ّ ّ ّ ّ ّ
پدری که در جبهه دور از چشم پسرش بود
تاریخ و زمان ارسال :10 تیر 1392
دسته بندی : یادداشت
17
خلاصه یادداشت :

همسر مرحوم «حاج‌علیاصغر رستگار» میگوید: حاج آقا در دوران جنگ که به جبهه میرفت، کاظم را نمیدید؛ اگر هم میدید خودش را کنار میکشید تا پسرم با دیدن او ناراحت نشود. بر حرم حضرت عبدالعظیم‌ حسنی(ع) عطر لشکر 10 سیدالشهدا(ع) نشسته بود؛ رزمنده‌های این لشکر، شهید «حاج کاظم نجفی رستگار» و همرزمان به حرم آمده بودند تا پیکر پدر حاجکاظم را تشییع کنند. 10 تیر 1392-09:55:10

همسر مرحوم «حاج‌علیاصغر رستگار» میگوید: حاج آقا در دوران جنگ که به جبهه میرفت، کاظم را نمیدید؛ اگر هم میدید خودش را کنار میکشید تا پسرم با دیدن او ناراحت نشود. بر حرم حضرت عبدالعظیم‌ حسنی(ع) عطر لشکر 10 سیدالشهدا(ع) نشسته بود؛ رزمنده‌های این لشکر، شهید «حاج کاظم نجفی رستگار» و همرزمان به حرم آمده بودند تا پیکر پدر حاجکاظم را تشییع کنند. چقدر خوب است وقتی کسی این عالم را وداع میکند، همه از او به خوبی یاد کنند و دلتنگش شوند؛ دلتنگیهای خانواده و دوستان مرحوم حاج‌علیاصغر رستگار در ادامه میآید: همسر مرحوم «حاج‌علیاصغر رستگار» میگوید: حاج آقا در دوران جنگ که به جبهه میرفت، کاظم را نمیدید؛ اگر هم میدید خودش را کنار میکشید تا پسرم با دیدن او ناراحت نشود؛ بعد از شنیدن خبر شهادت پسرم هم آمد و گفت: «پسرمان شهید شده است». وی ادامه داد: ما تمام زندگیمان را برای انقلاب دادیم و خدا را شکر میکنیم به خاطر این توفیقی که نصیب ما شده است. محدثه نجفی رستگار فرزند شهید میگوید: زمانی که 40 روز از تولدم میگذشت، پدرم به شهادت رسید؛ پدربزرگم را «بابا» صدا میزدم؛ ایشان خیلی صبور بودند و این صبر را به من منتقل کردند؛ حضورشان قوت قلبی برای ما بود؛ ایشان با محبت‌های خود جای پدرم را پر میکردند؛ لذا من هم توانستم دوری از پدرم را با افتخار تحمل کنم. وی بیان میدارد: خصوصیات بارز پدربزرگم، گذشت و ایثار او بود؛ چرا که ایشان به خاطر اسلام گذشت کردند و با فرزندش وارد صحنه‌های نبرد شدند؛ پدربزرگم، پدرم را امانت از سوی خداوند میدانستند که در راه خودش به او بازگردانده شد. قاسم صادقی از همرزمان شهید نجفیرستگار اظهار میدارد: پدر شهید رستگار مانند بسیاری از پدران شهدا، همان طور که حضرت امام(ره) فرمان جهاد را دادند، وارد میدان‌ رزم شد؛ گروهی از پدران همراه فرزندانشان در جبهه حضور پیدا کردند اما خودشان را به رزمنده‌های دیگر معرفی نمیکردند حتی نمیخواستند فرزندانشان را در میدان رزم ببینند؛ به خصوص وقتی فرزندشان فرمانده بود، این موضوع را مطرح نمیکردند تا مبادا نیروها نگاه ویژه‌ای به آنها داشته باشند. آن موقع پدر فرمانده شهید رستگار خود را بسیجی مخلص میدانست تا خدای نکرده کسی فکر نکند به فرماندهی پسرش میبالد؛ آنها حال و هوا و خلوصی داشتند که دیگران به حال آنها غبطه میخوردند. یکی از نزدیکان مادر شهید رستگار میگوید: این خانواد شهید نماد صبر و استقامت هستند؛ پیکر شهید رستگار 13 سال مفقود بود؛ بعد از 13 سال که میخواستیم خبر رجعت شهید رستگار را بدهیم، قرار شد به همراه دو تن از مادران شهدا به منزل ایشان برویم؛ وقتی خبر رجعت شهید را به مادر دادیم، ایشان دست‌هایش را به سوی آسمان بلند کرده و گفتند: «خدا را شکر؛ اما من پسرم را در راه تو دادم و پس نمیگیریم». حمید نوروزی معاون هماهنگکننده سپاه سیدالشهدا(ع) که در مراسم تشییع پیکر پدر شهید حضور داشت، گفت: همان طور که رهبر معظم انقلاب میفرمایند، خانواده شهدا نور چشم ملت هستند؛ سپاه سیدالشهدا(ع) هم در طول سال برای کسب فیض از نوع رفتار، اخلاقیات، انگیزه و بینش خدمت خانواده شهید نجفیرستگار میرسد. وی افزود: این خانواده و بسیاری از خانواده‌های شهدا از روحیه بالایی برخوردار هستند؛ روحیه استقامت، گذشت در راستای حفظ انقلاب اسلامی و پیروزی بر کفر در این خانواده مشهود بوده است. جواد توکلی از نیروهای شهید نجفی رستگار میگوید: بنده در سال 1362 به عنوان بسیجی وارد لشکر 10 سیدالشهدا(ع) شدم؛ شهید رستگار به قدری متواضع بود که نمیشد تشخیص داد او رزمنده عادی است یا فرمانده.
برچسب ها :
*
*