ّ ّ ّ ّ ّ
عملیات در عمق 210 کیلومتری
تاریخ و زمان ارسال :07 دی 1389
دسته بندی : یادداشت
9
خلاصه یادداشت :

24 سال پیش بود، تیرماه سال 1365 به همراه حدود هشت تن از بچه های اطلاعات و عملیات لشکر ویژه شش پاسداران برای شناسایی منطقه عملیاتی مورد علاقه قرارگاه با دستور فرمانده لشگر در عمق 210 کیلومتری خاک عراق نفوذ کردیم و در پاسخ به بمباران های مکرر هواپیماهای دشمن بر تأسیسات نظامی و انتظامی ما مأموریت داشتیم

24 سال پیش بود، تیرماه سال 1365 به همراه حدود هشت تن از بچه های اطلاعات و عملیات لشکر ویژه شش پاسداران برای شناسایی منطقه عملیاتی مورد علاقه قرارگاه با دستور فرمانده لشگر در عمق 210 کیلومتری خاک عراق نفوذ کردیم و در پاسخ به بمباران های مکرر هواپیماهای دشمن بر تأسیسات نظامی و انتظامی ما مأموریت داشتیم که پالایشگاه های بسیار حساس منطقه کرکوک را شناسایی کنیم و با نیروهای پارتیزان سپاه تاسیسات دشمن را منهدم کنیم. ما حدود یک ماه و نیم در خاک عراق عملیات شناسایی کردیم که اواخر مرداد یا اوایل شهریور سال 1365 فرمانده لشکر شش ویژه پاسداران با یک لباس مبدل بومیان منطقه وارد خاک عراق شد تا از روند ادامه کار در یک ماه و نیم گذشته اطلاع پیدا کند و ما نیز گزارش هایی را به وی بدهیم و او دستورهای لازم را در مورد عملیات کردن یا نکردن ابلاغ کند. گزارشی از وضعیت شهر کرکوک و وضعیت مقر سپاه هشتم عراق به فرمانده دادیم. بعضی از فرمانده گردان های برون مرزی سپاه توسط فرمانده محترم لشگر راهنمایی شدند در روستایی به نام سرگلول همه را در یک ساختمان جمع کردند تا ضمن ارائه رهنمون و دستورهای لازم آخرین وضعیت از منطقه عملیاتی را ما گزارش دادیم. 10 روز مانده بود به عملیات فتح یک، شبی بود که فرمانده لشکر شش ویژه پاسداران که حقیقتا با خنده او بچه ها می خندیدند و با گریه اش گریه می کردند، همه فرمانده گردان ها و مسئولین واحدهای رزم را به اتاق دعوت کرد و یکی یکی شروع به گزارش دادن کرد اعم از اطلاعات و عملیات و... یک بحث جنگی بسیار جدی در اتاق مطرح بود و فرماندهان گردان ها از محدودیت های خود صحبت کردند که در اوج مباحث داغ نظامی، یک دفعه فرمانده لشکر گفت که دیگر کافی است و رو به شهید عبدالصمد رفعت کردند و به او گفتند چراغ ها را خاموش کنید و ما را ببرید به گدایی در خانه اهل بیت(ع)، قبل از این که شهید رفعت زبان باز کند به مداحی اهل بیت(ع)، با این اشاره فرمانده لشکر همه شروع کردند به گریه کردن و یک حال عجیبی در آن جمع حاکم شده بود و خستگی دو ماهه عجیبی که بچه های عملیات و پیشرو عملیات داشتند، برطرف شد. حدود اواسط شهریور سال 1365 بود که عملیات فتح یک در عمق 210 کیلومتری عراق با موفقیت کامل انجام شد و جالب است بدانید که لشکر شش ویژه پاسداران با فرماندهی این فرمانده عزیز حتی یک شهید هم نداد در حالی که ده ها نفر از رژیم بعثی عراق به هلاکت رسیدند و تقریبا 60الی 70نفر هم به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند و در پاسخ به بمباران های مکرر دشمن چندین پالایشگاه دشمن از کار افتاد که تاچندین ماه نتوانستند آن را راه اندازی کنند. بعد از یک هفته از انجام عملیات تمامی رزمندگان لشگر شش ویژه پاسداران از خاک عراق به سلامتی خارج شدند و آخرین کسی که از خاک عراق به خاک ایران آمد کسی نبود جز حاج صادق محصولی فرمانده لشکر شش ویژه پاسداران. راوی: سرهنگ مقدادی
برچسب ها :
*
*