ّ ّ ّ ّ ّ
شهید حسین صافی مردی از تبار فهمیده ها
تاریخ و زمان ارسال :24 تیر 1389
دسته بندی : یادداشت
11
خلاصه یادداشت :

شهید حسین صافی در سال 1348 در خانواده ای فقیر ، تهیدست، مذهبی و صاحب کمال و فضل و ادب در روستای دره بان از توابع بخش ریز (شهرستان جم _ استان بوشهر)دیده به جهان گشود. جد ایشان مرحوم حاج شیخ محمدحسین صافی از علماء و فضلای به نام منطقه و مردم آن روزگار جهت فراگیری علم و دانش و معرفت دینی از اطراف و اکناف به مقدمش می شتافتند و از خرمن دانش وی خوشه چینی می کردند.

شهید حسین صافی در سال 1348 در خانواده ای فقیر ، تهیدست، مذهبی و صاحب کمال و فضل و ادب در روستای دره بان از توابع بخش ریز (شهرستان جم _ استان بوشهر)دیده به جهان گشود. جد ایشان مرحوم حاج شیخ محمدحسین صافی از علماء و فضلای به نام منطقه و مردم آن روزگار جهت فراگیری علم و دانش و معرفت دینی از اطراف و اکناف به مقدمش می شتافتند و از خرمن دانش وی خوشه چینی می کردند. وی مسلط بر ادبیات فارسی و عرب است و آثار مکتوبی با خط بسیار زیبا بر جای گذاشته است که در دست گردآوری و چاپ می باشد و شاعری چیره دست، توانا و ماهر بوده و اشعاری بسیار زیبا سروده است و از نوحه ها و مرثیه های ایشان در مراسمات محرم و صفر و در مجالس روضه خوانی استفاده می نمایند و اخیراً یکی از کتابهای ایشان به نام اشعار گلزار و سفرنامه حج ایشان به چاپ رسیده و اینک موجود است. پدر شهید صافی نیز دارای کمال معرفت و به لباس علم و تقوی مزین می باشد و از اساتید بنام قرآن بوده و مردم روستا از سالهای دور جهت تعلیم و فراگیری قرآن از محضرش استفاده می نموده اند. شهید صافی از همان دوران کودکی در نزد خانواده مذهبی، تعلیمات دینی و اسلامی را فرا گرفت و در سن هشت سالگی قرآن را به طور کامل و صحیح تلاوت می نمود. وی از دوران کودکی صاحب اخلاق اسلامی و مذهبی و رفتاری شایسته و پسندیده بود و همین خصوصیات شهید باعث شده بود که نظر تمامی مردم را به سوی خود جلب نماید. در سن هشت سالگی بر اثر ذوق و علاقه سرشاری که نسبت به فراگیری علم داشت پدرش در سال 1355 او را به «دبستان دانش» روستای دره بان که بعد از شهادت ایشان به نام «دبستان شهید صافی» نامگذاری گردیدثبت نام نمود. در مدرسه از لحاظ اخلاق و رفتار مورد تحسین اولیاء، مربیان و برای دانش آموزان الگو و سرمشق بوده و در زمینه های درسی یکی از زبده ترین دانش آموزان بودند. با آغاز تظاهراتها بر علیه نظام شاهنشاهی حسین نیز به همراه پدر و پسر عمه هایش یعنی «شهیدان شیخ حسین و شیخ حسن شهابی» که از ظلم ستیزان و پیشگامان بیداری مردم شهرستان جم بودند و هنوز طنین صدا و کلام آنان بر منبرها، مجالس و محافل به گوش می رسد در تظاهراتها شرکت می کردند و همیشه در مساجد حاضر بودند. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری بت شکن دوران و ابراهیم زمان حضرت امام خمینی (ره) شهید صافی در بسیج ثبت نام نمودند . او شبها را به نگهبانی در بسیج مشغول بودند و روزها به درس و مدرسه می گذراندند و در ایام تعطیلات مدرسه روزها را جهت امرار معاش به کارگری مشغول بودند. ایشان به شهادت علاقه وافری داشتند و از آنجا که نوجوانی با جرأت و نترس بودند برای رفتن به جبهه داوطلب شد و با گروهی از برادران و دوستانش راهی جبهه های حق علیه باطل شدند. برای ایشان زندگی کردن بر روی کره خاکی معنا و مفهومی نداشت و همیشه جمله «کونو لظالم خصما و للمظلوم عونا» بر زبان داشت. وی با اعزام به جبهه در عملیات حصر آبادان شرکت کرد و با پیروزی برگشت و باز هم نتوانست دور از جبهه زندگی نماید و دلبستگی خاصی بین او و جبهه بود. در نگاه پر نفوذش هزار راه و رمز نهفته و به افق دور دست همیشه نگاهش مجسم بود. برای دومین مرحله عازم جبهه های نبر گردید و سر انجام به آنچه فکر می کرد و آرزویش بود و با گلوی بریده شده (بر اثر ترکش خمپاره) سرافرازانه در تاریخ 7/9/1360 و در سن دوازده سالگی در جبهه بستان و در عملیات طریق القدس به درجه رفیع شهادت نائل آمد. وصیت نامه شهید حسین صافی بسم رب الشهداء و الصدیقین بعد از 1400 سال یکبار دیگر ندای حق از مشرق زمین از حلقوم فرزندی از فرزندان پاک پیامبر و از سلاله مطهر حضرت زهرا (س) در جهان طنین انداز شد. برادران و خواهران عزیزم اینک من و شما در پیشگاه خداوند مورد آزمایش قرار گرفته ایم. نگذارید یک بار دیگر فرزند پیامبر غریب و تنها واقع شود. برادران و خواهران عزیزم من به عنوان سربازی کوچک بر خود واجب می دانم به فرمان امام عزیزم به جبهه های حق علیه باطل بشتابم و تا آخرین قطره خون بر علیه متجاوزین به میهن اسلامی مبارزه کنم و شما نیز این فرمان را لبیک بگوئید و راه شهادت را ادامه بدهید تا فردای قیامت در پیشگاه خداوند و شهدا سرافکنده نباشید. و اما پدر و مادر عزیزم اگر من شربت شیرین شهادت را نوشیدم مرا حلال کنید و نگذارید ضد انقلاب از این گریه شما سوء استفاده کنند، بلکه شاکر به درگاه خداوند باشید که این قربانی کوچک را از شما پذیرفت و سلام مرا به همکلاسیهایم برسانید و بگوئید حسین نگذاشت امامش تنها بماند و شما نیز نگذارید امام عزیزمان تنها بماند، او را یاری کنید و به جبهه بروید و بر علیه مزدوران مبارزه کنید و اگر شهید شدید که همیشه زنده می مانید و اگر شهید نشد
برچسب ها :
*
*