ّ ّ ّ ّ ّ
فرمانده سری ترین قرارگاه جنگ
تاریخ و زمان ارسال :16 اردیبهشت 1392
دسته بندی : یادداشت
8
خلاصه یادداشت :

خبر همین بود: « به دنبال کشف و شناسایی پیکر مطهر شهید علی هاشمی از منطقه عمومی «هورالهویزه» (جزیره مجنون)، پیکر مطهر این شهید والا مقام شهید والا مقام ساعت 8:30 صبح دوشنبه، 27 اردیبهشت ماه، از محل حسینیه عاشقان ثارالله اهواز بر دوش امت حزب الله و سلحشور تشییع خواهد شد. 16 اردیبهشت 1392-10:50:45

خبر همین بود: « به دنبال کشف و شناسایی پیکر مطهر شهید علی هاشمی از منطقه عمومی «هورالهویزه» (جزیره مجنون)، پیکر مطهر این شهید والا مقام شهید والا مقام ساعت 8:30 صبح دوشنبه، 27 اردیبهشت ماه، از محل حسینیه عاشقان ثارالله اهواز بر دوش امت حزب الله و سلحشور تشییع خواهد شد. نیروهای کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح، پیکر سردار علی هاشمی را بعد از 22 سال کشف و شناسایی کردند. » خیلی ها شهید علی هاشمی را نمی شناختند و اصلاً اسمش هم به گوش شان نخورده بود؛ اما کار کشته های جنگ خوب می دانستند پیکری که بعد از 22 سال پیدا شده، پیکر یکی از بزرگ ترین سرداران دفاع مقدس است که سال هاست نامش با غربت وگمنامی عجین شده. این که چرا این اتفاق افتاد و این سردار بزرگ، این همه گمنام ماند، دلیل دارد؛ هیچ کس نمی دانست او اسیر است یا شهید شده. تا زمانی که صدام بر مسند قدرت بود انتظار داشتند که علی هاشمی زنده از چنگال رژیم بعث آزاد شود. ابهام در مورد شهادت یا زنده بودنش باعث شد که نامی از او برده نشود، تا در صورت زنده بودن، رژیم بعث عراق مانع آزادی اش نشود و یا اگر زنده بود، با طرح شهادتش، او را به شهادت نرساند. بعد از سقوط صدام، پی گیری های گسترده ای برای یافتن اثری از علی هاشمی در اردوگاه های اسرای ایرانی در بند عراق انجام شد و در نهایت مسئولان به این نتیجه رسیدند که او به شهادت رسیده است. پس از آن، کم کم سپاه شروع به معرفی ایشان کردند؛ با همه این ها باز هم او همچنان غریب و گمنام است و خیلی ها در گمنامی او مقصر. همین باعث شد در دومین سالروز تشییع پیکرش یادی از او کنیم. فرمانده جوان حصیر آبادی راستش آقای محسن رضایی آن قدر او را قشنگ توصیف کرده که دل مان نیامد از آن بگذریم. یک جوان انقلابی حصیر آبادی که در کوچه پس کوچه های حصیر آباد اهواز با رژیم شاه می جنگید. در سال 57 چند بار دستگیر شد؛ اما به طور معجزه آسایی از دست ساواک و نیروهای شهربانی نجات یافت. بعد از پیروزی انقلاب در تشکیل کمیته انقلاب اسلامی حصیر آباد و اهواز نقش مؤثری داشت. بعد هم وارد سپاه شد و سپاه حمیدیه را تشکیل داد. این را بگوییم که خود تشکیل سپاه در ابتدای انقلاب، کار سختی بود و کم تر از دفاع در برابر دشمن و مقابله با تجاوزات ضد انقلاب نبود؛ چرا که سازمان دهی نیروهای جوان انقلابی در قالب نیروی نظامی، با حفظ ارزش ها و فرهنگ مردمی و انقلابی کاری بسیار پیچیده و سخت بود. معمولاً این کار را کشورهای بسیار پیشرفته، به عنوان مستشار سیاسی و یا نظامی در کشورهای جهان سوم انجام می دهند. در شهری مثل حمیدیه مسئول تشکیل سپاه با انبوهی از سؤال ها روبرو بود و نیاز به الگوهای فراوانی داشت که بر اساس آن الگوها سازمان سپاه را تشکیل دهد. مثلاً منابع انسانی چگونه باید باشد، گزینش چگونه صورت بپذیرد، استخدام چگونه باشد، تشخیص نیروی انقلابی از غیرانقلابی چگونه باشد، ساختار سازمان و روابط چگونه شکل بگیرد، آموزش ها چگونه باشد و... یک فرمانده باید تمام این مسائل را به تنهایی حل می کرد؛ چرا که از طرف مرکز سپاه هم الگویی نبود؛ سپاه نوبنیاد بود و دستورالعمل ها به صورت کلی صادر می شد. علی هاشمی به خوبی جوانان انقلابی حمیدیه را سازمان داد و سپاه حمیدیه توانست پیش از شروع جنگ هم، در برقراری امنیت نقش ارزنده ای داشته باشد و هم در مبارزه با اشرار و ضد انقلاب و قاچاقچیان اسلحه و مهمات موفق شود. بعد از شروع جنگ، در جبهه سوسنگرد حسابی خوش درخشید. با گسترش محورهای عملیاتی، تیپ 37 نور را در محور حمیدیه تشکیل داد. تیپ 37 نور به فرماندهی علی در عملیات بیت المقدس و آزادی خرمشهر نقشی مؤثر داشت. پس از عملیات بیت المقدس هم سپاه بستان و هویزه را تشکیل داد. ایجاد پاسگاه های مرزی و مسئولیت پدافندی کل منطقه از فعالیت های دیگر علی هاشمی بود. علی معمولاً مؤسس یک تشکیلات بود و کمتر پیش آمد که مدیریت یک تشکیلات از پیش تأسیس شد را به او بسپارند. اگر شما مدیریت یک مجموعه کلان را داشتته باشید، می دانید که داشتن چنین آدم هایی در هر مجموعه چه نعمت بزرگی است. سری ترین قرارگاه جنگ در ابتدای سال سوم جنگ، ایران به بن بست رسید. چند عملیات ناموفق، باعث شد به این نتیجه برسند که باید، جایی را برای عملیات انتخاب کنند، که دشمن اعتقاد و باوری به عملیات نیروهای ایرانی در آن مکان نداشته باشد و اگر هم متوجه شد نتواند در مدتی کوتاه، وضعیت منطقه را تغییر دهد. منطقه هورالهویزه در جنوب، منطقه ی مناسبی بود. جایی که عراق حتی فکرش را هم نمی کرد؛ اما توجیه این که می شود در هویزه و نیزارها و باتلاق ها عملیات انجام داد، به کسانی که در دشت های خاکی به دشمن حمله کرده و جنگ های زمینی را تجربه کرده بو
برچسب ها :
*
*