ّ ّ ّ ّ ّ
فرماندهی که از بیمارستان فرار کرد
تاریخ و زمان ارسال :28 اردیبهشت 1392
دسته بندی : یادداشت
5
خلاصه یادداشت :

عباس شعف، فرمانده گردان میثم تمار، ساعتی پس از شهادت محسن وزوایی به سختی مجروح شد و هیچ نشانه‌ای از زندگی در جسم او مشهود نبود، به گونه‌ای که هم‌رزمانش با دیدن پیکر غرقه به خون او تصور کردند که به شهادت رسیده است. 28 اردیبهشت 1392-09:42:59

عباس شعف، فرمانده گردان میثم تمار، ساعتی پس از شهادت محسن وزوایی به سختی مجروح شد و هیچ نشانه‌ای از زندگی در جسم او مشهود نبود، به گونه‌ای که هم‌رزمانش با دیدن پیکر غرقه به خون او تصور کردند که به شهادت رسیده است. آرام و قرار نداشتند، فرمان امام را باید اجرا میکردند، فرمان امام آن قدر برایشان مهم بود که از جانشان هم گذشتند؛ اگر چه پای خودشان به خرمشهر نرسید، اما خرمشهر را برای ارزش‌های اسلام فتح کردند. یکی از همین شهدا، شهید «عباس شعف» فرمانده گردان میثم تمار بود که حتی بعد از مجروحیت سخت، از بیمارستان گریخت تا عملیات «الی بیت‌المقدس» حضور پیدا کند. از بازیدراز تا خرمشهر «ققنوس فاتح» این فرمانده را روایت میکند: *** جاده اهواز ـ خرمشهر شده صحرای کربلا، سپاه سوم دشمن از همه سمت هجوم آورده. گلوله‌باران بچه‌ها توسط توپ‌ها و خمپاره‌ها یک لحظه قطع نمیشود، انگار به جای باران از آسمان آتش میبارد. تانکهای دشمن از غرب، جنوب و شمال جاده، به سمت رزمندگان ایرانی در حال حرکت‌ هستند. اجرای تیر مستقیم تانکها، امان نیروها را بریده، رگبار کالیبرهای دوشکا و توپ‌های چهارلول پدافند هوایی «شیلیکا» با برد سه هزار متر که قوای سپاه دشمن از آنها مثل تیربار، علیه نفرات پیاده ما کار میکشند، همه را زمین‌گیر کرده است. فرمانده گردان میثم تمار، عباس شعف، مرتب طول جاده را میدود و نفرات را نسبت به وظایف‌شان توجیه میکند و میگوید: «برادرها، داخل سنگرهایی که کنده‌اید بمانید. فقط همان‌هایی که گفته‌ام بیرون باشند و مراقب تانکها، به محض اینکه تانکهای دشمن نزدیک شدند، باید با آر.پی.جی به آنها حمله کنید». از بیسیم فرماندهی گردان، شعف را پیچ میکنند. آن سوی خط، محسن وزوایی، فرمانده محور عملیاتی محرم از تیپ 27 محمد رسول‌الله(ص) قرار دارد: وزوایی: شعف، شعف، وزوایی. شعف‌جان وضعیت شما چطوره؟ شعف: الان دشمن از روبه‌رو و از سمت چپ، داره با تانکهاش میکشه جلو، ما هم به بچه‌ها گفتیم وقتی آمدند جلو، به آنها حمله کنند. وزوایی: شعف جان تو الان موقعیت دقیق خودت را بگو. شعف: ما توی جاده، به سمت راست پدافند کردیم. وزوایی: پس با این حساب، نسبت به گرمدشت، سه کیلومتر پایین‌تر هستی. بله؟ در این لحظه ناگهان تماس قطع میشود. شعف و وزوایی هم هر دو مستأصل میمانند. در همین لحظات، در حد گردان میثم، تانکهای مدرن تی ـ 72 تیپ مستقل 10 زرهی سپاه سوم ارتش بعث ضمن حرکت از شمال خرمشهر، خیز به خیز به حد چپ محور عملیاتی محرم نزدیک شده‌اند. ده‌ها تانک با آرایش دشتبان، ضمن شلیکهای مستمر، خود را به خاکریز گردان میثم نزدیک میکنند. رگبار دوشکای روی برجک تانکهای دشمن، به سمت آر.پی.جیزن‌ها شدت میگیرد. همین اقدام باعث میشود تا تانکهای عراقی با خیالی راحت و آسوده به پیشرویشان ادامه دهند. تا اینکه اولین شلیک آر.پی.جی به سمت تانکها روانه میشود. در پی شلیک این گلوله، تانک جلودار ستون زرهی دشمن، غرق آتش و انفجار میشود. هم‌زمان، تعداد دیگری گلوله آر.پی.جی به سمت تانکها شلیک میشود، اما رزمندگان با کمال تعجب میبینند این گلوله‌ها به تانکها اثر نمیکنند. عباس شعف، فرمانده گردان به آر.پی.جیزن‌ها فرمان بازگشت به خاکریز را میدهد. شکارچیهای تانک به پشت خاکریز باز میگردند. همه متعجب از کمانه کردن گلوله‌های آر.پی.جی بر بدنه تانکها، چشم به فرمانده‌شان میدوزند. او میگوید: «بچه‌ها، تانکهایی که منهدم شده‌اند، همه از بغل مورد اصابت قرار گرفته‌اند. شلیکهایی که از روبه‌رو کردیم، همه ناموفق بوده. پس یادتان باشد؛ سعی کنید این دفعه تانکها را از پهلو مورد هدف قرار دهید. حالا پشت سر من از خاکریز جدا شوید. سه نفر به چپ، سه نفر به راست، سه نفر وسط». شعف نگاهی به بسیجیانی میاندازند که دوره‌اش کرده‌اند و با اشتیاق به او چشم دوخته‌اند. پرده از مقابل چشمانش کنار میرود. تعدادی از بچه‌ها را شهید میبیند. به خود میآید و میگوید: «بچه‌ها، یک لحظه صبر کنید!... این‌بار عده‌ای از ما شهید میشوند، هر که شهید شد، بقیه را فراموش نکند؛ بچه‌ها به همدیگر قول شفاعت بدهید. بسیار خوب، حالا پشت سر من حرکت کنید». عباس شعف، آر.پی.جی به دست از خاکریز جدا میشود و 9 بسیجی شکارچی تانک گردانش نیز، با او همراه میشوند. پس از جدا شدن از خاکریز، طبق دستور فرمانده به سه گروه تقسیم میشوند و به قلب دشمن یورش میبرند. این‌بار بسیجیان ایرانی از تانکسواران صدامی موفق‌ترند و تعداد بیشتری از تانکها را به آتش میکشند، ولی هنگام بازگشت، سه نفر از آنها همراه گروه نیستند و پیکرهای غ
برچسب ها :
*
*