ّ ّ ّ ّ ّ
آداب و رسوم
تاریخ و زمان ارسال :23 مرداد 1387
دسته بندی : یادداشت
9
خلاصه یادداشت :

لعل شهید جنازه دوست شهیدم بین نیروهای خودی و عراقی مانده بود. داوطلب شدم که جنازه را عقب بکشم. سیم تلفن زیاد داشتیم، سیم را به کمرم بستم و مسافتی را سینه خیز رفتم. قبلاً برادران برانکارد را به سیم بسته بودند. وقتی به جای امنی که تلی از خاک داشت رسیدم، جنازه شهید را به آنجا کشاندم و روی برانکارد قرار دادم و با سیم تلفن محکم بستم.

لعل شهید جنازه دوست شهیدم بین نیروهای خودی و عراقی مانده بود. داوطلب شدم که جنازه را عقب بکشم. سیم تلفن زیاد داشتیم، سیم را به کمرم بستم و مسافتی را سینه خیز رفتم. قبلاً برادران برانکارد را به سیم بسته بودند. وقتی به جای امنی که تلی از خاک داشت رسیدم، جنازه شهید را به آنجا کشاندم و روی برانکارد قرار دادم و با سیم تلفن محکم بستم. بعد علامت دادم و بچه ها از آن سوی خاکریز شروع به کشیدن سیم و برانکارد کردند و به این شیوه جسد را عقب آوردیم و به دست خانواده اش رساندیم. یادگار نوشته مرمی فشنگ کلاش را از پوکه جدا می کردند و با باروت روی قطعاتی از چوب عباراتی نظیر اسم خود و گردان و لشکر تابعه را می نوشتند. بعد با کبریت باروت را آتش می زدند. اثر آن روی چوب باقی می ماند و یادگار نوشته زیبایی به دست می آمد. نی در هورالهویزه که نیزار فراوان بود، بچه ها با دقت نی های مناسب را می بریدند و آن را سوراخ می کردند و برای دل خود نی می نواختند. سُک سُک در عملیات والفجر 8 نیروها در حین پیشروی به جایی رسیدند که خاکریزی جلوی آنها قرار داشت. باید سریع از خاکریز عبور می کردند، اما نمی دانستند پشت خاکریز نیروهای دشمن مستقر است یا نه. امین شریعتی فرمانده لشکر عاشورا به یکی از رزمندگان گفت: «می توانی بروی دستت را به آن خاکریز بزنی و برگردی؟» بسیجی که از موضوع خبر نداشت سریع دوید و دستش را به خاکریز زد و برگشت. در این اثنا، چون تیراندازی صورت نگرفت بچه ها فهمیدند که عراقی ها عقب کشیده اند، پس به پیشروی خود ادامه دادند. قرمزته، آبیته در گردان توپ خانه معمولاً وسایل و ابزار بیشتری نسبت به سایر گردان های پیاده وجود داشت. از جمله در هر واحدی یکی دو تا ماشین و موتورسیکلت پیدا می شد. در جریان مسابقه های فوتبال بین تیم های استقلال و پیروزی، راننده ماشین وقتی توپ به استقلالی ها می رسید، فلاشرهای قرمز رنگ ماشین را روشن می کرد و فریاد می زد: «قرمزته» و دیگری هم چراغ ترمز دستی یا روغن را که آبی است، روشن می کرد و می گفت: «آبیته!» طاق نصرت پوکه های توپ موارد استفاده فراوانی داشت. پوکه توپ ضدهوایی 57 را که حدوداً 10 سانتی متر قطر و 40 سانتی متر طول دارد، برای بزرگداشت مقام شهدا به جای گلدان به کار می بردند. از پوکه های طلایی توپ 130 برای ساخت طاق نصرت، تزیین منطقه، نرده کشی، علایم راهنما و... استفاده می کردند.
برچسب ها :
*
*