ّ ّ ّ ّ ّ
دانشجوی شهید حسین سرلک
تاریخ و زمان ارسال :20 مرداد 1387
دسته بندی : یادداشت
10
خلاصه یادداشت :

شهیدسرلک درسال1332درشهرالیگودرز پا به عرصه وجود گذاشت . پدرش وی را حسین نامید.گویا می دانست در کربلایی باید با شمشیرلشکریان یزید به شهادت رسد.حسین تنها پسر خانواده بود. لذا مونس ونورچشم مادر بود.او درفقر زاده شد و با فقرهم رشد کرد و همچون تمامی شهیدان تاریخ از طبقه محرومان بود. پدرش کارگرساده شرکت نفت بود و در زیر افتاب سوزان و تفتیده جنوب به کارگری ایستاد تاحسین را از نان قوت بازو بپروراند . دوران کودکی حسین درکوچه هایی گلی وتنگ وتاریک گذشت. او از همان اوان کودکی با درد اشناشد و با رنج خوگرفت.جثه ی ضعیف وتکیده ای داشت.بوی فقرمی داد ولی روحش بزرگ و اراده اش سترگ بود.

دانشجوی شهید حسین سرلک شهیدسرلک درسال1332درشهرالیگودرز پا به عرصه وجود گذاشت . پدرش وی را حسین نامید.گویا می دانست در کربلایی باید با شمشیرلشکریان یزید به شهادت رسد.حسین تنها پسر خانواده بود. لذا مونس ونورچشم مادر بود.او درفقر زاده شد و با فقرهم رشد کرد و همچون تمامی شهیدان تاریخ از طبقه محرومان بود. پدرش کارگرساده شرکت نفت بود و در زیر افتاب سوزان و تفتیده جنوب به کارگری ایستاد تاحسین را از نان قوت بازو بپروراند . دوران کودکی حسین درکوچه هایی گلی وتنگ وتاریک گذشت. او از همان اوان کودکی با درد اشناشد و با رنج خوگرفت.جثه ی ضعیف وتکیده ای داشت.بوی فقرمی داد ولی روحش بزرگ و اراده اش سترگ بود. از همان کودکی وجودش ازنفرت شکمبارگی لبریزشد وتلخی وگرسنگی و محرومیت رادرکام جان خویش حس کرد.جسم ضعیفش گواه ونشانه ی فریاد بود و شوق. درچهره اش پاکی وصداقت مظلوم موج می زد.ازهمان کودکی پدرش اورابه مکتب فرستاد تا الفبای قرآن بیاموزد تادرس شهادت راخوب بخواند ولذادرپنج سالگی موفق به ختم قرآن شدودرشش سالگی راهی دبستان شد . دوران تحصیل حسین نیز با محرومیت گذشت . اوکم کم رشد می کرد و درهمین حین پدرش که مردی بی آلایش وازکارگران محروم جامعه بود او را به خدا نزدیک کرده و شهد شیرین محبت وعشق خدایی را با سادگی درکام جانش ریخت. آری وازاین پیوند جان با خداست که به نورانیت باطن می رسد و خانواده ی خود را متذکرمی سازد که حقیقتا سعادت ونیکبختی جزدریادخدا واطاعت او در چیز دیگری یافت نمی شود.حسین دوران متوسطه ی خویش رادر دبیرستان سیدمصطفی خمینی(شاهپورسابق)اهواز آغاز کرد و در سال51 موفق به اخذ دیپلم گردید. دراین هنگام حسین آهسته آهسته به مسجدمحل پا بازکرد و ازهمانجا بود که درس مبارزه را آموخت. کم حرفی توام بامتانت وصداقت حسین همه را شیفته ی اومی کرد و زمینه ی مطالعاتی او نیز در همین زمان بود که اوج می گرفت تا به هنگامی که به خدمت سربازی درآمد. او در تمامی طول خدمت سربازی با همه ی فشارهای دوران خدمت از مکتب اسلام فاصله نگرفت و نمازش ترک نمی شد و دراین دوران بود که حسین شیوه ی مبارزه با جلادان رژیم را می آموخت و درهر فرصتی حتی درجو اختناق پادگان ازمبارزه باز نایستاد و هرکجا مناسب می دید جنایات رژیم راافشامی نمود وآگاهی وایمان به خدا را تبلیغ می کرد. بالاخره دوران خدمت به سرآمد و حسین احساس می کرد که اینک مسئولیت خانواده(به علت پیری پدرش) به عهده ی او می باشد اما با همه ی علاقه و تعهدی که نسبت به خانواده ی خویش حس می کرد موفق به ادامه تحصیلات نیزگردید و درسال 54 بود که در رشته ی زراعت دانشکده کشاورزی اهواز قبول شد و بدین ترتیب موفق شد به محیط دانشگاه راه یابد. حسین در آن زمان محیط دانشگاه را محل مناسبی برای انجام رسالت و تعهد خطیرش در مسیر مبارزه با رژیم سفاک پهلوی می دید. او پس از چندی به علت نیاز شدید خانواده درحین تحصیل دردانشگاه به استخدام آموزش و پرورش اهواز در آمد. محیط دبیرستان و برخورد با دانش آموزان که روحشان تشنه ی هدایت الهی بود فرصت خوبی برای حسین پیش آورد تا نسبت به آگاهی دانش آموزان کمر همت بندد و قدم مؤثری که دراین راه برمی داشت این بودکه ساعت آزمایشگاه را به صحبت با دانش آموزان و ایجاد حس مسئولیت و ایمان راستین در وجود آنان صرف می کرد. شرکت فعال حسین درحوزه ی مبارزات دانشجویی دانشگاه و ساختن شاگردانی صدیق و آگاه برای مکتب اسلام در دبیرستان توأم باشرکت در مجالس سخنرانی و مطالعات عقیدتی دوره ی سازنده ای رادر زندگی او برای پرورش فکر و استحکام ایمان و ثبات عمل خود به وجودآورده بود و استقامت لازم را برای تحمل مشکلات مبارزه به دست می آورد. با این روحیه ی صبر و پایمردی در مشکلات است که درنامه ی خودبه خانواده اش می نویسد: بازهم چون گذشته به شما می گویم درمشکلات و مصائب باید صبور و مقاوم بود زیرا که خدا هم در قرآن فرموده ان الله مع الصابرین یعنی صبر و مقاومت پیشه کنید زیرا که خداوند با صبر پیشه کنندگان است و پیش آمدها و ناراحتی ها را که همه خواست خدا و آزمایشات او هستند، تحمل کنید و شاکر و صبور باشید و بدانید که تنها شما نیستید که برای تحقق اسلام و پیروزی انقلاب اسلامی متحمل رنج و مصیبت شده اید. وبالأخره سال56 فرارسید و آغاز انفجار انقلاب اسلامی ملت مظلوم ایران و حسین تولدی دوباره را در خود احساس کرد و دریک مبارزه ی بزرگ تحت رهبری قائد بزرگ وارد شد و در دانشگاه، دبیرستان، مساجد و جلسات خصوصی بسیار ارزنده و با شور و شوق فکری زیادی عمل می کرد. دراولین تظاهرات روز 22بهمن به مناسبت اربعین قیام قم در اهواز شرکت کرد و دراوج خفقان و اختناق پلیس رژیم پهلوی دست به کار تشکیلات مبارزه گردید. لذا با
برچسب ها :
*
*