ّ ّ ّ ّ ّ
امام خمینی و نهضت احیا دینی
تاریخ و زمان ارسال :13 خرداد 1392
دسته بندی : یادداشت
5
خلاصه یادداشت :

بازسازی و احیا تفکر دینی , یکی از مقوله هایی است که از گذشته های دور , مورد توجه احیاگران دینی بوده و هست . این مقوله از حیث غایتی که دنبال می کند , امری شریف و ستودنی است چرا که در پی صیانت دین و دینداری در بین خداپرستان است , یعنی از آنجا که بازسازی اندیشه دینی , به کالبد شکافی دین از حیث موانع و چالش های رشد و بالندگی آن مربوط می شود و در واقع فرایند احیای دین و تفکر دینی را در برهه ای که دین دچار آسیب ها و تحریف هایی در عرصه نظری و عملی می گردد , به عهده دارد , مورد توجه شرع بوده و امری ضروری است . 13 خرداد 1392-09:29:10

بازسازی و احیا تفکر دینی , یکی از مقوله هایی است که از گذشته های دور , مورد توجه احیاگران دینی بوده و هست . این مقوله از حیث غایتی که دنبال می کند , امری شریف و ستودنی است چرا که در پی صیانت دین و دینداری در بین خداپرستان است , یعنی از آنجا که بازسازی اندیشه دینی , به کالبد شکافی دین از حیث موانع و چالش های رشد و بالندگی آن مربوط می شود و در واقع فرایند احیای دین و تفکر دینی را در برهه ای که دین دچار آسیب ها و تحریف هایی در عرصه نظری و عملی می گردد , به عهده دارد , مورد توجه شرع بوده و امری ضروری است . با یک نگاه تاریخ گرایانه به ماوقع , در می یابیم که تاریخ , معرف افراد بزرگی است که در برهه های مختلف به احیای تفکر دینی پرداخته اند و موفق ترین احیاگر مسلمان دوره معاصر بی شک و به شهادت تاریخ , بنیانگذار جمهوری اسلامی , حضرت امام خمینی است . که نوشته حاضر به اصول و مبانی احیا تفکر دینی از نظرگاه این بزرگ مرد الهی می پردازد اما قبل از پرداختن به این مهم , توجه به نکاتی ضروری است . 1 ـ تفاوت اصلاح با احیا : از آنجا که دو اصطلاح مذکور از جهت بار معنایی , در یاری رساندن به دین و تفکر دینی , مشترکند , توجه به وجه تمایز آنها , به منظور عدم القا در مغالط± « جمع المسائل فی مسئله واحد± » , امری بجا و تبیین ماهوی هر کدام از آنها خالی از فایده نخواهد بود. اصلاح : عموما واژه اصلاح و اصلاح طلبی در عرف متداول سیاسی ـ است که به معنی حفظ ساختار اصلی Reformation اجتماعی , معادل سیاسی و ایجاد تغییرات و تحولاتی در بخش هایی از آن نظام است . (1 ) نکته قابل توجه آن است که اصولا اصلاح در دین معقول نیست بلکه آنچه متصور است اصلاح در اندیشه دینی است و اصلاح در اندیشه دینی « زمانی معنا خواهد داشت که جهت اصلی دین در اندیشه دینی محفوظ باشد , اندیشمند دینی , روح و جان دین و سمتگیری دین را به خوبی دریافته باشد اما در لابلای مجموعه عقاید و باورهای دینیش , مواردی بر خطا می رود و مصلح اندیشه دینی آن کسی است که می کوشد تا این موارد خطا را به صلاح و صواب مبدل سازد , اگر ناراستی هایی در جای جای اعتقادات دینی یک دیندار مشاهده شد و در حالی که سمت و سوی اندیشه دینی او بر صواب باشد , اینجا , جای اصلاح اندیشه دینی است . (2 ) احیا : احیا به معنای زنده کردن است . از مجموع آیات و روایات استفاده می شود که احیا جان بخشیدن به کالبد بی جان و بی روح است و آن چنان است که اگر صورت نپذیرد آن موجود از بین می رود نه این که می ماند اما فعالیت معیوب و ناقص داشته باشد , بلکه عدم احیای او یعنی مردن و از بین رفتن او یعنی چنانچه هر گاه روح در کالبد بی جان جاری نگردد , آن کالبد ذی روح نبوده و زنده نخواهد بود , بدیهی است عدم احیای آن نیز مساوق با از بین رفتن آن است . (3 ) از طرفی احیا از امور اضافیه است که محتاج متعلق است یعنی بدون تصور طرف و متعلق احیا , تصور احیا معقول نیست . پس تعلق احیا به هر امری ممکن است از آن جمله به دین و تفکر دینی . اما هر گاه متعلق آن , دین باشد نمی توان به ظاهر معنای احیا تمسک کرد چرا که متعلق احیا از این خصوصیت جدا نیست که هم می تواند بمیرد و هم زنده شود. هر گاه دین متعلق احیا قرار گیرد لازمه آن , تصور از بین رفتن دین است در حالی که دین از بین رفتنی نیست و مردن دین تصور معقول و مثبت ندارد. پس مراد از احیای دین زنده کردن آن پس از مردن و از بین رفتن آن نیست , بلکه منظور زدودن موانع و گرد و غباری است که بر چهره دین نشسته و مانند ابری , نورانیت آن را می گیرد و یا کم رنگ می کند , (4 ) پس می توان گفت : منظور از احیا یا بیداری به طور عموم , توجه کردن به جنبه هایی است که دچار غفلت یا فراموشی شده اند. برای مثال یک مکتب فکری (را در نظر بگیرید که ) در بعضی جنبه ها مورد توجه است , در حالی که جنبه های دیگر آن به طور کلی به دست فراموشی سپرده شده که در نتیجه آن , پوششی از غفلت و فراموشی آن مکتب را در برمی گیرد. شخصیت هایی که منجی جوامع انسانی هستند , جنبه های فراموش شده یک مکتب فکری را احیا کرده و شکلی جدید به آن می بخشند و به جامعه مرده خود , روح تازه ای اعطا می کنند . (5 ) از این روی « احیای دین در جایی مطرح است و در جامعه ای کاربرد دارد که اندیشمندان دینی و دینداران اندیشمند , در تلقی و برداشت خود از دین بر خطا باشند و از اساس راه را اشتباه بپیمایند . » (6 ) متصدیان احیاگری : اصولا هر امری که متضمن تخصصی است , واگذاری آن به عنصر غیرمتخصص , نه تنها امری است غیرمعقول بلکه پیامدهای جبران ناپذیری را به دنبال دارد. نه تنها آن امر به سر منزل مقصود نمی رسد بلکه چنین گزینشی موجب انحراف و تباهی آن نیز می گردد. احیاگری نیز ا
برچسب ها :
*
*