ّ ّ ّ ّ ّ
به مناسبت سالروز شهادت سید حسین علم‌الهدی
تاریخ و زمان ارسال :16 دی 1388
دسته بندی : یادداشت
8
خلاصه یادداشت :

روایتی از دلاوریهای شهید علم‌الهدی از آغاز جنگ تا لحظه شهادت در روز دوم عملیات هویزه یاران شهید علم‌الهدی مجبور به عقب نشینی شدند اما این شهید بزرگوار در مقابل تانکهای دشمن به مبارزه ایستاد تا اینکه 3 تانک دشمن به طور همزمان به سمت او شلیک کردند و خاکریزش را به هوا بردند.

روایتی از دلاوریهای شهید علم‌الهدی از آغاز جنگ تا لحظه شهادت در روز دوم عملیات هویزه یاران شهید علم‌الهدی مجبور به عقب نشینی شدند اما این شهید بزرگوار در مقابل تانکهای دشمن به مبارزه ایستاد تا اینکه 3 تانک دشمن به طور همزمان به سمت او شلیک کردند و خاکریزش را به هوا بردند. شهریور 1359 بود که شهید علم الهدی به همراه گروهی از افراد متعهد و انقلابی برای برگزاری هرچه باشکوهتر مراسم حج برنامه‌ریزی کردند؛ در جلسات متعددی که در منزل سید حسین برگزار شد تقسیم کار انجام گرفت و قرار شد در راهپیمایی مکه و مدینه هر کسی مسئولیت خودش را به خوبی انجام دهد اما حمله استکبار جهانی توسط نوکر بیاراده آنها صدام، شروع و در نتیجه سفر حج لغو شد. در این روزهای تاریخی و فراموش نشدنی گروه گروه امت حزب الله از سراسر کشور برای دفاع از میهن اسلامی به اهواز ‌رفتند. شب اول مهرماه 59 یکی از شبهای پرخاطره بود؛ اطلاع داده شد که عراق حمله کرده و خرمشهر در خطر سقوط است. به دنبال این خبر جمعیتی حدود 1000 نفر پس از نماز مغرب و عشا از مسجد جزایری راهپیمائی کرده و تا مقر سپاه آمدند. در آن محل بود که شهید علم الهدی سخنرانی آتشین و پرهیجانی کرد و گفت: امشب، شب عاشوراست، کسانی که می خواهند با اباعبدالله (ع) باشند تصمیم خود را بگیرند. به دنبال این سخنرانی چندین دستگاه اتوبوس از نیروهای مردمی عازم خرمشهر شدند. در آن روزهای سخت که حتی اهواز در خطر سقوط قرار داشت و هر روز صدها گلوله توپ به طرف شهر شلیک میشد و هیچ مرکزی برای سازماندهی نیروهای مردمی وجود نداشت، شهید علم الهدی در یکی از دبیرستان‌های بزرگ شهر مستقر شد و آن را تبدیل به مرکز سازماندهی نیروها کرد و تمامی نیروهایی که برای یاری رساندن و دفاع از مملکت وارد اهواز میشدند، ابتدا در این دبیرستان تجمع میکردند، آنگاه به وسیله حسین توجیه میشدند و نسبت به وضعیت دشمن کسب اطلاع کرده و با مختصر مواد غذایی و تجهیزات اولیه به جبهه‌های مختلف اعزام میشدند. در این ایام شهید علم الهدی با موتور خودش رفت و آمد میکرد و در بین راه به کمک مجروحان میشتافت. در آن روزهای بسیار سخت، وی با وجود مسئولیت‌های سنگین، همه روزه به مدت یک ساعت به صدای جمهوری اسلامی مرکز اهواز رفته و برنامه جنگ‌های پیامبر (ص) را ضبط میکرد. کلام آتشین و گرم و زیبای حسین سبب شده بود که هنگام پخش برنامه از رادیو، صدای او از تمام بلند‌گوهای مساجد و نیز در جبهه‌ها شنیده شود. در آن روزهای پرخاطره و سخت که حسین مسئولیت تقسیم و سازماندهی نیروهای اعزامی را به عهده داشت. همین که ظلمت شب فرا میرسید، او به همراه تعدادی از بسیجیان مخلص با تجهیزاتی بسیار مختصر و اندک به سوی جبهه دشمن حرکت میکردند و همه شب به دشمن جنایتکار که در بیابان‌های اطراف اهواز مستقر بودند، ضرباتی وارد کرده و هنگام صبح به مقر خود باز میگشتند. تعداد آن عزیزان حدود 40 نفر بود که اکنون غالب آنان در کنار شهدای کربلا، متنعم به نعمت‌های الهی هستند. حدود 2 ماه از شروع جنگ میگذشت که شهید علم الهدی مسئولیت اعزام نیروها و سازماندهی آنها را به خوبی انجام میداد اما روزی نزد آیت الله خامنه‌ای و دکتر چمران آمد و گفت: اجازه بفرمائید من هم به جبهه بروم زیرا دیگر نمیتوانم در شهر ماندن را تحمل کنم. آنها بسیار اصرار ورزیدند که شهید علم الهدی برای سازماندهی نیروها در شهر بماند ولی به هر صورتی که بود حسین منطقه‌ای از جبهه را برای خود انتخاب کرد که هیچ‌گونه نیرو و تجهیزاتی در آنجا نبود، شهر مظلوم هویزه، گروهی از نیروهای مساجد اهواز به همراه شهید علم الهدی به آنجا رفتند و همراه با عشایر غیور منطقه مقر سپاه را در شهر هویزه پایه‌گذاری کردند. وقتی شهید علم الهدی برای تهیه اسلحه و تدارکات به اهواز آمده بود برای هر نفر یک اسلحه و یک نهج‌البلاغه کوچک تهیه کرد. برادرانی که در هویزه بودند روزها در شناسایی و نبرد با دشمن بودند و شب‌ها از کلاس نهج‌البلاغه او استفاده معنوی میکردند. شهید علم الهدی در مسیر رفت و آمد با عشایر غیور منطقه با صمیمیت و مهربانی برخورد میکرد و هرگاه با ماشین حرکت میکرد حتما افراد پیاده را سوار و به آنها محبت میکرد. به همین جهت در مدت کوتاهی که در هویزه بود توانست محبت تمامی عشایر منطقه را به خود جلب کند. در همین ایام بود که موفق شد که حرکت و دیدار حدود 1000 نفر از عشایر منطقه با امام امت (ره) را سازماندهی و اجرا کند. این دیدار ازنظر سیاسی مسئله بسیار مهمی به شمار میآمد زیرا صدام در تبلیغات دروغین خود میگفت اعراب خوزستان طرفدار عراق هستند نه رژیم ایران، در این دیدار بسیار باشکوه، اعراب متعهد همبستگی خو
برچسب ها :
*
*