ّ ّ ّ ّ ّ
به یاد شهید سعید جان بزرگی/ به ارادت بکشم درد که درمانم از او است
تاریخ و زمان ارسال :21 مهر 1389
دسته بندی : یادداشت
9
خلاصه یادداشت :

حاج سعید جان بزرگی در اسفند ماه سال 1344 در شهرری به دنیا آمد. از همان کودکی به انجام واجبات مقید بود و کارهایی انجام میداد که فراتر از سن و سالش بود. عشق و اشتیاق خدمت به اسلام او را نوجوانی انقلابی بار آورد. او در سال 1361 قدم در جبهه‌های نبرد حق علیه تمامیباطل نهاد و با 80 - 70‌ ماه سابقه حضور مستمر در جبهه با حماسه‌آفرینی و ثبت تصاویر زیبا و تاریخی، جز برای مرخصی کوتاه‌مدت یا انجام مأموریتی به تهران نرفت. یکی از بزرگ‌ترین افتخارات سعید این بود که آنقدر در جبهه ماند تا پس از صدور قطعنامه بازگشت.

گروه تحقیقاتی فتح‌الفتوح-زینب گلمحمدی حاج سعید جان بزرگی در اسفند ماه سال 1344 در شهرری به دنیا آمد. از همان کودکی به انجام واجبات مقید بود و کارهایی انجام میداد که فراتر از سن و سالش بود. عشق و اشتیاق خدمت به اسلام او را نوجوانی انقلابی بار آورد. او در سال 1361 قدم در جبهه‌های نبرد حق علیه تمامیباطل نهاد و با 80 - 70‌ ماه سابقه حضور مستمر در جبهه با حماسه‌آفرینی و ثبت تصاویر زیبا و تاریخی، جز برای مرخصی کوتاه‌مدت یا انجام مأموریتی به تهران نرفت. یکی از بزرگ‌ترین افتخارات سعید این بود که آنقدر در جبهه ماند تا پس از صدور قطعنامه بازگشت. پس از پایان جنگ و در بازگشت به تهران بر آن شد تا مجدانه در سنگری دیگر مشغول رزم شود. او با جدیت درس خواند و دیپلمش را گرفت و در سال 71 در کنکور سراسری جزو نفرات اول شد و مشغول تحصیل گردید و این مرحله از زندگیاش را هم توانست با موفقیت پشت سر بگذارد و همواره به عنوان دانشجوی نمونه در دانشگاه مطرح باشد. سعید در اثنای تحصیل، در سال 1371 ازدواج کرد که ثمره این ازدواج موفق دو فرزند به نام‌های «محمد صادق و فاطمه» است. او در تمام سال‌های فعالیت و خدمتش، هر جا که یاد و خاطره‌ای از ایام خوش جبهه و ساکنانش وجود داشت،آن را با هنرش به تصویر میکشید، چنانکه موضوع پایان‌نامه‌اش را «عکاسی در جنگ» انتخاب کرد که اکنون به صورت کتاب منتشر شده است. پس از دفاع از پایان‌نامه کارشناسیاش، به عنوان دانشجوی نمونه به دورة کارشناسی ارشد راه یافت و از طرف دانشگاه به سفر حج عمره اعزام شد. سعید در مکه بخشی از ماندگارترین و پرمخاطب‌ترین عکسهای زندگی حرفه‌ایاش را به تصویر کشید. بعد از بازگشت از این سفر، نمایشگاهی با عنوان «سبز» برپاکرد که تعدادی از عکس‌های آن نمایشگاه بعدها به پوستر تبدیل شد. او در سفرهای بعدی به خاطر علاقه خاصش به این موضوع، مسیر «مناسک حج» را به تصویر کشید و مقدمات چاپ کتاب «آلبوم عکس حج» را هم فراهم کرد. سعید در سفرهای حجش، فعالیت‌های روزانه و حالات روحی خود را حتی دعا کردن برای همسر و پسرش و تلفن زدن به آنها را هرشب یادداشت میکرد تا به قول خودش برای بعدها یادگارخوبی باشد و در بیشتر نوشته هایش از پیامبر عاشقانه یاد کرده است . دستنوشته‌هایش تبلوری از عشق و ارادت به رسول اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم است‌: ‌ جمال کعبه، چنان میدواندم به نشاط که خارهای مغیلان، حریر میآید الهی از سجده کردن شرمسارم و از سجده برداشتن شرمسارتر ... درد سینه مرا کشته است. حتماً بیحکمت نیست. . . نماز ظهر و عصر را در مسجد‌النبی (ص) بجا آوردم. مجدداً ساعت 5/2 بعدازظهر به مسجد‌النبی (ص) رفتم. توفیق نصیب شد و وارد روضه‌النبی (ص) شدم. . . نزدیک محراب پیامبر اکرم (ص) دو رکعت نماز خواندم. دو رکعت نماز زیارت از طرف همسرم و دو رکعت نماز زیارت از سوی والدین و خانواده و سایر اقوام و دوستان بجای آوردم. زیارت پیامبر را شروع کردم به خواندن، بغض گلویم را گرفت و قطرات اشک سرازیر شد. . . واقعاً انسان وقتی فکر میکند که این مکان روزگاری محل رفت و آمد پیامبر اکرم (ص) بوده است تنش بلرزه درمیآید، در ذهن خود تصور میکنم که پیامبر اکرم (ص) اکنون قدوم مبارکش را به زمین گذاشته، با اصحاب صحبت میکند، اصحاب به خدمتش میرسند و. . . ای کاش آن روزها در خدمت وجود نازنین و گرامی او بودم. ‌ای عشق من، پیامبر عزیز، این آخرین سفر من نباشد. سفر بعدی ان شاء الله با همسرم مشرف شویم. پیامبر عزیز، ‌‌ای رحمه للعالمین ما را دریاب. چقدر دلچسب و شیرین است در کنار روضه‌النبی (ص) نشستن و با پیامبر صحبت کردن. چقدر شیرین است درد دل کردن با پیامبر (ص). چه شیرین است همنشینی با او. . . . صبح به کتابخانه رفتم و سه کتاب «حج، برنامه تکامل» نوشته: سید محمد ضیا‌آبادی- «صهبای صفا» نوشته: آیت‌الله جوادیآملی و «تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره» نوشته اصغر قائدان را به امانت گرفتم تا در فرصت مناسب آنها را مطالعه کنم. به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است به ارادت بکشم درد که درمانم از او است نماز صبح را به جماعت در مسجدالنبی (ص) بجای آوردم. دیشب حدیث شبلی را خلاصه نویسی کردم و امروز بخشی از کتاب را مطالعه کردم. خلق نیکو، گناه را آب میکند آن چنانکه آفتاب یخ را آب میکند. امام صادق (ع)‌ خوشرویی و خوشخویی در همه جا و با همه کس، نیکو است. اما در سفر حج و با همسفران حج، به مراتب نیکوتر. زیرا سفر، سفر به سوی خداست و همگی میهمانان خدا هستند. اکرام مهمان، اکرام میزبان است. دقیقاً مواظب باشد که کوچکترین کلمه ناروا و رفتار ناپسند، از درشت‌گویی و ترش‌رویی، از او صادر نشود و چنین فرض کند که همه، نسبت به او حق اذیت دار
برچسب ها :
*
*