ّ ّ ّ ّ ّ
جلسهِ فرماندهان سپاه پس از پایان عملیات رمضان
تاریخ و زمان ارسال :25 خرداد 1392
دسته بندی : یادداشت
6
خلاصه یادداشت :

عملیات رمضان در تایخ 23/4/1361، پس از عملیاتهای موفق و چشم گیر ثامن الائمه، طریق ، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس انجام شد و قرین موفقیت نبود. از آنجا که چهار عملیات موفق مزبور توقع فرماندهان و مسئولان یگانهای سازمان رزم سپاه را به شدت افزایش داده بود، شکست و عقب نشینی در عملیات رمضان برای آنها تحمل ناپذیر بود. 25 خرداد 1392-10:23:54

عملیات رمضان در تایخ 23/4/1361، پس از عملیاتهای موفق و چشم گیر ثامن الائمه، طریق ، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس انجام شد و قرین موفقیت نبود. از آنجا که چهار عملیات موفق مزبور توقع فرماندهان و مسئولان یگانهای سازمان رزم سپاه را به شدت افزایش داده بود، شکست و عقب نشینی در عملیات رمضان برای آنها تحمل ناپذیر بود. در واقع، عدم موفقیت در این عملیات، پرسشها و ابهامات بسیاری را در میان فرماندهان و نیروهای رزمنده پدید آورده بود که ادامهِ کار را با مشکل روبه رو می کرد. برای حل این مشکل در روز یکشنبه 10 مرداد ماه سال 1361، فرماندهان عالی رتبهِ سپاه با حضور فرمانده کل سپاه دلایل و عوامل عدم موفقیت نیروها را در رسیدن به اهداف عملیات بررسی و سعی کردند با شناخت بیشتر از وضعیت جبهه، مجدداً نیروها را سازمان دهی و گزینهِ مناسبی را برای عملیات انتخاب کنند. این جلسه از ساعت 00:9 تا 00:15 طول کشید و تنها، چند دقیقه برای اقامهِ نماز ظهر و عصر تعطیل شد. مباحث مطرح شده در این جلسه به دو بخش تقسیم می شد: بخش نخست به گلایه های تلویحی و برادرانهِ فرمانده سپاه برای پایان دادن به برخی از تردیدها و اشکالهای مطرح شده در اذهان برخی از کادرهای عملیاتی سپاه که به دلیل عقب نشینیها و سازمان دهی جدید لشکرها به وجود آمده بود و بخش دوم به بررسیهای فنی و نظامی به منظور اتخاذ تدابیر لازم برای تداوم عملیات اختصاص داشت. البته، باید یادآور شد که هر یک از فرماندهان تیپها و لشکرها پیشنهادهای خود را در این زمینه ارائه کردند. فصلنامه نگین ایران امیدوار است با نشر اسناد مربوط به جلسات فرماندهان سپاه خوانندگان را با فضای بررسی مسائل و تصمیم گیری در مورد عملیات در طول جنگ بیشتر آشنا کند. در آغاز جلسه، برادر مصطفی ردانی پور، فرمانده قرارگاه فتح، آیاتی از ابتدای سوره محمد (ص) را همراه با ترجمه آنها قرائت کرد و سپس، برادر محسن رضایی سخنانی را به شرح زیر ایراد نمود: < دیشب یکی از شبهای بسیار نگران کنندهِ عمرم بود. هنگامی که شرح غم انگیز اظهار عجز فرماندهان تیپ را شنیدم، احساس کردم که دوستان و همکارانم با مشکلاتی روبه رو شده اند که باید آنها را حل کرد. در واقع، این مسائل و مشکلات برای برداشتن قدمهای بلندتر بعدی، که مد نظر امام است و ایشان مرتب آنها را برای ما و مردم بیان می کنند، ابهاماتی را ایجاد می کند. دیشب، تصمیم گرفتم که در جلسهِ امروز، به برادران عزیزم عرض کنم که هر کسی نمی خواهد در سازمان رزم و جنگ بماند، خیلی خالصانه و صادقانه بگوید، سوگند یاد می کنم که در این زمینه، با هیچ کس صحبت نکنم و به برادران دیگر نیز تأکید می کنم که دربارهِ رفتن شما با هیچ کس صحبت نکنند. هر کس کاری یا مشکلی دارد و نمی خواهد در لشکر و جبهه بماند، می تواند در سپاه شهرستانش به خدمت مشغول شود، تا دست کم چند نفری که باقی می مانند با هم قسم یاد کنند که تا پای مرگ با هم باشند. کاری نکنید که اعتبار خون شهیدان از بین برود، اگر این طور شد، هیچ فایده و ثوابی نخواهیم برد. هر کس می خواهد بماند و کار کند، باید جبهه (منطقهِ عملیاتی) خودش را مشخص کند و به کار ادامه بدهد، هر کس هم که نمی خواهد بماند، می تواند هم اکنون برود. ما کار را با سه نفر هم آ غاز می کنیم، بعد به خدمت امام می رویم و می گوییم آقا وضعیت ما بدین شکل است و شاید این کار ده ماه طول بکشد. بدین ترتیب، مطمئن هستیم که کار اندکی انجام می شود، عزیزان، اگر قصد ماندن دارید، بیایید با هم سوگند یاد کنیم و جلو برویم؛ مگر چه شده که با بروز یک مشکل این قدر زود عصبانی شده اید؟! آیا چیز عجیبی اتفاق افتاده است؟! چرا این طور برخورد می کنید؟! اگر نسبت به تشکیل و راه اندازی لشکری انتقاد دارید، آن را مطرح کنید، اما عدم اعتقاد به ایجاد لشکر نباید کارها را متوقف کند. حال اگر قرار شد در آیندهِ نزدیک، خدمت امام بروم، به ایشان چه بگویم؟ اگر مشکلات این عملیات (رمضان) را بگویم و برای نمونه عنوان کنم که اصلی ترین مشکل ما در عملیات رمضان شکل پدافندی خطوط دشمن و زمین منطقه بوده است، ایشان خواهند گفت، اینکه مسئله ای نیست، مطمئن باشید و جلو بروید. در این صورت، اگر من هم قولی بدهم و بیایم اینجا و ببینم باز هم وضع به همین شکل است، با مشکلات اساسی روبه رو خواهیم شد. خواهش من از شما این است که امروز تصمیمتان را بگیرید تا به بحثمان ادامه دهیم؛ زیرا، ادامهِ کار به شکل سابق ناممکن است. در پایان سخنان برادر محسن رضایی، سکوت عجیبی جلسه را فرا گرفت، چند لحظه بعد، صدای هق هق گریهِ تعدادی از فرماندهان سکوت جلسه را شکست و سپس، برادر قاسم سلیمانی، فرمانده تیپ 41 ثارالله، در میان همهمهِ حضار سخنانی را ایراد کرد: < برادرانی که اینجا هستند
برچسب ها :
*
*