ّ ّ ّ ّ ّ
والله ان قطعتموا یمینی.../ نگاهی به زندگی و جهاد شهید شاپور برزگر
تاریخ و زمان ارسال :21 بهمن 1389
دسته بندی : یادداشت
11
خلاصه یادداشت :

در دوران دیکتاتوری رضاخان، یک روز عده‌ای از عمال او برای کشف حجاب از زنان مسلمان، به محلة «جلیل شاهِ» اردبیل هجوم میاورند. در کنار تعرضاتی که به زنان و دختران داشتند، به جور و چپاول مردم نیز میپرداختند.

در دوران دیکتاتوری رضاخان، یک روز عده‌ای از عمال او برای کشف حجاب از زنان مسلمان، به محلة «جلیل شاهِ» اردبیل هجوم میاورند. در کنار تعرضاتی که به زنان و دختران داشتند، به جور و چپاول مردم نیز میپرداختند. زنی بیوه، با چند فرزند یتیم در این محله زندگی میکرد که وسیلة کار و امرار معاش آنها یک اسب بوده است. یکی از مأموران رضا شاه، به حریم خانة این زن تجاوز میکند‌ و اسب را به زور ‌میگیرد. زن با گریه و شیون دنبال او میرود و بسیار اصرار میکند که اسب را برگرداند. ولی آن مأمور بدون توجه، به راه خود ادامه میدهد. مردم اردبیل، مثل بسیاری از بلاد دیگر، ارادت بسیار زیادی به اهل‌بیت عصمت و طهارت، خصوصاً حضرت ابوالفضل العباس(ع) دارند. زن درمانده، عاقبت آن مأمورِ رضا شاهی را به نام مقدس آن حضرت قسم میدهد و از او میخواهد که اسب را پس بدهد. مأمور پلید، با بیادبی نام حضرت را بر زبان میآورد و به زن میگوید: برو به اون بگو تا این اسب رو از من بگیره. زن هم در نهایتِ استیصال رو به آسمان میکند و از حضرت استمداد میطلبد. چیزی نمیگذرد که چهرة آن مأمور، جلوی چشم حیرت‌زدة دیگران، کاملاً سیاه میشود و مثل تکه چوبی خشک شده، از بالای اسب، نقش بر زمین میگردد.(1) به دستور آیت‌الله میرزا علیاکبر مجتهد، یکی از مراجع اردبیل، به یادبود این معجزه، بنایی در آن محل ساخته میشود تا همواره مایة عبرت معاندان و ظالمان گردد. مردم آنجا نیز نام این محله را از جلیل شاه به «معجز» تغییر میدهند تا نشانی باشد از آن واقعة عظیم. 22 روز از آبان 1336 گذشته بود که از یکی از خانه‌های همین محله، صدای گریة نوزادی به هوا خاست. شاپور برزگر در همین محله‌ با عشق به بزرگ پرچمدار مکتب اهل‌بیت(ع)، حضرت عباس(ع) رشد و نمو میکند. این عشق در روحیات او تأثیر به‌سزایی میگذارد و به زودی از وی یک جوانمرد و پهلوان میسازد. سال 43، تحصیلات ابتدایی خود را آغاز میکند. از کودکی عاشق مطالعه بود. در کنار درس، کار هم میکرد. پس از آزمودن چند شغل، عاقبت آهنگری و در و پنجره‌سازی را انتخاب میکند. به خاطر نیاز به کار و درآمد، در دوران دبیرستان به تحصیل شبانه روی میاورد. با اینکه زحمت و مشغله‌اش خیلی بیشتر از قبل شده بود، از کیفیت درس خواندنش چیزی کم نشد. محمد بابایی، یکی از دوستان نزدیکش، میگوید: من هم در مدرسة شبانه بودم. وقت امتحان‌ها، یک شب با شاپور نشستم درس بخوانم. من وقتی چرتم میگرفت، میخوابیدم. کمی بعد دیدم شاپور سیلی محکمی به صورتش زد! فهمیدم دفعة قبل هم همین کار را کرده که من از خواب پریدم. با تعجب گفتم: شاپور چرا خودتو میزنی؟ گفت من خودم را نمیزنم، دارم شیطان را میزنم. آمده سراغم میخواد وادارم کنه که بخوابم. در اثر همین جدیت و اهتمام، او در مدرسة شبانه نیز همیشه رتبة اول و ممتاز را میآورد. حدود سال 55، در کنار کار و درس، به ورزش کشتی هم روی میآورد. به زودی در این رشتة ورزشی هم پله‌های ترقی را میپیماید و موفق به دریافت چندین مدال در مسابقات مختلف استانی و کشوری میگردد. در کنار این، به ورزش‌های رزمی چون جودو و تکواندو نیز روی میآورد.(2) او که در محلة معجز حکم جلودار را برای جوانان داشت، همزمان با اوج‌گیری مبارزات مردمی علیه رژیم شاه، در این امر هم نقش رهبری را برای آنها ایفا میکند. شهربانی، دو، سه بار به او تذکر دهد. عاقبت وقتی میبیند که دارد موج عظیمی را در محل ایجاد میکند، گزارش اقدامات او را به ساواک میدهد. اوایل سال 57، ساواک او را بازداشت میکند و یکراست به شکنجه‌گاه میبرد. محمد بابایی میگوید: جلادان ساواک هر چی با مشت و لگد، و با شلاق و باتوم میخواستند برزگر را بنیدازند روی زمین، موفق نمیشدند. فقط با دو تا باتوم آن‌قدر به بدن برزگر زدند تا باتوم‌ها تکه‌تکه شدند، ولی برزگر همان‌طور خودش را سرپا نگه‌داشته بود. اعتقاد داشت جلوی دشمن باید تا آخرین حد توان مقاومت کرد و نباید ضعف نشان داد. بعد از آن، شکنجه‌های فنیتر و مدرن‌تر را روی او اجرا میکنند، ولی پس از چند روز نمیتوانند حتی یک کلمه حرف از او بیرون بکشند و حال آنکه در ابتدا انتظار داشته‌اند که چون نقش رهبری را در محل ایفا میکرده، اسامی تمامی افراد انقلابی را به آنها بگوید. عاقبت مجبور به آزادیاش میشوند. آثار آن شکنجه‌ها تا مدت‌ها بر بدنش میماند و معالجة آنها حدود یک سال به طول میانجامد. در بحبوحة درگیریهای انقلاب که چیزی به سرنگونی رژیم طاغوت باقی نمانده، مغازة آهنگری خود را برای همیشه تعطیل میکند تا یکسره وقف خدمت به انقلاب شود. پس از سرنگونی شاه، در همکاری و بنیان‌گذاری نهادهایی چون سپاه، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و جهاد سازند
برچسب ها :
*
*