ّ ّ ّ ّ ّ
نگاهی به مجموعه شعر چیزی شبیه ابر؛آلاله های سوخته بر شانه های دشت
تاریخ و زمان ارسال :10 آذر 1392
دسته بندی : یادداشت
13
خلاصه یادداشت :

مفاهیمی مانند پایداری و ایثار به عنوان نمادهای یک فرهنگ عمومی در سال های اخیر میان قشرهای مختلف مردم، در جامعه فراگیر شده و خوشبختانه استقبال طیف ها و نحله های گوناگون فکری از این حوزه های معرفتی، باعث گسترش روز افزون فعالیت های فرهنگی، ادبی در این زمینه شده است.

مفاهیمی مانند پایداری و ایثار به عنوان نمادهای یک فرهنگ عمومی در سال های اخیر میان قشرهای مختلف مردم، در جامعه فراگیر شده و خوشبختانه استقبال طیف ها و نحله های گوناگون فکری از این حوزه های معرفتی، باعث گسترش روز افزون فعالیت های فرهنگی، ادبی در این زمینه شده است. انتشار کتاب های شعر با مضامین مرتبط با مفاهیم یادشده هم بخشی از فعالیت های شاعران روزگار ما در ارتباط با موضوعاتی مانند ایثار، شهادت،مقاومت و پایداری و...است که در سال های اخیر با رشد چشمگیری مواجه بوده و توسط شاعران نوگرای معاصر، خلاقیت ها و نوآوری هایی در آن به وجود آمده است. از تازه ترین نمونه ها در این زمینه، جدیدترین سروده های شاعر ایلامی، حبیب الله بخشوده، است که اخیرا از سوی نشر شاهد در تهران چاپ و منتشر شده است. این کتاب با عنوان چیزی شبیه ابر، از فرآورده های ادبی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران است. شاعر در این کتاب، 48 قطعه شعر در قالب های آزاد، طرح، غزل و رباعی ارائه داده که مضمون مشترک آن ها، همان مفاهیم یادشده در ابتدای این نوشتار (ایثار، شهادت، مقاومت و پایداری) است. کتاب با شعری با عنوان «باران آهن» شروع می شود که شاعر آن را به مردم ایلام تقدیم کرده و به یاد روز های آژیر و بمب سروده است:« آن روز های سرد وکولاکی/ یاران خوب من/ عاشیق ترین بودند/ آلاله های سوخته بر شانه های دشت/ روشن ترین شمع زمین بودند/آن روزها/ در عمق چشم کودکان ما/ فانوسی از فریاد روشن بود/ باران آهن بود...» لطافت طبع شاعر در آمیختگی با نمادها و نشانه های آشنا از یک دوران سپری شده در گذشته نه چندان دور، حس و حال روشنی از احساس های دوست داشتنی از یک برهه حساس تاریخی را به نمایش می گذارد. البته شاعر در ادامه این شعر نگاه نوستالژک به گذشته دارد و نگاه او به آن روزها، آمیخته با حسرت و دریغ است:«...یاران خوب من/ شعر بهار ورود را هر صبح می خواندند/ آن روزها رفتند/ با این همه/ یاران من عاشق ترین ماندند.» در شعرهای بعدی کتاب هم، همین مضمون به شکل های مختلف دستمایه سروده های شاعر قرار می گیرد و او هر بار از زاویه ای متفاوت و نو به این موضوع می پردازد. از نگاه شاعر، سال های گذشته (دوران دفاع مقدس) از ظرفیت بالای خصلت های والایی انسانی برخوردار است و با تنفس در آن فضا، در این زمانه هم می توان به آن آرامش روحی و روانی رسید. البته یادآوری سال های جنگ، همواره تداعی کننده خشونت های ناشی از پدیده جنگ و پیامدهای ناگوار آن است، اما شاعر در این شعرها با برجسته سازی خصلت های نیک انسانی هنگام مواجه با زشتی های جنگ، شکوه رفتارهای روح نواز انسانی در آن دوران را یادآوری می کند. از نظر شاعر، حذف فیزیکی آدم ها در آن ایام، به نوعی عروج آن ها محسوب می شده که پرواز روح آدمی را در پی داشته است:« دویدم/ همین جا رسیدم به باران/ سری داشتم،عشق/ تنی داشتم، جان/ مرا در لباس جنون دفن کردند/ نه کافوربود و/ نه صابون/ تمام افق سبز می ریخت در چشم هایم/ کمی استخوان/ ریختم/ بر بساط زمین/ و گوگرد در من/ همانند گل غنچه ای آتشین می شکفت/ صدایی در آیینه ام می شکست/ و نوری مرا دوست می خواند/ دویدم/ به جایی رسیدم/ فراتر/ هوا، تر/ زمین، تر/ خدا، پر» (ص4 ) این نوع نگرش که ریشه در باور های دینی دارد و همواره با یک نگاه آسمانی به پدیده های زمینی می نگرد، یکی از ویژگی هایی تفکر شاعران متعهد بعد از انقلاب است که در دوران شکوهمند دفاع مقدس شاهد اوج و شکوفایی آن بودیم. البته این نگاه تازه، هم در مضمون و محتوای و هم در قالب و ساختارهایی متنوع شعری دیده می شود که از زاویه های مختلف قابل بررسی است. به عبارت دیگر،ظهور انقلاب اسلامی و پیروزی آن و تغییر ساخت ها، کنش ها و مولفه های فرهنگی، باعث شد تا مبانی فکری غربی سازی که در دوران طاغوت به عنوان بستر مناسب پیشروی شعر نو، عاملی تمهیدکننده و تسریع کننده بود، تغییر یابد و از سرعت وشتاب نوگرایی بی رویه در شعر کاسته شود. شاید بتوان گفت انقلاب، نوگرایی در شعر و جریان شعر نو را در بستر معقول و منطقی خود انداخت و دامنه گسست و تفریق شاعران را کمتر کرد و به نوعی دو نحله شعری نو و سنت را به هم پیوند زد. برآمد این پیوند، شاعرانی بودند که نه مانند نوگرایان، سنت را منسوخ و مطرود می دانستند و نه مانند سنت گرایان، نوگرایی را تهی و تقلیدی در شعرشان، هم قالب غزل و مثنوی و رباعی و گاه قصیده دیده می شود و هم شعر نو سپید. شعرشان هم مایه و مضمون اجتماعی دارد و هم سیاسی و دینی و اخلاقی. حبیب الله بخشوده، از شاعران برآمده از این دوران تازه است. او در کتاب جدید خود (چیزی شبیه ابر)، مضمون مورد نظرش را در شکل ها و قالب های گوناگون به مخ
برچسب ها :
*
*