ّ ّ ّ ّ ّ
شرکت در انتخابات پس از پایان عملیات
تاریخ و زمان ارسال :23 خرداد 1392
دسته بندی : یادداشت
8
خلاصه یادداشت :

کسی حواسش نبود که امروز روز انتخابات ریاست جمهوری است. به همه چی فکر میکردند الا رأی دادن. ساعت 7 صبح رسیدیم مقابل ایستگاه صلواتی پل کرخه. بچه‌ها با داد و فریاد ماشین‌ها رو متوقف کردند. همه با تجهزات کامل از ماشین ها پیاده شدند و سمت درب ورودی صلواتی هجوم بردند. 23 خرداد 1392-08:07:38

کسی حواسش نبود که امروز روز انتخابات ریاست جمهوری است. به همه چی فکر میکردند الا رأی دادن. ساعت 7 صبح رسیدیم مقابل ایستگاه صلواتی پل کرخه. بچه‌ها با داد و فریاد ماشین‌ها رو متوقف کردند. همه با تجهزات کامل از ماشین ها پیاده شدند و سمت درب ورودی صلواتی هجوم بردند. روز جمعه 25 مرداد ماه سال 64، روز رای گیری چهارمین انتخابات ریاست جمهوری بود. یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری، آیت الله خامنه‌ای (مقام معظم رهبری) بودند. دشمن در رسانه های خود تلاش فراوانی میکرد تا استقبال مردم را زیر سوال ببرد. درمیدان نبرد هم چند ماهی بود عملیات نشده بود. اما ماموریت عملیاتی محدود در منطقه عمومی فکه به تیپ سیدالشهداء(ع) واگذار شده بود. سحر روز جمعه 25 مرداد ماه سال 64 رزمندگان تیپ سیدالشهداء(ع) با حمله غافلگیرانه به مواضع دشمن در یک عملیات که بشتر از چند ساعت طول نکشید انهدام وسیعی از امکانات و نفرات دشمن انجام دادند و نزدیک 40 نفر از دشمن اسیر گرفتند و 30 نفر از رزمندگان نیز به شهادت رسیدند. قبل از طلوع آفتاب همه گردانها عقب آمده بودند و در دهکده حضرت رسول در چنانه مشغول استراحت بودند. ساعت 6 صبح بود که با ماشین ها به سمت اندیمشک حرکت کردیم. داخل ماشین فقط حرف از شهدا میزدند و خاطرات شهدا در آخرین لحظه وداع رو مرور میکردند و بعضیها هم که یک مجروحیت سطحی داشتند و عقب نرفته بودند. با افتادن ماشین در دست انداز و یا فشار بچه ها داخل ماشین آخ و اوخ میکردند. بعضی از وسواسی ها هم غور غور میکردند که برادرها مواظب لباس‌های خونی باشید و به ما نمالید. اونها هم به شوخی میگفتند خون شهید پاکه. گاهی هم نام یک شهید رو میاوردند و دسته جمعی براش گریه میکردند. خلاصه غوغایی بود. اصلا کسی حواسش نبود که امروز روز انتخابات ریاست جمهوری است. به همه چی فکر میکردند الا رای دادن. ساعت 7 صبح رسیدیم مقابل ایستگاه صلواتی پل کرخه. بچه‌ها با داد و فریاد ماشین‌ها رو متوقف کردند. همه با تجهزات کامل از ماشین ها پیاده شدند و سمت درب ورودی صلواتی هجوم بردند. مقابل ورودی صلواتی روی پارچه ای نوشته بود محل اخذ رای. اما هنوز صندوقی برای رای گیری نبود. بچه‌ها اسلحه‌ها رو روی میزهای چوبی که داخل صلواتی بود گذاشتند و صف کشیدند برای گرفتن صبحانه. نون و پنیر و چای شیرین داخل لیوانهای پلاستیکی قرمز. تازه صبحانه خوردن تمام شده بود که دست اندکاران اخذ رای از اندیمشک آمدند. ساعت 8 بود که رای گیری شروع شد و برادران ارتشی در صفوف منظم میآمدند و رای میدادند. کاندیداها سه نفر بیشتر نبودند. مقام معظم رهبری بود و آقای عسگراولادی و آقای کاشانی. از مسولین صندوق سوال کردیم که ما هم میتوانیم رای بدهیم. گفتند باید کارت شناسایی عکس دار داشته باشید. گفتیم کارت داریم ولی عکس نداره. خودمون که هستیم عکس برای چیه. گفتند به ما این طور ابلاغ شده. هر چی بچه‌ها اصرار کردند فایده ای نداشت. فرمانده ها اعلام کردند که برادران سوار ماشین ها شوند و کسی هم اسلحه و تجهیزاتش رو جا نگذاره. تقریبا ما آخرین نفراتی بودیم که از صلواتی کرخه بیرون آمدیم که مسول صندوق با خوشحالی گفت: برادرهای رزمنده، تماس گرفتیم با مرکز و اجازه دادند که با کارت جنگی شما رای دهید. این خبر زود میون بچه ها پخش شد و صدها رزمنده تیپ سیدالشهداء(ع) در یک صف شدند و رای خود را به صندوق ریختند. جالب این بود که همه به هم میگفتند به آقای خامنه‌ای رای بدهید. روز 25 مرداد 64 بچه های رزمنده به دو تکلیف عمل کردند. یکی شرکت در عملیات عاشورای 3 و انهدام دشمن بعثی و دیگری شرکت در انتخابات ریاست جمهوری. در این انتخابات بیش از 14 میلیون رای به صندوق ها ریخته شد و مقام معظم رهبری با بیش از 12 میلیون یعنی 85 درصد آراء رئیس جمهور کشور اسلامی ایران شد.
برچسب ها :
*
*