ّ ّ ّ ّ ّ
عنایات حضرت مهدی (عج) به انقلاب اسلامی ایران
تاریخ و زمان ارسال :02 تیر 1392
دسته بندی : یادداشت
4
خلاصه یادداشت :

انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی رحمه الله علیه، از حوادث کم‌‌نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرت‌های بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بنِ دندان، مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و بساط کهنة شاه و شاه‌بازی را برای ابد از این کشور بیرون بریزد. 2 تیر 1392-10:14:08

انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی رحمه الله علیه، از حوادث کم‌‌نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرت‌های بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بنِ دندان، مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و بساط کهنة شاه و شاه‌بازی را برای ابد از این کشور بیرون بریزد. دربارة علل و عوامل ظاهری و مادی انقلاب اسلامی، تا کنون فراوان سخن گفته‌اند؛ اما جا دارد دربارة ابعاد ناشناخته و پنهان این جنبش تاریخ‌‌ساز - که رهبر فقید انقلاب، آن را انفجار نور و معجزة الهی ­نامید‌ نیز، تحقیقات شایسته انجام گیرد. شواهد و دلایل بسیاری وجود دارد که نشان‌ میدهد در طول این انقلاب عظیم، امدادهای غیبی به گونه‌ای شفاف و اطمینان‌بخش، پشتیبان ملت و کشور ایران بوده و آن تحرّک عظیم و بیسابقه را موجی از الطاف بیکران خداوند و اولیای معصوم علیهم السلام - به ویژه حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف -حمایت میکرده است. مکاشفات، رؤیاها و پیشگوییهای شگفت، - که در طول سال‌های سرد و سیاه ستم‌‌شاهی برای اهل دل، رخ میداد- به ویژه تحول روحی شگرفی که در دوران نهایی انقلاب، یعنی سال 1356 به بعد، بین اقشار گوناگون ملت ایران پدید آمد، همگی کاشف از آن است که عوامل غیبی و نهانی، همپای علل واسباب ظاهری - بلکه مقدم بر آن- نقش مهمی را در پیشبرد جنبش انقلابی، ایفا کرده است. در برخی نوشته‌های امام راحل رحمه الله علیه در سال‌های خفقان‌بار شاهنشاهی، آثار امید به فرج در آینده‌ای نزدیک را میتوان دید. نامه‌هایی که امام در 19 خرداد 1345 (19صفر 1386 ه. ق) به شهید آیت‌الله سعیدی و دیگران، نگاشت، شاهد روشن این مدعاست. با همین نگاه و نگرش بود که رهبر فقید انقلاب، ماه‌ها پیش از بهمن سال 57، اطمینانی عجیب به پیروزی جنبش و سرنگونی رژیم داشت و به این و آن میفرمود: «شاه، رفتنی است. به فکر روزها و اقتضائات پس از پیروزی باشید» و این در حالی است که هنوز هیبت و هیمنة رژیم، شکسته نشده بود و کسانی مانند مهندس بازرگان، به مبارزة گام به گام با حکومت پهلوی و تسخیر کرسیهای مجلسِ شورا میاندیشیدند. در 14مهر57 که امام راحل رحمه الله علیه از نجف به پاریس منتقل شد، هنوز نظام جهنمی شاه برپا بود و آثاری از فروپاشی رژیم دیده نمیشد. با این اوصاف، تمام کسانی که امام را در آن روزها ملاقات کرده‌اند، از اطمینان و اعتماد عجیب امام نسبت به پیروزی قاطع انقلاب سخن گفته‌اند. چنانچه مرحوم فلسفی (واعظ شهیر) در خاطراتش نقل میکند: «در مدت اقامت امام در پاریس، افراد زیادی از ایران به پاریس رفتند. از جملة آن‌ها، مرحوم آقای مطهری بود. ایشان قبل از رفتن، به منزل ما آمد و گفت: « شما پیامی برای آقا (امام) دارید؟» دو سه موضوع بود که من به طور خصوصی تذکر دادم. بعد ایشان خداحافظی کرد و رفت. وقتی مرحوم مطهری برگشت، به دیدن ایشان رفتم؛ آن هم در وقتی که کسی نبود. تقریباً اول شب بود. موضوعاتی را که گفته بودم، ایشان به امام گفته بودند و جواب هم گرفته بودند. دیدم آقای مطهری میگوید: «آقا! من مبهوت هستم. » گفتم: « چرا؟» گفت: «با [وجود] این همه نظامیهای تا ٌبن دندانْ مسلح، با آن همه حمایت‌های آمریکا و انگلستان و فرانسه، نتیجه چه خواهد شد؟ به امام گفتم: « آقا، خطر مهمی است. خودتان چه طور میبینید؟» امام در جواب فرمود: «علی التحقیق پیروزیم» یک روحانی، غیر از یک کاسب است که این حرف را بزند. دیدم از یک طرف، امام خمینی است و عظمت دارد و من نمیتوانم از ایشان بپرسم چرا پیروزیم؟ ولی پرسیدم که آیا به محضر امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف شرفیاب شدید و ایشان این خبر را داده است؟ امام نفی و اثبات نکرد و فقط گفت: «قطعاً پیروزیم. » گفتم: «الهامی به شما شده است؟» گفت: «قطعاً پیروزیم». از هر دری که من وارد شدم، ایشان نگفت که واقعیت چیست؛ ولی هم‌چنان با قاطعیت میگفت: «پیروزیم و اعتنا به این همه تانک و توپ و نظامی و غیره نکنید. علی التحقیق پیروزی با ما است». شهید مطهری با حالت بهت، این سخنان را به من گفت و خود، متحیر بود. میگفت: «من نفهمیدم امام از چه منشأ و منبعی به این حقیقت رسیده است»[1]. البته مدت‌ها قبل از وقوع انقلاب نیز، این تأییدات مطرح بوده است. مرحوم حجت الاسلام و المسلمین طیار- از فضلای برجسته و صاحبدل – به نقل از مرحوم حاج شیخ عباس قوچانی-که از اصحاب خاص میرزا علی آقای قاضی و وصی ایشان بود- میگوید: «مرحوم قاضی، عصرها در منزل خویش جلسه‌ای داشت و برای 10-15 نفر مباحث اخلاقی و توحیدی مطرح می­کرد و من (مرحوم قوچانی) در آن جلسه شرکت میکردم. آشنایی ما با آیت‌الله خمینی نیز در همین حد بود که شنیده بودیم یک «حاج آقا روح الله» در قم هست که درس اخلاق می
برچسب ها :
*
*