ّ ّ ّ ّ ّ
محسن رضایی از جنگ تن به تن شهید شوشتری با سرهنگ عراقی می‌گوید
تاریخ و زمان ارسال :05 آبان 1389
دسته بندی : یادداشت
10
خلاصه یادداشت :

نورعلی شوشتری، انسانی وارسته و عاشق مردم بود که در آخرین سال‌های عمر با برکتش و با وجود سن و سال بالا پروانه‌وار، همچون پدری مهربان گرد مردم محروم جنوب شرق کشور می گشت تا بتواند گرهی از مشکلات آنان بگشاید... .

نورعلی شوشتری، انسانی وارسته و عاشق مردم بود که در آخرین سال‌های عمر با برکتش و با وجود سن و سال بالا پروانه‌وار، همچون پدری مهربان گرد مردم محروم جنوب شرق کشور می گشت تا بتواند گرهی از مشکلات آنان بگشاید... . محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ـ که در ایام جنگ تحمیلی، فرماندهی کل سپاه پاسداران را به عهده داشت ـ از جمله افرادی است که ارتباط کاری و عاطفی با شهید شوشتری داشته است. وی به مناسبت سالگرد شهادت این سردار رشید اسلام، در دیدار با خانواده این شهید، ناگفته‌هایی از رشادت‌های او را بیان کرده است که در زیر میخوانید: بسم الله الرحمن الرحیم معمولا حوادث بزرگ، معلول انسان‌های بزرگ است، ولی خود حوادث بزرگ نیز در درون خود، انسان‌های بزرگ را بار میآورد و به سوی خویش فرا میخواند. شهید شوشتری، انسان بزرگی بود که در اثر بزرگی و عظمت انقلاب، پیدا و کشف شد و میتوان گفت، انقلاب، شهید شوشتری را کشف کرد و به همین دلیل بود که از روزهای اول انقلاب و در حوادث پس از پیروزی انقلاب، ایشان یک رزمنده عاشق و فدایی بود که در خط اول انقلاب حاضر میشد. در رخدادهای کردستان (سال‌های 58 و 59) و در غایله گنبد کاووس در سال‌های (58 و 59) ایشان رزمنده‌ای بود که کیلومترها از خانه خود مهاجرت کرده و در خط مقدم انقلاب حاضر میشد و از انقلاب و تمامیت ارضی کشورش دفاع میکرد و در حقیقت اوج بزرگی آقای شوشتری، در دفاع مقدس پیدا شد. جنگ که آغاز شد، بسیاری از مردم پنج استان کشورمان، خانه و کاشانه‌هایشان را ترک کردند، ولی با ترک این جمعیت بزرگ از ملت ما، یک جمعیت دیگری میآمد جایگزین آنها میشد که از شهرهایشان دفاع کند. در اهواز روزهای اول جنگ که بسیاری از مردم و دانش‌آموزان، از خانه‌ها و مدرسه‌هایشان رفته بودند، مدارس اهواز محل تجمع رزمندگانی بود که از دیگر استان‌ها ـ از جمله خراسان ـ میآمدند تا بلکه بتوانند اشغالگران صدامی را از ایران بیرون و آتش‌ها را از خانه‌ها و کاشانه‌های مردم دور کنند. شهید شوشتری را در این شرایط یافتم که با بچه‌های خراسان، در یکی از مدارس شهر اهواز ساکن شدند. من که تا آن موقع هنوز فرمانده سپاه نشده بودم، از شورای فرماندهی سپاه رفته بودم جنوب و روزهای اول جنگ وقتی که رزمندگان خراسان ـ که در چند مدرسه مستقر شده بودند ـ دیدم. در بین آنها، فرد شاخصی که قویهیکل بود و با یک چهره پرصلابت خودش را نشان میداد، وجود داشت. این شخص، شهید شوشتری بود که با او آشنا شدم. شهید شوشتری به پایگاه منتظران شهادت ـ که پیشتر باشگاه گلف آمریکاییهای پیش از انقلاب بود و در زمان جنگ تبدیل به پایگاه منتظران شهادت شده بود و محل تجهیزات و تدارک و فرماندهی هم آنجا قرار داشت ـ مراجعه کرد و با ایشان آشنا شدم و ارتباط ما ادامه پیدا کرد. در عملیات طریق القدس ـ که در آن زمان، چندماهی میشد که فرمانده سپاه شده بودم ـ ایشان به عنوان فرمانده گردان از تیپ 25 کربلا، ظاهر شد. ایشان کارش با موفقیت همراه بود و در آن جنگ سخت، عبور عراقیها را از پل سابله ـ که میخواستند بیایند و عبور کنند و شهر آزاد شده را از دست ما پس بگیرند ـ ناممکن ساخت. نیروهای ما، شهر بستان را آزاد کرده بودند؛ عراقیها هم میخواستند ما را دور بزنند و عقبه نیروهای ما را ببندند، در این هنگام، نبرد بسیار سنگینی روی پل سابله صورت گرفت و نقش شهید شوشتری در آن شب، بسیار مهم بود. در آذرماه سال 1360، آقای شوشتری جزو آن رزمندگانی بود که در آن ساعات بسیار حساس و خطرناک، نیروهای عراقی را عقب زدند و جنگ تن به تن شدیدی بین رزمندگان ما و ارتش عراق روی همین پل صورت گرفت. نیروهای عراقی قصد داشتند پل را به تصرف خود درآورده و از روی پل عبور کنند و ما مصمم بودیم پل را حفظ کنیم تا فتوحاتی را که در عملیات طریق‌القدس به دست آورده بودیم، از دست ندهیم. بخشی از خاکمان را آزاد کرده بودیم، تعداد بسیاری روستا و شهرستان بستان آزاد شده بود و این پل، پل سرنوشت این عملیات بود. شهید شوشتری، آن شب نبرد سنگینی داشتند. وی همین نقش را در عملیات‌های «فتح‌المبین» و «بیت‌المقدس» نیز داشت تا اینکه در عملیات والفجر مقدماتی، من، آقای مرتضی قربانی را ـ که از اصفهان آمده بود ـ خواستم و گفتم که در استان خراسان، فرماندهان و رزمندگان زیادی هستند، شما را مسئول میکنیم که بروید و یک لشکر عظیمی از استان خراسان درست بکنید، این استان شایستگی تشکیل یک لشکر را دارد. در همان ارتفاعاتی که پیشتر عملیات والفجر مقدماتی بود، آقای غزالی ـ که آن موقع فرمانده سپاه خراسان بود ـ و مسئولان استان را صدا کردم و آقای قربانی را به آنها معرفی کردم. آقای مرتضی قربانی، چ
برچسب ها :
*
*