ّ ّ ّ ّ ّ
خاک شلمچه او را آسمانی کرد؛ نگاهی به زندگی رحمت‌الله آبسالان از شهدای جهاد کشاورزی استان کرمان
تاریخ و زمان ارسال :01 شهریور 1389
دسته بندی : یادداشت
9
خلاصه یادداشت :

خاک شلمچه او را آسمانی کرد؛ نگاهی به زندگی رحمت‌الله آبسالان از شهدای جهاد کشاورزی استان کرمان من و شهید رحمت‌الله آبسالان دوران ابتدایی را با هم سپری کردیم و تا سال سوم راهنمایی که او تحصیل را به قصد حضور در جبهه ترک کرد با هم بودم. انسان بسیار باتقوا، نماز خوان و قرآن خوان بود. در اوایل سال 1366 به عنوان بسیجی به جبهه رفیتم و در یگان بهشتی آموزش دیدیم. آبسالان از من کوچکتر بود،

من و شهید رحمت‌الله آبسالان دوران ابتدایی را با هم سپری کردیم و تا سال سوم راهنمایی که او تحصیل را به قصد حضور در جبهه ترک کرد با هم بودم. انسان بسیار باتقوا، نماز خوان و قرآن خوان بود. در اوایل سال 1366 به عنوان بسیجی به جبهه رفیتم و در یگان بهشتی آموزش دیدیم. آبسالان از من کوچکتر بود، در آنجا به دلیل آنکه شهید خیلی کم سن و سال بود، گفتند شما خیلی کوچک هستید و نباید به منطقه نزدیک شوید، اما شهید با اصرارهای فراوان خواست در جبهه بماند با این وجود نمیگذاشتند که به منطقه جنگی و جبهه برود. بعد از اینکه ما را به منطقه اعزام کردند، او را برگرداندند اما هنوز شش ماه نگذشته بود که او دوباره به جبهه بازگشت و حدود شش ماه در جبهه ماند. در همین ایام ما از بسیج خواستیم که به سپاه پاسداران بپیوندیم که بعد از قبولی درخواستمان هر دو سرباز سپاه شدیم. او جلوتر از من سرباز شده بود. سال 1367 که من هنوز روزهای سربازی را میگذراندم، او وارد جهاد شد. چیزی از ورودش به جهاد نگذشته بود که زمین ماندنش را تاب نباورد و این رسالت عظیم را به سرمنشاء تمامی خوبیها پیوند داد. خبر شهادت او را از برادرم که پاسدار بود و در منطقه شلمچه خدمت میکرد شنیدم. بیتاب خودم را به محل شهادتش رساندم و دیدم شهید شده است. رحمت‌الله انسان با خدا و باایمانی بود، دعای کمیل میخواند و با قرآن انس داشت، او به ورزش علاقه وافری از خود نشان میداد و گاهی اوقات فوتبال بازی میکرد. از رسیدگی به کارهای خواهر و برادرانش خسته نمیشد و در کارهای خانه و کشاورزی همدوش پدر و مادرش زحمت میکشید. به ما توصیه میکرد دعای کمیل بخوانیم، دنبال کارهای غیراخلاقی نرویم و همیشه در پی تقوای الهی باشیم. آنقدر صبور و مهربان بود که زبان از بیان آن ناتوان است و قابل وصف نیست، در کشاورزی و کارهای بنایی کارآزموده و استاد بود به طوریکه دیوار خانه‌ای را که او با دست‌های خودش بنا نهاده هنوز پا برجاست و یادگار این شهید بزرگوار است. او عاقبت مزد تمام خوبیهایش را گرفت و در راه خداوند با قدم‌های استوارش بود بدون هیچگونه تردیدی طی طریق کرد و با خون پاک خودش باغ شاداب انقلاب را شاداب‌تر و سرزنده‌تر کرد و در جوار حضرت دوست آرام گرفت. خاطره‌ای از شهید رحمت‌الله آبسالان از شهدای جهاد کشاورزی استان کرمان به نقل از محمد چغارچی دوست و شوهر خواهر شهید.
برچسب ها :
*
*