ّ ّ ّ ّ ّ
نگاهی به وقایع 31 تیرماه 1367 و حمله سراسری عراق/ جنگ را کسانی بردند که تا آخر ایستادند
تاریخ و زمان ارسال :02 مرداد 1395
دسته بندی : یادداشت
11
خلاصه یادداشت :

نگاهی به وقایع 31 تیرماه 1367 و حمله سراسری عراق/ جنگ را کسانی بردند که تا آخر ایستادند اینجا نقطه حیاتی کفر و اسلام است؛ یعنی نقطه شکست و پیروزی یا اسلام یا کفر است و باید متر به متر بجنگید و هیچ چیزی از هیچ کس پذیرفته نیست. اینجا نقطه‌ای است که موجب میشود سپاه حیات پیدا کند...

«اینجا نقطه حیاتی کفر و اسلام است؛ یعنی نقطه شکست و پیروزی یا اسلام یا کفر است و باید متر به متر بجنگید و هیچ چیزی از هیچ کس پذیرفته نیست. اینجا نقطه‌ای است که موجب میشود سپاه حیات پیدا کند دوباره در کشور یا برای همیشه سپاه، یک سپاه ذلیل و مرده‌ای بشود.» این پیام امام خمینی(ره) به رزمندگان سپاهی حاضر در جبهه که از آن به عنوان یکی از عجیب‌ترین پیام‌های امام در طول دفاع مقدس نام برده میشود، در شرایطی صادر شد که تنها چهار روز پس از پذیرش قطعنامه توسط کشورمان، عراق حمله‌ای سراسری به مرزهای کشورمان انجام داده بود. انگار که زمان به عقب برگشته و دوباره به 31 شهریورماه 1359 برگشته باشیم، یک بار دیگر مناطق گسترده‌ای از مرزهای کشورمان مورد هجوم دشمن قرار گرفت و خصوصاً در جنوب که اهمیتی حیاتی داشت، خرمشهر دوباره در آستانه سقوط قرار گرفت. 31 تیرماه 1367 در تاریخ جنگ تحمیلی نقطه عطفی به شمار میرود. تنها چهار روز از پذیرش قطعنامه در 27 تیرماه گذشته بود که عراق هجوم سراسریاش را در نقاط مرزی و خصوصاً جنوب آغاز کرد و تا 30 کیلومتری شمال خرمشهر پیش رفت. این امر در حالی بود که متعاقب پذیرش قطعنامه توسط کشورمان، عراق نیز در 29 تیرماه موافقت خود را با قطعنامه 598 شورای امنیت اعلام کرده بود. اما در یک بدعهدی آشکار، دوباره آتش جنگ را آن هم با شدت قابل توجهی، شعله‌ور ساخت. در بررسی شرایط آن روزهای جبهه‌های دفاع مقدس میبینیم که عمده یگان‌های حاضر در جبهه‌ها از کمبود نیرو رنج میبردند. سردار سلطان‌آبادی، قائم مقام لشکر فجر شیراز میگوید که وقتی با هجوم گسترده دشمن روبه رو شدیم، کمبود نیرو به قدری ملموس بود که خود من به عنوان قائم مقام لشکر مجبور بودم با وجود زخمی که داشتم، بیسیم را خودم روی دوشم بیندازم و با یک دست اسلحه انفرادی شلیک کنم و با دست دیگر آرپیجی بزنم. کمبود نیرو در جبهه‌ها که از تبعات شایعات پی در پی در خصوص پذیرش قطعنامه بود، تقریباً از سال آخر جنگ خودش را نشان داد و به مرور جو ناامیدی را در میان مردم و خصوصاً رزمنده‌های پای کار جبهه‌ها پراکند و ماحصلش خالی شدن جبهه‌ها از نیرو بود. از سوی دیگر پس از کربلای5 و بسته ماندن دروازه‌های بصره، گویی خود فرماندهان ارشد نیز از پیروزی قطعی در جنگ ناامید شده بودند. محسن رضایی در این خصوص میگوید: فرماندهان قرارگاه‌های جنوب از جمله آقای شمخانی و رحیم صفوی که از فرماندهان اصلی جنگ بودند پس از سه، چهار ماه آمدند و گفتند تا یک سال دیگر هم نمیشود در جنوب جنگید، برای همین عملیات دیگری به نام والفجر10 را در غرب کشور آغاز کردیم. ما در جنوب به بن‌بست رسیده بودیم. در کنار این عوامل، آن دسته از عافیت‌طلب‌ها که خود را عقلا مینامیدند و از مدت‌ها پیش بر طبل ترک مخاصمه میکوبیدند نیز خواسته یا ناخواسته بر ضعف جبهه خودی دامن زدند. اما از آن سوی مرزها خبرهای دیگر به گوش میرسید. رژیم بعثی با توجه به کمکهای بیسابقه‌ای که به او شده بود، آنچنان خود را مجهز ساخت که طبق گزارش‌های رسمی شمار نیروهای عملیاتیاش را به حدود یک میلیون و 150 هزار نفر رسانده بود. در حالی که عراق جنگ را با چیزی در حدود 250 هزار نفر شروع کرده بود. به لحاظ تجهیزات نیز آن طور که وفیق السامرایی از افسران ارشد اطلاعاتی بعثی در کتابش مینویسد، تنها نیروی هوایی عراق قدرت خود را چهاربرابر بیشتر از زمان شروع جنگ کرده بود. با چنین نیرویی عراق هجوم سراسریاش را در 31 تیرماه انجام داد. شرایط بغرنجی در جبهه‌ها حاکم شده بود. یگان‌های نصفه و نیمه خودی در برابر لشکرهای زرهی تقویت‌شده عراق ضعف‌ها و کمبودهای عدیده‌ای داشتند. روحیه سربازان دشمن به دنبال بازپسگیری فاو، شلمچه و مجنون به حد اعلی رسیده بود. اگر خرمشهر سقوط میکرد، عراق با دست پر پای میز مذاکرات مینشست. اما پیام امام خمینی(ره) به رزمندگان سپاهی و همینطور عموم مردم مبنی بر خالی نگذاشتن جبهه‌ها، یکباره ورق را برگرداند. ناگهان سیل رزمندگان به جبهه‌ها هجوم بردند که مثل اوایل جنگ اغلب با وسایل شخصی خود را به مرزها میرساندند. طوری که یگان‌های حاضر از تأمین تسلیحات این جمعیت عاجز شدند. ادامه کار به نوعی پیش رفت که نیروهای دشمن در محور جنوب شکست سختی خوردند و تا آن سوی مرزها عقب‌نشینی کردند. اگر فرمان امام مبنی بر توقف در مرزها نبود، رزمندگان آنها را تا آن سوی مرزها نیز تعقیب میکردند. 31 تیرماه در تاریخ جنگ نقطه عطفی است که معلوم نیست چرا کمتر به آن پرداخته میشود. حتی برخی اعتقاد دارند باید بزرگداشت دفاع مقدس را از مقاومت جانانه رزمندگان پس از پذیرش قطعنامه برگزار کنیم؛ مقاومتی که چند روز بعد به عملیات پیروزمند مرصاد منتهی شد و نهایتاً جنگ را آن
برچسب ها :
*
*