ّ ّ ّ ّ ّ
عملیات محرم به روایت فرماندهان
تاریخ و زمان ارسال :23 اردیبهشت 1392
دسته بندی : یادداشت
6
خلاصه یادداشت :

عملیات محرم، نام آشنایی است برای همه آنهایی که گاهی خاطرات دلتنگی شان را به یاد می آورند و در میان سنگهایی که نام یاران سفر کرده بر آنها نقش بسته قدم می زنند و به یاد آن روزها بغض می کنند و گاهی غزلی غریب را بر مزارشان می سرایند. محرم که می آید. آن همه خاطره و ایثار، شهادت و جان فشانی عبور و عشق، آسمان و باران همه در اذهان زنده می شود و بعضی هم از داغ دلتنگی آن روزها فغان می کنند و هنگام سخن پهنای صورتشان را اشک می گیرد. 23 اردیبهشت 1392-11:14:06

عملیات محرم، نام آشنایی است برای همه آنهایی که گاهی خاطرات دلتنگی شان را به یاد می آورند و در میان سنگهایی که نام یاران سفر کرده بر آنها نقش بسته قدم می زنند و به یاد آن روزها بغض می کنند و گاهی غزلی غریب را بر مزارشان می سرایند. محرم که می آید. آن همه خاطره و ایثار، شهادت و جان فشانی عبور و عشق، آسمان و باران همه در اذهان زنده می شود و بعضی هم از داغ دلتنگی آن روزها فغان می کنند و هنگام سخن پهنای صورتشان را اشک می گیرد. وقتی به خیابان ها و کوچه ها گذری می کنی و نام شهید را که در تابلوی سر کوچه نقش بسته نظاره می کنی و وقتی حرف های مادر و پدر پیر و کمر خمیده شهید را می شنوی پرنده دلت اوج می گیرد می رود به کنار رودخانه دویرج، می رود روی خاک های به خون آغشته شرهانی، یا می نشیند بر سر ارتفاعات حمرین و 175، به کدام نقطه و سجاده این مناطق باید لحظه ای نشست تا آنچه اتفاق افتاد ببینید و بشنوید، کاظمی تلاش کرد ردانی در اوج معرفت، دل ها را شاد کرد، مرتضی راهکار داد، حاج حسین مسیرها را بررسی کرد و همه و همه با هم جمع شدند و عملیاتی رقم خورد و اهدافی بدست آمد و بچه هایی آسمانی شدند تا افتخارات این عملیات بین اوراق فراموش شده جنگ پنهان نماید. یاد تمام حماسه آفرینان و شیر مردانی که با غرور و افتخار دل امام را شاد کردند گرامی باد. حالا بعد از سال ها جمعی که دیروز حماسه آفریدند و دوشادوش فرزندان این سرزمین مسیرهای بهشتی را پیش می رفتند امروز برای گفتن گوشه ای آن حماسه ها مهمان نشریه «یارا» شده اند تا همه را در خواندن آن ایثارگری ها سهیم کنند. سردار مرتضی قربانی فرمانده لشکر 25 کربلا در دوران دفاع مقدس با تعدادی از برداران از جمله حسین خرازی، مصطفی ردانی، احمد کاظمی، مهدی زین الدین، برادرمان قوچانی و... رفتیم منطقه عملیاتی که از بانه شروع شد تا ارتفاعات ملخ خور، منطقه پاوه، گیلان غرب، سومار تا دهلران همه جا را شناسایی کردیم تمام نقطه ها را بررسی کردیم با توجه به توانایی های خودمان و دشمن و عوارض منطقه و حتی بعضی مسیرها را شبانه می رفتیم برای شناسایی و درهمان منطقه نسبت به امور و اقدامات تصمیم گیری می شد. رسیدیم به دهلران، مهرماه بود و هوا هم تقریبا گرم. رفتیم سپاه دهلران که یک سری از نیروهای مردمی و یک سری از عشایر بودند که خیلی هم نجیب و اطلاعات خوبی داشتند. جلسه ای با آنها گذاشتیم، آن زمان سپاه دهلران مدرسه ای بود که ما هم در آن مدرسه یک پایگاه زدیم و مستقر شدیم و اولین جلسه را با همان تعدادی از برادران که به شناسایی رفته بودیم گذاشتیم. یک روز دیگر ما به اتفاق چند تن از فرماندهان به شناسایی رفتیم که متأسفانه با مین برخورد کردیم و من و بچه ها مجروح شدیم من حدود هفده ترکش خورده بودم در دزفول به هوش آمدم اما به خاطر حساسیت عملیات از منطقه خارج نشدم. در اهواز تحت مداوا قرار گرفتم و همان جا چند روزی را با تمام فرماندهان هماهنگی لازم را انجام می دادم. 4 الی 5 روز مانده به عملیات محرم آمدم توی منطقه و شناسایی ها را دوباره بررسی کردم همه چیز خوب بود امکانات هم مستقر شده بود و اولین باری بود که به ما توپخانه داده بودند با اینکه ما خودمان توپخانه گرفته بودیم ولی آموزش دادن آن بر عهده برادر زهد گر که اولین مسئول توپخانه ما بود و سر لشکر حسن شفیعی به عنوان مسئول ستاد ما بود با حسن مقدمی که مسئول ادوات و توپخانه ما بودند به هر جهت همه چیز مهیا شد برای شب عملیات، حدود ساعت 08/ 22 دقیقه 9/ 8/ 61 که همه روز 10/ 8/ 61 را می گویند شروع عملیات، عملیات محرم با رمز مبارک «یا زینب» آغاز شد منتهی من روز قبل یعنی 8/ 8 / 61 نیروهایم را از توی رودخانه چیخواب که رودخانه وحشی هم بود به لطف خدا عبور دادم به آنها جیره جنگی دادم و پشت راهکارها استقرارشان دادم البته سرهنگ هژیری هم به همراه دو گروهان که فرمانده هنگ ژاندارمری خوزستان بود با نیروهایش تحت امر ما بود در این محور، ما با اعلام رمز عملیات سریع عمل کردیم و در اولین ساعت توانستیم خط را بشکنیم و با موفقیت به هدف خود برسیم. محور ما اولین محوری بود که توانست به مقصد خود برسد. سردار سید احمد موسوی، مسئول اطلاعات عملیات لشکر 14 امام حسین (ع) در دوران دفاع مقدس لشکر امام حسین (ع) در این عملیات سه محور داشت محور چم سری، ربوط و چم هندی. وقتی عملیات شد در محور چم سری سه گردان از خودمان و سه گردان از لشکر علی بن ابیطالب (ع) بردیم آن طرف آب و با توجه به پیش بینی که از قبل کرده بودیم معبر هم باز شد و عملیات با موفقیت انجام شد خط دشمن را شکستیم و به جاده ای که می رفت برای شرهانی رسیدم و در اولین جائی که می شد بمانیم یعنی تپه های ماهور بود چیزی در حد 3 الی 4 کیلوم
برچسب ها :
*
*