ّ ّ ّ ّ ّ
نقش رهبر معظم انقلاب در کشف وخنثی سازی کودتای نوژه
تاریخ و زمان ارسال :19 تیر 1392
دسته بندی : یادداشت
11
خلاصه یادداشت :

ماجرای کودتای نوژه از منظرهای گوناگون قابل بازخوانی و بررسی است اما آن چه در این نوشتار مورد توجه است. نقش رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان یکی از شخصیت های کلیدی در انقلاب اسلامی است. کودتای نوژه یکی از رویدادهای مهم در ایام پرالتهاب و حساس پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.

ماجرای کودتای نوژه از منظرهای گوناگون قابل بازخوانی و بررسی است اما آن چه در این نوشتار مورد توجه است? نقش رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان یکی از شخصیت های کلیدی در انقلاب اسلامی است. کودتای نوژه یکی از رویدادهای مهم در ایام پرالتهاب و حساس پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. در روزهایی که این نهال نو پا تازه داشت جان میگرفت ناگهان مشخص شد در کنار انواع و اقسام تحرکاتی که برای به زمین زدن آن انجام شده بود و می شد، نقشه ای خطرناک کشیده شده است. این نقشه، طرح کودتای نوژه بود که به دست کهنه سربازان به جای مانده از حکومت پهلوی و دشمان نظام و انقلاب قرار بود به اجرا درآید که مانند دیگر نقشه های آن ها همچون عملیات نجات در صحرای طبس و ... به شکت انجامید و رسوایی دیگری برای غرب و آمریکا به وجود آورد. ماجرای کودتای نوژه از منظرهای گوناگون قابل بازخوانی و بررسی است اما آن چه در این نوشتار مورد توجه است? نقش رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان یکی از شخصیت های کلیدی در انقلاب است. طبق آنچه در خاطرات ایشان و اسناد مربوطه آمده است مهم ترین عامل افشای این طرح خطرناک توصیه ی مادر یکی از خلبانان که قرار بود در کودتا شرکت کند به وی برای خودداری و مطلع کردن آیت الله خامنه ای بوده است. حجت الاسلام ری شهری (حاکم شرع وقت دادگاه های انقلاب ارتش) در کتاب خاطرات خود، ضمن تشریح مفصل ابعاد مختلف این کودتا، نوشته است: «در ایام ریاست جمهوری معظم له اینجانب از ایشان خواستم که برای ثبت در تاریخ، ماجرای کشف کودتای نوژه را به وسیله خلبانی که به ایشان مراجعه کرده، ضمن مصاحبه ای تعریف کنند و ایشان نیز پذیرفتند. بعد از مدتی نوار مصاحبه معظم له در اختیار این جانب قرار گرفت.». ری شهری سپس بخشی از همان مصاحبه رهبر معظم انقلاب را هم به عنوان کشف کودتا از زبان حضرت آیت الله خامنه ای نقل کرده است که در این بخش آمده است : «ماجرای اطلاع من از کودتایی که در پایگاه شهید نوژه قرار بود اتفاق بیفتد، به این شکل بود که شبی حدود اذان صبح، دیدم درب منزل ما را می زنند، به شدت هم می زدند، من از خواب بیدار شدم، رفتم دیدم آقای مقدم است، می گوید که یک ارتشی آمده و می گوید با شما یک کار واجب دارد. گفتم: کجا است؟ گفتند: در اتاق نشسته. داخل اتاق پاسدارها شدم، دیدم شخصی دم در تکیه داده به دیوار، کسل و آشفته و خسته و سرش را فرو برده بود. گفتم: شما با من کار دارید؟ بلند شد و گفت: بله. گفتم: چه کار دارید؟ گفت: کار واجبی دارم و فقط به خودتان می گویم. من حساس شدم. گفتم: من نمازم را بخوانم، می آیم. پس از نماز او را به داخل حیاط آوردم، گوشه حیاط نشستیم. گفت: کودتایی قرار است انجام شود. گفتم: قضیه چیست و تو از کجا می دانی؟ او شروع کرد به شرح دادن. گفتم: شما چطور شد آمدی سراغ من؟ او ماجرای خود را تعریف کرد که جالب بود… آثار بی خوابی شب، خیابان گردی، خستگی، افسردگی شدید و سراسیمگی در او پیدا بود. حرفش را مرتب و منظم نمی زد و من مجبور بودم مکرر از او سؤال کنم. خلاصه آنچه گفت این بود که در پایگاه همدان اجتماعی تشکیل شده و تصمیم بر یک کودتایی گرفته شده، پول هایی به افراد زیادی داده اند، به خود من [خلبان] هم پول دادند. عده ای از تهران جمع می شوند می روند همدان و شب در همدان این کار [تصرف پایگاه هوایی شهید نوژه] انجام می گیرد. بعد می آیند تهران، جماران و چند جا را بمباران می کنند. پرسیدم کی قرار است این کودتا قرار بگیرد؟ گفت: امشب و شاید گفت: فردا شب - دقیقاً یادم نیست. - من دیدم مسئله خیلی جدی است و بایستی آن را پیگیری کنیم. با اینکه احتمال می دادم او حال عادی نداشته باشد یا سیاستی باشد که بخواهند ما را سرگرم کنند، اما اصل قضیه این قدر مهم بود که با وجود این احتمالات، دنبال آن باشیم. گفتم: شما بنشین تا من ترتیب کار را بدهم... ». سپس رهبری و آقای هاشمی رفسنجانی که در جریان کودتا قرار گرفته بودند به اتفاق نزد امام روح الله میروند تا ایشان را در جریان این موضوع قرار داده و رهنمود های لازم را کسب کنند. حال و هوای این جلسه در همین قسمت از کتاب خاطرات حاکم شرع وقت دادگاه های انقلاب ارتش این گونه به رشته تحریر درآمده است: «من و آقای هاشمی رفتیم جماران خدمت امام، گفتیم با امام کار واجبی داریم... گفتیم چنین قضیه ای در شرف انجام است و شما امشب در جماران نمانید». امام با دقت گوش کردند ولی با کمال خونسردی گفتند ولی با کمال خونسردی گفتند نه، ما بنا کردیم به اصرار کردن، بلکه خواهش و التماس کردن که از این جا بروید خطرناک است و چنین خواهد شد اما امام مصر و قرص گفتند نه وقتی دیدند ما بسیار اصرار می کنیم، گفتند شما از من نگران نباشید من ام
برچسب ها :
*
*