ّ ّ ّ ّ ّ
احمدجان، خدا کند که نیایی!
تاریخ و زمان ارسال :25 خرداد 1392
دسته بندی : یادداشت
6
خلاصه یادداشت :

در 21 خرداد 1361 و تنها چند روز بعد از عملیات «الیبیت‌المقدس» در مقابل حمله ارتش صهیونیستی اسرائیل به جنوب لبنان و فلسطین‌اشغالی، دو یگان از سمت جمهوری اسلامی ایران که یکی از ارتش و دیگری شیربچه‌های تیپ 27 محمدرسول‌الله(ص) بودند به صورت نیروهایی ادغامی با نام قوای محمدرسول‌الله(ص) به فرماندهی حاج احمد متوسلیان عازم سوریه شدند. تاریخ نوشت که حاج‌احمد آمد و تمام بروبچه‌هایش را جمع کرد و یک بار دیگر در همین پادگان امام حسین(ع) برای نیروهایش اینگونه سخنرانی کرد: «آهای بچه‌ها! همه کسانی که در کردستان با من بودید، دستتان درد نکند، خسته نباشید.

در ?? خرداد ???? و تنها چند روز بعد از عملیات «الیبیت‌المقدس» در مقابل حمله ارتش صهیونیستی اسرائیل به جنوب لبنان و فلسطین‌اشغالی، دو یگان از سمت جمهوری اسلامی ایران که یکی از ارتش و دیگری شیربچه‌های تیپ ?? محمدرسول‌الله(ص) بودند به صورت نیروهایی ادغامی با نام قوای محمدرسول‌الله(ص) به فرماندهی حاج احمد متوسلیان عازم سوریه شدند. تاریخ نوشت که حاج‌احمد آمد و تمام بروبچه‌هایش را جمع کرد و یک بار دیگر در همین پادگان امام حسین(ع) برای نیروهایش اینگونه سخنرانی کرد: «آهای بچه‌ها! همه کسانی که در کردستان با من بودید، دستتان درد نکند، خسته نباشید. آنهایی که در فتح‌المبین با من بودید اجر شما هم با سیدالشهدا(ع). بچه‌هایی که در الیبیت‌المقدس با من همراهی کردید، خسته نباشید اما اگر میخواهید در این مأموریت با من بیایید باید یک مرتبه دیگر وصیتنامه‌هایتان را پاکنویس کنید، ممکن است جنازه‌هایتان هم برنگردد.» بعد با همین جمع به سوریه رفت، جلسات متعدد با رفعت اسد، برادر ملعون و فراری حافظ اسد که الان به عنوان آلترناتیو در انگلستان، فرانسه یا هر جای دیگر نگهش داشته‌اند و منتظرند که اگر فتنه در سوریه کامل شد، او را بردارند و بیاورند و سر کار بگذارند، برگزار کرد و درخواست‌های زیادی از سوریها شد ولی پای کار نیامدند. از جهان اسلام چه کسانی آمدند؟ تاریخ چه نوشت؟ هیچکدام از این کشورهای عربی نه یک لشکر، نه یک تیپ، نه یک گردان هم نفرستادند، الا قذافی معدوم که یک گردان به سوریه فرستاد که به قدری درب و داغان و مزخرف بود که همان شب‌های اول وارد فاحشه‌خانه‌ها شدند و آوازه‌شان در کل سوریه پیچید که اینها نیروی ارتش انقلابی قذافی هستند و همان هفته اول عذرشان را خواستند. این هم از یک واحد اعزامی از یک کشور عربی که آمده بود، آنجا پنجه در پنجه اسرائیل بیندازد. از طرف دیگر سوریها حاضر نبودند که نه فشنگ، نه مهمات، نه آمبولانس بدهند و نه حتی در یک قرارگاه مشترک برای عملیات مشترک پای کار بیایند. در این وضعیت بود که صیادشیرازی و حسن باقری و یک تیم کارشناسی آمدند در آنجا و وضعیت را دیدند و برگشتند خدمت آقا روح‌الله برای دادن گزارش. آنها خدمت امام(ره) گفتند: آقا‌ روح‌الله، سوریها اهل جنگ نیستند. برای این حرف‌ها شکل نگرفته‌اند، از طرفی خیانت جاسوس‌ها در درونشان باعث شده که پای کار نیایند. اول از همه مسئله اینجاست که بدانید اینها یعنی قوای محمدرسول‌الله(ص) با اذن و اطلاع فرمانده کل‌قوا یعنی آقا روح‌الله به سوریه رفت و با اذن فرماندهی کل‌قوا نیز برگشت. مسئله‌ای که امروزه شبهه‌هایی به آن وارد است و میگویند که این جماعت بدون اطلاع امام رفته و بعداً به اطلاع آقا روح‌الله رساندند، درست نیست. مگر میشود یگانی نظامی در این قد و قواره برای جنگ با اشقیا به سوریه اعزام شود و فرمانده کل‌قوا در جریان نباشد؟ به هر حال قوای محمدرسول‌الله(ص) برگشتند. اما چه برگشتی؟ در آخرین روز که مصادف با ?? تیر بود متوسلیان هم باید برمیگشت اما احمدجان برای چی به لبنان (بیروت) رفتی؟ مگر دستور نیامده بود که برگردید؟ چرا به بیروت میروی؟ او میگوید اسرائیلیها آمده‌اند و دارند سفارت ما را اشغال میکنند و در داخل سفارت مدارک و اسنادی است که نباید به دست دشمن بیفتد. اما احمدجان تو چرا حرص و جوشش را میخوری؟ مگر آن سفارتخانه که امروز بنا به اطلاعات رسیده حاضر نیست عکسی از تو و چمران روی دیوار خود نصب کند، سفیر نداشت که خط را نگه دارد؟ اما احمد در پاسخ میگوید که فرقی نمیکند، کیان مسلمین است. آبروی ماست، سفارتخانه‌اش با مقر سپاهش در مریوان یا دوکوهه فرقی نمیکند. باید خودش را به آنجا برساند تا کاری کند. رفت و... حدث ماحدث... اما در سی و یکمین سالروز اعزام قوای محمدرسول‌الله(ص) به فرماندهی حاج‌احمد متوسلیان ذکر چند نکته ضروری است؛ تا مسئولانی که تا به امروز نخواستند مانند پیر و مرادشان این نایب بر حق حضرت صاحب و خلف صالح پیر جماران انقلابی باشند و انقلابی عمل کنند و آنقدر درگیر تعارضات دیپلماتیک و دیپلماسی هستند و شده‌اند که سرنوشت احمد و امثال احمد لابه‌لای پرونده‌های دیپلماتیک گم شد، کمی به خود‌ آیند و بدانند که این مسئله جزو مطالبات اساسی و فراموش‌نشدنی امت حزب‌الله است. بنابراین لازم به نظر میرسد چند نکته مجدداً یادآوری شود: اولاً هیچ شخصی، هیچ سازمانی یا نهادی به شکل سهوی یا عمدی نباید با پیشوند شهید از احمد متوسلیان نام ببرد، اگرچه آنها شهید زنده هستند. در ثانی برخی از مسئولان باید از اسرائیلیها یاد بگیرند، چرا؟ چون اسرائیلیها یک خلبان متجاوز به اسم «رون آراد» دارند که سال ???? هنگام تجاوز به جنوب لبنان طیاره‌اش توسط بچه شیعه‌های لبنان هدف قرار
برچسب ها :
*
*