ّ ّ ّ ّ ّ
مادری که نفس کشیدن برایش سخت شده است
تاریخ و زمان ارسال :28 اردیبهشت 1392
دسته بندی : یادداشت
5
خلاصه یادداشت :

این مادر که صدمات شیمیایی سال‌های دفاع مقدس را بر جسم دارد همواره صبور و مقاوم و پا به رکاب در خط ولایت ایستاده است و همواره شکرگزار نعمت‌های الهی است. او به سختی نفس میکشد. سال گذشته در مطلبی پیرامون گروهی از بانوان فداکار منتشر شد که در سال‌های دفاع مقدس، لباس رزمندگان را شستشو و حتی تعمیر میکردند. 28 اردیبهشت 1392-11:51:17

این مادر که صدمات شیمیایی سال‌های دفاع مقدس را بر جسم دارد همواره صبور و مقاوم و پا به رکاب در خط ولایت ایستاده است و همواره شکرگزار نعمت‌های الهی است. او به سختی نفس میکشد. سال گذشته در مطلبی پیرامون گروهی از بانوان فداکار منتشر شد که در سال‌های دفاع مقدس، لباس رزمندگان را شستشو و حتی تعمیر میکردند. یکی از این زنان فداکار،‌حاجیه خانم «کبری افسری» است که پیش از این نیز مطلب «برای مادر مجید دعا کنید» را در مورد ایشان منتشر کرده بودیم. حال مطلع شدیم که این مادر عزیز به بیمارستان آیت الله فیروزآبادی شهرری منتقل شده و در حال درمان است که این گزارش نیز پیرامون همین موضوع است: این مادر که صدمات شیمیایی سال‌های دفاع مقدس را بر جسم دارد همواره صبور و مقاوم و پا به رکاب در خط ولایت ایستاده است و همواره شکرگزار نعمت های الهی است. او به سختی نفس میکشد. کسی نمیداند او چه میکشد به جز فرزندان رزمنده اش که ریه‌های زخمی دارند. با هر نفس چشم‌هایش به گودی میرود. شاید به ظاهر روی تخت بیمارستان زمین‌گیر است اما در باطن بر تخت سلطانی نشسته و فرمانروایی میکند. از هیچکس توقعی ندارد حتی از فرزندانش. همه وجودش مهربانی و عاطفه است. او در آسمان‌ها شهره است نه بر روی زمین. میگوید باز اگر نیاز به وجود من باشد دریغ نمیکنم. راست میگوید. او سند سربلندی مادران این مرز و بوم در دفاع مقدس است. باید برای جوانان امروز گفت شرح حال این اسوه های مقاومت را. اگر نبود دلگرمی این فرشته‌ها زمینی که خدا مامور کرده بود بر سلحشوران خمینی نازل شوند و ندای «لا تخاقو و لا تحزنو» سر داده و بشارت بهشت بر آنان دهند. شاید میدان را خالی میکردند و دامن آنها شد معراج مردان روزگار ما. هنور چفیه که سفره روزی ما در جبهه بود را بر سر دارد. مادرجان؛ این دست‌ها جای بوسه فرزندان توست نه جای بوسه سوزنها! و باز تو برنده شدی. یادش بخیر این دست‌های چروکیده که لباس‌های خونی ما را چنگ میزد و با قطرات اشک میشست. مادرجان؛ ما را ببخش که برای تو زحمت شدیم. ای کاش لباس‌های آلوده به مواد شیمیایی خود را از تن بیرون نمیکردیم تا برای شستشو به تو بسپارند و اینگونه زمین‌گیرت کنند. مادرجان؛ میدانیم که شب‌ها تا به صبح بیداری و میدانیم که مهربانی. ما از خدا میخواهیم و تو هم از خدا بخواه که در کنار فرزندان خود بمانی. برای شفای عجل مادر ما حمد شفاء بخوانید.
برچسب ها :
*
*