ّ ّ ّ ّ ّ
بانویی که مسیر تاریخ را اصلاح کرد
تاریخ و زمان ارسال :05 خرداد 1392
دسته بندی : یادداشت
7
خلاصه یادداشت :

سالهای برداشت کشت بذر هجرت و جهاد رسیده بود و مکه که تا آن زمان به عنوان عمده ترین کانون حکومت کفر و شرک در جزیرَ العرب شناخته می شد در پی نصرت جبهه حق و حق مداران آغوش خویش را به روی مسلمانان گشود و فصل سبز رویش اسلام را در جان جهان آن روز به نمایش گذارد... در بامداد این بهار، و در گلستان سبز نبوی که آسمانش آبی عشق علوی را به خود دیده بود، نسیمی از کرانه دریای معرفت برآمد، تا که در نبود آفتاب ولایت طوفان به پا کند. 5 خرداد 1392-09:34:43

سالهای برداشت کشت بذر هجرت و جهاد رسیده بود و مکه که تا آن زمان به عنوان عمده ترین کانون حکومت کفر و شرک در جزیرَ العرب شناخته می شد در پی نصرت جبهه حق و حق مداران آغوش خویش را به روی مسلمانان گشود و فصل سبز رویش اسلام را در جان جهان آن روز به نمایش گذارد... در بامداد این بهار، و در گلستان سبز نبوی که آسمانش آبی عشق علوی را به خود دیده بود، نسیمی از کرانه دریای معرفت برآمد، تا که در نبود آفتاب ولایت طوفان به پا کند. این نسیم برآمده از آفتاب زینب(س) بود که با نشستن بر گلبرگ پاک احمدی رایحه نبوت و امامت گرفت و خود چونان آفتابی شد تا خورشید حقیقت پشت ابر زمانه نماند. باری «زینب»(س) متولد شد. چهار ساله بود که در یازدهم هجری، پیامبر(ص) رحل سفر به ملکوت بربست و او از آن پس شاهد بحران سیاسی و مظلومیت پدر گشته و پس از گذشت زمانی بس اندک به استقبال رنج و شهادت مادر می رود. او بزرگ بانویی است که اوصاف پدر، مادر و برادران معصومش در آینه وجود او تجلی داشت و وسعت ظرفیت وجودیش چنان بود که توانست از بوستان معرفت، بزرگترین قهرمانان اهل بیت عصمت و طهارت نهایت بهره معنوی را نصیب خویش کند. زینب کبری در صحنه تدبیر و درایت و علم و فراست نیز چنان برجسته بود که به عقیله بنی هاشم شهرت یافت و استواری اراده و تدبیرش در نزد بزرگان اهل بیت مورد ستایش قرار گرفت. با گذر از دوره بیست و پنج ساله درد، اندوه و سکوت امام علی(ع) و رجعت امت و در حالی که هنوز شیرینی اقبال و استقبال مردم را در آن بیعت عمومی بخشیده بود، زینب(س) دگر بار به تماشای غوغاسالاری، بحران آفرینی و کارشکنی احزاب و گروهکهای نابخرد و قدرتمدار کینه توزی می نشیند که روغن چراغ خردشان سوخته و نیروی درک و شعورشان ریخته و توانایی تحرک و پویایی همراه با زمان را از دست داده و سودای بدویت پیشین را در دل دارند. چهار سال و اندی بدین گونه سپری می شود و در حالی که 35 بهار از عمر زینب(س) گذشت، رمضان سال 40 شاهد شهادت پدر می شود. از آن پس، نظاره گر انواع بازیگری و دسیسه کاری های اموی و احزاب همسوی آنان علیه برادر بزرگش می باشد تا آنکه سرانجام در پایان 9 سال تکرار ترجیع بند مظلومیت، بار دیگر مثنوی پر سوز شهادت نخستین برادر شکل می گیرد. این قهرمان قصه پر غصه، در حالی که چهل و چهار ساله است، یک دوره 10 ساله اعمال فشار و ایجاد تنگناهای همه جانبه امویان علیه علویان را نیز تحمل کرده، تا سرانجام در نیمه دوم از دهه ششم عمرش به استقبال مسؤولانه هجرتی کارساز می رود. آری تاریخ این هجرت، بستر جریان اندیشه و حیات تاریخ رخدادهای بشری پیوسته ای است که می توان با بینش وخشیت، ازآن عبورکرد وعبرت آموخت و با آن عبرت به فهم ها و باورها و زندگی برتر رسید... و عاشورا، همین قطعه تاریخی از تبلور عینی حیات دینی و به عینیت درآمدن ساز و کار درونی حیات مستمر دینی است که زینب(س) هجرتش را بر مدار سرنوشت ساز آن آغاز نمود. این واقعیت تاریخی، بخش ممتازی از واقعیت اجتماعی است، بخشی از پدیدارهای اجتماعی کلان در کوران تحولات و تغییرات اجتماعی و نیز بخشی از ساختها و آثار و اوضاع و احوالی است که گزارشگر صدیقی می طلبد تا در شتاب بی امان تاریخ رنگ نامردمی به خود نگیرد. این چنین بود که زینب(س) در سال 60 هجری در پی ایستادگی سالار شهیدان حسین بن علی(ع) از میان گزینه های فراروی، همراهی برادر و امام خویش را مسوولانه می پذیرد و در ادامه آن همه رنج، رنج هجرتی سرنوشت ساز و تمدن آفرین را نیز پذیرفته و تحمل می کند. حکومت مدنیت ساز آن شاه بیت غزل عشق و عرفان که از پایگاه خانه رسول آغاز شده بود، با گذر از خانه خدا پس از ششم ماه سیر و سفر، سرانجام در بستری از رنج و درد و خطر در پایانه کربلا به بار نشست. در این میان عاشورا محملی است برای آنکه نیروهای بی حد و حصر درونی زینب(س) برای بیان حقیقت همیشه ماندگار عاشورا آزاد شود؛ از همین روست که حادثه ای می آفریند که هر صحنه ای از آن به کتابها بحث و بررسی نیاز دارد و الهام بخش خلق تابلوهای بی نظیر هنری است. کربلا پایانه است اما نه به معنی موقت و ایستگاه، بلکه به عنوان معبر و گذرگاه، چه آنکه کربلا یک تاریخ است و تاریخ معبر است. زینب(س) از آن پایانه غمرنگ شهادت، باند پرواز معراج وار می سازد و در حالی که در نیمه دوم دهه ششم عمرش است، کوله بار اسارت را بر دوش گرفته پرچم مرجعیت حرکت امت را در بستری از هجران به اهتزاز در می آورد. اگر میدان کربلا را اوج معراج مردان بدانیم، در کربلا و کوفه و شام است که زینب(س) چند بار به معراج انسانی می رود و در این راه، جامعه ای را به رشد اجتماعی می برد. آنان را که در هیاهوی بی امان دنیا راه گم کرده اند به تازیانه کلام بر می انگیزد و
برچسب ها :
*
*