه پزشکی کشور به معرفی الگوهای برتر اخلاق پزشکی به نسل جوان پرداخته شود. بی شک، شهدای دانشجوی عرصه پزشکی نیز در این دوران بی تکلف در جبهه حضور یافتند و دفاع از مرز و بوم این کشور را بر تحصیل و دیگر امور ترجیح دادند. ** ?عبدالرضا موسوی?در بیست و نهمین روز از فروردین ماه سال 1335 در شهر زیبای خرمشهر به دنیا آمد، دانش آموز با استعدادی که خیلی زود برتری علمی و استعدادش را به رخ دیگران کشید. در دوران تحصیل اگر معلمی به عللی سر کلاس حاضر نمی شد، او کلاس را اداره می کرد، سال 53 با معدل 19.58 دیپلم گرفت و در کنکور سراسری رشته پزشکی دانشگاه تهران قبول شد. فضای غیراسلامی خوابگاه دانشگاه، عبدالرضا را مجبور به انتقال از این دانشگاه به دانشگاه اهواز کرد. اواخر سال 55 همکاری او با بچه های مذهبی و فعالیت های سیاسی اش باعث شد تا ساواک حکم اخراجش را از دانشگاه صادر کند، این اخراج فرصت خوبی بود برای رضا تا با بچه مذهبی های خرمشهر بیشتر همکاری کند. در خانه ای دسته جمعی اعلامیه های امام را چاپ و تکثیر می کردند، کلاس های تفسیر و دادن سیر مطالعاتی به جوانان هم از کارهای او بود. با پیروزی انقلاب اسلامی، جهادسازندگی و سپاه محملی شد تا شهید بیشتر در خدمت انقلاب باشد، تا آبان سال 58 مسئولیت عملیات سپاه خرمشهر را عهده دار بود. سال پنجم پزشکی را می گذراند که با وخامت اوضاع شهر و تحرکات ضد انقلاب و ارتش بعث عراق در مرزها به خرمشهر بازگشت. با کشیده شدن درگیری ها به شهرهای مرزی و آغاز رسمی جنگ، رضا هم پا به پای جوانان خرمشهری در مقاومتی جانانه از شهرش دفاع کرد تا اینکه 18 مهر ماه از ناحیه کمر مجروح شد و او را از خرمشهر خارج کردند. مجروحیت فرصتی بود تا مطالعاتش را درباره نهضت آزادی بخش منطقه بیشتر کند، اصرار رضا به جامه عمل پوشاندن به فرمان امام(ره)و صدور انقلاب باعث شد تا از طرف وزارتخارجه به همکاری دعوت شود ولی با رفتن ?سیدمحمد جهان آرا? به سپاه منطقه هشت، مسئولیت سپاه خرمشهر به رضا واگذار شد. عملیات بیت المقدس نزدیک بود و رضا باید نیروهای اعزامی و بچه های سپاه خرمشهر را سازماندهی می کرد، برای همین هم تیپ 22 بدر را تشکیل داد. رسیدگی به نیروهای تحت امرش برای رضا خواب و خوراک نگذاشته بود، روزها سوار بر موتور به خط و بچه ها سرکشی می کرد و مواضع و تحرکات عراقی ها را لحظه به لحظه رصد می کرد. روز 17 اردیبهشت سال 61 خبر رسید که دشمن، خط بچه های خرمشهر را به بدترین شکل می کوبد و تعدادی هم مجروح و شهید شدند. رضای 26 ساله برای کمک به مجروحان به همراه آمبولانس عازم منطقه شد، اما در میانه راه، گلوله توپی نقطه پایانی شد بر زندگی مادی او، تا همانطور که خود پیش بینی کرده بود، قبل از فتح خرمشهر شهید شود و به آرامش برسد و از آسمان شاهد آزادی زادگاهش باشد. در قسمتی از وصیت نامه این شهید آمده است: همسر عزیزم! از تو سخن گفتن هیچگاه برایم بس نیست، می دانی که هرگز چنین سرنوشتی را بر تو و فرزندم دوست نمی داشتم، هیچگاه دوست نمی داشتم نهالی را که هنوز پا نگرفته و غنچه ای را که هنوز نشکفته است، در تنهایی رها کنم اما تو خود می دانی من قبل از این که به تو و فرزندم تعلق داشته باشم به انقلاب و به راهی که مرا ادامه اش سخت گرفتار کرده، متعلق هستم. تو خود بارها اسباب رهایی ام را از قیدهای نفس فراهم کردی و به راهم داشتی، از خدا می طلبم تا وقتی که در صحنه پیکار حق و باطل هستم، هیچگاه عشق به تو و فرزندمان لحظه ای بر انتخابم پرده نیفکند و مرا از صحنه ابتکار بیرون نبرد.
برچسب ها :
*
*