ّ ّ ّ ّ ّ
مروری بر زندگی و حماسه شهید «سیدعبدالرضا موسوی» فرمانده سپاه خرمشهر؛ «موسوی» که از پی «محمد» رفت
تاریخ و زمان ارسال :02 خرداد 1392
دسته بندی : یادداشت
7
خلاصه یادداشت :

مروری بر زندگی و حماسه شهید «سیدعبدالرضا موسوی» فرمانده سپاه خرمشهر؛ «موسوی» که از پی «محمد» رفت نوحه معروف «ممد نبودی ببینی» را که بصورت سرود هم اجرا شده و در اولین سالگرد آزادسازی خرمشهر در مسجد جامع این شهر توسط کویتی پور اجرا شد... بعدازظهر روز جمعه هفدهم اردیبهشت ماه سال 1361 هجری شمسی، مصادف با سیزدهم رجب سال 1402 هجری قمری پیکر غرقه به خون و قطعه شده ای به ستاد معراج شهدای اهواز انتقال پیدا کرد.

نوحه معروف «ممد نبودی ببینی» را که بصورت سرود هم اجرا شده و در اولین سالگرد آزادسازی خرمشهر در مسجد جامع این شهر توسط کویتی پور اجرا شد... بعدازظهر روز جمعه هفدهم اردیبهشت ماه سال 1361 هجری شمسی، مصادف با سیزدهم رجب سال 1402 هجری قمری پیکر غرقه به خون و قطعه شده ای به ستاد معراج شهدای اهواز انتقال پیدا کرد. قبل از قرار دادن آن جسم متلاشی شده در سردخانه، مسئول ستاد معراج با قطعه ای کاغذ سفید، یک سنجاق و یک ماژیک سرخ رنگ سررسید تا مثل همیشه هویت شهدا را روی کاغذ بنویسد و به آن سنجاق کند. نگاهی به سرتاپای جنازه کرد. قسمت پائین صورت به کلی از میان رفته و یک دست و پایش نیز قطع شده بود. شکم و سینه جسد هم با موج انفجار لهیده شده بود. دستش را جلو برد و لباسهای شهید را برای یافتن کارت شناسائی جستجو کرد، آرم مخملین سپاه پاسداران در زیر لایه ضخیمی از خون منعقد، نشان می داد که پاسدار است. کیف بغلی را بیرون کشیده در آن چند تومان پول و عکس زنی جوان و دختری حدوداً یک ساله به چشم می خورد، به اضافه بریده یک روزنامه که تصویر جوانی جذاب روی آن نقش بسته بود. صاحب آن عکس را می شناخت، سید محمدعلی جهان آرا، فرمانده سپاه خرمشهر که هفت ماه پیش به شهادت رسیده بود، پس به احتمال قوی شهید از پاسداران خرمشهر است. کیف را با دقت بیشتری جستجو کرد و کارت کوچکی را از آن بیرون کشید که آرم دانشگاه جندی شاپور اهواز روی آن به چشم می خورد، وقتی مقابل عبارت نام و نام خانوادگی را نگاه کرد، خشکش زد، بغض راه نفسش را سد کرد، باورش نمی شد. همین چند ساعت پیش سوار بر موتور آمده بود عقب، تا برای انتقال مجروحین، آمبولانس تهیه کند و چون راننده ای در ستاد نبود، خودش شخصاً پشت فرمان آمبولانس نشست و رفت. یکبار دیگر به آن کارت دانشجوئی که با خون و قطرات اشک آغشته شده بود نگاه کرد، با زحمت زیر لب زمزمه کرد: سید عبدالرضا موسوی دانشجوی رشته پزشکی. نوحه معروف «محمد نبودی ببینی» را که بصورت سرود هم اجرا شده، کمتر کسی است که نشنیده باشد. نوحه ای که شعر آن توسط «جواد عزیزی» از شاعران گمنام جنوب سروده شده است، و در اولین سالگرد آزادسازی خرمشهر در مسجد جامع این شهر توسط کویتی پور اجرا شد: محمد نبودی ببینی شهر آزاد گشته خون یارانت پرثمر گشته موسوی آمد پی تو استقبالش کن، در کوی رضوان ……… این «موسوی» که از پی «محمد» رفته است کسی نیست جز «سیدعبدالرضا موسوی» فرمانده سپاه خرمشهر بعد از شهادت محمد جهان آرا. فرمانده شهید سیدعبدالرضا موسوی (1335-1361) شاگرد ممتاز و نخبه دانشگاه تهران و از فعالین در مبارزات قبل و بعد از انقلاب بود. اولین فعالیت سیاسی- اجتماعی شهید موسوی بعد از پیروزی انقلاب شرکت در " کانونی" متشکل از افراد مبارز و مسلمان شهر بود. با اعتقاد به کار تشکیلاتی جهت مقابله با ضدانقلاب، در همین دوران مدت کوتاهی را نیز در کانون فتح آبادان به تشکیل کلاس ایدئولوژی و تفسیر نهج البلاغه پرداخت. تا اینکه جهاد سازندگی خرمشهرتشکیل شد. با شروع فعالیت ضدانقلاب و نقطه اوج آن (چهارشنبه سیاه 58) رضا گرچه از صحنه گردانان قضیه نبود، ولی در درگیریها شرکت فعال داشت و معتقد به برخورد قاطع و نظامی با ضدانقلاب داخلی بود. بعد از تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خرمشهر در سمت مسئول عملیات مشغول به کار شد و تا آبان ماه سال 58 در سپاه فعالیت می کرد. با آغاز جنگ شهید سید عبدالرضا موسوی از اولین روزهای درگیری در مرز تا جنگ تن به تن در خرمشهر حضور داشت. در همین دوره بود که رضا با مصاحبه های تلویزیونی متعدد خود به افشای ماهیت بنی صدر و نقش او در سقوط خرمشهر پرداخت. پس از اتمام دوره و بازگشت به سپاه، باز هم به دلیل رکود جبهه ها تصمیم گرفت جهت صدور انقلاب و انعکاس آن در جبهه گسترده جهانی، در یکی از سفارتخانه های کشورهای منطقه خاورمیانه فعالیت نماید. وی سه تا چهار ماه را تنها به مطالعه پیرامون نهضتهای آزادی بخش منطقه پرداخت، ولی چون این دوران مصادف با فعالیت شدید ضدانقلاب (به شیوه ترور) و سقوط بنی صدر و متوقف شدن برنامه های وزارت خارجه و از طرفی نیاز سپاه خرمشهر به فرمانده جدید (پس از رفتن برادر جهان آرا به منطقه 8)، مجبور شد به سپاه بازگردد و در سمت فرماندهی به بازسازی مجدد سپاه بپردازد تا اینکه پس از 8 ماه فعالیت مستمر در سپاه نوبت به آزادسازی" خرمشهر" رسید. در این رابطه شهید موسوی اقدام به سازماندهی برادران سپاه و نیروهای اعزامی در تیپ 22 بدر نمود و خود هیچگونه مسئولیت رسمی به عهده نگرفت و با گرفتن یک موتور مرتباً در خط مقدم جبهه به هماهنگی گردانهای مستقر در خط می پرداخت. بعلت فعالیت مداوم، در شبانه روز بیش از 3 الی 4 ساعت نمی
برچسب ها :
*
*