ّ ّ ّ ّ ّ
سالروز ربوده شدن حاج احمد متوسلیان
تاریخ و زمان ارسال :15 تیر 1392
دسته بندی : یادداشت
7
خلاصه یادداشت :

امروز 14 تیرماه سالروز ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی به نام‌های سید محسن موسوی،، احمد متوسلیان، تقی رستگارمقدم و کاظم اخوان توسط رژیم صهیونیستی است. احمد متوسلیان در سال 1332 در جنوب تهران چشم به دنیا آمد. دوره ابتدایی تحصیلی را در دبستان اسلامی «مصطفوی» تمام کرد. ضمن تحصیل، در بازار به پدرش کمک میکرد. احمد از همان سال‌های نوجوانی، شوق و رغبت خاصی به شرکت در کلاس‌های مذهبی و قرآن از خود نشان میداد. در آن کلاسها با مظالم و جنایت‌های رژیم شاه آشنا شد 15 تیر 1392-08:37:26

امروز 14 تیرماه سالروز ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی به نام‌های سید محسن موسوی،، احمد متوسلیان، تقی رستگارمقدم و کاظم اخوان توسط رژیم صهیونیستی است. احمد متوسلیان در سال 1332 در جنوب تهران چشم به دنیا آمد. دوره ابتدایی تحصیلی را در دبستان اسلامی «مصطفوی» تمام کرد. ضمن تحصیل، در بازار به پدرش کمک میکرد. احمد از همان سال‌های نوجوانی، شوق و رغبت خاصی به شرکت در کلاس‌های مذهبی و قرآن از خود نشان میداد. در آن کلاسها با مظالم و جنایت‌های رژیم شاه آشنا شد و از همان نوجوانی، وارد میدان مبارزه با عوامل رژیم ستمشاهی شد. او پس از پایان دوره ابتدایی، در هنرستان صنعتی شبانه به تحصیل ادامه داد و در سال 1351 با مدرک دیپلم را دریافت کرد. فعالیت‌های مبارزاتی احمد که انسانی وارسته، مؤمن و تربیت یافته بود همواره با رژیم شاه در حال مبارزه بود. حتی وقتی به سربازی اعزام میشود، در ارتش به روشنگری سربازان و افشاگری مفاسد میپردازد. پس از پایان سربازی از سوی یک شرکت خصوصی برای انجام مأموریتی به «خرم‌آباد» میرود اما روز به روز در مبارزاتش علیه شاه جدیتر عمل میکند تا اینکه از سوی ساواک تحت تعقیب قرار میگیرد و در سال 1354 ، کمیته مشترک به اصطلاح «ضد خرابکاری ساواک» او را دستگیر و مورد شکنجه قرار میدهد. مدت پنج ماه در زندان «فلک الافلاک» خرم‌آباد در سلول انفرادی به سر میبرد. این زندان‌ها و شکنجه‌ها، از احمد فردی مجرب و خودساخته بار میآورد و او را در راهی که انتخاب کرده بود، راسخ‌تر و پرصلابت‌تر میکند. احمد پس از فلکالافلاک حدود 9 ماه در بند عمومی زندانی میشود. با اوج گرفتن موج انقلاب اسلامی از زندان آزاد میشود اما آرام نمیگیرد و نقش رابط و هماهنگ کننده تظاهرات و راهپیماییها را در جنوب تهران به عهده میگیرد. بارها در مبارزه با رژیم ستمشاهی، تا پای شهادت پیش میرود و در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، به ویژه 21 و 22 بهمن 1357 از خود درخشش و توانمندی خاصی بروز میدهد. مبارزه با ضدانقلاب در کردستان پس از شروع غائله کردستان در اسفندماه سال 1357به همراه 66 تن از همرزمانش داوطلبانه عازم بوکان شد و به دلیل ابتکار عمل هوشیارانه و فرماندهی قاطع خود توانست تمامی اشرار مسلح را متواری و منطقه را از لوث وجود ضدانقلابیون که در رأس آنها دمکرات‌ها قرار داشتند، پاکسازی کند. او پس از تثبیت مواضع نیروهای انقلاب در بوکان، به شهرهای سقز و بانه رفت. در ابتدای ورود به شهر بانه، به تلافی کمین ناجوانمردانه‌ای که ضدانقلابیون به نیروهای ستون ارتش زده بودند،طی یک عملیات دقیق «ضدکمین» خسارات سنگینی به آنان وارد آورد که در این نبرد 400 اسیر و 200 کشته از ضدانقلاب برجای ماند. آزادی سنندج پس از آن به همراه گروهی از رزمندگان از جمله معاون خود(شهید محمد توسلی)برای آزادسازی سنندج راهی این شهر شد. ستون تحت فرماندهی او از سمت راست شهر،حلقه محاصره ضدانقلاب را درهم شکست و به همراه سرداران رشیدی چون محمد بروجردی و اصغر وصالی سنندج را آزاد کرد و کمر تجزیه‌طلبان را شکست. آزادسازی شهرمریوان اوایل خرداد 1359 ماموریت آزادسازی شهر مریوان که در تصرف گروهکهای محارب بود به وی محول شد. تسلط ضدانقلاب در مریوان به گونه‌ای بود که از پادگان این شهر میتوانستند افرادی را که در سطح شهر تردد میکردند شمارش کنند. به همین دلیل به محض نشستن هلیکوپتر در محوطه باند فرود،حاج احمد و همراهانش زیر آتش همه جانبه دشمن قرار میگیرند. حاج احمد پس از ورود به شهر و سازماندهی نیروها، با یورشی سهمگین و برق آسا، شهر مریوان و مناطق اطراف آن را از لوث وجود گروهکها پاک کرد. از همان زمان بود که مسئولیت فرماندهی سپاه مریوان به عهده او گذاشته شد و بلافاصله به اتفاق شهدایی چون حاج عباس کریمی،سیدمحمدرضا دستواره،رضاچراغی، حسین قجه‌ای،حسن زمانی،محسن نورانی و علیرضا ناهیری به پاکسازی مواضع مزدوران استکبار اعم از کومله،دمکرات و رزکاری پرداخت. ترس و وحشتی که از او بر دل سیاه ‌ضدانقلابیون نشسته بود به حدی بود که به قول یکی از همرزمانش،هر وقت به ضدانقلابیون خبر میرسید که حاج احمد قصد حمله به آنها را دارد قوای ضدانقلاب فرار را بر قرار ترجیح میدادند. دفاع مقدس حاج احمد در سال 1360 پس از بازگشت از مراسم حج، مأموریت یافت تا رزم بیامان خود را در جبهه‌های جنوب ادامه دهد. او از طرف فرمانده کل سپاه مامور شد با به کارگیری برادران سپاه مریوان و پاوه تیپ محمد رسول الله (ص)- که بعدها به لشکر تبدیل شد- را تشکیل دهد و فرماندهی تیپ مذکور را نیز خود به عهده گیرد. پس از مدتی زمینه اجرای عملیا
برچسب ها :
*
*