ّ ّ ّ ّ ّ
تاملى در خاطره نگارى دفاع مقدس
تاریخ و زمان ارسال :30 آبان 1392
دسته بندی : یادداشت
7
خلاصه یادداشت :

زمان به ضرر خاطرات حرکت مى کند! خاطره نگارى یکى از گونه هاى ادبیات پایدارى است که فرم آن در عین سادگى و صراحت نسبت به سایر گونه ها اعم از شعر، داستان، نمایش و... پرمخاطب تر و دورنمایه هاى آن نسبت به پدیده جنگ به لحاظ واقع گرایى و استناد محسوس تر و ملموس تر است.

زمان به ضرر خاطرات حرکت مى کند! خاطره نگارى یکى از گونه هاى ادبیات پایدارى است که فرم آن در عین سادگى و صراحت نسبت به سایر گونه ها اعم از شعر، داستان، نمایش و... پرمخاطب تر و دورنمایه هاى آن نسبت به پدیده جنگ به لحاظ واقع گرایى و استناد محسوس تر و ملموس تر است. ثبت و ضبط خاطرات سیاسى، اجتماعى و فرهنگى از زبان رجل سیاسى، دولتمردان و کارگزاران حکومتى سال هاست در عرصه طبع و نشر کتاب مرسوم و البته بعد از پایان جنگ سرعت بیشترى به خود گرفت و با باز شدن هر چه بیشتر فضاى فرهنگى در سال هاى بعد از دوم خرداد ?? دهها جلد خاطره از تاریخ معاصر ایران به ویژه وقایع مربوط به سال هاى ???? تا ???? هجرى و باز در سال هاى اخیر خاطرات مربوط به سال هاى ?? به بعد رشد افزون ترى یافت. خاطرات فردوست، قره باغى، فرمانفرما، کیانورى، طبرى، انور خامه اى و از یاران انقلاب خاطرات شخصیت هایى همچون هاشمى رفسنجانى، خلخالى، ناطق نورى، فلسفى، دوانى، همچنین در موضوع جنگ ما شاهد انتشار مجموعه خاطرات فرماندهان، رزمندگان، آزادگان و جانبازان و بازماندگان شهدا بودیم که در قالب کتاب، یا همراه با مطالب مجلات و روزنامه ها منتشر مى شد. ثبت و ضبط خاطرات دفاع مقدس چه به شکل تصویرى و چه به طور مکتوب همواره از سوى مراکز، سازمان ها و نهادهاى مختلف دنبال شد اما وحدت نظر، هماهنگى، همه جانبه نگرى، اولویت بندى افراد، خبرى نبود کسانى مثل شهید صیاد شیرازى، احمد کاظمى، قهارى، مهتدى و دهها نفر دیگر را از دست دادیم و معلوم نیست چه زمانى باید خاطرات و مشاهدات و مکاشفات نهفته در درون سینه هاى این مخازن اسرار بیرون کشیده شود. حدود دو سال پیش با یکى از آزادگان (همراهان مرحوم ابوترابى) مصاحبه اى داشتم، او در این مصاحبه با کمال صبر و حوصله و متانت بیش از ? ساعت با من صحبت کرد و کل ماجراى جبهه رفتن و اسارت خود را روایت کرد. از کربلا معلى رفتن هنگام آزادى اسرا، و مرحوم ابوترابى و نقش او در حمایت از اسرا و نجات جان آنها گفت و از پزشکى ایرانى که در بیمارستانى در عراق خالصانه به مجروحان ایرانى خدمت مى کرد، آنقدر بیان او شیرین و خاطراتش دلنشین بود که من از ایشان درخواست کردم زمانى را در هفته معین کند تا مجموعه خاطراتش را ثبت و ضبط کنم که خلوص اش و با گرفتارى هاى روزمره مانع از پذیرش این پیشنهاد شد. افراد زیادى مثل این آزاده هستند که هنوز لام تا کام از جنگ سخن نگفته اند و ما تا امروز بیشتر خاطرات و ماجراى جنگ را از زبان فرماندهان خوانده یا شنیده ایم در دوره جدید باید همتى کرد و سراغ فرماندهان، گردان ها و گروهان ها و دسته ها، تخریب چى ها، برو بچه هاى اطلاعات و عملیات، آرپى جى زن ها، غواص ها، دیده بان ها و آزادگان رفت اینها شاهدان زنده و حاضر جنگند به قول مرتضى سرهنگى «... زمان به سرعت به ضرر این خاطرات حرکت مى کند. یا برخى از این افراد رااز دست مى دهیم یا فراموش مى شوند و گوشه هایى از جنگ ناگفته مى ماند...» ما براى شناخت بیشتر جنگ، داشته ها و نداشته هایمان و درک عمق استراتژیک آن به نقل و ثبت و ضبط خاطرات نیازمندیم. چرا که خاطره است که مى تواند منشا شکل گیرى داستان ها و پى رنگ رمان ها و الهام بخش نویسندگان و مورخان باشد. خاطره در واقع روایت و نقل آنچه که اتفاق افتاده از زبان شاهد عینى است که مستند بودن آن مهم و ملاک کارهاى بعدى است و جنبه دیگر تاثیرگذارى و احساس برانگیزى خاطرات است که حقیقتا اگر کسى تنها خاطرات سردار جهروتى زاده، یا خانم کاظم زاده (همسر شهید اصغر وصالى) و یا خاطرات زهرا تعجب (همسر شهید) را خوانده باشد این نکته را درک خواهد کرد. همچنین ما در نیمه پنهان جنگ یعنى مهاجمان آن سوى مرزها و سربازان بعثى که به کشورمان حمله کردند کار آنچنانى نکرده ایم و آنچه هم شده به خوبى معرفى نشده است لذا باید در این زمینه دفترى و تشکیلاتى راه اندازى شود و حال که حکومت بعثى برچیده شد روایت جنگ و وقایع آن را از زبان نیروهاى عراقى، هم پى گرفت. با این حال وقتى مى خوانیم و مى شنویم که در عرصه مطبوعات در یک سال اخیر (البته مطالبى که به هشتمین جشنواره مطبوعات دفاع مقدس راه یافته بود) آثار ارسالى به دلیل فقدان عناصر خاطره و یا نگارش غیر مرتبط با خاطره نگارى، هیچ اثرى حایز رتبه نمى شود تاسف مى خوریم و دریغاگوى که چرا چنین ...؟! آیا میدان از مردان مرد خالى است یا همت ها سست شده است... مسوولان و برنامه ریزان غافل شده اند یا خبرنگاران و نویسندگان...
برچسب ها :
*
*