ّ ّ ّ ّ ّ
گفت‌وگو با برادر شهید ستار یکه‌زارع که پیکرش به تازگی شناسایی شده است/ «ستار» در عرصه اقتصاد مقاومتی نمونه بود
تاریخ و زمان ارسال :27 آبان 1394
دسته بندی : یادداشت
6
خلاصه یادداشت :

گفت‌وگو با برادر شهید ستار یکه‌زارع که پیکرش به تازگی شناسایی شده است/ «ستار» در عرصه اقتصاد مقاومتی نمونه بود پیکر مطهری که در 21 آذر ماه 1391 در جزیره مجنون تفحص شد و چون اوراق شناسایی نداشت، در قالب یک شهید گمنام در دانشگاه قم به خاک سپرده شد.

پیکر مطهری که در 21 آذر ماه 1391 در جزیره مجنون تفحص شد و چون اوراق شناسایی نداشت، در قالب یک شهید گمنام در دانشگاه قم به خاک سپرده شد. مزار او سه سال تمام زیارتگاه دانشجویانی بود که شاید سن خیلی از آنها به زمان شهادت ستار نیز قد نمیداد. در نهایت 14 مهر ماه 1394شهید از طریق انجام آزمایش دی ان‌ای شناسایی شد و خانواده‌اش را که در همان شهر قم ساکن بودند مطلع ساختند. آنچه در پی میآید حاصل همکلامی ما با رضا یکه زارع برادر شهید ستار یکه زارع است که سال 1345 به دنیا آمد و سال 1362 نیز به شهادت رسید. به نظر شما چه عاملی باعث گرایش برادر شما به سمت جهاد و رزمندگی شد؟ ستار فرزند بزرگ خانواده بود و بسیار اهل مطالعه. به هر ترتیبی بود کتاب‌های شهید دستغیب و شهید بهشتی را پیدا میکرد و میخواند. همه این مطالعات دلیلی شد تا ایشان با شناخت و بصیرت پای ولایتمداریاش بایستد. کار ما کشاورزی بود، اما کار و فعالیت ستار روی زمین کشاورزی بر حسب همان ولایتمداریاش بود که با قوت و توان بالایی انجام میگرفت. آن زمان امام خمینی (ره )‌ فرموده بودند: «کشور را هیچ چیز بینیاز نمیکند الا تولید.» از این رو برادرم در صحنه تولید و کار به خوبی ظاهر شد. زیرا ولایت‌پذیری و تبعیت از امر ولایت را بر خودش واجب میدانست. ما در آن سال‌ها از تولیدکنندگان موفق در عرصه کشاورزی استان البرز شناخته شده بودیم. چه یادگاری از برادر شهیدتان در ذهن شما ماندگار شده است؟ ستار همواره ما را تشویق به مطالعه و بالا بردن معلومات‌مان میکرد. میگفت با ادامه تحصیل و طی مدارج بالای علمی پایه‌های علمی کشور را محکم میکنید. برادرم حسن خلق داشت و خیلی خوش‌اخلاق و مهربان بود. با همسن و سال‌ها صمیمی بود. به‌رغم همه مشغله‌هایی که داشت بسیار اهل ورزش بود و فوتبال بازی میکرد. بسیار در کمک به مردم پیشقدم بود. موتوری داشت که با آن به ایاب و ذهاب مردم کمک و یاریشان میکرد. شهید زارع چند سال داشت که به جبهه رفت؟ چه تاریخی به شهادت رسید؟ برادرم 17 سال داشت که راهی مناطق عملیاتی شد. سال 1362 به عنوان نیروی بسیجی به جبهه اعزام شد. البته پدرمان مخالف حضور ستار در جبهه بود و برادرم نهایتاً از عمویمان امضای رضایتنامه‌اش را گرفت. از منطقه‌ای هم اعزام شده بود که کسی او را نشناسد. در نهایت 14 آذر ماه 1362 از آبیک قزوین به جبهه اعزام رفت و از پادگان امام حسن(ع) تهران همراه با بچه‌های رباط کریم در لشکر 17 علی ابن ابیطالب (ع)‌به جبهه رفت. 45 روز بعد به مرخصی آمد و در روند عملیات خیبر مجدد راهی جبهه شد. ستار به همراه 28 نفر از همرزمان و دوستانش داوطلبانه به عملیات خیبر در منطقه عملیاتی مجنون اعزام شد و در نهایت بعد از مجاهدت‌های فراوان در 7اسفند ماه 1362 به شهادت رسید. از نحوه شهادتش اطلاع دارید؟ بعدها از زبان همرزمانش شنیدیم که آنها ساعت 12شب در جزیره شمالی از خودروهایشان پیاده میشوند و همراه نیروهای دیگر به سمت جزیره جنوبی و به سمت العماره پیاده حرکت میکنند. صبح به سه راهی شهادت میرسند جان‌پناهی درست میکنند. اما دشمن تک انجام داده و خود را به سه راهی شهادت میرساند و رزمندگان را با گلوله‌های تانک مورد هدف قرار میدهد. ابتدا دست ستار تیر میخورد و به سنگر پناه میبرد، اما دشمن به زخمیها هم رحم نمیکند و آنها را از سنگر بیرون میآورد و در نقطه‌ای دیگر به شهادت میرساند. آقای یکه زارع از 32 سال انتظار خانواده‌ای برایمان بگویید که چشم‌انتظاری را معنا کردند و در نهایت پاسخ صبوریشان را گرفتند. واقعاً انتظار سخت بود. پیکر بسیاری از همرزمان و دوستان ستار به خانه بازگشت اما خبری از شهید‌مان نبود. دایی، عمو و پدرم بارها به منطقه رفتند تا شاید نشانی از ستار پیدا کنند اما خبری نشد. هر روز برای ما قرنی میگذشت. همیشه موقع ناهار و شام ما قسمت خوب غذا را میگذاشتیم کنار که اگر برادرمان از راه رسید، غذا را به ایشان بدهیم. همه آن ساعت‌ها تبدیل به ماه شد. مادر و پدرم همیشه در التهاب آمدن و نیامدن ستار بودند. مادر پنج سال تمام در خانه راه میرفت و روضه میخواند. ماه‌ها تبدیل به سال شدند و خبری از گمشده خانه یکه زارع‌ها نبود. یکی خبر آورد که من صدای برادرتان را از رادیو شنیده‌ام که در میان اسرای اردوگاه‌های عراقی بود. ما با شنیدن این خبر جان تازه‌ای گرفتیم و منتظر آمدنش با اسرا شدیم. آزادگان گروه گروه، دسته دسته آمدند، اما خبری از برادرمان نشد. امیدمان را از دست دادیم که ستار در میان اسرا هم نیست. پیکر شهید چه زمانی شناسایی شد و به وطن بازگشت ؟ برادرم در 21 آذر ماه 1391 شناسایی شد و به عنوان شهید گمنام در تاریخ 29 آذر ماه سال 1391
برچسب ها :
*
*