ّ ّ ّ ّ ّ
روانشناسی صدام، ‌دیکتاتوری که پیش از همه با افکار خودش می‌جنگید/پسر شرور تکریت عاشق بخت النصر بود
تاریخ و زمان ارسال :20 تیر 1392
دسته بندی : یادداشت
15
خلاصه یادداشت :

روانشناسی صدام، ‌دیکتاتوری که پیش از همه با افکار خودش میجنگید/پسر شرور تکریت عاشق بخت النصر بود روانشناسی دیکتاتورها عنوان تحقیقاتی است که بارها توسط روانشناسان مختلف مورد توجه قرار گرفته است روانشناسی دیکتاتورها عنوان تحقیقاتی است که بارها توسط روانشناسان مختلف مورد توجه قرار گرفته است. جذابیت شخصیت این افراد که از اعمال عجیب و حرف‌های عجیب‌ترشان نشأت میگیرد، باعث شده تا کوچکترین جزئیات زندگیشان حتی دستخط و گفت‌وگویهای منقول روزمره‌شان از دید صاحبنظران دور نماند.

روانشناسی دیکتاتورها عنوان تحقیقاتی است که بارها توسط روانشناسان مختلف مورد توجه قرار گرفته است روانشناسی دیکتاتورها عنوان تحقیقاتی است که بارها توسط روانشناسان مختلف مورد توجه قرار گرفته است. جذابیت شخصیت این افراد که از اعمال عجیب و حرف‌های عجیب‌ترشان نشأت میگیرد، باعث شده تا کوچکترین جزئیات زندگیشان حتی دستخط و گفت‌وگویهای منقول روزمره‌شان از دید صاحبنظران دور نماند. در این میان صدام حسین، دیکتاتور معدوم عراق فردی پرآوازه است با شهرتی جهانی. اما رد پای این آدم مشهور تقریباً از اوایل دهه 70 میلادی و در جریان مذاکرات ایران و عراق بر سر اختلافات مرزی در اروند رود و بلندیهای میمک، در تاریخ کشورمان دیده شد و پس از پیروزی انقلاب، هشت سال جنگ تحمیلی و گذشت چندین و چند سال از این وقایع، همچنان «صدام» نامی است که در حافظه تاریخی ایرانیان سنگینی میکند. از این رو بررسی ابعاد شخصیتی مسبب اصلی این جنگ، یعنی «صدام حسین عبدالمجید تکریتی» زوایای جدیدی از طولانیترین جنگ مدرن تاریخ معاصر را پیش رویمان میگشاید. سردار قادسیه و دروازه شرقی «قادسیه» جنگی بود که طی آن اعراب مسلمان به تاریخ 14 هجری قمری به فرماندهی سعد بن ابی وقاص، اولین و بزرگ‌ترین شکست را بر پیکره سپاهیان ساسانی وارد آوردند. این شکست مقدمه‌ای برفروپاشی آخرین امپراتوری باستانی ایران شد و به همین خاطر نام قادسیه در نزد اعراب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. با چنین پیش زمینه‌ای برگزیدن لقب «سردار قادسیه» توسط صدام به خودش، ‌نشان میدهد که در دیدگاه او جنگ عراق با ایران نه یک اختلاف مرزی بین دو کشور همسایه که او خود را قهرمان اعراب در رقابت تاریخی خود با ایران میدانست. اما از آنجا که در این زمان بیش از 95 در صد ایرانیان مسلمان شده بودند به سربازان عراقی آموخته شده بود که در مواجهه با دشمن‌مسلمان‌شان آنها را با صفت «مجوس» به معنی زرتشتی خطاب کنند! از سوی دیگر صدام هرگز در معرفی نبرد خود با ایرانیان از اصطلاح جنگ در مرزهای شرقی عراق یاد نمیکرد. بلکه او همواره از اصلاح «دروازه شرقی» نام میبرد. چنانچه در سخنرانی تاریخی خود در 26 شهریور سال 59 یعنی تنها پنج روز قبل از آغاز جنگ تحمیلی، مدعی شد که میخواهد از «دروازه شرقی اعراب» پاسداری کند. او در این سخنرانی مدعی شده بود که ایرانیان با عدم رعایت حاکمیت عراق به عنوان یک کشور عربی در اروند رود، دروازه شرقی اعراب را تهدید کرده و حالا او قصد دارد از این دروازه حفاظت کند! همین تکرار اصطلاح «دروازه شرقی» توسط صدام بود که سرلشکر وفیق السامرایی، افسر ارشد اطلاعاتی رژیم بعث را بر آن داشت تا پس از ضدیت با صدام و فرارش به انگلستان در سال 1994، کتابی با عنوان «ویرانی دروازه شرقی» بنویسد و در آن مطالبی تحلیلی ـ تاریخی از جنگ ایران و عراق بنگارد. سامرایی در بخش‌هایی از این کتاب به صراحت اعتراف کرده که چطور سردار قادسیه به جای پاسداری از دروازه شرقی، طی هشت سال آن را به ویرانه‌ای مبدل ساخت. صدام و افسانه‌های تاریخی آن طور که از نزدیکان صدام نقل شده، او بسیار از خواندن کتاب‌های تاریخی بخصوص حکومت خونریز آشوریان لذت میبرده است. آشوریها یکی از ساکنان بین النهرین (بخشی از عراق کنونی) بودند که کشورگشاییهای خود را همواره با خونریزی فراوان انجام میدادند. چنانچه آشوریها در زمان حکمفرمایی خود وحشت زیادی در بین سایر اقوام و کشورها ایجاد میکردند. البته در این میان صدام به شاهان بابل که آنها نیز مقر فرماندهیشان در عراق کنونی بود نیز توجه ویژه‌ای داشت؛ از این رو «بخت النصر» پادشاه مقتدر و خونریز بابل در لیست افراد مورد علاقه او قرار میگرفتند. صرف نظر از اینکه آیا صدام واقعاً خود را همردیف شخصیت‌های بزرگ تاریخی میدانست و میخواست کشورگشاییهای آنها را تکرار کند، ‌او در طول جنگ با ایران نیز بارها از محفوظات تاریخیاش بهره میبرد. چنانچه تنها شش روز پس از تهاجم به ایران و البته در حالی که واحدهایی از نظامیان عراقی به 12 کیلومتری اهواز در منطقه جنگلی نبرد رسیده بودند، صدام به ناگاه پیشنهاد آتش بس داد. به نظر نویسنده کتاب ویرانی دروازه شرقی، این اقدام صدام به این خاطر بود که او میخواست از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل تقلید کند. جنگی که تنها در شش روز منجر به شکست ارتش مصر، سوریه و متحدان عرب‌شان در برابر اسرائیل شد و گویی اینک صدام میخواست بار دیگر جنگی شش روزه را به حافظه تاریخ تحمیل کند. پاسداری از غرور در طول هشت سال جنگ ایران و عراق، تنها چند ماه اولیه شروع جنگ و متعاقباً چند ماه آخر آن شاهد برتریهای نسبی ارتش بعث بود و در باقی مواقع، این ایران بود که ابتدا با متوقف کردن
برچسب ها :
*
*